۱۴۰۵ فروردین ۱۹, چهارشنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش یازدَهُم)

 من(کژدم)؛ مطمئن هستم که تهدید ترامپ مبنی بر «به پایان رسیدنِ یک تمدّن»؛ اشاره به استفاده از «بمبِ اتمیِ تاکتیکی» و یا «زدنِ زیر ساختها» نبوده است. بلکه تهدیدِ ترامپ بر استفاده از «MOAB» به صورتی گُسترده استوار بوده است. به همین خاطر نیز ۲۴ ساعتِ پیش را «روزِ تاسوعا»ی رژیمِ شیعیانِ بی شَرَف نامیدم.
به عنوانِ مثال؛ تصوّر کنید که ۳ فروند از بمب «MOAB» در «قُم» و «اصفهان» و «اردبیل» منفجر شوند و «مَقعدِ مطهّرِ رضا اسهال و استفراغی» نیز با خاک یکسان شود.
آیا رژیمِ شیعی میتواند در این بازهٔ ۱۴ روزه؛ قدرتِ آتشِ خود را برایِ «انتقام» از نوعِ «قیامِ مُختار»؛ به ۱۰ برابر افزایش دهد؟
پاسخ این است که «نمی تواند».
امّا آنچه که باید به عنوانِ «نقطهٔ مرکزی» از زاویهٔ دیدِ اینکه: «آیا رژیمِ شیعی پس از این همه نا بسامانی ها و هزینه هایِ چند صد میلیارد دلاری؛ سقوط خواهد کرد وَ یا نَه؟»؛ مهمّم ترین «زاویهٔ دید» است.
از نظرِ من(کژدم)؛ مردم ایران هنوز «شایستگیِ سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» را پیدا نکرده اند و فقط از صاحبِ «رستوران» شکایت دارند که چرا به جایِ ««ماهی پلو با ماهی»؛.... «کوکو سیب زمینیِ روغَن چکان» آورده ای؟
مردمِ ایران: پِدر سوخته.... مَگه کَری؟... من گُفتم: سبزی پلو با ماهی.... حالا تو برایِ من «باقالیِ آب پَز» آورده ای؟
گارسون: باقالی و نخود یعنی: بخور و بگوز.

کژدم

۱۹ نظر:

  1. اکنون بوقهای «دِلداری» در هر ۲ سو نواخته می شوند. رژیمِ شیعی به هوادارانَش دلداری می دهد که نگران نباشید؛ در حالِ خریدِ تسلیحات هستیم.
    در این سو نیز همهٔ بوقها میگویند که نگران نباشید؛ آتش بس شکننده است و جنگ ادامه خواهد یافت و ترامپ مجبور است که رژیمِ شیعی را برایمان سرنگون کند.

    پاسخ دادنحذف
  2. حملات هوایی اخیرِ اِمارات متّحدهٔ عربی؛ میگوید که پس از شکسته شدنِ آتش بس؛ کشورهایِ عربی نیز در حمله به رژیمِ شیعی شرکت خواهند کرد و اکنون در حالِ تمرین و هماهنگی هستند. این ۱۳ روزِ باقی مانده؛ بازهٔ زمانیِ مناسبی برای «هماهنگی ها» است.

    پاسخ دادنحذف
  3. درود کژدم. یک سؤال دارم که شاید خارج از بحث‌تون باشه، اما می‌پرسم؛ اگر صلاح دونستید منتشر کنید.

    جمهوری اسلامی نشون داد با اعتراضات میلیونی کنار نمی‌ره؛ دی‌ماه بزرگ‌ترین خیزش این ۴۷ سال بود و حرف شما هم کاملا درست که بدون سازماندهی و داشتن «شهامت کشتن» و با خیابان گردی و رقص دور آتش، لزوما جمعیت بزرگ‌تر نشان پیروزی نیست چون عملا تبدیل میشه به تارگت بزرگ‌تری برای نیروهای سرکوب رژیم که متاسفانه چنین هم شد.
    از اون طرف، حملات آمریکا و اسرائیل هم با اینکه رژیم رو تحت فشار شدید گذاشت و تا گوشه رینگ برد، اما با وجود هفته‌ها بمباران مداوم باز هم منجر به رفتنش نشد.

    سؤال من اینه: دقیقا این سیستم چطور می‌تونه کنار بره؟ آیا اصلا هنوز امیدی هست، یا باید منتظر نسخه‌ای قوی‌تر و تثبیت‌شده‌تر از همین ساختار رژیم در منطقه باشیم؟ یکی از دوستان می‌گفت اینا اگر بتونن از این مهلکه بگذرن عملا تبدیل میشن به قدرت بزرگ تو منطقه.
    سپاس

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      اینکه میگویید: «اینا اگر بتونن از این مهلکه بگذرن عملا تبدیل میشن به قدرت بزرگ تو منطقه.».....
      دقیقاً یکی از نقاط کلیدی در محاسبات است؛ وَ چه بسا «اینها» را به «هدفِ اصلیِ نابود شدن» تبدیل کُند و اگر تا کنون «زنده هستند» به این خاطر است که آمریکا نمی خواهد «خلاء قدرت» ایجاد کند. ترامپ همین امروز خطاب با «قالیباف» و سایرِ اوباشانِ رژیمِ شیعی گفت که: «اگر هنوز زنده هستید؛ فقط برای مذاکرات است»..... یعنی اینکه: «ما نیاز به امضاء قراردادِ تسلیم شدن داریم».
      شاید شما که اکنون شاهدِ بازیِ «موش و گربه» هستید؛ ضربانِ قلبِتان بالا و پایین بِرَوَد. امّا بازی «موش و گربه»؛ ساختارِ اصلیِ این جنگ نیست. بلکه فقط بخشِ کوچکی از آن است. بخشِ اصلی؛ «بازی شطرنج» است. البتّه منظورم آن بازیِ شطرنج که می شناسید نیست و چه بسا «شطرنجِ چینی» و یا آمیخته ای از «شطرنجِ معروفِ خودمان؛ و شطرنجِ چینی» باشد (الگوریتمهایِ شناخته شده و یا الگوریتمهایِ ترکیبی و اِبداعی).
      رژیمِ شیعی از نظرِ سیاسی و نظامی شکست خورده است و تنها جایگاهی که هنوز دارد؛ «هژمونی نظامی» در درونِ ایران برایِ سرکوب است و اینکه مردمِ ایران این رژیم را «قدرتِ مرکزی» می انگارند. لذا برای پایانِ کار؛ باید با همین ها مذاکره کنند. البتّه آنچه که «مذاکره» نامیده می شود؛ در واقع «امضایِ تسلیم نامه» (توافق) است.
      «ادامه دارد»

      حذف
    2. اینکه تصوّر کنیم آمریکایِ ترامپ و آقای ناتانیاهو خواهند گذاشت که «لاشهٔ نیمه جانِ رژیمِ شیعی»؛ دوباره خود را بازسازی کنَد؛ فقط در روزنامه ها و مجلّه ها و خبرگزاریها و رسانه هایِ عمومی اتّفاق می اُفتند. حدودِ ۸ ماهِ پیش در یک مغازهٔ «دونَر کبابِ تُرکی» از یکی از کارمندان پرسیدم که از کدام اُستانِ ترکیه است؟ او گفت که یک «تُرک نیست» و یک «مسلمانِ کِشمیری» از هندوستان است. گفتم که کشمیر جای خطرناکی است. او پاسخِ ساده ای داد:
      «نَه... کشمیر بر رویِ زمین جایِ خطرناکی نیست. امّا در رسانه ها جایِ بسیار خطرناکی است».
      لذا بهتر است که به آنچه که بر «رویِ زمین» اتّفاق می اُفتد؛ توجّه کنیم و رسانه ها را فقط با احتیاط بسیار زیاد در رابطه با «خبر رسانی» مطالعه کنیم؛ زیرا خبرها نیز دست چین می شوند. چونکه همهٔ رسانه ها؛ بدونِ استثناء به موجودیّتهایی «هدفمند» تبدیل شده اند. امّا با تمامیِ «بدبینی» که به «رسانه ها» دارم. آزادیِ رسانه ها را یکی از بنیادهایِ «دموکراسی = پاپیولیسم» می دانم.
      حال بیاییم و ببینیم که چرا ترامپ واردِ مِیدانِ جنگ شد؟
      ۱- علاقه ای دیرینه به پایان دادن به رژیمِ شیعی.
      ۲- فرو ریختنِ «ترسِ ترامپ» از رو دَر شدن با رژیمِ شیعی پس از «عملیّاتِ ۱۲ روزهٔ موفّق آقایِ ناتانیاهو».
      ۳- «خصلتِ لاشخوریِ ترامپ» که تلاش دارد تا «پیروزیهایِ دیگران» را نیز به نامِ خود چاپ بزند و قدرتِ اقتصادی و نظامیِ آمریکا؛ چنین اجازه ای را به او می دهد را در رابطه با پیشنهادِ تغییرِ نامِ «تنگهٔ هرمز» به «تنگهٔ ترامپ» نیز شاهدِ این «لاشخوری» بودیم.
      ۴- قدرتِ نظامی و اقتصادیِ آمریکا؛ نقشی تعیین کننده در این «جنگ» دارد. امّا به ۲ «موتورِ کوچک» نیاز داشت تا آزاد شود.
      الف: اینکه ترسِ ترامپ از وارد شدن به «میدان» بریزد.
      ب: هم رسیدن به «قلّهٔ افتخارِ تاریخی» و نیز پیروزی در انتخاباتِ میان دوره ای سالِ ۲۰۲۶ و اینکه «زمان برایِ پیروزی بسیار کَم است» را بپذیرد.
      امّا دولتِ ترامپ(منظورم شخصِ ترامپ نیست)؛ از اینکه رژیمِ شیعی سرنگون شود و کسی نیز وجود نداشته باشد که بتواند دورهٔ «خلأ قدرت» را پُر کُند؛ از یک سو و مسائل تاکتیکیِ نظامی و سیاسی از سویِ دیگر؛ باعث می شود تا تلاش کُند که «شخصی در میانِ حلقهٔ قدرتِ رژیمِ شیعی» را پیدا کند؛ که این شخص و یا گروه بتوانند نقشِ «کاتالیزور» را بازی کنند و به این وسیله؛ بتواند «پیروزیِ آسان تری» برایِ ترامپ بدست آوَرد (تأکید می کُنم که «پیروزی برایِ ترامپ»).
      در آخرین گزارشها شنیدیم که آقایِ ناتانیاهو؛ لیستی از کسانی که میتوانند «خلأ قدرت» را پس از رژیمِ شیعی را به ترامپ داده است که نامِ «شاهزاده رضا پهلوی» نیز در آن لیست است. معنیِ این خبر این است که آقایِ ناتانیاهو؛ «شاهزاده رضا پهلوی» را فقط به عنوانِ یک «نام» در آن لیست قرار داده است. امّا به گزینه هایِ دیگر در این لیست؛ هیچ اشاره ای نشده است.
      زمانی که از «لیست» سخن میگوییم؛ معنی اَش این است که به هی یِک از افرادِ این لیست؛ نمیتوان اعتماد کرد و شاید بهتر باشد که یک «ائتلاف» بوجود آورد.
      من(کژدم) چون از «شاهزاده رضا پهلوی» پُشتیبانی می کُنَم؛ بیش از این ادامه نمی دهم و بقیّه را به عُهدهٔ شما می گذارم؛ تا یا خودتان به «کشف و شهود» پناه ببرید تا واقعیّتهایِ میدانی را «تماشا کنید و ببینید»و یا اینکه از «کژدم» بپرسید.

      حذف
  4. با توجّه به ورودِ نیرویِ هوایی پاکستان به عربستانِ سعودی؛ نظریّهٔ من(کژدم) در این رابطه که کشورهایِ عربی نیز واردِ جنگ بر علیه رژیمِ کثیفِ شیعی خواهند شد؛ به سویِ «درست بودن» تقویت می شود.
    نظرِ شخصیِ من(کژدم) این بود که کشورهایِ عربی نیز واردِ جنگ بر علیهِ رژیمِ شیعی خواهند شد. امّا این امر به این معنی نیست که همگی زیرِ پرچمِ آمریکا خواهند جنگید؛ بلکه به این معنی است که: «زیرِ پرچمِ آمریکا + نیروهایِ خودسَر». و فکر نمیکنم که ترامپ با این «نیروهایِ خودسَر» مخالف باشد.
    اساساً ماجرایِ موافقتِ رژیمِ شیعی حاکم بر ایران با «مذاکرات در پاکستان»؛ از این مسئله نیز آگاه بوده است. زیرا اگر رژیمِ شیعی فکر می کرده است که میتوان با «منطقه ای کردنِ جنگ»؛ آمریکا را به جایی رسانید که به قولِ «مُردار شمخانی»؛ «یکبارِ دیگر جنگ می شود؛ و پس از آن دیگرجنگ نمی شود»؛ به «کابوسِ شیعیان» تبدیل شده است.
    زیرا اگر شما؛ «جنگِ منطقه ای» اعلام می کنید؛ «منطقه» نیز علیه شما اعلامِ جنگ خواهد کرد.
    «اُلاغهایِ شیعه مَسلَک» هنوز فکر می کنند که در حالِ مُشت و لَگَد زدن به «کیسه بوکسِ بی دست و پا و مَغز»(کشورهایِ عربی) هستند. امّا این کشورها؛ «کیسه بوکسِ بی دست و پا» نیستند. بلکه به دنبالِ «فرصت» هستند.

    پاسخ دادنحذف
  5. درود بر شما
    شروع محاصره دریایی همان طرح انسداد از دریا و تنگه هرمز شروع شد، همان گونه که شما پیشنهاد کردید، انگار صدای شما را شنیدند. در این شرایط رژیم بیش از دوماه دوام نمی‌آورد، اگر همزمان حمله هوایی ادامه داده شود و حذف سران انگل شیعه سان متوقف نشود، به نظر شما حمله زمینی در این شرایط چقدر امکان انجام و شانس موفقیت دارد؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      منظورِ من از «طرحِ انسداد»؛ آنچه که «ترامپ» امروز از آستینِ شعبده بازیِ خود در آورد نیست. بارها گفته ام که حرفهایِ ترامپ را نباید جدّی گرفت و باید دید که چه کسی؛ آخرین شخصی بوده است که با ترامپ حرف زده است. اینبار گویا یک «مقاله» خوانده و آن مقاله نظرش را جلب نموده است.
      «محاصرهٔ دریایی» به هیچ وجه به باز شدنِ تنگهٔ هرمز کمک نمی کند و اتّفاقاً به «دو لایه شدنِ موانعِ عبورِ کِشتی ها» تبدیل می شود.
      این ایده همانقدر احمقانه است که برداشتنِ تحریم از نفتِ سرگردانِ رژیمِ شیعی در دریاها؛ برای تنفّس مصنوعی به بازارِ نفت احمقانه بود و نتیجه اَش تبدیل کردنِ «نفتِ سرگردان» که رژیمِ شیعی نمی توانست آنرا بفروشد؛ به «دلارهایِ نفتیِ فوری» برایِ رژیمِ شیعی بود.
      تنها تأثیری که محاصرهٔ دریایی می تواند داشته باشد اثرِ روانیِ آن است و اینکه دیگر هیچ شرکتِ بیمه ای؛ هیچ یک از کشتیها را بیمه نخواهد کرد و مشکلِ نفت و حمل و نقلِ سایر کالاهایِ دیگر نیز به یک مشکلِ بلند مدّت تبدیل خواهند شد. امّا تنها اثرِ فوری آن؛ جلوگیری از «باج گیریِ رژیمِ شیعی» است؛ که رژیمِ شیعی به آن به عنوانِ «منبع درآمدِ جدید» می نِگَرَد.
      از نظرِ «مِیدانی» نیز؛ بخشِ بزرگی از نیرویِ دریایی آمریکا را مشغولِ «شکارِ کِشتی» خواهد نمود و نیاز به عملیّاتهایِ «هِلی بورن» برای تسخیرِ کشتیها؛ در سطحی گسترده و پُرهزینه و خسته کننده دارد.
      در مجموع «سَر و کونِ ترامپ»؛ با هم بسکتبال بازی میکنند و فکر می کنم که این طرح را کنار خواهند گذاشت.

      حذف
    2. اگر همین امروز؛ «طرحِ انسداد» را عملیّاتی کنند؛ رژیمِ شیعی تا پایانِ همین ماه (آپریل) به صورتِ ۱۰۰ در صدی شکستِ کامل می خورد. «طرحِ انسداد»؛ بازیِ «موش و گربه» نیست و اثرِ آن مانندِ اثرِ «هیروشیما و ناگازاکی» در پایان بخشیدن به جنگِ جهانی دوّم است.

      حذف
    3. «طرح انسداد» هیچگونه تضادّی با اهداف و یا هیچگونه طرح و یا طرحهایِ عملیّاتی آمریکا و اسرائیل بر علیه «رژیمِ کثیفِ شیعی» ندارد. «طرحِ انسداد» می تواند هم به عنوانِ طرحِ «مُکَمّل» و حتّی به عنوانِ «طرحی مستقلّ» عملیاتی شود.
      در طرحِ کنونی که ترامپ بر رویِ میز گذاشته است؛(محاصرهٔ دریایی + عملیّاتِ نظامی برای ورودِ زمینی) برای باز کردنِ تنگهٔ هرمز؛ یک مسئهٔ مهمّ فراموش شده است و آن مسئلهٔ «زمان» است. طرحِ «خرگوشِ باهوش» که دیروز از آستینِ «شعبده بازِ Reality Show» بیرون آمد و از طولانی بودنِ «تأثیرِ آن»؛ سُخن می رَوَد. امّا از «تحتِ فشار گرفتنِ مردمِ ایران» به صورتِ «قورباغه هایِ آب پَز» و «تحمّل درد و رنجِ طولانی و فرسایشی»؛ سخنی به میان نیامده است.
      شاید (وَ فقط شاید)؛ هدفِ این تاکتیک؛ «به زانو در آوردنِ اقتصادیِ مردمِ ایران»؛ برای پذیرِشِ هَر گونه «محصولِ نهایی» بر طبقِ «ارادهٔ ترامپ» باشد. و هیچ نیرویی که بخواهد و یا بتواند؛ بر اساسِ «رؤیاهایِ ناسیونالیستی» با «هِژمونیِ مطلقِ ترامپ» مقابله کُند را به «چالِشِ زنده مانی» بِکشاند؛ تا میانِ «مرگ و زندگی» یکی از «۲ سوی» را انتخاب کنند؛ و به این ترتیب به قصّهٔ «جمهوریخواه - پادشاهی خواه - سلطنت طلب» پایان دهد وَ به زبانی دیگر: «یا همگی خفه می شوید و بر اساسِ طرحِ ترامپ و بدونِ داد و قالهایِ صد تا یِک قازِ عمل می کنید» و یا اینکه ما(آمریکا) به صورتی موقّت همهٔ اختیارات را در دست میگیریم(مانندِ آنچه که در ژاپن؛ پس از ماجرایِ هیروشیما و ناگازاکی) و سِپَس ایرانِ عقبمانده (کشور مستراح) را در چند سالِ آیندهٔ پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی را «بازتعریف» کرده و به شما باز می گردانیم.
      «طرحِ انسداد» میتواند این رَوَند را به شدّت؛ «تَسریع» کُند.

      حذف
    4. شاید و چه بسا پُرسشِ اصلی برایِ خوانندگانِ این وبلاگ این باشد که: «طرحِ انسداد» فقط یک «گُنده گوزی» است تا نظرات را به سویِ «وبلاگِ کژدم» جلب کُند!!؟؟؟ و یا اینکه یک طرحِ «با اصالت» است که اگر به آن عَمل نشود؛ آرزوهایِ مردم ایران با روبرو شدن و زندگی کردن در شرایطِ بسیار غم انگیز و دراز مدّت؛ وَ آنهم با «حدّ اقلِ دستاوردهایِ ملّی» به وقوع خواهد پیوَست را به حدّ اقل رسانیده و پیروزیِ کامل را پیشنهاد می کُنَد؟
      «طرح انسداد» بر اساسِ تحمّلِ «درد و رنج» برای مردم ایران؛ و بدونِ آثارِ منفیِ «رنجِ استراتژیک» استوار است.
      چیزی شبیهِ تحمّلِ دردِ «آمپول زدن» در برابرِ نُسخهٔ مصرفِ «قُرصهایِ آنتی بیوتیک برایِ یک ماه» است؛ که معلوم نیست که واقعاً اَثری تعیین کننده داشته باشد؟ و یا اینکه به پیشنهادِ مصرَفِ نوعی دیگر از «آنتی بیوتیک ها» برایِ مُدّت زمانی نامعلوم خَتم شود؟

      حذف
  6. شاید خارج از «موضوع» باشد؛ امّا آیا فرقی میانِ «رَقصِ کُردی» و این «رقصهایِ عِربی» می بینید؟
    https://www.youtube.com/watch?v=tLW7ngstuxk&list=RDtLW7ngstuxk&start_radio=1
    اگر این لینک را باز کنید؛ رقصهایِ عربی را به ترتیب خواهید دید که هیچ فرقی با «رِقصِ کُردی» ندارند.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. این رقص ها بسیار طبیعی هستند و هیچ شباهتی با «حرکاتِ ریتمیکِ ۱۰۰ ها بار تمرین شدهٔ نمایشی» ندارند.

      حذف
  7. می دانم که بسیاری از «افراد» که تشنه و گرسنهٔ سرنگونیِ رژيمِ شیعی هستند؛ هنوز هیچ نقشی برایِ خود قائل نیستند. زیرا «تعریفِ نقش برایِ خود»؛ از نظرِ فردی؛ بسیار پُر هزینه است. امّا این «افراد» که تعدادشان نیز «بسیاران» است؛ بسیار عجول هستند و میخواهند که «مدفوعی را که خودشان در ۴۷ سالِ اخیر؛ ریده اند» را یک «امام ترامپی» و یا «امام ناتانیاهویی» پیدا شود و این «مدفوعِ تَلنبار شدهٔ ۴۷ ساله» را در مدّتی کوتاه؛ برایشان پاک کُند. امّا از خودشان نمی پرسند که آیا حتّی حاضر هستند «یک بسیجی» را بِکُشند؟ یا اینکه «کُشتنِ پاسدار و بسیجی»؛ جُمله ای «مَمنوعه و دور از انسانیّت» است.
    آنها میخواهند به مغازهٔ فروشِ «گوشتِ مُرغ» رفته و «جَسَدِ مُرغ بخرند»؛ امّا «کُشتنِ مُرغ » را «غیرِ انسانی» میدانند. نتیجه اینکه: دستور میدهند: «شما مُرغها را بکُشید»..... «ما حاضریم جوجه کباب بخوریم».
    آیا چنین «فرهنگی»؛ توانایی و لیاقتِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی را دارد؟
    آیا چنین فرهنگی؛ زاییدهٔ «دروغ فروشی چند ۱۰ ساله به خود» و «دروغ فروشی به جامعهٔ بین المللی» نیست؟ این موجودات؛ خود را در پُشتِ این «شعار» پنهان می سازند که: «ما نمیتوانیم زیرا رژیمِ شیعی ما را قتلِ عام می کُند». امّا نمیگویند که چرا به فِکرِ «قتلِ عامِ نیروهایِ رژیمِ شیعی» نیستند؟ زیرا اگر به فِکرَش بودند؛ حتماً تا کنون؛ نشانه هایی از آن را حدّ اقل در عرصهٔ «ابزار سازی» می دیدیم.
    من(کژدم)؛ ندیده ام؛ آیا شما می بینید و یا دیده اید؟
    همین موجودات؛ در «جنبش ملّی مهسا»؛ هم میهنانِ خود را «تنها گذاشتند» و حدّ اکثر اینکه؛ «تماشاچی» بودند.
    آنچه که گفتم؛ واقعیّتِ مِیدانیِ بسیار مُهمّی است. امّا بگذارید این «واقعیّتِ مهمّ» را نادیده بگیریم (که خودَش به نوبهٔ خود احمقانه است). و با حذفِ این مسئلهٔ کلیدی (حذفِ خود از معادله) در رابطه با سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ معادله به یک معادلهٔ «دارایِ مجهولِ دائمی» تبدیل می شود که هیچکس نمی تواند آنرا حلّ کُنَد.
    لذا فقط یک مسئله باقی می ماند؛ آن هَم تولیدِ تحلیل ها( و یا تحلول ها) و یا گزارشهایِ تحلیلی و تَحلولی است که به «آمریکا و اسرائیل» مربوط می شوند.
    «ادامه دارد»

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. «ادامهٔ بالا»
      مسائلی را که در زیر مطرح خواهم کرد؛ نه تنها برایِ روشن کردنِ نقاطی است که در «تاریکی» جریان هستند؛ بلکه در نهایت به جایی خواهند رسید که مردمِ ایران بارِ دیگر بگویند: «ما اینرا نمی خواستیم؛ منظورمان این نبود».
      امّا وقتی «ریش و قیچی» را به دستِ دیگران دادید؛ این «سلمانی» و یا «سلمانی ها» هستند که شما را به چه شکل و شمایلی در آورند. به عنوانِ مثال؛ همین اکنون «پارلمانِ اروپا» عدّه ای را که خود را «مدافعِ تکثّر گرایی» (بخوانید: «عراقیزه کردن» و یا «لبنانیزه کردنِ» ایران) مینامند؛ هستند که به عنوانِ نمایندگانِ مردم ایران؛ در آنجا جمع کرده و همهٔ این نمایندگانِ خودخوانده؛ سخنانِ هزاران بار جویده شده در رابطه با «دموکراسی و آزادی و زبان مادری و خودمختاری» را به صورتی «طوطی واری» تکرار میکنند. این سخنرانیها و یا از رویِ «مَتن» خواندنها؛ ارزشی بیشتر از جمله های معروفِ «ما به شدّت نگران هستیم» .... «ما از این کُشتار شوکه شدیم».... «ما محکوم میکنیم» ....«ما از حکومت دعوت میکنیم که به حقوقِ انسانی پایبند باشد» و از این قبیل مزخرفات؛ ندارند. امّا به ما میگویند که «اروپاییها» برای ایران؛ نسخهٔ «لبنانیزه» را می پیچند؛ تا در آینده از این طریق «ریگِ کفش» تولید کنند.
      یعنی اینکه: «اروپاییها» در حالِ تولیدِ «اپوزیسیون»؛ علیهِ حکومتِ آیندهٔ ایران هستند که هنوز نمیدانیم که چه چیزی خواهد بود؟
      به بیانی روشن تَر؛ «اروپاییها» میخواهند برای خود «جایِ پا» بسازند.
      قرار است که «شیرینِ عبادی» (مدافعِ حقوقِ «بَشرهایِ جنایتکار») را به عنوانِ «مؤثر ترین چهرهٔ سال» معرّفی کنند!!!!!!!!
      آیا تا کنون از ایشان؛ کاری دیده اید که منجر به دستگیریِ یک جنایتکار و یا یک لیستِ «مستند شده»(پرونده) از جنایتهایِ رژیمِ شیعی را جایی منتشر کرده باشد و یا در مجامعِ بین المللی پِیگیری کرده باشد؟ «شیرین عبادی» مانندِ «اکبر گنجی»؛ که مدالهایِ گوناگونی گرفته اند که به صورتِ «خَرواری» تولید و به صورتِ «کیلویی» توضیع می شوند. مانندِ «جایزهٔ صلح نوبل» به «امام حسین اوباما»؛ حتّی پیش از آنکه «رئیس جمهور شود» و «صلحی» ایجاد کرده باشد. البتّه «اوباما» پس از رئیس جمهور شدن؛ به کمکِ همین «اروپاییها» صلحهای زیادی تولید کرد؛ مانندِ «صلحِ لیبی»؛ «صلحِ سوریّه» و تلاش برای تولید صلح در «مصر» توسّط بی شرفهای «اخوان المسلمین» که خوشبختانه مردم و ارتشِ مصر به رهبریِ آقای «ژنرال السیسی» و کمکِ «پادشاهی عربستانِ سعودی»؛ از این «دام» گریختند.
      «ادامه در پایین»

      حذف
    2. «ادامهٔ بالا»
      اکنون هر چشمِ کوری نیز میتواند ببیند که «ترامپ»؛ هیچ علاقه ای به بروی کار آمدنِ «شاهزاده رضا پهلوی» و یا حتّی «رهبریِ دورانِ گذار» توسّط ایشان ندارد. برایِ «ترامپ»؛ «جنبشِ ملّی مردم ایران»؛ یک «مسئلهٔ حاشیه ای» است. ترامپ فکر میکند که «سلمانیِ خیلی خوبی است» و میخواهد ایران را طوری آرایش کُند؛ که شبیه «لِیدی گاگا» بشود.
      ترامپ در پروندهٔ ۱۶ ماههٔ اخیر خود؛ پیروزیهایِ بزرگی داشته است. او توانست «غزّه» را به «مرکز توریستی» تبدیل کند؛ او توانست «گرین لند» را تصاحب کُند؛ او توانست میان روسیه و یوکرئین؛ در ۲۴ ساعت؛ صلح ایجاد کُند. همهٔ اینها «تواناییهایِ فکری» او را به نمایش می گذارد و اگر «مشاورینِ خوبی نداشت»؛ همه چیز را به گَند می کشید. اینکه میگویند: «ترامپ دُنیا را سَرِ چشمه می بَرَد و تشنه بر می گرداند»؛ سخنِ «شیفتگان» است و نه «صاحبانِ اندیشه».
      امّا همین ترامپِ بسیار باهوش؛ دشمنانی دارد(دموکراتها) که میخواهند «هیچ پیروزی به نامِ او ثبت نشود». این دشمنان میدانند که در سالِ ۲۰۲۸ هیچ شانسی برای برنده شدن در انتخاباتِ ریاست جمهوری ندارند و اگر ترامپ بتواند در موردِ ایران پیروز شود؛ سالهایِ سال باید با کاخِ سفید خداحافظی کنند.
      لذا «دموکراتها» حملهٔ خود را برای تصاحب «مجالسِ سنا و کنگره» سازماندهی میکنند تا «رئیس جمهور» را به «سیب زمینی» تبدیل کنند.
      به همین دلیل ترامپ به دنبالِ یک «پیروزیِ سریع» است. اینجا است که «رژیمِ شیعی» ؛دامی به نامِ «قالیباف» برایش پهن کرده است؛ تا این موجودِ بسیار باهوش را «سَر بدواند» و به نقطهٔ بی بازگشت در «پیش از انتخاباتِ میان دوره ای» کشانده و ترامپ را به «سیب زمینی» تبدیل کند.
      رژیمِ شیعی می داند که اگر جنگ به همین شدّتِ پیش از «آتش بَس» ادامه می یافت؛ نمیتوانست بیش از ۲ هفتهٔ دیگر دوام بیاورد. لذا «ترامپِ باهوش» و دَر به دَر «جویایِ پیروزیِ فوری» را به تلهٔ «فرسایشِ زمان» کشانید.
      این امر؛ فقط نتیجهٔ حماقتِ ترامپ و باهوشیِ رژیمِ شیعی نیست؛ بلکه به خاطرِ این است که با اینکه «شاهزاده رضا پهلوی» شاخص ترین چهره هستند؛ امّا «تیمِ ایشان» را تعدادی «فوکولیِ کتاب خوان» تشکیل می دهند.
      به عنوانِ مثال؛ سرهنگ «Jonathan Conricus» در همان سازمانی فعّالیّت میکند که «تیزهوش خان» در آن است.
      به تمامی مصاحبه هایِ آقایِ «Jonathan Conricus» در یوتیوب گوش کنید. صلابَتِ سیستمِ فکری را ببینید. سپس به مصاحبه هایِ «تیزهوش خان» نیز گوش دهید. یا به «دفترچهٔ اضطرار» نگاهی بیندازید و خودتان را به جایِ «ترامپ» بگذارید. آیا از این جایگاهِ؛ «تیزهوش خان» را حتّی میتوانید تحمّل کنید؟ چه رسد که «نوفدی» را شایستهٔ «دورانِ گذار» بپندارید؟
      اینجا است آن نقطهٔ تعیین کننده؛ که رژیمِ شیعی؛ میتواند «تلهٔ قالیباف» را برای ترامپ پَهن کُند. البتّه باید «مُشکلاتِ مِیدانیِ جنگ» را نیز به مُشکلاتِ ترامپ اضافه کنید؛ تا ببینید که ترامپ با چه «شَلَم شوربا»یی روبرو است و دست و پنجه نرم می کُند.
      مسائلی که مطرح کردم؛ مجموعه ای است که تا کنون دیده ام و این شما هستید که باید تصمیم بگیرید.

      کژدم

      حذف
  8. ‎حدود ۳۰ روزی هست که که نتونستم به وبلاگتون دسترسی پیدا کنم ولی با هزار بدبختی و هزینه گزاف بالاخره وارد شدم و مطالب چند وقت اخیر رو خوندم.(سعی میکنم با جملات کوتاه تو یک نظر حماقتم ذاتیم رو بنمایش بزارم.)
    ‎(نظر اول)
    ‎بزرگترین دشمن ج‌ا مردم ایران هستن،مردم همون گله هستن که تابع غرایز حیوانیشون زندگی میکنن.قابل مطالعه ان و به راحتی قابل مهارشدن هستن.این حرفهای تکراری رو تو نظرات سال ۹۸ میتونید ببینید که اون تصویر chaos و برگشتن برگشت انسان‌سانها به غرایزشون ترسیم میشد که فکر میکنم بنیاد طرح انسداد هست.
    ‎کژدم گرامی چرا فکر میکنید شکم گرسنه،تبدیل به مهندس نظامی میشه؟
    ‎چرا فکر میکنید اگر جلوی چشماتون به زنتون تجاوز بشه لزوما قتل و کشتار اتفاق میفته؟
    ‎چرا فکر میکنید اگر جلوی چشماتون خانه و ثروتتون رو آتیش بزنن تبدیل به نظامی میشید و به جنگ با عاملانش میرید؟
    ‎میدونم شاید حرفهام براتون بی‌معنیه ولی تو میدان به من نشون بدید که خانواده های داغدار لباس نظامی تنشون کردن و به جنگ خامنه ای رفتن؟
    فقط میرقصن و تو سر خودشون میزنن.من از فریاد و خشم آدما نمیترسم چون در حال اتلاف انرژی ان از کسی باید ترسید که سکوت میکنه.
    ‎نگاهی به تاریخ ۴۷ ساله بندازید.من نصف این تاریخ سن دارم ولی همیشه سعیم در کشف الگوهاست.

    ‎(نظر دوم)
    ‎ج‌ا تو این جنگ سرنگون نمیشه.اساسا جایگزینی برای ج‌ا وجود نداره.من رویایی رو تجسم میکردم که توش تمام فرماندهان و رده بالاترها دو چشم کور میشدن و رده پایین ها دو دست از دست میدادن،هیچ کسی که طمع قدرت در نهاد های سازمانی چه بسیج و سپاه و چه ارتش وحتی بهداشت و… رو چشیده بود نباید بدون (از دست دادنها)وارد حکومت بعدی میشد.
    ‎من سقوط ایدئولوژی رو با مرگ اعضاش میبینم نه با بحث و جدل های کلامی،من سقوط انقلاب رو از مسیر تلفات انسانی میبینم.
    (نظر سوم)
    نظرات قبلی رو بخاطر تداخل آی پی نتونستم بفرستم و وبلاگ قبول نمیکرد.دیگه هر موقع جنگ تموم شد میفرستم.خودم به حماقت خودم خنده ام میگیره تا کی باید این حرفهارو تکرار کنیم.

    (نظر چهارم)
    کژدم من فردیت خودم رو قربانی کردم تا بتی به اسم کژدم رو بپرستم.امروز فردیت خودم رو میخوام دوباره بدست بیارم و ناچارم این بت رو تخریب کنم.
    کژدم شما تو دنیای سیاست آروم شدید.همسری دارید که بهتون عشق میورزه و فرزندانی دارید که شما رو باباجون خطاب میکنن.با توجه به سن احتمالا بابابزرگ هم خطاب بشین.زندگی آروم و بی دغدغه ای دارید. کژدم شما تو جامعه انسانی تعریف شدید.
    من یک آواره ام.به معنای واقعی کلمه آواره ام.این کلمه رو از نیچه یاد گرفتم و بین انبوه جملات شاعرانه این کلمه توجه منو به خودش جلب کرد.
    قبلا فکر میکردم آوارگیم مربوط به زندگیم تو ایران باشه ولی الان میدونم من تو هیچ جامعه ای تعریف نمیشم.
    تو هرجایی باید فردیت خودم رو،اراده ام رو زیر پا بزارم تا غرایزم تامین بشه.این سیستم کثیف بردگی و بهره کشی همه‌جا مستقره فقط اسم و نامش فرق میکنه.سیستم های پاداش و تنبیه و شخصیت اجتماعی و احترام و… همه مربوط به این حیطه میشه.تقریبا اکثریت انسانها در نهایت تسلیم خواسته های جامعه میشن.
    (نظر پنجم)
    کژدم من با یک نقاب مصنوعی آمیخته به حماقت و ساده‌لوحی تو محیط کار حاضر میشم.به عقاید پدر و مادرم احترام میزارم.با مردم کنار میام.میدونم دارن فریبم میدن و چه سیاستهای شومی پشت صحبتهاشون هست ولی بخاطر دلسوزیم بهشون اجازه میدم حس قدرت و زرنگی داشته باشن.من تو زندگی درد و رنج رو به شکل متفاوتی تجربه کردم(روحی روانی)دیگه اهمیتی به مسائل کوچک و مزخرف این ابلهان نمیدم.یعنی دیگه هیچ تاثیر عمیقی روم نمیزارن.فکر کنم نشانه های بالغ شدنه.

    (نظر ششم)
    حرف های زیادی میزنم ولی مقدمه ای گفتم که بگم بهت کژدم مشکل از جامعه و سیاست و کسب و کار و زندگی روزمره و… نیست.مشکل از درونه.من در ستیز دائمی با ذهن خودم درگیرم ولی حس میکردم که نتیجه اتفاقات بیرونه.این ذهن هست که درد و رنج رو تحمیل میکنه.واکنشی که ما به اتفاقات میدیم منشا درد و رنج بعد ما میشه.تو اولین قدم باید بین کنش و واکنش فاصله انداخت.من حتی شروع کردم تو پاسخ دادن به آدما هم با فاصله پاسخ میدم(اگر اهمیتی برای گفتگو قائل باشم.)
    من تازه میفهمم چرا شخصی مثل ماهاویرا به سمت ریاضتهای شدید و تمرینات انظباطی اخلاقی سخت رفت.یا اینکه بودا پادشاهی رو رها کرد.این افراد در ستیز با ذهن خودشون بودن.تا زمانی که کنترلی روی ذهن خودت نداری صرفا یک برده باقی میمونی.عضوی از سیستم،بخشی از جامعه

    (نظر هفتم)
    من حاضرم کل زندگیم رو،جسمم رو،روانم رو و حتی هویت فردی خودم رو قربانی کنم تا بتونم یک لحظه و فقط یک لحظه شور و شعف عاشق بودن رو بچشم.فقط یک لحظه عشق رو نسبت به وجود خودم حس کنم.تو برای همچین آدمی چه کمکی میتونی بکنی کژدم؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. شما چند سال است که نظر میفرستید و من نیز همه را حذف می کُنم.
      اینبار حذف نکردم تا خوانندگان آن «پریشان فکری» (Chaotic Thoughts) و عدمِ انسجامِ فکری را ببینند.
      شما نمیتوانید؛ «بودا» و «کافکا» و «کامو» و «صادق هدایت» و «نیچه» را در «مخلوط کُن» بریزید و منتظرِ تولیدِ «اِکسیر معجزه آسا» باشید. امّا شما این کار را کرده اید و نتیجه اَش «روان پریشی» و «پریشان فکری» است که می بینید. زیرا هیچ یک از آنهایی را که نام بُردم را نیز نفهمیده اید.
      طلفاً پولتان را هَدَر ندهید. زیرا این دَر (کژدم) نیز به رویِ شما بسته است. حتّی اگر «باز» باشد نیز شما به کارِ «مخلوط کردن» مشغولید.
      واقعاً برای چنین وضعیّتی که در آن گرفتار شده اید؛ از صمیمِ قلب؛ ناراحت هستم.

      حذف
  9. روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش دوازدَهُم)
    منتشر شد.

    پاسخ دادنحذف