۱۴۰۵ فروردین ۸, شنبه

روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش دَهُم)

 اِمروز  آغازِ «ماه دوّم» از جنگ بر علیهَ رژیمِ «تشیّعِ شنیعه» است. از همین امروز؛ رژیمِ شیعی در حالِ به میدان آوردنِ تمامی تواناییهایِ خود به مِیدان است. وارد شدنِ کاروانهایِ «اوباشانِ عراقی» به ایران؛ عملیّاتِ مشترکِ دولتِ «شیاف سودانی» و «دیّوس سیستانی» و «قرمساق صدر»؛ برای نجاتِ «رژیمِ شیعی» حاکم بر ایران است. زیرا میدانند که با سقوطِ رژیمِ شیعی؛ معادلاتِ سیاسی در عراق نیز به شدّت تحتِ تأثیر قرار خواهند گرفت و گَردن کِشیهایِ شیعیان عراق نیز رو به افول خواهد گذاشت. لذا از طرفِ رژیمِ شیعی حاکم بر ایران؛ لحظهٔ تصمیم گرفتن برای جنگی با تمامی توان(All Out) فرا رسیده است. برخی از تحلیلگران؛ معتقدند که این جنگ ماهها طول خواهد کشید. امّا با توجّه به حرکاتِ رژیمِ شیعی برای فراخوانِ همهٔ تواناییهایش (فراخوانِ All Out)؛ در ماهِ پیشِ رو؛ رژیمِ شیعی تمامیِ تواناییهایش را بدونِ هیچ دست آوردی و تا حدّ به زانو در آمدن؛ هزینه خواهد کرد و از نظرِ نظامی در برابرِ آمریکا و اسرائیل شکست خواهد خورد. امّا این امر؛ الزاماً به معنیِ پایانِ رژیمِ شیعی نیست.
در شرایط کنونی؛ من(کژدم)؛ هیچگونه چشم اندازی برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ حتّی پس از شکستِ نظامیِ کامل در برابرِ آمریکا و اسرائیل؛ نمی بینم. زیرا «مردمِ ایران» نَه آمادگیِ سرنگونی رژیم را دارند و یا حدّ اقلّ به سوی به دست آوردنِ تواناییها برایِ سرنگونیِ رژیم گام بر می دارند. «تحلولگران» نیز هیچگونه آشنایی به مسائل «مِیدانی» ندارند و فقط «قصّه هایِ خوشمزّه» تعریف میکنند.
در مجموع ایران به شدّت از «قحط الرّجال» رنج می بَرَد و به همین دلیل؛ من «تیمِ شاهزده رضا پهلوی» را در پاسخگویی به «مسائل مِیدانی»؛ به شدّت «ناتوان» می بینم. زیرا این تیم؛ همهٔ اُمیدَش را به «فراخوان» و «قیامِ عمومی» دوخته است. بدونِ اینکه تلاشی برایِ سازماندهیِ نیروهایِ مردمی انجام داده باشند و یا حدّ اقلّ اینکه رهنمودهایی برای «آماده شدن» به مردم بدهند.
این سوّمین بار است که از شاهزاده دعوت میکنم تا در تیمِ خود؛ یک «خانه تکانی» انجام دهند و دیگر هرگز چنین تقاضایی نخواهم کرد و اگر ایشان «اعتمادِ ملّی» را از دست بدهند؛ باید بدانند که تقصیرِ خودشان بوده است و این امر نَه تنها برایِ ایشان؛ بلکه برایِ «ایرانِ بدونِ حکومت» پس از سرنگونیِ رژیم نیز یک فاجعه خواهد بود.

کژدم

۳۹ نظر:

  1. رژیمِ شیعی نه تنها هزاران نفر از اوباشانِ شیعهٔ عراقی را برای سرکوبِ بیرحمانهٔ مردمِ ایران؛ به ایران آورده است؛ بلکه «فاطی جنده کماندوها» و «توله بسیجیها و سپاهیها» را نیز مسلّح کرده است.
    همهٔ اینها نشانهٔ بارزِ «کمبودِ نیرو» است (بحرانِ منابع انسانی). لذا رژیم باید در آینده به «قتلِ عامّ» مردم روی بیاوَرَد و گرنه نمیتواند دوام بیاوَرد.
    پُرسش این است که آیا «تیمِ شاهزده رضا پهلوی»؛ برنامه ای و یا رهنمودی برایِ مقابله با «کودک سربازان» و «فاطی جنده کُماندوها» دارند؟ اگر دارند؛ این برنامه چیست؟
    آیا باید گذاشت که «فاطی جِنده کُماندوها» و «توله بسیجیها و سپاهیها» به سویِ مردم شلّیک کنند؟
    یا اینکه باید همهٔ شان را به «دَرَک» فرستاد؟
    «هیتلر» نیز در پایانِ کار؛ «توله نازیها» را به میدان فرستاد. امّا با آنها همان رفتاری شد که با سربازانِ ارتشِ «نازیها» شُد.

    پاسخ دادنحذف
  2. از زمانِ انتشار «دفترچهٔ مرحلهٔ اضطراری» و سپس «دفترچهٔ راهنمایِ تشکیل گاردِ جاویدان»؛ من(کژدم) از این ۲ دفترچه انتقاد کردم. امّا همزمان از «رهبریِ شاهزاده رضا پهلوی» در جنبشِ ملّی کنونی حمایت کرده و همچنان می کُنم. اساساً «هدفِ کژدم» همیشه و همچنین در شرایط کنونی؛ «سرنگونیِ رژیمِ کثیفِ شیعی» بوده و هست. و با اینکه خودم دارایِ نظریّهٔ «کشورداری» به شیوهٔ «دموکراتیک» هستم؛ نظریّهٔ خود را مبنایِ انتقاداتِ خودم از دیگران؛ قرار نمی دهم. بلکه «کارآیی افراد» برایِ من «شاخصِ اصلی» است. من برای بخشی از برنامه هایِ آقای «مراد ویسی»؛ ارزش قائل هستم. امّا از «درازگویی و تکرار گوییِ ایشان» حالم به هم میخورد.
    از ورودِ کسانی که اساساً با «مسائلِ مِیدانیِ مبارزه» آشنایی ندارند؛ به «ارائهٔ رهنمودهایِ مِیدانی» انتقاد میکنم و مزخرَف بافی هایشان را نشان می دهم. من از اینکه «شاهزاده رضا پهلوی» در چند ماهِ اخیر فلان و یا بهمان بیانیّه را داده اند و یا سخنرانی کرده اند؛ انتقاد نمی کُنم. زیرا این سخنرانیها و دادنِ بیانیّه ها؛ با اینکه «ارزش دیپلماتیک» و «روحیه دادن و تولیدِ اُمید» دارند را در رابطه با «سرنگونیِ رژیمِ شیعی در مِیدان» مؤثر نمی دانم.
    زیرا «داستانِ خیابان» با داستانِ «سخنرانی در مجامعِ خارج از ایران»؛ ۲ موضوعِ جداگانه هستند. لذا با «شاهزاده رضا پهلوی» نیز بر اساسِ آنچه که در گذشته بودند نیز؛ برخورد نمیکنم. بلکه اساساً «به آنچه که همین اکنون در خیابان در جریان است». کار دارم. برایِ من ماجراهایی مانندِ «کنگرهٔ نجاتِ ایران»؛ پشیزی ارزش ندارند. و مانندِ عدّه ای که حرفی برایِ گفتن ندارند؛ به این مزخرفات نمی پردازم. همهٔ خوانندگانِ این وبلاگ نیز میدانند که از همان آغاز؛ «مُرغِ کژدم؛ یک پا داشته است» و آن سرنگونیِ رژیمِ شیعی بوده است و هرگز حتّی یک بار نیز به «اصلاح طلبی» و «انحلال طلبی» و اینگونه مزخرفات نه تنها آلوده نشده ام.؛ بلکه پَتهٔ همهٔ این جریانها را به رویِ آب ریخته ام.
    لذا انتقادات و تلاشِ من برایِ «تولیدِ اندیشه» را با کثافاتِ معده ای همچون با «خنجر از پُشت زدن» و امثالهم آلوده نکنید.
    زمانی که «شیرین عبادی» را «مدافع حقوقِ جنایتکاران» می نامم؛ میدانم که «ساختارِ فکریِ حقوق بشری ها» چیست؟ اینها برایِ «کُشته ها» اَشک میریزند و در «دادگاه» برایِ بی گناه نشان دادنِ «قاتلها»؛ قصّه می بافند.
    من(کژدم) هیچ اعتقادی ندارم که زمانی که تمامی اسناد و شواهد نشان می دهند که این شخص قاتل است؛ می توان آن قاتل و یا جنایتکار را «سفید شویی» کرد. اگر «ابوبکر البغدادی» دستگیر می شد؛ همین «شیرین عبادی» از «حقوقِ انسانیِ او»؛ دفاع می کرد.
    من(کژدم) میدانم که برایِ «رهاییِ ایران» هزینه هایی خواهیم پرداخت؛ که بسیار سنگین و چه بسا بسیار به دور از ذهنهایِ ساده اندیش است. لذا من وجودِ چنین شخصی را برایِ به انجام رسانیدنِ «انقلابِ تمدّنی» به شدّت خطرناک می دانم و معتقدم که موجوداتی شبیهِ او؛ «نهالِ انقلابِ نوین» را مانندِ «کِرم» از درون خواهند خورد.
    اوباشانِ شیعه مسلک؛ در حالِ آماده شدن و سازماندهی برایِ «قتل عامِ مردم» هستند و ما باید به «قتلِ عامّ شیعیانِ شنیعه» فکر کنیم و برنامه ریزی کرده و سازماندهی کنیم؛ و گرنه بازی را خواهیم باخت و من چنین اراده ای را در طرّاحانِ «ماستِ جاویدان» نمی بینم. در آینده خواهید دید که آرزویِ «تفاله هایِ شکست خوردهٔ رژیمِ شیعی» از «دَهانِ حقوقِ بشریِ شیرین عبادی» بیرون خواهد آمد. گروه «نوفِدی» نیز چیزی بهتر از «شیرین عبادی» نیست.
    «شاهزاده رضا پهلوی» به یک خانه تکانیِ گسترده در اطرافِ خود نیاز دارند.

    پاسخ دادنحذف
  3. عَملیّاتی کردنِ «طرحِ اِنسداد»؛ بسیار مهمّ است. زیرا نَه تنها هیچگونه «عَدمِ مغایِرَت» با حملاتِ کنونیِ «اسرائیل و آمریکا» ندارد؛ بلکه یک «مُکمّلِ پُر فشار» است.
    اکنون شاهد هستیم که تعدادِ «لاشه هایِ ایست باز رسی» و یا «لاشه هایِ خانوادگیِ عناصرِ مهمّ رژیم» در حالِ ازدیاد است. امّا مُشکلِ ارتشِ اسرائیل این است که باید به پروتوکُلهایِ «ژِنِو»(کُشتارِ غیرِ نظامیان) پس از جنگِ جهانیِ دوّم؛ احترام بگذارد. امّا همانگونه که «شیرین عبادی»ها و «تریتا پارسی ها» میتوانند؛ با بافتنِ «کُس شِعر» از «قرمساقِ فرزانهٔ به گا رفته» و «عُمر البشیر» و «ابو مُصعَب الزرقاوی» و «بِن لادن» دفاع کنند؛ نشان می دهد که بازارِ «کُس شِعر بافی»؛ «پُروتوکُلِ رایج دَر دُنیایِ کُس شعرهایِ معروف به اُومانیسم» است. من به (اومانیسم = Humanism) اعتقادی ندارم و بارها گفته ام که «انسان» را باید از «نو» تعریف کرد. وَ گرنه همگی در «پیامَدهایِ کنونی و دور و نزدیکِ» این «داستانِ باستانی تعریفِ انسان» خواهیم سوخت.

    یعنی اینکه در آینده شاید مجبور بشوید که: (مانندِ «جو بایدن» تلاش کنید تا با کسی مانندِ «طبقهٔ کارگر» دست بدهید که وجودِ خارجی ندارد و یک «توهّمِ باستانی» است.)
    ما نیازی به حذفِ «کمونیستها» نداریم. زیرا نظریهّٔ آنها (طبقهٔ کارگر) در حالِ حذف شدن است.

    پاسخ دادنحذف
  4. امروز گزارش شد که نخستین «توله سربازِ تشیّع شنیعه» در یکی از ایست بازرسیها؛ به «گا» رفت. البتّه این گزارش را نمیتوان «کامل» نامید. زیرا «توله هایِ بسیاری» کُشته و زخمی شده اند که «هِرانا» از آنها خبر ندارد.
    امیدِ کژدم این است که «اَنگَل کُشی» و «پاسدار و بسیجی کُشی» و «جنده فاطمه کُشی» و «توله کُشی»؛ تبدیل به چیزی مانندِ «کشیدَنِ سیگار» و یا نوشیدنِ یک «استکان چای» و یا «پوشیدنِ کفش» پیش از رفتن به خیابان تبدیل شود (انقلابِ تمدّنی).

    پاسخ دادنحذف
  5. با درود. یک فرصت تاریخی هنگام ورود مادرجنده های حشدالشعبی به خوزستان از دست ارتش اسراییل در رفت زمانی که این روسپیزاده ها با آن ماشینهاشان وارد ایران میشدند. اینقدر این فرصت عالی بود که من فقط حرص میخوردم که چرا نه اسراییل و نه آمریکا اینها را پودر نکرد. شاید هم من اشتباه میکنم و چیزی را نمیبیم که آن ارتشها دیده بودند. پایدار باشید.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود
      شما بسیار عجول هستید. حِرص نخورید. منتظر باشید که این «بسته هایِ پُستی» به آن «آدرسها» برسند.
      یادم هست که ۲۴ نفر بودیم که برایِ یک عملیّاتِ کمین رفته بودیم. امّا آن عملیّاتِ کمین؛ لُو رفته بود. لذا به جایِ اینکه «کمین بکنیم»؛ دچارِ «کمین» شدیم. یکی از پیشمرگه ها ۱۶ تیر خورده بود. همه مانندِ شما دقیقه شماری می کردند که اینَک؛ ۱۰ دقیقهٔ بعد؛ ۲ ساعتِ بعد و .... فوت خواهد کرد. امّا این دقیقه شماریها به یک بازهٔ زمانیِ تقریباً «۳ هفته ای» تبدیل شد.
      عجول نباشید. بگذارید که این «بسته هایِ پُستی» به «آدرسِ دریافت کننده» برسند.
      هر کاری؛ زمان می بَرَد. گاهی ۱۰ ثانیه؛ گاهی چند ساعت و یا یک روز و گاهی چند هفته.

      حذف
  6. آنچه که اکنون به شدّت ضرورت دارد؛ بمبارانِ مجتمع هایِ مسکونی نیروهایِ نظامیِ رژیم است. زیرا خانواده های این اوباشان را به «کارتُن خواب» تبدیل می کند (همانگونه که بسیجی ها و نیروهایِ سرکوب» به «کارتُن خواب» تبدیل شده اند) و اگر این اوباشانِ بی خانمان شده؛ بخواهند در خانه هایِ غیرِ سازمانیِ هوادارانِ رژیمِ شیعی اسکان پیدا کنند؛ تعادلِ جمعیّتیِ آن خانه ها دچارِ مشکل می شود. شاید بتوان یک هفته و ۱۰ روز را تحمّل کرد؛ امّا بیش از چنین زمانی؛ مشکلاتِ زیادی برای مهمان و مهمان پذیر پیش خواهد آمد.

    پاسخ دادنحذف
  7. با درود. کژدم گرامی، من بعد از دیدن این ویدئو دیگه سرم سوت میکشه که اصلاً چه خبره توی ایرانیها. از کجا ما اینهمه میهن فروش پیدا کردیم. فقط میتوانم بگویم چرا شاه همه این مادرجنده ها را از بین نبرد؟
    https://www.youtube.com/live/omBQY82iSQU?t=182s

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. ٔدرود بر شما
      پرسش شما در رابطه با اینکه: چرا شاه همهٔ اینها را از بین نبُرد؛ بسیار کودکانه است. زیرا آن روزنامه نگارِ کذایی در زمانِ «خیانتِ ملّی ۵۷» یک کودکِ ۷ ساله بود. آن وکیل نیز شاید ۵ سال از او بزرگتر بوده است.
      امّا اینکه گفتید: «از کجا ما اینهمه میهن فروش پیداکردیم؟»
      پاسخَش این است:
      از زمانِ شکست در «جنگِ قادسیّه»؛ از اعرابِ مسلمان.
      از اوباشانِ رژیمِ شیعی بگیرید تا تعدادِ زیادی که ظاهراً مخالف رژیمِ شیعی هستند؛ فاسد هستند.
      من مخالفِ «فاند گرفتن» نیستم. امّا به شرطی که آن «فاند» در راهِ آزادیِ ایران هزینه شود.

      حذف
  8. هشدار:
    احتمالِ «کَلَک مُرغابی»؛ بالا است.
    شیوهٔ کار:
    ۱- شایع میکنند که «اوباش پزشکیان» به «اوباش وحیدی»؛ کُلاهشان بَدجوری توی هم رفته است.
    ۲- این شایعات را به رسانه هایِ «تِشنهٔ خبر» که میخواهند «گزارشِ نخست» را داشته باشند؛ از طریقِ «اوباشانِ ظاهراً بی نام و نشان»؛ تزریق می کنند و ناگهان «اوباش پزشکیان» که تا دیروز «گروگانِ وحیدی» بود؛ شجاع شده و از «توافق به شرط گرفتنِ تضمین» سخن می گوید.
    ترامپ نیز که به دنبالِ افتخارات به هر قیمتی است؛ از «مَگس»؛ «اژدها» می سازد تا تبدیل به «زیگفریدِ آمریکا» بشود.
    هوشیار باشید.

    پاسخ دادنحذف
  9. من(کژدم)؛ کاری به کارِ «ترامپ پرستان» و یا «دشمنانِ ترامپ» ندارم. امّا اینرا می دانم که اگر ترامپ؛ کار را نیمه تمام بگذارد؛ در ماهِ نوامبر؛ خاکَش را به توبره می کشند. «دموکراتها» میدانند که حتّی در انتخاباتِ آیندهٔ ریاست جمهوری؛ کسی را ندارند که بتواند با نامزدِ انتخاباتی حزبِ جمهوریخواه؛ مبارزه کرده و با تَن و بدنی سالم بیرون بیاید. به همین دلیل تمامیِ نیرویشان را بر انتخاباتِ کنگره و سِنا متمرکز کرده اند؛ تا رئيس جمهورِ حزب جمهوریخواه را دچارِ «انسدادِ سیاسی» کنند.
    آیا ترامپ اینرا نمی داند؟ آیا مشاورینَش اینرا نمی دانند؟ آیا ترامپ فکر می کند که با بافتنِ راست و دروغ میتواند جلو این «سِیل» بگیرد؟
    اگر چنین فکر می کُند؛ بازی را خواهد باخت. امّا اگر می داند که باید یک «هدیهٔ مهمّ» روی میز بگذارد؛ باید رژیمِ شیعی را تا سَر حدّ مرگ بِبَرد و با برنامهٔ تکمیلی؛ پایانِ کار را به مردمِ ایران بسپارد. وگرنه؛ «جنبشِ ماگا» نیز به جادّهٔ خاکی و سنگلاخی می اُفتد. اینکه میگویند ترامپ خیلی پیچیده و بسیار باهوش است نیز یک «توهّم» است. آیا نمی بیند و نمی فهمد که اروپا و استرالیا و کانادا؛ به هیچ یک از تهدیداتِ او؛ به اندازهٔ پِشگل نیز ارزش قائل نیستند؟ و دَلیلَش را نمی فهمد؟ امّا با اینهمه؛ همچنان «اسهالِ کلام» گرفته است و فحّاشی می کند. حتّی ازتوهینی رکیک به متّحدِ خود «شاهزاده بن سلمان» نیز اَبایی ندارد. همان کسی که چند ماهِ پیش قراردادهای میلیاردی بست. این موجود(ترامپ)؛ ناراحتی روانی دارد و اگر مشاورینِ برجسته ای نداشت؛ شلوارِ خودش را نیز بیش از اینها کثیف می کرد.
    ترامپ یا باید این جنگ را در «مِیدان» بِبَرَد و یا اینکه هم خودش و هم جُنبشِ «ماگا» را به «گا» بدهد.

    پاسخ دادنحذف
  10. همانطوری که در سخنرانیِ ترامپ دیدید؛ نمیتواند «دستِ خالی» به خانه برگردد. زیرا برایِ حزب جمهوریخواه و خودش و جنبش «ماگا»؛ یک شَرمِ تاریخی خواهد بود.
    در رابطه با سایر کشورهایِ غربی نیز به آن تُندی که اکنون سخن میگوید؛ نخواهد توانست رفتار کند. زیرا نیروهایِ متّحد هستند. مگر آنکه در اروپا عدّه ای را به عنوانِ «متّحدین اصلی» و سایرین را «متّحدینِ حاشیه ای» تعریف کُند. همهٔ این گزینه ها نیز دردِ سرها و پیچیدگیهایِ خودشان را دارند و به همین سادگی که در شعارهایِ توخالی ترامپ مطرح می شوند؛ در چند ماه و چند سال قابلِ اجرا نیستند. امّا شاید ترامپ بتواند که آغازگرِ «تغییراتی اصلاحاتی» به عنوانِ «باز تعریفِ روابط» باشد.
    من(کژدم) فکر میکنم که ترامپ درسخنرانیِ امروزِ؛ آخرین جایگاهی را که در آن ایستاده است را ترسیم نمود. و برایِ اوباشانِ تشیّع شنیعه نیز زمانِ آغازِ «سوختن از ریشه تا برگهایشان» فرا رسید و این آتش دامنِ «دیّوس سیستانی» و «قرمساق صدر» و «شیاف سودانی» را نیز خواهد گرفت.

    پاسخ دادنحذف
  11. درود کژدم
    «آرتمیس ۲» به ماه فرستاده شد
    حس میکنم این خبرو باید به شما تبریک بگم
    پاینده باشید

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      متأسفانه؛ آنچه که میبینید؛ بخشی از «طرح هایِ نظامیِ آینده» هستند. منظورِ من(کژدم) از پیشرفتهایِ علمی؛ معطوف به پیشرفتهایی است که در نهایت به «ظهورِ انسان» بینجامد؛ و در شرایط کنونی؛ دردها و رنجهایِ جامعهٔ بزرگِ «انسان سانها» را کاهش دَهد. البتّه این گامها (مانندِ فرستادنِ آرتیمس) میتوانند به طورِ بالقوّه به رُشدِ دانش و ایجادِ زمینه به «اکتشافاتِ بزرگ» را فراهم کنند. امّا در شرایط کنونی فقط برایِ «گسترشِ امپراتوری» انجام می شوند و هر کَسی در این فضایِ موجود؛ افتخار را در این فضا تعریف می کُند. «نادرقلی پوتین» مفتخر است؛ «ژی جین کُنفوسیوس» مفتخر است؛ ترامپ نیز مفتخر است.
      «آفتابه لگن ۷ دست.... شام و نهار هیچّی».

      حذف
    2. حتماً فیلمهایِ سینمایی مانندِ «HANNA» و «Jason Bourne» را دیده اید. این موجودات؛ «Super Soldier» هستند. بسیار باهوش و دارایِ قدرتِ «دَرکِ واقعی از شرایطِ موجود» و درکِ «استراتژیِ دُشمن» و «طرّاحی استراتژی» و «طرّاحی عملیّات» و تصمیم گیریِ سریع و تواناییهایِ فیزیکیِ فوق العاده و دیدنِ آموزشهایی بالاتر از تصوّرما از یک «سرباز» هستند.
      اکنون «Eugenics» در خدمتِ چنین افکار و اهدافی است. «آرتیمس» نیز بخشی از این استراتژی برای گُسترش «امپراتوریها» است. البتّه این پیشرفتها «تَک منظوره» نیستند و در آینده میتوان از آنها برایِ «ظهورِ انسان» و ایجادِ «جادّه هایی صاف» استفاده نمود.

      حذف
  12. همانطوری که پیش تَر گفتم؛ آمریکا قصدِ خروج از ناتو را ندارد. امّا کشورهایِ اروپایی را به «منبعِ درآمد»ی برایِ آمریکا تبدیل خواهد کرد. اینکه می بینید؛ کشورهایِ اروپایی میخواهند در رابطه با مسئلهٔ «تنگهٔ هرمز» نشست برگزار کنند؛ هیچ ربطی به آزاد کردنِ تنگهٔ هرمز ندارد. بلکه به «پس از آزاد شدنِ تنگهٔ هرمز» فکر میکنند و میخواهند برایش برنامه بریزند. زیرا می دانند که چه اتّفاقی خواهد افتاد و پایِ اقتصادِ آمریکا بر گلویِ اقتصادِ چین و روسیه و هند و اروپا فشار خواهد آورد.
    اکنون رژیمِ شیعی شعارِ «حقّ عبور گرفتن» از تنگهٔ هرمز را در بوق و کَرنا کرده است. این شعار زمینه سازِ «گرفتنِ حقّ عبور» از تنگهٔ هرمز؛ پس از آزاد شدنِ آن توسّط آمریکا است. زیرا آمریکا؛ پس از آزاد شدنِ تنگهٔ هرمز؛ از همهٔ کشتیهایی که از تنگهٔ هرمز بگذرند؛ «حقّ عبور» تعیین خواهد کرد. بخشی از این «حقّ عبور» به حکومتِ آیندهٔ ایران خواهد رسید و بخشی دیگر به آمریکا خواهد رسید. زیرا آمریکا امنیّتِ تنگهٔ هرمز را از طریقِ «مدیریّتِ نظامی» تضمین خواهد نمود.
    «لیندسی گراهام» چند روزِ پیش گفت که اگر رژیمِ شیعی سرنگون شود؛ آمریکا کُنترلِ جریان نفت در عرصهٔ بین المللی را بدست خواهد آورد. امّا من(کژدم) فکر می کنم که این «کنترل» فراتر از «کنترلِ نفت» باشد و بسیاری از محصولاتی را که از این تنگه میگذرند را نیز شامل خواهد شد.
    لذا چینیها و روسها و هِندی ها و اروپایی ها باید «حقّ عبور» بدهند. وَ البتّه برای اجرایِ این کنترل؛ بحثهایِ زیادی برایِ «تعدیلِ حقّ عبور» در خواهد گرفت. امّا در نهایت؛ همهٔ دنیا با آن به عنوانِ «واقعیّتِ جدید» کنار خواهد آمد.

    پاسخ دادنحذف
  13. سقوط موشک پس از پرتاب در تهران؛ به احتمالِ قوی نشان از آن دارد که رژیم از موشکهایِ نسل دوّم خود که آنها را «نقطه زن» می نامید و از ۱۴ فروند موشکی که با هدفِ انتقام از «داعش»؛ به سویِ سوریه پرتاب کرد و تعدادِ زیادی از آنها در خاکِ ایران و عراق سقوط کردند و سپاه پاچاهارداران از طرفِ مردم موردِ تمسخر قرار گرفتند؛ استفاده کرده است. یعنی اینکه موشکهایِ پیشرفته ترشان؛ در حالِ تَه کشیدن است.

    پاسخ دادنحذف
  14. اگر در کنارِ خبرِ سقوط جنگندهٔ «F 15»؛ خبرِ سقوطِ «A-10 Thunderbolt» در جنوب نیز درست باشد؛ نشان از «عملیّاتِ نوکِ سوزنی»(Pinpoint) برای شناساییِ دقیقِ موقعیّتِ نظامی نیروهایِ دشمن از این نظر که «نقاط قوّت و نقص» دشمن را بسنجند انجام شده است که به خودیِ خود نشان می دهد که در مراحلِ اوّلیّهٔ آغازِ «عملیّاتِ زمینی» در خلیج فارس؛ قرار داریم.
    زیرا «A-10 Thunderbolt» برایِ پُشتیبانیِ نیروهایِ زمینی که در حالِ عملیّات هستند بکار بُرده می شود.

    پاسخ دادنحذف
  15. درخواستِ رژیم از هوادارانِ خود برایِ یافتنِ خلبانِ جنگندهٔ «F 15» نشان از این دارد که رژیمِ شیعی نه تنها دچارِ «کمبودِ نیرو» است؛ بلکه حتّی قدرتِ کنترلِ بخشهایِ گسترده ای از ایران را ندارد.

    پاسخ دادنحذف
  16. امروز داشتم مصاحبهٔ «امیدِ احمق» با آقایِ «بهروز یوسیان» را «تماشا» می کردم.
    «امیدِ احمق» با این مصاحبه ها میخواهد برایِ خودش «اعتبار» تولید کُند. البتّه در فازِ نخستِ فعّالیتِ خود(خامنه ای ایزد نشان) نیز برایِ «مُعتبر نشان دادنِ خود»؛ از ارتباطاتِ خود با «نیروهایِ امنیّتی رژیمِ شیعی» دادِ سخن می داد. گذشته از اینکه؛ «سَمت و سو» عَوَض کرده است؛ امّا به خاطرِ «حماقَتِ ذاتی» مجبور است که به «ارتباط با فرشته ها و خدایان» بچسبَد؛ تا برنامهٔ خود را «شایستهٔ لایک هایِ بیشتر» جلوه دهد (رَوَندی که همیشه ستونِ فَقَراتِ برنامه هایِ او) بوده و تغییری نکرده است.

    https://www.youtube.com/watch?v=z1P-hPB_dkE

    آقایِ «یوسیان» با اینکه ظاهراً اندکی «واقع گرا» است؛ امّا اعتقاد به «طرحِ توطئه»؛ بسیاری از نظراتِ ایشان را زیرِ سوال می بَرَد. مگر اینکه ایشان بخواهند از میکروفوِن «امیدِ احمق»؛ دو هدف را دنبال میکنند:
    ۱- پروپاگاندا.
    ۲- تزریقِ اطّلاعاتِ نادرست؛ برای بمبارانِ افکارِ عمومی.
    آقای «بهروز یوسیان»؛ متأسّفانه؛ از معتقدینِ «تئوریِ توطئه» است و آماری که در رابطه با صادراتِ «نفتِ آمریکا» و صادراتِ «نفتِ روسیه» می دهد؛ به شدّت «غیرِ واقعی» هستند. ایشان(بهروز یوسیان)؛ «میزانِ تولیدِ آمریکا و روسیه» را به جایِ «میزانِ صادرات» به «احمق نادان» و بینندگانَش می فروشد.

    پاسخ دادنحذف
  17. امروز در حالی واردِ «هفتهٔ شِشم» از جنگ شدیم؛ که ترامپ «اولتیماتومِ ۴۸ ساعته» اعلام کرد. سرنگونیِ «F 15» اهمیّت دارد؛ نَیافتنِ «کادرِ دوّم» آن جنگنده نیز اهمیّت دارد. امّا سقوطِ «A-10 Thunderbolt» اهمیّتی بسیار بالاتَر دارد. زیرا «عملیّاتِ نوک سوزنی» نشان داده است که با «قِرتی بازیِ حملاتِ نقطه زنی» و یا «بمبارانِ فَرشی» نمیتوان «زمین» را «تسطیح» نموده و شرایط را برایِ «ورودِ نیرویِ زمینی»؛ آماده کرد.
    من(کژدم) فکر میکنم که استفاده از بمبهایِ «MOAB» و اجرایِ «طرحِ انسداد»؛ بیش از هر زَمانی ضرورَتِ مِیدانی پیدا کرده اند. زیرا مجموعهٔ این ۲ طرح؛ یعنی فرو باریدنِ «آتشِ جهنّم».
    اگر این ۲ طرح به صورتِ همزمان اجرا نشوند؛ مردمِ ایران باید منتظرِ «رنجهایِ بی پایان» و «نا اُمیدی» باشند و هَم «پیاز» را بخورند و نیز «چوب» را.

    پاسخ دادنحذف
  18. کژدم گرامی درود
    در مورد زیرساخت هایی مثل انستیتو پاستور، فولاد مبارکه، پلها، بندر ماهشهر و... در صورت فرسایشی شدن جنگ و ادامه روند کنونی و تسلیم نشدن حرام لقمه های سپاه روسپیه آیا ممکن است ایران را به شرایط بی برقی و بی آبی و در نهایت عراق ۱۹۹۱ ببرد؟ آیا سیاست آمریکا برای پیشبرد جنگ این است که این زیرساختها را زده و باقی ارازل ج.ا به تسلیم شدن وادار کند؟ در صورت شکست این سیاست چه شانسی برای پیروزی مردم بر سپاه قایل هستید؟ آیا مسلح کردن مردم عادی از طریق هوایی با ادامه حذف سران ج. ا میتواند منجر به شکست هیمنه این اوباشان شیعه شود؟

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما
      متأسّفانه پُرسش شما؛ «بُنیادها» را فراموش نموده است. به این معنی که «تاریخِ ۴۷ ساله» را کنار گذاشته اید وَ گویی که تاریخ از ۹ دِی ۱۳۰۴ آغاز شده و در ۱۸ و ۱۹ دِی به اوجِ خود رسیده است و از یک ماهِ پیش؛ «اسرائیل و آمریکا» عملیّاتِ «آزاد سازیِ ایران» را آغاز کرده اند و ما اکنون در میانهٔ «جنگِ رهایی بخش» قرار داریم. این همان چیزی است که از زبانِ بوقهایِ گوناگون می شنوید و در مجموع ۱۰۰ ها هزار شنونده و بیننده دارند. بوقهایی که همِگی ظاهراً کَمَر به سرنگونیِ رژیمِ شیعی بسته اند. امّا از پاسخ به پُرسشِ «چگونه سرنگون کنیم؟» فرار می کنند و «پارچه و مِتر و قیچی و اُلگو» را به «خیّاط» سپرده اند و تنها نقشی که برایِ مردم قائل هستند؛ این است که حالا حالاها بیرون نیایید؛ تا «فراخوان» داده شود و بریزید به خیابانها.
      این «بی شَرفهایی» که به نامِ «تحلیلگر» و «جامعه شناس» و «کارشناسِ نظامی» و امثالهم در حالِ «بازارگَرمی» هستند.
      هیچ کُدامشان هنوز نفهمیده اند که «مبارزاتِ مردم» و «حملاتِ نظامیِ اسرائیل و آمریکا»؛ در ظاهر «هم پوشانی» دارند. امّا در واقع «۲ جریانِ موازی» هستند.
      ۱- اسرائیل؛ اهدافِ مِلّی خاصّ خودش را دارد.
      ۲- آمریکا اهدافِ دیگری را دُنبال می کند.
      ۳- اهدافِ آمریکا و اسرائیل «هم پوشانی» دارند.
      ۴- اگر چیزی در سُفره باقی ماند(پَس مانده ها) به مردم ایران خواهد رسید.
      امّا «احمقِ نادانها» و «مراد وِیسی» ها و «علی حسینِ قاضی زاده ها» و «مجیدِ محمّدی ها» و «حسین آقایی»ها؛ صحنه را طوری برایِ مردم «تفسیر» میکنند که گویی «اهدافِ آمریکا و اسرائیل و مردمِ ایران» هم پوشانی دارند و سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ منجر به «حکومتی نوین» می شود و از این طریق؛ «اسرائیل و آمریکا» و «کشورهایِ منطقه» نیز به اهدافشان می رسند. تنها کسی که به طورِ واقعی «گزارشِ تحلیلی» از جنگ می دهد؛ آقایِ «فرزین ندیمی» است و شما حتّی یک کلمه از ایشان نمی شنوید که «آشِ شُله قلمکار» تحویل مردم بدهد.
      مردم ایران باید بدانند که وقتی؛ «اسرائیل» و «آمریکا» واردِ جنگ می شوند؛ آن جنگ مجموعه ای از «اهدافِ آنها» و راه هایِ رسیدن به آن اهداف؛ از مجموعه ای از «نظریّه های جنگی» و«قوانینِ جنگی» و پیامدهایِ آن پیروی میکند.
      لذا مردمِ ایران باید بفهمند که «اسرائیل و آمریکا»؛ رستورانِ چلوکبابی نیستند که آنچه را که میخواهید به آنها سفارش دهید.
      مردم ایران باید بفهمند که «لندن» و «پاریس» و «بِرلین»؛ «ژاپن» با خاک یکسان شده و آنچه که اکنون می بینید؛ از میانِ «آوارها» برخاسته است.
      اگر «ضرورتهایِ نظامی» حُکم کنند که همهٔ زیرساختهایِ ایران با خاک یکسان شوند؛ حتماً خواهند شد.
      مردمِ ایران باید بفهمند که همهٔ آنچه که می بینند؛ نتیجهٔ یک «اشتباهِ سیاسی» در سالِ ۵۷ نیست. بلکه نتیجهٔ «خیانتِ ملّی» در سالِ ۵۷ و ادامهٔ همان «خیانتِ ملّی» در این ۴۷ سالِ گذشته به اشکالِ گوناگون است.
      ۴۷ سالِ تمام؛ «خَربزهٔ خیانت» خوردید و «خوشان خوشانتان» بود...... اکنون باید پایِ «لرزهایِ شدی» بنشینید.
      مردم ایران هنوز به آن دَرکِ درست نرسیده اند و لذا آمادگیِ برداشتنِ گامهایِ بَعدی را ندارند.
      زمانی که «نوفدی» (مجموعه ای از بچّه فوکولیهایِ کتاب خوان به رهبریِ «تیزهوش خان»)؛ طرّحِ مبارزه میشود.
      قورباغه؛ ابو عطا خواهد خواند.

      حذف
    2. «ادامهٔ بالا»
      برای تسلیحِ مردم بوسیلهٔ ریختنِ سلاح از آسمان؛ به یک «منطقهٔ آزاد شده» نیاز داریم که مردم مطّلع باشند که قرار است از آسمان بارانِ اسلحه ببارد و به طورِ سازمانیافته منتظر بوده و به سرعت به محموله ها رسیده و مسلّح شوند. امّا مسلّح شدن کافی نیست؛ بلکه باید «تحتِ فرماندهی» قرار گرفته و نقشِ «نیرویِ زمینیِ مردمی» را بازی کنند.
      آنچه که ترامپ در رابطه با فرستادنِ تسلیحات از طریقِ «کُردها» گفت و اذعان کرد که «کُردها» تسلیحات را برایِ خودشان نگهداشتند و به مبارزان منتقل نکردند؛ نشان می دهد که ترامپ چقدر احمق است و فرقِ «مبارزانِ کُرد» با «احزابِ کُردستان» را نمی فهمد. احزابِ کُردستان؛ حتّی مردمِ کُردستان را نیز به «تُخمشان» حساب نمی کنند؛ چه رسد که برای سایرِ مبارزان ایرانی؛ ارزشی قائل شوند. از طرفِ دیگر سخنانِ ترامپ؛ احزابِ کُردستان را به «دُزدی» متّهم می کند و این احزاب باید پاسخگویِ این اتّهام نیز باشند. زیرا نوعی بدبینیِ عمیق نسبت به مردمِ کردستان از طرفِ سایرِ ایرانیان ایجاد می کُنَد. زیرا مردمِ سایرِ نقاط ایران؛ به خاطرِ ساده اندیشی؛ احزابِ کُردستان را به همان معنیِ مردم کُردستان میدانند.
      در آمریکا؛ این ترامپ است که باید از میانِ طرحهایِ نظامی یک یا چند طرح را انتخاب کُند. من (کژدم) نمی فهمم که کسی که هیچگونه سابقهٔ نظامی ندارد و حتّی از خدمتِ سربازی نیز فرار کرده است؛ خواهد توانست انتخابی درست داشته باشد؟
      در اسرائیل داستان؛ عمیقاً فرق می کند. زیرا تقریباً همهٔ مقامات؛ سابقهٔ «نظامی - اطّلاعاتی - امنیّتی» دارند. و زبانِ همدیگر را می فهمند.
      ترامپ در شرایط کنونی با ۲ مشکلِ اصلی روبرو است :
      ۱- انتخاباتِ نوامبر.
      ۲- تأثیرِ نتیجهٔ جنگ در در دوره ای کوتاه مدّت.
      ترامپ مجبور است که از «حملاتِ پُر فشار و بسیار قدرتمند» که بتوانند؛ «شوکِ بُزرگِ نظامی - اقتصادی - روانی» ایجاد کنند استفاده کند.
      در «ژاپن»؛ بمبارانِ «هیروشیما» و «ناکازاکی»؛ این شوکِ بزرگ را ببار آورد و نتیجه داد. در ایران؛ ما «هیروشیما» و «ناکازاکی» نداریم و مراکزِ نظامی و صنعتی بسیار پراکنده هستند.
      لذا باید منتظرِ یک شوکِ بزرگ شبیِ آنچه در ژاپن اتّفاق افتاد باشیم. این شوک؛ یک «شوکِ فراگیر» خواهد بود و مردمِ ایران باید برایِ روبرو شدن با آن آماده شوند.

      حذف
    3. نظرِ خود را با این «جمع بندی» به پایان می بَرَم:
      «مردمِ ایران» اکنون «سنگِ زیرینِ آسیابِ جنگ» هستند.
      و «سنگِ رویینِ آسیابِ جنگ»؛ «شیعیانِ شنیعه - آمریکا - اسرائیل» هستند.
      بیرون آمدن از این شرایط؛ اگر «نامُمکن» نباشد؛ بسیار سخت است.
      موجوداتِ «نوفدی» و «شیرین عبادی» و همهٔ آن دار و دسته هایِ «یوتیوبی» نیز نه تنها لیاقتِ مدیریّتِ شرایط کنونی را ندارند؛ بلکه مدیریّتِ وضعیّتِ ایران پس از سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ توسّط این دار و دسته ها؛ «محال» است.
      بقیّهٔ کسانی که من آنها را «اوباشان و ارازل» مینامم؛ (مانندِ فخر آور؛ مخملباف؛ و سایر جریانهایِ مخالف شاهزاده رضا پهلوی)؛ اساساً از دایره خارج هستند.

      حذف
    4. «طرحِ انسداد» یک طرحِ جایگزین در برابرِ «بمبارانِ زیرساختها» نبود. بلکه یک طرح با «آثارِ فوریِ بسیار قوی»‌ است. «طرحِ انسداد» رویِ زندگیِ مردم نیز اَثرات منفی دارد. امّا این اثرات برای مردمِ ایران؛ زودگذار هستند. امّا رژیمِ شیعی را به عنوانِ یک «ماشینِ جنگی و کُشتار»؛ به طورِ «آنی» به «انسداد» دچار می کند.
      ۱- آیا «طرحِ انسداد» میتواند جلو موشک پرانیِ رژیم را بگیرد؟
      پاسخ این است که به صورتِ فوری نمیتواند. امّا رَوَندِ قطعِ موشک پرانی را تسریع می کُند.
      ۲- آیا «طرحِ انسداد» میتواند به روندِ فرسایش نیروهایِ سرکوب رژیم کمک کُند؟
      پاسخ این است که بله و تأثیرِ بسزایی دارد.
      ۳- آیا «طرحِ انسداد» به تنهایی قادر است که رژیمِ شیعی را سرنگون کُند؟
      پاسخ این است که: نَه؛ نمیتواند. زیرا «سرنگونیِ رژیم» نیاز به مجموعه ای از «رفتارهایِ مردمی» دارد که با توجّه به «اُلگویِ کنونیِ رفتاریِ و مبارزاتیِ مردم ایران»؛ به صورتِ «آنی» تمیتواند بگذارد. امّا میتواند یک «جهش» ایجاد کند و مردم به این نتیجه برسند که باید «ریشه تا برگهایِ بنی هاشم پرستان» را بسوزانند.
      ۴- آیا «طرحِ انسداد» تعدادِ تلفاتِ انسانی در طرفِ مبارزان را کاهش می دهد؟
      پاسخ این است که: بله. به شدّت تأثیر گذار است.
      ۵- آیا «طرحِ انسداد» نظر به «قتلِ عامِ بنی هاشم پرستان» دارد؟
      پاسخ این است که: فقط بخشی از طرح است و به جایِ قتلِ عامِ همهٔ آنها؛ میتوانند از ایران فرار کنند.

      حذف
  19. از خوانندگان میخواهم که اگر پرسشهایِ جدّی داشتید؛ میتوانم پاسخ دهم. امّا اگر پرسشهای «سَبُک وزن»(مانندِ: آیا خدمت سربازی اجباری؛ پس از سرنگونی رژیم برداشته می شود؟) داشتید به سراغ دیگران بروید.
    پُرسشی که خوانندهٔ گرامی در بالا پُرسیده بودند؛ یک پُرسش «نیمه سنگین» بود.

    پاسخ دادنحذف
  20. علی حسین قاضی زاده؛ گلایه دارد که چرا «گارسون»؛ به سفارشِ او عمل نکرده و به جایِ «چلوکبابِ سلطانی»؛ برایَش «آش پلو» آورده است!!!!!

    https://www.youtube.com/watch?v=zBkKr_jb2YM

    به یاد دارم که در یکی از دفترچه هایِ خاطراتِ «چه گوارا» که مربوط به «به کمین افتادنِ نیروهایِ انقلابی» میگوید که حجمِ آتش نیروهایِ حکومتی چنان سنگین بود که یکی از همرَزمان چه گوارا؛ در پُشتِ یک «ساقهٔ نِی» سنگر گرفته بود و فریاد می زد: «ساکِت..... ساکِت.....ساکِت».
    هنوز جنگِ کنونی به آنجا نرسیده است.
    آقای علی حسین قاضی زاده به آن دوستِ گرامی خود که در «صدا و سیما»؛ «هنر جنگ» تدریس می کرد و می گفت که «کارِ رژیمِ شیعی» در ۲ هفته پایان می یابد؛ و یا به تکرار گفته بود که «ایران ظرفیتِ یک تریلیون دلار سرمایه گذاری را ندارد» و کژدم نیز به ایشان پاسخ داده بود که: «نَتَرس؛ ظرفیتِ بیش از ۲ تریلیون دلار هم برای ایران ایجاد میکنند.».
    یا اینکه وعده می داد که «پس از سرنگونیِ رژیم؛ ۶۵٪ از مشکلات در همان یک سالِ اوّل؛ رفع می شود».
    یادتان باشد که اگر شما «کوتوله ها»؛ «اِلیتهایِ ایران» هستید.... وای به حالِ کسانی که به مزخرفاتِ شما برایِ «تغذیهٔ فکری» گوش میدهند.

    پاسخ دادنحذف
  21. اینرا به «دَر» میگویم؛ تا «دیوار» بشنود.
    فیلمِ سینمایی «Hero» و یا به قولی «Accidental Hero» که من به «قولِ دوّم» متمایلم را تماشا کنید. این فیلم محصولِ ۱۹۹۲ است.
    مطمئن باشید که ضرر نمی کنید و شاید چشمانتان اندکی باز شود.

    https://www.youtube.com/watch?v=q5ZVlAlGKcc

    پاسخ دادنحذف
  22. احتمال می دهم که در روزهایِ آینده از بمب MOAB استفاده شود. زیرا زمان برای ترامپ بسیار کَم است. اگر مردم بتوانند باید از جزیره هایِ نزدیکِ تنگهٔ هرمز خارج شده و یا از مراکز نظامی حدّ اقل ۲ کیلومتر فاصله بگیرند و پشتِ موانعِ فیزیکی پناه بگیرند.

    پاسخ دادنحذف
  23. یکی از «هم اندیشانِ کژدم» این برآوردِ مِیدانی را فرستاده اَند:

    (همانطور که میدانید، استراتژی فعلی رژیم، تولید ترس و وحشت و جنگ روانی است. راهپیمایی های طرفداران رژیم هر شب انجام می‌شود، به این صورت که هر شب یکی از خیابان ها را انتخاب کرده و در آن جا تجمع می کنند. که این نشان دهنده کمبود طرفداران رژیم است ( دست کم در شهر کرج ).
    البته علاوه بر آن راهپیمایی اصلی که هر شب انجام میشود، در برخی مساجد هم هر شب تعداد کمی از طرفداران رژیم راهپیمایی هایی که بیشتر شبیه دسته های عزاداری است تشکیل می دهند. در این راهپیمایی ها، ۹۰ درصد شرکت کننده ها ماده هستند.
    ۲- نَر هایی که در تظاهرات شرکت می‌کنند ماسک می‌زنند و روی خود را می پوشانند تا شناسایی نشوند. به طرز عجیبی از شناسایی شدن می‌ترسند.
    ۳- اکثر کسانی که وظیفه تامین امنیت راهپیمایی ها را بر عهده دارند، با جغرافیای محل برگزاری راهپیمایی هیچ شناختی ندارند ( اسم خیابان های اطراف محل را بلد نیستند ).
    ۴- افراد سن پایینی که مسلح شده اند، یا توله های خود بسیجی ها هستند یا کسانی هستند که صرفا عشق گرفتن اسلحه و موتور دارند و ماسک های آنچنانی میزنند( با این مورد به صورت عینی برخورد داشته ام ). و یا اینکه برای پول کار می‌کنند ( آنهایی که در ایست های بازرسی می ایستند تا شبی ۲ میلیون تومان دریافت می‌کنند.
    ۵- افرادی که در راهپیمای ها شرکت می‌کنند پول و غذا دریافت می‌کنند. برای مثال به ازای هر یک نفر جدیدی که به راهپیمایی بیاوری، ۲۵۰ هزار تومان جایزه می‌دهند.
    ۶- ایست های بازرسی که در سطح شهر میگذارند، بیشتر جنبه ترساندن و اذیت کردن مردم را دارد. افرادی که در ایست ها قرار دارند، به هیچ عنوان افراد آموزش دیده ای نیستند ( حتی از نحوه اسلحه به دست گرفتنشان می‌توان تشخیص داد ).
    از سمت غرب، در بین شهرها ایست بازرسی، خیلی کم تشکیل می‌شود و بدون دردسر می‌توان بین شهر ها تردد کرد اما از سمت شرق که به تهران منتهی میشود، تعداد ایست بازرسی ها بیشتر است.
    ۷- پس از شروع جنگ، نیروهای انتظامی رژیم و بسیجی ها در مدارس، استخرها، باشگاه های ورزشی و بانک ها و سایر اماکن مشابه مستقر می‌شوند. برق کلانتری ها خاموش است اما داخل کلانتری خالی نیست. من، داخل کلانتریِ خاموش، سرباز دیده ام.
    برخی از نیروهای انتظامی هم در کوچه ها و داخل ماشین پلیس شب را صبح می‌کنند.
    از ماشین های امداد خودرو، آمبولانس و ماشین های آتش نشانی برای جابه‌جایی سپاهی ها استفاده می‌کنند که تاکتیک جدیدی نیست.
    ۸- در کرج، من نیروهای حشدالشعبی را مشاهده نکردم اما نیروهای فاطمیون حضور دارند.
    ۹- پادگان ها و محل تجمیع نیروهای رژیم تخلیه شده است و در اماکن غیرنظامی پخش شده و پناه گرفته اند.
    ۱۰- در روزهای آغازین جنگ، شب ها گشت یک نفره با موتور در داخل کوچه ها انجام می‌دادند. اما بعد از یک مدتی خیلی خیلی کم شد. برخی از این موتوری ها با پوشش پیک موتوری، به صورت نامحسوس می‌چرخند.
    درمورد تلفات رژیم، برآورد من روی ۳۰ هزار تا است.
    مسلح بودن نیروهای کم سن برای مردم عادی ایجاد ترس میکند، اما در عین حال امکان مسلح شدن فراهم شده است.
    به نظرم برای شروع، فاطی کس قلمبه ها = فاطی کماندوها/ زینب صیغه ای ها ، هدف چرب و نرمی هستند.
    از طرفی هسته های محلی هم برای عملیات های آینده، آبدیده می‌شوند.
    یک مورد فراموش کردم اینجا اشاره کنم. بخش قابل توجهی از پاسدارای تهران به ویلاهای اطراف کرج ( منطقه ساوجبلاغ و کُردان ) فرار کردند.)

    پاسخ دادنحذف
  24. سرقتِ سلاحهای فرستاده شده از طرفِ آمریکا توسّط «اوباشان = احزابِ کُردستان» که خود را «مدافعینِ دموکراسی» می نامند؛ هیچ جایگاهی برایِ آنها در آیندهٔ ایران نمی گذارد. این احزاب نه تنها متّهم به «دُزدی» هستند که باید پاسخِ آنرا به ترامپ بدهند؛ از سویِ مردم ایران به «خیانت» متّهم هستند و پاسخِ آن بسیار سنگین تر از پاسخ دادن به «دزدی» است. این احزابِ «خود خوانده»؛ برایِ همیشه از صحنهٔ سیاسی حذف خواهند شد و دیگر نیازی نیست که آنها را «دُور زد» و با مردمِ کُردستان به طورِ مستقیم واردِ گفتگو شد. این احزابِ خائن و خود خوانده؛ در طِیّ چند ماهِ گذشته؛ به جایِ اینکه به «انقلابِ ملّی ایران» بپیوندند؛ فقط و فقط با «شامورتی بازی» در پِیِ «سهم خواهی» بودند و در نهایت نیز؛ «گورِ خود» را به «دستِ خود» کَندند.

    پاسخ دادنحذف
  25. با درود. بدون شک بهترین روش برای زانو درآوردن سپاه مادرجندگان همان زدن خانه های سازمانی آنهاست. چرا اسراییل یا آمریکا این کار را انجام نمیدهند برای من قابل فهم نیست. این ضربه در عرض یکی دو روز آنها را به دعوای خانوادگی کشانده و به گه خوردن میندازد. بهر شکل ممکن باید این کار را تبلیغ کرد. پاینده باشید.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. به نظر می رسد که رژیمِ شیعی؛ در روزِ «تاسوعا»یِ خود قرار دارد. یا باید مثلِ «حسین شجاع» و در عصرِ رسانه ها و دوربینها به «گُه خوردن» بیفتند و یا اینکه فردا روزِ «عاشورا»یَش خواهد بود. البتّه با این فرق که طَرَفِ مقابِلَش «شِمر» و «اِبن زیاد» نیستند. زیرا «شمر» و «ابن زیاد»؛ «گُه خوردن نامهٔ حسین» را نپذیرفتند.
      تشیّع شنیعه به «حجّاج ابنِ یوسف» نیاز دارد. تا به «شِمر و ابن زیاد» پناه بِبَرَد.
      امّا اینکه چرا خانه هایِ سازمانیِ اوباشانِ شیعه مسلَک را نمی زنند؛ شاید برایِ نمایِشِ جهانیِ «فرقِ تمدّنها»(فرق تمدّن شیعی و تمدّن مسیحی) است.

      حذف
  26. «تغییرِ شگفت انگیز»ی که ترامپ از آن سخن گفته است؛ یا راهِ فراری برای تمدیدِ اولتیماتوم است و یا اینکه در درونِ سپاه و یا اینکه بخشی از سپاه با همکاریِ بخشی از ارتش دست به کودتا بزنند. بیش از این «ماجرایِ شگفت انگیز» دیگری را نمیتوان تصوّر کرد.

    پاسخ دادنحذف
  27. حال کار به «تمدید» کشید و «آتش بَسِ موقّت مشروط» اعلام شد. در این ۲ هفته؛ هر ۲ طرف بنا بر ضرورتهایی که تشخیص میدهند؛ مشغول می شوند.
    لذا می بینید که کنترلِ این رَوَند را ضرورتهایی که در طِیّ «جنگ» بوجود می آیند تعیین میکند وَ نَه آرزوها و سفارشهای مردم. امّا «جنگ» تا رسیدنِ یکی از طرفین به اهدافِ خود؛ به صلح نمی انجامَد.
    اگر تا دیروز؛ فقط رژیمِ شیعی و اسرائیل و آمریکایِ ترامپ نقش اصلی را داشتند. رژیمِ شیعی باید از خود بپرسد که چگونه میتواند با همسایگان زندگی کُند؟ همچنین باید غرامتهای چند صد میلیارد دلاری به کشورهایِ منطقه بپردازد که خودش یک «زخمِ بازِ عفونی» است.
    این آتش بس روندِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی را متوقّف نمی کند و فقط ۱۴ روز طولانی تر می کند. مگر آنکه تسلیمِ کامل را بپذیرند.
    شاید در این مدّت «لاشهٔ فرزانه» را به خاک فرو کنند؛ مجتبی را نیز «مُرده» و «یک تکّه گوشت» معرفی کنند. به لیس زدنِ زخم هایشان بپردازند. کار بیشتری از دستشان ساخته نیست.

    پاسخ دادنحذف
  28. درود. آیا آنزمان که ترامپ به مردم گفت «کمک در راه است» منظورش سلاحهایی بود که به گروههایی از کردستان داده و قرار بوده آنها در اختیار بخشی از مردم قرار بگیرند؟ اگر اینگونه بوده باشد آیا حکومت اقلیم میدانسته و از این اتفاق جلوگیری کرده یا گروههای کرد خودشان تصمیم گرفته اند این کار را نکنند؟ میدانم شما هم نمیتوانید به این پرسش با اطمینان پاسخی بدهید اما شاید با توجه به تجربه اتان و شناختتان بهتر از من بتوانید حدس بزنید چه رخ داده.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود
      من میتوانم بگویم که این سخنِ ترامپ؛ برای «سفید شوییِ فراخوانِ احمقانهٔ خودش»(آهای.... بشتابید که کُمک در راه است.) است. شما در مصاحبه ای که دیروز «ایران اینترنشنال» با «مهتدی» انجام داده بود و همین پُرسش را مطرح می نمود؛ می بینید که «مهتدی» فقط برای فرار کردن از «چوبهٔ دار» به آسمان ریسمان بافی افتاده است و حتّی یک کودک نیز میتواند تناقض گویی هایَش را به صورتی آشکار ببیند.
      «مهتدی» میداند که «چه گروهی» و یا «گروه هایی»؛ این تسلیحات را دریافت کرده و دُزدیده اند؛ و به زبانِ بی زبانی میگوید که: «من دُزد را لُو نمی دهم .... بروید خودتان دُزد را پیدا کنید.».
      پاسخِ نهایی:
      ۱- این کمکها فرستاده شده اند و احزابِ کُردستان آنها را دُزدیده اند.
      ۲- این کمکها پس از «قتل عامّ ۱۸ و ۱۹ دِی» فرستاده شده اند و حتّی اگر دُزدیده نمی شدند؛ ماهها طول می کشید که به دستِ مردم برسد. لذا ترامپ در اینجا در رابطه با «زمانِ فراخوانِ احمقانهٔ خود» و «زمانِ اِرسالِ تسلیحات» و «زمان بندیِ رسیدنِ تسلیحات به دستِ مردم»؛ مزخرفات می فرمایند.

      حذف
  29. روز شمارِ «نکات مهمّ » در جنبشِ کنونی (بخش یازدَهُم)

    منتشر شد.

    پاسخ دادنحذف