ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۱۱, دوشنبه

تمامی راهها به مسکو ختم میشود

زمانی که حاکمیت کثیف کلیسا به سرتاسر اروپا گسترده بود مثلی بر سر زبانها افتاد مبنی بر اینکه «همهٔ راهها به رُم ختم میشود»؛ بعدها که حاکمیت کلیسای کاتولیک بر افتاد؛ در جهان سیاست حتی تا سدهٔ اخیر در بسیاری از کشورها از انتخاب کاتولیکها به عنوان مقامات سیاسی؛ دوری میشد و میگفتند که نمیتوان کسی را که از رُم دستور میگیرد یک میهن پرست آمریکایی و یا فرانسوی و یا آلمانی به حساب آورد.
اکنون در رابطه با سوریه میگویند که همهٔ راهها به مسکو ختم میشود و روسها نیز نشان داده اند که بازی گردانان اصلی تمامی ویرانیها و قتل عامها آنها هستند و رژیم تازی پرستان حاکم بر ایران نیز تنها در زیر سایهٔ پرچم روسیه اینچنین در سوریه شیر شده اند. تکاپوی روسها نشان از آن دارد که در حال از دست دادن تمامی داراییهای خود در خاورمیانه هستند. سیاست روسیه که پیشتر از این تنها بر اساس نادیده گرفتن انقلابیون سوری و تجهیز نظامی رژیم بشار اسد و پشتیبانی دیپلماتیک بین المللی؛ بویژه در سازمان ملل استوار بود. اکنون به خاطر پیشرفتهای چشمگیر انقلابیون در عرصهٔ نبرد و نزدیکتر شدن زمان فروپاشی رژیم علویهای سوریه؛ روسیه را وادار کرده است تا از مرحلهٔ انکار وجود انقلابیون به مرحلهٔ متناقض شناسایی غیر رسمی انقلابیون و همزمان تقاضای مذاکرات رسمی با آنها پای نهد. اما انقلابیون سوریه میدانند که روسها دیگر به جز درگیری مستقیم با انقلابیون اهرم فشار دیگری برای نشستن در پای میز مذاکره ندارند. روسها و به تبع آنها عروسک خیمه شب بازیشان یعنی رژیم اسلامی حاکم بر ایران اکنون به سیاست گسترش کشتار روی آورده اند تا بدینوسیله بتوانند ظاهراً دروازه های جهنم را به رهبری ائتلاف انقلابیون سوری نشان داده آنها را به پای میز مذاکره بکشانند. اما مسئله این است که دروازه های جهنم واقعی برای شعیان سوریه و علویهای سوریه و لبنان؛ بعد از فروپاشی رژیم اسد گشوده خواهند شد. روسها در هفتهٔ اخیر به خاطر حفاظت از شناورهای جنگی خود در آبهای سوریه؛ دست به مانورهای نظامی تدافعی در برابر تهاجمات کوماندویی دریایی زده و شناورهای جنگی بیشتری را به منطقه گسیل داشته است. تمامی نمایشهای نظامی و تکاپوی دیپلماتیک روسها ظاهراً نشان از آن دارد که «همهٔ راهها به مسکو ختم میشوند» اما واقعیت پیش روی آن است که اگر تمامی راهها به مسکو ختم میشوند؛ در آینده ای نزدیک تمامی راهها به روی مسکو بسته خواهند شد و مسکو برای جلو گیری از کشانده شدن دامنهٔ بحران به مرزهای خود؛ در مرحلهٔ بعدی رژیم اسلامی حاکم بر ایران را در سلاخی و کشتار ایرانیان یاری خواهد داد. این آینده در ذهن من بسیار روشن است؛ گویی که هم اینک آنچه در سوریه میگذرد در ایران اتفاق خواهد افتاد و ایرانیان آماج انتقام کشته های مردم سوریه قرار خواهن گرفت و از دو سوی سلاخی خواهند شد. از یک سوی نیروهای سرکوب رژیم اسلامی و از سوی دیگر نیروهای سلفی-جهادی که مانند مور و ملخ به ایران گسیل خواهند گردید. اکنون مردم ما تنها تصورشان از بحرانهای آینده؛ فقط گسترش گرانی و کمبود مایحتاج است و متاسفانه هیچیک از نیروهای اپوزیسیون به این امر نه تنها توجهی ندارند؛ بلکه چه بسا بسیاری از خوانندگان نیز آنها را «خیالبافیهای کژدم» و یا «کج اندیشی های کژدم» بنامند.

دوستان؛ بیطرفان و دشمنان من....

من در تمامی تحلیلهایم؛ سعی داشته ام که از تحلیهای آبدوغ خیاری مربوط به گذشته مانند تحلیلهای شاه و مصدق و یا ربوده شدن انقلاب ۵۷ توسط آخوندها و مسائلی از این قبیل به دور باشم و تمامی تلاش من در رابطه مطالعهٔ وقایع درونی میهن و یا مربوط به کشورهای عربی و تحولات خاورمیانه و سمت و سوی گسترش و اهداف آن بوده است. البته در جزئیات حتماً بعضی وقتها به خاطر کمبود اطلاعات دچار اشتباه شده ام؛ اما در تصویر بزرگتر هرگز دچار اشتباه نشده ام؛ شاید نخستین کسی بودم که پیشبینی کردم که اخوان المسلمین هرچه قدرتمندتر شود؛ بیشتر به سوی دشمنی با رژیم شیعی مسلک حاکم بر ایران کشانده خواهد شد. شاید نخستین کسی بودم که جدایی حماس از رژیم اسلامی را حدود ۱۸ ماه پیش و یا حتی پیشتر از آن پیشبینی کردم و زمانی که جنبش سوریه آغاز شد؛ به خاطر اینکه اطمینان داشتم که این جنبش رشد خواهد نمود؛ صفحهٔ ویژه ای برایش باز نمودم و در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران میگفتند که این جنبش سرکوب شده و گسترش نخواهد یافت؛ همچنان میدانستم که به خاطر وجود بازیگران بین المللی؛ این جنبش رشد خواهد نمود. برای نخستین بار اصطلاح « آغاز شکست استراتژیک جمهوری اسلامی و فروپاشی دژ هلال شیعی» را بکار برده و مفهوم «شکست استراتژیک» را بارها و بارها به صورت مکرر توضیح دادم.
یکبار دیگر در رابطه با شکست استراتژیک باید توضیح دهم که این نوع از شکست مانند یک شکست بزرگ در یک یا چندین جبهه نیست؛ بلکه شکستی فراگیر در تمامی ابعاد و گستره هاست و غیر قابل پیشگیری است و نتیجهٔ آن گسیختن تمامی تار و پود اقتصادی و اجتماعی یک جامعه در تمامی ابعاد آن خواهد بود. برای مثال باز هم به شکست استراتژیک آلمان در جنگ جهانی دوم میپردازم  و نقطهٔ آغاز آن شکست نه در نبردهای روسیه و یا آفریقا؛ بلکه زمانی بود که حکومت آلمان از مردم خواست تا لوازم فلزی خانگی را برای تأمین ادوات جنگی به دولت بدهند. نتایج آن شکست استراتژیک را میتوانید در کتابها و مقاله های گوناگون بخوانید ولی نمونه های بارز آن تقسیم آلمان؛ ویرانی کامل آلمان؛ تجاوز به بیش از ۹۰ در صد زنان آلمان بوده است.
زمانی که میگویم جمهوری اسلامی ایران در سراشیبی شکست استراتژیک افتاده است؛ به هیچ وجه فکر نکنید که این رژیم مانند خدا در آسمانهاست و هر اتفاقی که قرار است برای رژیم بیفتد؛ تنها برای آنها خواهد افتاد..... نه..... اینچنین نیست؛ هر اتفاقی که قرار است به خاطر شکست استراتژیک رژیم بیفتد؛ تنها برای ایران و ایرانیان خواهد افتاد. یعنی اینکه هر آنچه که برسر آلمان و آلمانیها فرود آمد؛ بر سر ایران و ایرانیان و چه بسا در ابعادی بسیار وسیعتر فرود خواهد آمد. شما نمیتوانید از این مسئله چنین نتیجه بگیرید که برای جلوگیری از آن فاجعه باید در کنار رژیم قرار بگیرید .... هرگز.....؛ در کنار رژیم قرار گرفتن نه تنها جلو شکست استراتژیک را نخواهد گرفت؛ بلکه ابعاد وخامت آنرا نیز کاهش نخواهد داد و تنها راه پیشگیری از وسعت دامنه های این شکست؛ بوجود آوردن یک آلترناتیو فعال میهنی است که بارها و بارها در بارهٔ آن توضیح داده ام.
و گرنه...... ایران را توفانهای سهمگین آتشین در کام خود فرو برده و نتیجهٔ آن بسیار تیره تر از نتایج حملهٔ مغولها خواهد بود.
حال... خود دانید

کژدم 


ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۱۰, یکشنبه

رژیم اسلامی چه بر سر جانبازان مدافع میهن در نبردهای ۸ سالهٔ قادسیهٔ صدام می آورد؟

قهرمانان ملی ما و شرم های ملی ما

این یک شرم ملی برای ایرانیان است که فرزندان خود را که برای دفاع از مام میهن؛ در نبردهای ۸ سالهٔ قادسیهٔ صدام  و جنگ طلبیهای خمینی گجستک برای به پا سازی هلال شیعی اینچنین به دست سرداران رانت خوار و قاچاقچیان مواد مخدر و به پا دارندگان روسپی خانه های بین المللی انداخته اند. این تنها یک بخش از آن چیزهایی است که باید از آن شرم کرد. وضعیت زلزله زدگان آذربایجان؛ کودکان کار؛ جوانان معتاد....  اینها درد ملی نیستند .... اینها شرم های ملی ما هستند؛ شاید هم بیشتر...اختگی ملی.... پفیوزی ملی.... تو بگو.... تو براش اسمی پیدا کن....
چی....؟ گفتی که رضا پهلوی میگه  روزی ۱۷ رکعت « جزوهٔ جین شارپ ملی» بخونید؟..... ولش کن این تاجر میلیاردرو..... تو اسمشو چی میگذاری...؟ تو  چی میخوای بخونی....؟ ... بازهم بگو... میخوام ببینم درست شنیدم یانه...؟ گفتی که روزی هزار بار نام بابک خرمدین رو بخونیم؟ یا گفتی که روزی هزار بار نامشو فریاد بزنیم؟... حالا فهمیدم... روزی هزاربار نام و یاد چهرهٔ خونین بابک خرمدین رو فریاد بزنیم......

دوستان زحمتکش در وبسایت «دیگربان» که شاید مرا هم دوست نداشته باشند (البته شاید هم حتماً)؛ فیلمی را منتشر نموده اند که بدون اجازهٔ آنها اما با توضیحات کامل آنها به باز نشر آن دست میبرم. اعتراض هم کردند؛ به درک اسفل السافلین. من کار خودم را میکنم.

توضیح دیگربان

مستند «فراموشی» ساخته احمد سلیمان‌نیا٬ یکی از معدود فیلم‌هایی است که وضعیت بازماندگان جنگ عراق و ایران را به تصویر می‌کشد و پرده از واقعیت‌های تلخی از زندگی آنها کنار می‌زند که سال‌هاست در ایران مخفی نگه داشته شده است.
در این فیلم «جانبازانی» نشان داده می‌شوند که برخی از آنها توسط وزارت اطلاعات بازجویی و مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اند٬ عده‌ای دچار اعتیاد شده‌ و از برخی از آنها نیز از سوی ماموران آسایشگاه کتک خورده‌اند.
«جانبازانی» که در فیلم به تصویر کشیده شده‌اند از برخورد‌های دوگانه و بی‌اعتنایی بنیاد مستضعغان و جانبازان به آنها به شدت انتقاد می‌کنند. با این حال بیننده فیلم در بسیاری از موارد با قطع صدای آنها (سانسور) روبرو می‌شود.
خانواده این «جانبازان» نیز در این فیلم از بی‌توجهی مقام‌های جمهوری اسلامی به عزیزان خود به شدت انتقاد می‌کنند که بخش‌های زیادی از گفته‌های آنها نیز سانسور شده است.
بسیاری از قربانیان جنگ هشت ساله عراق و ایران سال‌هاست از سوی مقام‌های جمهوری به فراموشی سپرده شده‌ و زندگی گروه قابل توجهی از آنها در پی این بی‌توجهی از هم پاشیده است.


از تمامی خوانندگان تقاضا میکنم از انتشار این درد و شرم ملی؛ دریغ نکنند.

سپاس مجدد از دیگربان

کژدم

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۷, پنجشنبه

روز شمار گسترش بحران سوریه به عراق و لبنان و سپس ایران

همانگونه که پیشتر گفته ام؛ آن نیروی جنگاور و بسیار آبدیدهٔ ۱۴۰۰۰ نفرهٔ سلفی-جهادی تنها برای سرنگونی رژیم بشار اسد به سوریه گسیل نشده است. لذا از امروز صفحه ای را برای روز شمار و ثبت وقایع مربوطه برای رصد نمودن مسیر حرکت بحران و  شیوه های تدافعی حکومت شیعی مسلک عراق و حزب الله لبنان تا سرنگونی شان را در این صفحه پی میگیریم. به امید همیاری دوستان در انتقال لینکها و مطالبی که در این رابطه در هر رسانه ای مشاهده میکنند.
من این صفحه را بسیار جدی و پیگیر به صورت روزانه؛ به روز خواهم نمود. لذا هر روز مطلب جدیدی به آن افزوده خواهد شد؛ حال چه با کمک خوانندگان و چه بدون کمک آنها؛ زیرا این دیگر مسئلهٔ داخلی سوریه و توفان آتش به سوی ایران می آید. رژیم اسلامی حاکم اینرا نیک میداند؛ اما پنهان میکند. 
نخستین مطلب به نقل از دیپلماسی ایرانی:

(القاعده به حزب الله اعلام جنگ داد

شاخه القاعده در سوریه با انتشار ویدیویی در اینترنت، علیه حزب الله لبنان اعلام جهاد کرد.
به گزارش خبرگزاری تسنیم ؛ نشریه صهیونیستی «ال گمینیر» دیروز گزارش داد "جبهه النصره" شاخه القاعده در سوریه علیه حزب الله لبنان اعلام جهاد کرده است.
این گروه تروریستی در ویدیوئی که در اینترنت منتشر کرده است از تمام سنی ها خواسته است علیه شیعیان، سلاح به دست بگیرند.
جبهه النصره به خاطر حملات وحشیانه و مرگ بار خود در داخل سوریه مشهور شدند، فقط در یک حمله انتحاری در اکتبر، که این گروه مسئولیت آن را به عهده گرفت بیش از 48 نفر کشته و 122 نفر مجروح شدند.
بنابر این گزارش این گروه در حدود هفت هزار عضو در سوریه دارد و تنها گروهی است که توسط القاعده در سوریه مورد پذیرش قرار گرفته است.
دولت آمریکا نیز این گروه را نماینده القاعده در سوریه معرفی کرده و در لیست گروه های تروریستی قرار داده است.)
لینک:  (اینجا)

در این لینک به موردی استراتژیک در رابطه با فروپاشی هلال شیعی اشاره شده است که میگوید:

«جان کری در سپتامبر سال ۲۰۰۷ به قطعنامه ای رای داد که سپاه پاسداران را يک گروه تروريستی معرفی می کرد. در طرح ياد شده تاکيد شده بود که به منظور دفاع از منافع حياتی آمريکا از تلاش ايران برای تبديل شيعيان عراق به نيرويی شبيه حزب الله لبنان بايد ممانعت به عمل آيد.»

در بخشی دیگر از قطعنامه آمده بود که «ايالات متحده با اقدامات خشونت آميز جمهوری اسلامی در عراق  که به منظور بی ثبات کردن آن کشور صورت می گيرد مقابله خواهد کرد و در ضمن اعمال کنترل سعی در وارونه ساختن جريان نفوذی ايران در عراق خواهد داشت.»
لینک مربوطه: (اینجا)

 زمینه ها در عراق فراهم میشوند: (اینجا)
و (اینجا)

گزارش بازتاب از «تشکیل ارتش آزاد عراق» که با اندکی شعارهای طبق معمول وبسایتهای امنیتی رژیم جمهوری اسلامی همراه است:
فرماندار خالص:
کد خبر: ۲۹۴۰۸۹
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۳۹۱ - ۱۸:۰۲
فرماندار خالص از تکاپوی بقایای حزب بعث عراق برای تشکیل سپاه آزاد در استان دیاله خبر داد.
به گزارش کردپرس عدی خدران، فرماندار ناحیه خالص در گفتگو با "سومریه نیوز" اعلام کرد: عزت الدوری، یکی از سران سابق حزب منحله بعث که از سوی دادگاه عراق تحت تعقیب می باشد در حال تشکیل سپاه آزاد عراق در استان دیاله است.
خدران، هدف تشکیل این سپاه را کودتا برعلیه حکومت مرکزی و انجام عملیات نظامی و ایجاد آشوب و ناامنی در تمامی مناطق عراق دانست.
نامبرده افزود: بقایای حزب بعث، در پی از بین بردن دمکراسی، ایجاد جنگ طایفه ای و قومی و مسلح کردن گروههای مسلح تندرو در عراق و درنهایت بازگرداندن حکومت استبدادی در کشور هستند.
وی از تلاشهای سران حزب بعث و تحریک احساسات طایفی به عنوان تهدیدی علیه امنیت و ثبات عراق نام برد و از حکومت مرکزی خواست اقدامات لازم در این زمینه انجام دهد.
مدتی قبل یکی از نمایندگان وابسته به ائتلاف دولت قانون اعلام کرد که حزب بعث در تلاش تشکیل سپاه آزاد در عراق همانند کشور سوریه است. ائتلاف دولت قانون پیشتر اعلام کرده بود سران بعث آزادانه در اقلیم کردستان رفت و آمد می کنند.»
لینک خبر: (اینجا)
ادامهٔ تظاهرات ها در عراق؛ گزارش الجزیره در ۲۸ دسامبر ۲۰۱۲ :
لینک: (ادامهٔ تظاهرات ها در عراق) 


گدایی روسها برای نگاه داشتن جای پا در سوریه. روسها اکنون بیش از ۲۰ هزار نیروی نظامی در سوریه دارند که در سرکوب مردم سوریه به بشار اسد کمک میکنند؛ و از نظر دیپلماتیک و پشتیبانی لجستیک رژیم اسد در ۲۱ ماه گذشته از هیچ چیز دریغ نکرده اند؛ اما اکنون با نزدیک شدن فروپاشی رژیم اسد دست به بازی دیگری زده اند و میخواهند قاتلین وجنایتکاران علوی را از زیر تیغ انتقام و محاکمه فراری دهند و خود نیز با چهرهٔ انسان دوستانه همچنان در منطقه جای پای خود را حفظ کنند؛ گویا روسها حتی از تجزیهٔ مناطق علوی نشین و تشکیل یک کشور علوی نیز نا امید شده اند. در فردای ایران روسها همین نقش را با شدتی بیشتر در سرکوب مردم ایران بازی خواهند نمود . به یاد بسپارید و هرگز فراموش نکنید.
لینک: (اینجا)

رژیم تازی پرستان حاکم بر ایران؛ از هم اکنون در حال سفت کردن کمربندهای ایمنی خویش است. بازیهای خانوادهٔ رفسنجانی و قهرمان سازی از این خانوادهٔ جنایتکار و همچنین تلاش برای حفظ سنگرهای سبز مذهبی برای فرار از بحران نشانگر ترسهای عمیق درونی رژیم است. نظر عسگر اولادی رفیق هم آخور لاجوردی جلاد را در رابطه با موسوی و کروبی بخوانید و به خاطر بسپارید و هرگز فراموش نکنید.
لینک: (اینجا)

طارق الهاشمی معاون سابق نوری المالکی در بارهٔ احتمال جنگ داخلی در عراق و تقسیم آن هشدار داد.
لینک: (اینجا)

علم الهدی هم وارد میدان شد تا موسوی و کروبی (پیام آوران دوران طلایی امام) را از چراغ جادوی حبس خانگی بیرون بکشد. این حرکتها سازمانیافته و در جهت بخیه زدن زخمهای چرکین تفرقه میان نیروهای رژیم است. هر چند که این حرکات از طرف برخی از تحلیلگران در رابطه با انتخابات آینده برای بازارگرمی تعبیر شود؛ اما به نظر من افقی دورتر را مد نظر دارد و آن کنترل بحران فروپاشی هلال شیعی است که امواج آن در آینده ای نه چندان دور به ایران خواهد رسید.
لینک: (اینجا)

نوری المالکی نیز از جنگ داخلی سخن میگوید:
لینک: (اینجا)

تبلیغ «خط انتقام» ظاهراً از همسر بشار اسد؛ ولی اگر همسر بشار اسد به چنین روزی بیفتد؛ سرنوشت شیعیان و علویها بعد از سرنگونی رژیم اسد معلوم است.
لینک: (اینجا)

اینهم خبر مهم دیگری که امروز در وبسایت دیپلماسی ایرانی منتشر گردید که البته جنبهٔ شانتاژ هم دارد: رد پای ارتش آزاد سوریه در تنشهای اخیر عراق
لینک: (اینجا)

تنشها در عراق اوج میگیرد؛ وبسایت دیپلماسی ایرانی که بر خلاف نام آن یک وبسایت اطلاعاتی-امنیتی است  امروز ۳۱ دسامبر ۲۰۱۲ این خبر را در خروجی خود گذاشت: انتفاضهٔ مردمی در راه است
لینک: (اینجا)

وبسایت امنیتی پارسینه این خبر را با عادت دائمی بوقهای تبلیغاتی رژیم که چند پیرزن و کودک کشته شدند (سیاست طفلان مسلم) در خروجی خود قرار داده است که یکی از دوستان برای وبلاگ فرستاده بودند که از ایشان سپاسگذارم و در بخش نظرات نیز منتشر شده است:
(خبر دیگر اینکه عمار یوسف رئیس شورای استان صلاح الدین از یک سوء قصد تروریستی در جنوب تکریت جان به در برد.
کشته و زخمی شدن دهها نفر بر اثر انفجار در مناطق مختلف عراق و جان به در بردن یک مسئول عراقی از سوء قصد تروریستی از مهمترین تحولات امنیتی این کشور است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پایگاه السومریه، یک منبع وابسته به پلیس عراق اعلام کرد: در اثر انفجار خودروی بمبگذاری شده در منطقه الکراده در مرکز بغداد که عصر امروز رخ داد، سه نفر کشته و 16 نفر دیگر زخمی شدند.

از سوی دیگر یک منبع وابسته به پلیس عراق در استان کرکوک بیان کرد: در اثر اصابت یک موشک در منطقه ای در پشت دفتر جبهه ترکمن در کرکوک، پنج نظامی عراق کشته و شش نفر دیگر زخمی شدند.

خبر دیگر اینکه عمار یوسف رئیس شورای استان صلاح الدین از یک سوء قصد تروریستی در جنوب تکریت جان به در برد.

منابع وابسته به شورای استان صلاح الدین بیان کردند: انفجار خودروی بمبگذاری شده در ناحیه دجله در جنوب تکریت با هدف ترور عمار یوسف رخ داد که وی توانست از این سوء قصد نجات پیدا کند و به محافظان وی نیز آسیبی وارد نشد.

منابع  وابسته به پلیس عراق در استان نینوی نیز از کشته شدن یک پلیس در اثر حمله مسلحانه در یک مرکز ایست بازرسی در موصل خبر دادند.

خبر دیگر اینکه عدی الخدران مسئول منطقه الخالص در استان دیالی گفت : اعضای گروه موسوم به ارتش آزاد عراق(مشابه گروه مسلح موسوم به ارتش آزاد سوریه) که از بعثی های صدامی و اعضای القاعده تشکیل شده است مسئول انفجار خودروی بمبگذاری شده ضد زائران امام حسین(ع) نزدیک مقام نبی خضر(ع) در چهار کیلومتری شرق الخالص است.

وی افزود: در اثر این انفجار، 9 نفر از زائران از جمله شش کودک زخمی شدند.

منابع وابسته به پلیس عراق در استان صلاح الدین از زخمی شدن دو نفر در اثر انفجار خودروی بمبگذاری در جنوب تکریت خبر دادند.

از سوی دیگر منابع پلیس از کشته شدن یک پلیس در جنوب سامرا در اثر انفجار خودروی بمبگذاری شده خبر دادند.

منابع عراقی از زخمی شدن دو پلیس عراق در شرق موصل خبر دادند.)
لینک: (اینجا)

تلاش اسرائیل برای شناسایی حزب الله لبنان به عنوان یک گروه تروریستی در کوتاهترین زمان ممکن از طرف کشورهای اروپایی؛ این امر نشان از آن دارد که اسرائیل برای برخورد با حزب الله لبنان؛ در حال یارگیری در اروپاست.
لینک: (اینجا)

گسترش بحران سوریه به سمت عراق وضعیت ژئوپولیتیک و آیندهٔ  سرزمین ماد (کردستان) را به شکل گسترده ای تغییر خواهد داد. برای آشنایی دوستان با چنین شرایط احتمالی این مصاحبه را که در وبسایت اطلاعاتی امنیتی دیپلماسی ایرانی منتشر شده است جلب میکنم. مصاحبهٔ آقای رضا مهرآبادی با  آقای اسعد اردلان. به خاطربی اعتمادی به تمامی سایتهای اطلاعاتی امنیتی نخست متن این گفتگو را در پایین منتشر نموده و سپس لینک آنرا نیز در زیر مطلب ذکر میکنم. مسئلهٔ سرزمین ماد (کردستان) به عنوان بنیانگزاران ایران نه تنها از نظر تاریخ سرزمینی ایران اهمیت بسزایی دارد که متاسفانه در سدهٔ اخیر به خاطر حکومت مرکزی تابع روحانیت شیعه و سپس حاکمیت اسلامی شیعی مسلک تنها به نام «جدایی طلبان» در فرهنگ سیاسی ما تزریق شده است؛ بلکه در اثر تزریق این دیدگاه به عنوان دیدگاه اصلی؛ سایر ایرانیان را از نگاهی واقعی و میهنی نسبت به برادران «ماد» و بنیانگزاران سرزمینی که ظاهراً به نامش افتخار میکنند (ایران)؛ محروم شده و شیوهٔ تفکرشان همچنان در چهارچوب تفکر ناسیونالیسم شیعی تعریف میشود:

( دیپلماسی ایرانی: این روزها و با بالا گرفتن بحران در سوریه، همه کشورهای همسایه سوریه که به نوعی در این بحران تاثیرگذار هستند، از خود این سوال را می پرسند که ترکیب قومی سوریه تا چه اندازه به تشدید بحران کمک کرده است؟ در صورت ادامه بحران در این کشور، همسایگان سوریه که به نحوی شاهد امتداد قومی اقوام درون سوریه در داخل خاک خود هستند، چه تاثیری از این بحران خواهند پذیرفت؟ اما در این میان آن چه بیش از همه ذهن سیاستمداران عراقی، ترک و حتی ایرانی را به خود مشغول کرده مسئله کرد ها است. مسئله ای که در عراق و ترکیه برای دولت مرکزی درد سر ساز شده است. دیپلماسی ایرانی نقش شکاف های قومی در بحران سوریه و آینده تحولات منطقه را در گفت و گو با دکتر اسعد اردلان، تحلیل گر مسائل بین المللی بررسی کرده است که حاصل آن را می خوانید:
بحران در سوریه تا چه اندازه به عمیق و فعال شدن شکاف قومی کردها در منطقه دامن زده است؟ سهم دولت سوریه در این میان چه بوده است؟
وجود بحران در هر کشوری بر همسایگان و منطقه اثرگذار است. به ویژه بحران هایی شبیه آن چه که در سوریه می گذرد. صرف نظر از این که داوری در مورد سوریه چگونه باشد، وضع موجود بسیار نامطلوب و برای منطقه خطرناک است. مطالبات ملی و قومی و مذهبی در جوامع چندملیتی اگر در شرایط عادی و صلح آمیز پاسخ مناسب دریافت نکند، در بحران به سرانجام دلخواه حکومت نمی رسد. شکاف قومی پیش از این رویدادها هم در سوریه وجود داشت منتها امنیت موجود اجازه بازتاب اجتماعی آن را نمی داد. در حالی که محققان و کارشناسان این منطقه همواره نسبت به تداوم وضع سوریه هشدار داده بودند. منتها دولت تا هنگامی که در قدرت بود از درک این هشدارها غافل بود. تمرکز قدرت در دست اقلیت 20 در صدی حاکم همیشه پرسش برانگیز بوده است.
چون پرسش شما مشخصا در مورد کردهاست من یاد آوری می کنم که  قانون اساسی 1969 سوریه که هنوز حاکم است، کسانی را به تابعیت سوری می شناسد که از پدر یا مادر عرب سوری متولد شوند. معنی دیگر این بود که هرکس خود را عرب معرفی نمی کرد و طبق همین قانون نام عربی نداشت تبعه دولت سوریه محسوب نمی گشت و به طریق اولی از حقوق شهروندی مانند داشتن مدارک هویت، تحصیل، استخدام در دولت و سایر موسساتی که به سند هویت نیاز داشت، و از سایر حقوق  اعراب برخوردار نبود. عوارض چنین نگاهی این است که گروهی که شهروند به حساب نمی آیند خود را فاقد هویت رسمی دانسته و در اندیشه کسب هویت به شیوه های مختلف و از جمله رهایی از وضعیت سیاسی و سلطه حاکم باشند.
ظاهرا مسئله ی دولت مرکزی عراق با اقلیم کردستان به بحث مربوط به کرکوک و استخراج نفت از این منطقه بر می گردد. تا چه حد این اختلاف دلیل واقعی وضعیت تنش آلود میان کردستان عراق و دولت مرکزی است؟
مسئله کرکوک یکی از مسایل اصلی است و استخراج نفت فرع. مسئله اساسی این است که  از سال 1957 سیاست تعریب مناطق کردنشین و ترکمان نشین آغاز شده است و ترکیب جمعیتی این مناطق به طور عمدی و طبق یک برنامه مستمر به هم خورده است و دولت نظامی و بعثی اعراب جنوب را جایگزین کردها در مناطقی چون  دیوانیه، انبار، دیاله و کرکوک و موصل نمود. به موجب ماده 140قانون اساسی عراق این مناطق و به ویژه منطقه کرکوک یک منطقه اکثریت کرد و اقلیت ترکمان بوده که باید بر اساس یک همه پرسی از مردمان اصلی ساکن، تحت مدیریت منطقه ای حکومت اقلیم کردستان قرار گیرد. چند سالی است که اجرای ماده 140 به دلایل عدیده به تعویق افتاده است. کردها معتقدند دولت مرکزی مانع اجرای قانون اساسی است و با آن به صورت گزینشی عمل می کند. به نظر کردها اختلاف اصلی این جاست و تا مشکل اجرای کامل قانون اساسی حل نشود نمی توان در مورد فرعیات گفت و گو کرد.
اخیرا دولت ترکیه آمادگی خود را برای مذاکره با اوجالان اعلام کرده است. آیا این به معنای احساس خطر دولت ترکیه در رابطه با کردها و چاره جویی ترکیه برای این مسئله است؟
بعد از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه که از حمایت بخش قابل توجهی از کردها برخوردار بود و عذرخواهی رجب طیب اردوغان از ژنوساید سال های 38-1937 کردهای منطقه درسیم، رابطه دولت کنونی ترکیه با کردها رو به بهبود گذارده است. حضور قابل توجه و تاثیرگذار اینان در پارلمان و شوراهای استانی و شهری و قدرت انتخاب شهرداران و فراهم آمدن زمینه های مشارکت مدنی برای احزاب و گروه های کردی که با حزب عدالت و توسعه همراه هستند برای دولت اردوغان ثمربخش بوده است. به ویژه موضع او را در برابر ناسیونالیست های افراطی و نظامیان  تقویت کرده است. از سوی دیگر یکی از موانع ورود ترکیه به اتحادیه اروپا کارنامه حقوق بشری این کشور و به ویژه رفتار با کردهاست. برقراری امنیت در مناطق جنوب شرقی هم که طرح بزرگ اقتصاد کشاورزی ترکیه در آن جا باید به ثمر برسد مستلزم  آشتی ملی با اوجالان و هوداران حزب کارگران کردستان است. همچنین توسعه اقتصادی کشور وابستگی زیادی به درآمدهای توریستی دارد که در امنیت بدست می آید. این ها مهمترین مسائل دولت ترکیه است. احساس خطر از فرایند تحولات منطقه ای در مورد کردها نیز یکی از آن هاست.
آیا تغییر در شرایط کردها در هریک از این کشورها، می تواند بر روی وضعیت آنان در کشورهای دیگر اثر بگذارد؟
قطعا تاثیر گذار خواهد بود. ترکیه امروز ادعای دولتی دموکراتیک دارد. دولت دموکراتیک بدون مراعات حقوق اقلیت ها بی معنا و غیر قابل باور است. اگر در سوریه هم دموکراسی برقرار شود مراعات حقوق شهروندی کردها و سایر اقلیت ها از ملزومات است. اگر چنین شرایطی به بهبود و یا  حتی بدتر شدن حقوق اقلیت ها منجر شود بی شک تاثیرات گسترده ای  خواهد داشت.
منطقه آبستن تحولات جدیدی است، بحران سوریه نمی تواند به همین شکل ادامه یابد. به نظر شما مسئله کردی در منطقه چه نقشی در تحولاتی که به نظر دور نیست بازی خواهد کرد؟
پس از بالا گرفتن بحران در سوریه حالت فوق العاده یعنی حکومت نظامی در سوریه پس از چند دهه پایان یافت چرا که کشور وارد یک جنگ داخلی تمام عیار شده است. این وضعیت نه لطف حکومت کنونی سوریه به کردها و نه از روی مآل اندیشی آن ها بلکه، به خاطر انتقال نیروهای مستقر در مناطق کردنشین به شهرهای بزرگ مثل حلب و دمشق بود. در عین حال خروج نیروی های نظامی فرصت می داد که چریک های پ.ک.ک بتوانند از منطقه ی امنی برای خود در خاک سوریه برخوردار شوند. در حقیقت برای دولت ترکیه مزاحمت ایجاد کنند تا آن کشور در سیاست خود در قبال حکومت کنونی سوریه محتاط تر عمل کند. نشانه های کنونی حکایت از دو دستگی در میان کردها در مورد حمایت و یا مخالفت با حکومت اسد دارد. اگر کردهای سوریه متحد شوند و مواضع خود را در قبال نقشی که می خواهند در آینده سوریه یا منطقه ایفا کنند روشن نمایند می توان نقش آن ها را بهتر تخمین زد.
اصولا چه راه کاری برای حل مسئله گریز از مرکز اقوام و ملیت ها کارساز است که هم تمامت ارضی کشورها خدشه دار نشود و به وحدت ملی آسیبی نرسد، و هم شرایطی فراهم شود که اقلیت ها از وضعیت موجود در دولت های چند ملیتی رضایت داشته باشند؟
بی تفاوتی در برابر حل و فصل مسالمت آمیز و دموکراتیک مسایل اقلیت ها دغدغه تاریخی دولت های خاورمیانه است. وقایع  چند دهه اخیر نشان داده است اعتقادی به یافتن راه حل مسالمت آمیز برای مشکلات در این منطقه وجود ندارد.  به نظر می رسد کسی نمی داند راه حل چیست؟ حتی در عراق امروز آن گونه که پیشتر اشاره کردم و یا در ترکیه. حکومت های منطقه باید واقعیت های جغرافیایی و پراکندگی انسانی و تنوع فرهنگی را بپذیرند. خاورمیانه موزاییک اقوام، ملیت ها و فرهنگ ها و ادیان است. مهم نیست در بازی های سیاسی چه سیستمی پیروز می شود مهم این است که دغدغه این حکومت ها از طریق مراعات حقوق  ملت ها برطرف شود و نه به زور داغ و درفش. حکومت های دموکراتیک هنرشان این است که مخالفت های زیر زمینی را به خیابان ها می کشانند و بر آن اساس ساختار سیاسی و ادرای و اجتماعی و اقتصادی خود را بر اجابت نیازها اصلاح و تنظیم می کنند. حکومت های غیر دموکراتیک نیز بر عکس می کوشند مخالفت های علنی را که حل آن ها سهل تر است به زیر زمین هدایت و آنرا پیچیده تر و بحرانی تر کنند.
موجی که به نام بهار عربی آغاز شده است این امیدواری را ایجاد می کند که بر مبنای سیاست های خرد گرایانه راه حل های مناسب برای مسایل منطقه پیدا و اجرا شوند. به باور من رفع تبعیض و توزیع منصفانه و عادلانه قدرت و ثروت راه چاره مشکلات گریز از مرکز می باشد. امروزه شبیه سازی در علوم دقیقه بسیار رایج است و به علوم انسانی و اجتماعی هم سرایت کرده است. یعنی می توان الگوهای مادی را برای حل این مشکلات پیدا کرد. مدلی که من  برای این منطقه در نظر دارم و بر آن نام " الگوی برلین" گذاشته ام بهترین شیوه رفع تبعیض و اتخاذ سیاست نابرابری های جبران ساز است. در بلوک شرق دوران جنگ سرد شهر برلین غربی در قلب آلمان شرقی قرار گرفته بود. غربی ها برای نشان دادن پیشرفت ها و رفاه زندگی مردم آلمان غربی آن شهر را به ویترینی برای تبلیغات ضد کمونیستی و تشویق مردم به وحدت آلمان به سود آلمان غربی تبدیل کرده بودند. گرچه دلایل زیادی برای فروپاشی کمونیسم وجود دارد اما بدون تردید نقش برلین غربی در آن شتاب دهنده و کارساز بود. به همین دلیل هم بود که واگرایی جهان کمونیست از برلین شرقی آغاز شد./ )

لینک: (اینجا)

مقتدی صدر(آخوند بازیگوش عراقی و قاتل عبدالمجید خویی) نسبت به وقوع بهار عربی در عراق هشدار داده است؛ این آخوند هم از توبره و هم از آخور میخورد؛ هم نقش شیعهٔ ناسیونالیست عرب را بازی میکند؛ و هم بر سر سفرهٔ سپاه قدس مینشیند. حرکت و اظهارات اخیر این آخوند بازیگوش؛ نشانگر بازیهای دوگانه ای است که رژیم تازی پرستان شیعه مسلک حاکم بر ایران؛ برای حفظ جای پا در عراق (بخشی از هلال شیعی) طراحی نموده است. اما دُم خروس سپاه قدس در اظهارات او از زیر عبایش بیرون زده است.
لینک: (اینجا)

دولت شیعی وابسته به سپاه قدس مالکی در عراق اعلام کرد که: ترکیه و قطر در حال توطئه در عراق هستند. باید گفت که این تازه اول کار است.
لینک: (اینجا)

تلاش برخی مراجع شیعه؛ برای نجات شیعیان لبنان؛ از خطر قتل عام بعد از فروپاشی رژیم سوریه:
لینک: (اینجا)

گسترش بحران عراق به سطوح دولتی:
لینک: (اینجا)

گسترش تظاهرات عراقی ها بر علیه حکومت شیعی نوری المالکی:
لینک: (اینجا)

در تاریخ پنجم ژانویهٔ ۲۰۱۳ میلادی؛ ائتلاف العرقیه به رهبری عیاد علاوی؛ نوری المالکی را تهدید به انحلال پارلمان عراق در ۴۸ ساعت آینده نمود. در صورت انحلال پارلمان دولت شیعی نوری المالکی که به ضرب و زور تهدید و رشوه های کلان جمهوری اسلامی بر سر کار آمده بود؛ غیرقانونی میشود.
لینک: (اینجا)

مذاکرات دولتمردان ترکهای عثمانی با آقای عبدالله اوجالان رهبر کردستان ترکیه؛ نشان از تلاش ترکهای عثمانی برای کنترل بحران کردستان سوریه از یک طرف و برنامه ریزی برای گسترش کنترل شدهٔ بحران به سوی ایران دارد.
لینک:  (اینجا)

در جمهوری اسلامی چیزی به نام خبرنگاری مستقل وجود ندارد و اکثر هیئت تحریریه ها عناصر امنیتی اطلاعاتی وابسته به باندهای مختلف چپاولگران شیعی مسلک هستندو نقش آنها بیشتر مهندسی اجتماعی است. اراذل و اوباش وبسایت بازتاب امروز مصاحبه ای با خاتمی شیاد‌ انجام داده است که نظریهٔ مرا در رابطه با «نقش اصلاح طلبان به عنوان آخرین سنگرهای عقب نشینی جلادان اسلامی» را نه تنها ثابت میکند؛ بلکه وحشت عمیقی که تا مغز استخوانشان نفوذ کرده است را آشکار میسازد. البته اینگونه وبسایتها قابل اعتماد نیستند و مطالب خود را در آرشیو نگه نمیدارند و بنا بر جهت وزیدن باد میتوانند حذف کنند. با اینهمه لینک مطلب را در پایین میگذارم.
لینک: (اینجا)

هفتم ژانویهٔ ۲۰۱۳ - سیاست مقابله به مثل از طرف حاکمیت شیعی؛ در برابر گسترش بحران سوریه به عراق؛ تظاهرات شیعیان هوادار رژیم مالکی و تهدید نمایندگان مجلس و تعیین جایزه برای دستگیری الدوری از افسران عالی رتبهٔ ارتش صدام. این حرکت حکومتی بخشی از همان چیزی است که مخالفان داخلی و خارجی حاکمیت شیعی عراق برای گسترش بحران به آن نیاز دارند.
لینک:  (اینجا)

نهم ژانویهٔ ۲۰۱۳ میلادی - دولت نوری المالکی قصد داشت که پارلمان را منحل نموده تا بتواند زمینهٔ بحث در رابطه با لایحهٔ تعیین تعداد دوره های انتخاب شدن به مقام نخست وزیری را که در دستور کار مجلس قرار دارد را از بین ببرد تا بتواند برای بار دیگر نیز در مقام خود ابقأ شود که با پیشدستی مخالفین به استیضاح کشیده خواهد شد.
لینک: (اینجا)

دهم  ژانویهٔ ۲۰۱۳ - تدارک راهپیماییهای ملیونی برای مخالفت با سیاستهای تبعیض آمیزشیعی نوری المالکی در عراق
لینک: (اینجا).

یازدهم ژانویه ۲۰۱۳ - حمله به کاروان سفر رژیم اسلامی در دمشق و ۴ ژنرال روسیه و دو تن از کادرهای رده بالای حزب الله لبنان در دمشق.
لینک: (اینجا)

عراق گذرگاههای مرزی خود با سوریه را میبندد تا از نفوذ شبه نظامیان رادیکال سنی مذهب به عراق جلوگیری نماید. ورود این شبه نظامیان به عراق عراق را در آینده به شدت نا آرام خواهد کرد.
لینک: (اینجا)

۱۲ ژانویه ۲۰۱۳ - برگزاری کنفرانسی برای تجزیهٔ استان خوزستان در مصر.
لینک نخست: (اینجا)
لینک دوم: (اینجا)

۱۳ ژانویهٔ ۲۰۱۳ - رژیم شیعی مسلک تازی پرست  در حال خایه مالی اخوان المسلمین و اخوان المسلمین در حال سازماندهی نیروهای تجزیه طلب خوزستان.... آیا باز هم باید دلیلی بیشتر از این لازم است که ایرانیان بیدار شوند و بفهمند که چه آشی در حال پخته شدن برای ایران است؟
لینک: (اینجا)

۱۴ ژانویه ۲۰۱۳ - وبسایت امنیتی و اطلاعاتی «دیپلماسی ایرانی» خبری را در خروجی خود قرار داده است که دارای بخشی تاریک است که به طور عمد این بخش در سایه و تاریکی نگاه داشته شده است. آموزش ترکهای سلفی-جهادی «اویغور» که ظاهراً برای ایجاد نا آرامی در چین و روسیه آموزش داده شده اند آیا میتوانند از آذربایجان ایران سر در آورند یا نه؟ این است آن بخش تاریک خبر.
لینک: (اینجا)

بنا بر گزارش وبسایت اطلاعاتی-امنیتی دیپلماسی ایرانی؛ فعالیت تلویزیون ماهواره ای «پان ترکها» با نام  GUNAZ TV  گسترش یافته و ترکهای عثمانی (پدر خواندهٔ بخشی از پان ترکها) نیز اجازهٔ پخش برنامه های این تلویزیون بر روی ماهوارهٔ «ترک ست» را صادر کرده اند. لازم به یاد آوری است که گردانندگان این تلویزیون در یک برنامهٔ از پیش طراحی شده؛  جمشید شارمهد مسئول گروه مجعول تندر را که فردی بیسواد است را به طور عمدی در برنامهٔ مناظره با فرد خود فروخته ای که نام جعلی «اوغوز تورک» را بر خود نهاده است قرار دادند و شارمهد بیسواد و بدبخت از پاسخگویی به شعارهای توخالی پان ترکها باز ماند. دست اندر کاران تلویزیون مزبور با مطالعهٔ برنامه های مناظرات گذشتهٔ جمشید شارمهد  و برنامه های تلویزیونی گروه تندر و با آگاهی کامل از ناتوانیهای این فرد و گروه؛ او را برای مناظره انتخاب کردند و هر چند که خودشان نیز حرفی به جز شعارهای توخالی برای گفتن نداشتند؛ جمشید شارمهد نیز بازی را ذلیلانه به گردانندگان این تلویزیون واگذار کرد.
در پی این مناظره من از گردانندگان این تلویزیون خواستم که به عنوان یک ترک آذربایجانی در این مناظره شرکت کنم که نخست با استقبال اولیه مواجه شدم ولی بعد از مطالعهٔ وبلاگ تقاضای من مسکوت ماند.
پان ترکهای آذربایجان بستری برای ورود نیروهای بیگانه به درون میهن خواهند بود و در حال گسترش شبکه هایی مخفی هستند که توسط این تلویزیون هماهنگ خواهند گردید.
لینک: (اینجا)
لینک مناظره با جمشید شارمهد: (اینجا)

۲۳ژانویه ۲۰۱۳ - اینروزها خبرهای زیادی را در رابطه با به دست و پا افتادن رژیم جمهوری اسلامی میشنویم که نشان از آن دارد که میدانند رژیم بشار اسد در حال کشیدن نفسهای آخر است. لذا سعی در گفتگو با اخوان المسلمینیهای مصر و استفاده از آنها به عنوان میانجی دارند و در حرکت اخیر نیز از روی دست پاچگی به پخش پتو و غذا در میان بخشی از آوارگان سوری در لبنان نموده اند؛ البته هیچگونه اشاره ای به هویت این آوارگان نشده است که آیا مخالفین رژیم اسد هستند و یا شیعیان و فلسطینها و علویهای طرفدار اسد هستند؟؟؟!!!

لینک خبر: (اینجا)

۲۴ ژانویه ۲۰۱۳ - در دنیای تغییرات سیاسی اوجها و سراشیبی ها را نباید از نظر اینکه دیگر شکست خوردند و یا خوردیم و یا پیروز شدند و یا پیروز شدیم به حساب آورد. برای نمونه شورشهای عراق بعد از مدتی کوتاه از رکود دوباره اوج گرفت و به نتیسجهٔ مطلوبی انجامید؛ یعنی اینکه چندین نفر کشته و زخمی شدند و بحران را عمیقتر میکنند.
لینک: (اینجا)

۲۶ ژانویه ۲۰۱۳ میلادی- کشته شدن چند نفر در تظاهرات فلوجه؛ همانگونه که گمان میرفت؛ به گسترش دامنهٔ بحران منجر شده است و چه بسا موجبات ورود بحران به فاز نظامی را در بر داشته باشد. اکنون تعدادی از قبایل سنی  دولت  شیعی مالکی را تهدید به حملهٔ نظامی به نیروهای ارتش کرده اند.
لینک خبر: (اینجا)

طبق خبری که در وبسایت اطلاعاتی امنیتی بازتاب امروز آمده است یکی از رهبران شیعهٔ عراقی که بر عرب بودن خود تاکید دارد؛  از نظر تعداد هواداران در حال گسترش  است. عمده مرکز تمرکز این جریان شیعی در جنوب عراق است و مخالف سرسخت مراجعی که ایرانی شناخته میشوند هستند. این جریان میتواند به عنوان یک جریان شیعی عراقی در فروپاشی حکومت شیعی نوری المالکی  موثر بوده و دامنهٔ بحران را تا فروپاشی بخشی از هلال شیعی در عراق هدایت خواهد کرد.
لینک خبر: (اینجا)

۲ فوریه ۲۰۱۳ - تلاش بی وقفهٔ رژیم برای مقابله با سقوط دولت مالکی در عراق. اینبار با به راه انداختن کنفرانس وحدت اسلامی با سران شیعه به رایزنی پرداخته اند.
لینک: (اینجا)

حمله به یک شهر مرزی لبنان با سوریه توسط مهاجمان نامشخص.
لینک: (اینجا)

رژیم در حال سفت کردن بند تنبان خود در عراق است و مزدورانش را تحت نام «ارتش مختار» وابسته به حزب الله عراق سازماندهی میکند.
لینک:  (اینجا)

بالاخره در شرایط حساس کنونی  در پنجم فوریه اعلام شد که حزب الله لبنان اتوبوس گردشگران اسرائیلی در بورگاس بلغارستان را منفجر کرده است. اکنون اینها تمامی دارائیهای شبه نظامی رژیم اسلامی ایران در خارج از کشور هستند. حرکاتی که «بازی را عوض نمیکنند» و حتی عملیات ایذایی نیز به شمار نمیروند و با توجه به نوع افرادی که کشته میشوند (مسافران بی سلاح) تبدیل به پرونده های جنایی میشوند. اینگونه عملیات ها حتی اگر در سطح عملیاتهایی مانند یازده سپتامبر هم که باشند؛ بازی را به ضرر رژیم ایران عوض خواهند کرد. میگویند که آدم هر چه که پیرتر میشود خرفت تر میگردد و رهبر فرزانه بسیار پیر شده است.
لینک خبر: (اینجا)

زمانی بود که ژنرال قاسم سلیمانی؛ برای اینکه آبها را در عراق گل آلود کند؛ به مزدوران شیعه پول میداد که سنی ها را بکشند و به زرقاوی هم پول مکیداد که شیعه ها را بکشند. اکنون ورق برگشته است و دیگر ژنرال قاسم سلیمانی سرش در هزار جا بند شده است و هر روز بیش از روز پیشین حکومت شیعی با عملیتهای بمبگذاری به سوی سقوط کشانیده میشود. البته شاید گفته شود که این وضعیت در صورت ادامه یافتن نه به نفع شیعیان و نه به نفع سنی ها خواهد بود. اما در تصویر بزرگتر آنچه که دیده میشود یک بی ثباتی همگانی است که رژیم اسلامی حاکم بر ایران را دعوت به وارد شدن به معادله مینماید.
لینک: (اینجا)

هشدار در رابطه با خطر تجزیهٔ عراق توسط عمار حکیم (رهبر مجلس اعلای انقلاب عراق).
لینک: (اینجا)

مصاحبهٔ معاذ الخطیب با گزارشگر روزنامهٔ یدیعوت آخرونوت که ظاهراً در رابطه با دادن تضمین در رابطه با کنترل سلاحهای شیمیایی و بیولوژیک و جلوگیری از افتادن آنها به دست القاعده و حزب الله لبنان و عادی سازی روابط با اسرائیل میباشد؛ مفهوم دیگری دارد و در واقع ائتلاف سوریه به زبانی دیگر میگوید که برای کنترل هلال شیعی (عراق و حزب الله لبنان) تلاش خواهد نمود.
لینک: (اینجا)

گزارشی از وضعیت اسفبار سوریه و ایرانیان سکن سوریه که خبرگزاری فارس منتشر و سپس حذف نموده است. گذشته از دروغهایی که خانم حداد طبق معمول باید بزند توصیف ایشان از وضعیت موجود علویها و شیعیان در سوریه؛ عدم توانایی رژیم شیعه پناه حاکم بر ایران در رابطه با عدم توانایی در رسیدگی به وضعیت ایرانیان مقیم سوریه؛ مطالبی بودند که باعث شدند تا از بالا فرمان برسد که این صفحه را حذف کنند. اما تکنولوژی اجازه نمیدهد. در دو لینک زیرین میتوانید هم نظر دیگربان و هم اصل صفحهٔ فارس نیوز را ببینید.
لینک: (اینجا)
لینک کپی صفحهٔ حذف شده در فارس نیوز: (اینجا)

طرح انتقال نیروهای القاعده به بغداد و نصب ۱۳ هزار دوربین در بغداد.
لینک: (اینجا)

آن طرح مشترک سپاه قدس-حزب الله لبنان- علویهای سوریه؛ که پیشترها صحبتش شده بود؛ به مرحلهٔ اجرایی رسید.
لینک: (اینجا)
لینک دیپلماسی ایرانی مانند بچه ای که آب نبات دیده باشد و از خوشحالی در خود نگنجد؛ خبر را با دستکاری ناشیانه منتشر نموده؛ گویی که در عصر اسب و قاطر و راهزنان مدینه زندگی میکنیم و اینترنتی وجود ندارد. (اینجا)
العربیه نیز اینگونه به همان خبری که در دیپلماسی ایرانی به صورت فوتوشاپی منتشر شده؛ پرداخته است. (اینجا) 

کشته شدن یکی از دانه درشتهای سپاه قدس و همراهانش در حلب توسط ارتش آزاد سوریه. یکی دو روز قبل از انتشار خبر کشته شدن حسن شاطری با نام مستعار حسام خوشنویس در مرز ترکیه و سوریه اتوبوس بمب گذاری شده ای منفجر شد که منجر به کشته شدن ۱۳ نفر گردید.گفته میشود که حسن شاطری در زمان جنگ در رسته های مهندسی کار میکرده است. مهندسی در اصطلاحات نظامی سپاه پاسداران به گروههای تخریب و انفجار نیز اطلاق میشود. اینکه این شخص در حلب کشته شده است و سفارت رژیم محل کشته شدن او را نزدیکیهای دمشق ذکر کرده است؛ برای فرار از اتهام ناشی از این پرسش است که یک تخریبچی در حلب چکار میکرده است؟
لینکهای مربوط به خبر: (اینجا) و «اینجا» . لینک بی بی سی با تیتر بودار «ترور شد» نشان از کثافتکاریهای پشت پردهٔ بی بی سی با رژیم دارد. در لینک  دیگربان چندین لینک دیگر مربوط به خبر موجود هستند که خواندنی هستند.   

خبرهای تکمیلی در رابطه با کشته شدن یکی از فرماندهان سپاه قدس و عده ای از همراهان ایشان در سوریه نشان از تحولی دیگر دارد. گویا طبق اخباری که ارتش آزاد سوریه منتشر نموده است؛ این فرمانده سپاه قدس در حملهٔ هوایی دو هفتهٔ پیش جنگنده های اسرائیل به کاروان حمل تسلیحات پیشرفته به لبنان به همراه عده ای دیگر کشته شده است. به نظر می آید که این خبر منطقی تر از اخباری که پیشتر منتشر شده بود میباشد و باید منتظر انتشار اخبار بیشتری در این رابطه بود. در حملهٔ هوایی اسرائیل به این کاروان بزرگ به طور حتم افراد زیادی از کادرهای سپاه قدس و نیروهای حزب الله لبنان کشته و زخمی شده اند که به دلایل امنیتی (حفاظت اطلاعات) و پی آمدهای دیپلماتیک و همچنین به زیر سوال رفتن عربده های فرماندهان سپاه در رابطه با آرزوی جنگ با اسرائیل و انتظار یک بهانه؛ از انتشار اخبار مربوطه جلو گیری شده است. چندی پیش نیز خبری مبنی بر کشته شدن عده ای از فرماندهان ارشد سپاه قدس و حزب الله لبنان و چند افسر سوری در اثر بمبگذاری منتشر شده بود (اینجا) که هیچ گروهی مسئولیت آنرا به عهده نگرفته بود و شاید حسن شاطری یکی از آن کشته ها باشد.

لینک خبر تکمیلی: (اینجا)

کشته شدن شمار زیادی از نیروهای حزب الله لبنان در سوریه.
لینک: (اینجا)

درگیریهای دوبارهٔ ارتش آزاد سوریه و حزب الله لبنان در مرزهای لبنان.
لینک: (اینجا)

روسیه در حال باز کردن کوچه ای برای فرار از بدنامی هایش در بحران سوریه است.
لینک (اینجا)

همانگونه که پیشبینی کرده بودم؛ بحران سوریه در حال انتقال به سوی لبنان و عراق است. اولتیماتوم ۴۸ ساعتهٔ ارتش آزاد سوریه به حزب الله لبنان صفحهٔ جدیدی در این نبرد باز میکند. از سوی دیگر یکی از پایگاههای مهم ارتش بشار اسد که نقش انتقال تسلیحات اهدایی دولت شیعی عراق به ارتش بشار اسد را داشت نیز به تصرف ارتش آزاد سوریه در آمده است. خبر خنده داری که BBC در خروجی خود مبنی بر تصویب گذشتن خط لولهٔ گاز طبیعی ایران به سوریه از طریق عراق است. گویا این خبر BBC به سفارش وزارت اطلاعات رژیم اسلامی منتشر شده است و بی ارتباط با دستگیر شدن عده ای از خبرنگاران در ایران نباشد.
لینک: (اینجا) اولتیماتوم ۴۸ ساعته
لینک: (اینجا) تصرف پایگاه لجستیکی
لینک: (اینجا) خبر خنده دار لولهٔ گاز در این هیر و ویر و تعبیر آن به نشانهٔ نفوذ بالای رژیم اسلامی ایران در عراق.

گلوبال ریسرچ میگوید بعد از سوریه نوبت حزب الله و رژیم اسلامی ایران است.
لینک:(اینجا)

تهدیدهای جدید ارتش مختار وابسته به حزب الله عراق؛ این تهدیدها نشان از وخیم شدن وضعیت عراق را دارد.
لینک: (اینجا)

وحشت مالکی از پیروزی مخالفان حکومت خاندان اسد وحشت مشترک رژیم اسلامی ایران و عراق و حزب الله لبنان است.
لینک: (اینجا)

تلاش برای گشودن جبههٔ جدید در لبنان.
لینک: (اینجا)

بیش از ۴۰ سرباز سوری و شماری از سربازان عراقی که از آنها حمایت میکرده اند در حمله ای  در خاک عراق کشته شدند.
لینک: (اینجا)

سرگرم شدن و به باتلاق فرو رفتن سپاه قدس در سوریه و لبنان و احتمال حملهٔ هوایی غرب به زخایر موشکی و شیمیایی رژیم اسد و شاید هم دخالت گستردهٔ اسرائیل در معادلهٔ لبنان-سوریه.
لینک: (اینجا)

از سرگیری تنشهای قبیله ای- مذهبی در عراق.
لینک: (اینجا)

فرستادهٔ سازمان ملل به عراق در بارهٔ پتانسیل بالای انتشار موج بحران سوریه به عراق هشدار داد.
لینک: (اینجا)

استعفای نجیب میقاتی نخست وزیر لبنان که اساساً بر اساس فشارهای طرفداران سوریه و بویژه حزب الله لبنان بر سر کار آمده بود؛ نشانگر عمیق تر شدن شکافهای درونی در میان بازیگران سیاسی لبنانی است. خلاء قدرتی که در پی این استعفا بوجود خواهد آمد به گسترش بیشتر بحران خواهد انجامید.
لینک: (اینجا)

ابرهای سیاه فشاربین المللی به سوی لبنان در حرکت است. در اروپا حرکت جدیدی در حال شکل گیری است که بعد از سخنرانی آقای باراک اوباما و دعوت از اروپا برای تروریستی قلمداد کردن حزب الله لبنان به راه افتاده است.

لینک: (اینجا)

دستگیری عناصر حزب الله لبنان در دمشق نشان میدهد که مبارزات نامتقارن به درون دمشق کشانیده شده است و رژیم اسد در پی نجات دمشق است.

لینک: (اینجا)

درگیریها ی اخیر در سوریه نشان میدهد که ارتش این این کشور بیش از آنچه در سکوت خبری به نظر می آید از درون به شدت گسیخته است. به محاصره در آمدن یک لشکر زرهی نشان از پاک شدن یک منطقهٔ وسیع از نیروهای اسد را دارد.
لینک: (اینجا)

موشک باران مواضع انقلابیون سوریه توسط ارتش بشار اسد به یکی از محله های مرکزی دمشق رسید. این خبر نشانگر سقوط و ویرانی گام به گام دمشق است.
لینک: (اینجا)

روسیه به شدت از سقوط قریب الوقوع رژیم اسد نگران است.
لینک: (اینجا)

حزب الله لبنان در ادامهٔ حرکات  خود در رابطه با کنترل دامنهٔ بحران سوریه اجباراً در باتلاق یک جنگ تمام عیارگرفتار خواهد شد. فرقی نمیکند که تو به سراغ جلوگیری از دامنهٔ بحران با آن درگیر شوی و یا بحران دامنه اش را برای تماس با تو گسترش دهد. تماس جنگی همیشه فرساینده و مرگبار است و این بزرگترین اشتباه استراتژیک رژیم اسلامی حاکم بر ایران و سپاه قدس است اشتباهی که لبنان را به کام ویرانی سوق خواهد داد.  به دنبال کشته شدن ۲۰ تن از افراد حزب الله لبنان در ۲۴ ساعت گذشته درسوریه (چهارشنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲)؛  ۷۰۰ تن از افراد حزب الله لبنان برای کمک به اسد واردحمص شدند.

لینک: (اینجا)

ترکهای عثمانی برای کنترل بحران هجوم آوارگان جنگی (احتمالی) ایرانی آماده میشود. بستن حسابهای ایرانیان در ترکیه تنها به چنین مسئله ای اشاره دارد.

لینک: (اینجا)

مجلس سنای آمریکا در پی گسترش معاهدات خود با اسرائیل است. آرایش و آمادگی گام به گام و همه جانبهٔ اسرائیل برای روبرو شدن با بحرانهای منطقه ای. این تعهدات به جنگی پیش بینی شده و برنامه ریزی شده در آینده ای نزدیک اشاره دارند.

لینک: (اینجا)


بخشهایی از حمص با عملیات مشترک حزب الله لبنان و ارتش سوریه؛ از دست نیروهای مسلح مخالف رژیم اسد خارج شده است.

لینک: (اینجا)

رژیم شیعی حاکم بر ایران وحزب الله لبنان با چنگ و دندان از رژیم اسد دفاع میکنند و گذشته از شبه نظامیان پرورش یافته توسط سپاه قدس و حزب الله لبنان؛ دو گردان زبدهٔ حزب الله لبنان به طور رسمی در کنار ارتش اسد در حمص میجنگند. بالاخره بشار اسد نیز به طور رسمی به دامنهٔ موج بحران سوریه و نفوذ آن به لبنان اقرار نمود. این بحران هر روز بیش تر از روز پیش به عراق سرایت کرده است.
لینکهای مربوطه: (اینجا)  و  (اینجا) و (اینجا)

با کشته شدن حدود ۳۰ نفر از سنی های عراق که توسط حملهٔ نیروهای حکومتی و استفاده از هلیکوپترهای نظامی انجام گرفته است بحران در عراق عمیقتر خواهد شد.
لینک: (اینجا)

بحران در عراق عمیقتر میشود و رژیم اسلامی حاکم بر ایران باید در چندین جبهه بجنگد و این معنایی به جز زوال تدریجی نیروهای رژیم تا رسیدن به یک نقطهٔ عطف دیگر که آغاز فروپاشی است ندارد.

لینکهای مربوطه: (اینجا) و (اینجا) 

درگیریهای عراق به موصل کشیده شد.
لینک: (اینجا)

نوری المالکی از روزهای خونین تر در عراق سخن میگوید.
لینک: (اینجا)

گزارش الحیات از بحران سوریه. علویها در سکوت میمیرند و حکومت بشار اسد سخنی از تعداد کشته هایش نمیگوید.

لینک: (اینجا)

هشدار نمایندهٔ سازمان ملل در رابطه با وقوع جنگ داخلی در عراق را با توجه به اطلاعات وسیعی که این سازمان گردآوری میکند  میتوان یک هشدار جدی قلمداد نمود.
از سوی دیگر با توجه به خبر سرنگونی یک پهپاد سپاه قدس که توسط حزب الله به آسمان اسرائیل فرستاده شده و توسط اسرائیل سرنگون گردید و خبر درگیر شدن وسیع نیروهای ویژهٔ حزب الله لبنان در بحران سوریه؛ میبینیم که حزب الله دیگر حسن نصر الله از عربده کشیهای خود دست برداشته و مانند کسی که به او تجاوز شده است؛ مالکیت پهپاد را انکار میکند. این امر نشان میدهد که رژیم ننگین صفوی حاکم بر ایران؛  پشم و پیلش ریخته است و بی سر و صدا و آرام آرام مثل شمع در حال ذوب شدن است.

لینکها: (اینجا) و  (اینجا)  و  (اینجا)

انباشته شدن بیمارستانهای بیروت از زخمیهای اعضای حزب الله لبنان  در نبردهای سوریه حرکت موازی حکومت شیعی عراق در جهت سرکوب مخالفان سنی مذهب؛ نشان از اوجگیری شدید بحران در آینده ای نزدیک دارد.
لینکها: (اینجا) و (اینجا)


شرایط کنونی به شدت حساس است و به همین دلیل شیعیان عراق نیز بالاخره به سنی کشی روی آوردند.اما مسئله این است که رهبران سنی مذهی ها همین را میخواهند و تمیمی تلاشهای آنها برای به میدان کشیدن رهبران و سازمانهای شیعه است.
لینک: (اینجا)

درگیریهای شدید در طرابلس لبنان میان علویهای ساکن تپه های «جبل محسن» و سنیهای طرفدار انقلابیون سوریه از روز یکشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۲ تا کنون ۲۰ کشته و ۱۷۰ زخمی در پی داشته است. این درگیری بزرگترین درگیری در نوع خود در رابطه با بحران سوریه بوده است.

لینک: (اینجا)

بمبگذاریهای مرگبار تر در مناطق شیعه نشین عراق در حال شدت گرفتن در عراق است و برای نخستین بار ۳ سرباز ارتش لبنان نیز در رابطه با بحران سوریه به کام مرگ شتافتند.
لینکها : (اینجا) و (اینجا)

انتخابات لبنان بوسیلهٔ پارلمان برای مدت ۱۷ ماه به تعویق افتاد. این امر نشان میدهد که حزب الله لبنان دیگر  توان توسل به تهدید و فشار نظامی بر اقوام لبنانی را از دست داده است و شیعیان لبنان بر روی بشکهٔ باروت نشسته اند.

لینک: (اینجا)

اولتیماتوم ۲۴ ساعتهٔ ارتش آزاد سوریه به حزب الله لبنان و شلیک ۲۰ موشک از سوریه به مناطق تحت نفوذ حزب الله لبنان بعد از ۳ روز نشان میدهد که با توجه به کمبود تسلیحات ارتش آزاد و شدت نبردها در شهر قصیر؛ انقلابیون نتوانستند به طور گسترده ای وارد عمل شوند. فشاری که روسیه با ارسال تسلیحات به رژیم سوریه و استفاده از نیروهای وابسته به خودش در ایران (خامنه ای و دار و دسته های نظامی-امنیتی) و لبنان  بر انقلابیون سوریه وارد می آورد و تلاش میکند که ماجرا را در ژنو پایان دهد؛ ماجرای سوریه را وارد فاز جدیدی کرده است. اگر تا کنون نیروهای شیعی مسلک عراقی و لبنانی و از سوی دیگر نیروهای سلفی-جهادی بدون اعلام رسمی از چهارگوشهٔ دنیا وارد سوریه میشدند و همچنان میشوند؛ آخوند حسن نصر الله با اعلام رسمی آن فاز جدیدی را در سوریه گشود و آخوند قرضاوی با فتوای جهاد اخیر خود فاز دیگری را در وسعتی بسیار بالاتر از تصور الاغ فرزانه (رهبر مسلمین جهان) گشود و نبرد را به سطح نبرد میان یک میلیارد و دویست میلیون سنی مذهب و ۱۰۰ میلیون شیعه مسلک ارتقاء داد. تبعات گشوده شدن این دو فاز جدید سوریه را به افغانستانی دیگر برای روسها و نوکران ایرانی و لبنانی اش تبدیل خواهد نمود و به گسترش بحران شدت خواهد بخشید.
لینکها: (اینجا)  و  (اینجا)
و (اینجا)

طبق گزارش الجزیره؛ نخستین درگیریهای رو در رو میان نیروهای ارتش آزاد سوریه و حزب الله لبنان در داخل خاک لبنان  امروز انجام گرفته است. این درگیری در نوع خود به عنوان نخستین گام برای کشانیده شدن نبرد به داخل لبنان میباشد. آخوند حسن نصرالله بعد از نبرد ۳۳ روزه گفت که اگر میدانست کار به ویرانی لبنان خواهد انجامید به ربودن سربازهای اسرائیلی اقدام نمیکرد. عربده های حسن نصرالله در چند روز اخیر که گفته بود برای دفاع از رژیم اسد حاضر به پرداخت هر هزینه ای هست؛ باید منتظر ماند و دید که تا چه زمانی به گفتهٔ خود وفادار خواهد ماند؟ بویژه آننکه با فتوای جهاد آخوند قرضاوی بر علیه رژیم بشار اسد و حزب الله لبنان و شیعیانی که در سوریه میجنگند؛ باید منتظر سرازیر شدن نیروهای بسیاری برای کمک به انقلابیون سوریه شد. اکنون چهرهٔ جنگ از جنگ داخلی سوریه به جنگ میان شیعه و سنی در حال تغییر است.

لینک: (اینجا) 

طلایه های تازهٔ شدت گرفتن سرعت گسترش بحران به عراق.

لینک: (اینجا)

پس از هشدار تبلیغاتی و دروغین میشل سلیمان به حزب الله لبنان در رابطه با خروج از سوریه به خاطر وخامت شرایط در لبنان؛ با کشته شدن ۶ تن از نیروهای ارتش لبنان گسترش بحران به لبنان یک گام دیگر فراتر رفت.

لینک: (اینجا) 

و (اینجا)

به نظر میرسد که پس از درخواست میشل سلیمان از حزب الله لبنان برای خروج از سوریه و درگیریهای حزب الله لبنان و ارتش لبنان با هواداران یکی از آخوندهای سلفی لبنانی که منجر به کشته شدن حدود ۴۰ نفر از افراد طرفهای درگیر شده است؛ وزیر امور خارجهٔ لبنان به ایران سفر کرده و با حسن روحانی دیدار کرده است. احتمال زیادی وجود دارد که لبنانیها از رژیم میخواهند؛ تا جل و پلاسش را از سوریه جمع کند و اگر میخواهد به بشار اسد کمک کند؛ لبنان را هزینه نکند.

لینک: (اینجا) و (اینجا)

کژدم

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

به بهانهٔ رفراندم قانون اساسی در مصر

پیشگفتار

آنچه که به نام «قانون اساسی» شناخته میشود؛ تا زمانی که به صورت پیشنویس ارائه میگردد در حد یک ایدهٔ قابل تغییر بر روی کاغذ است که اصول آن میتوانند دستخوش تغییرات شوند. اما زمانی که از نسخهٔ نهایی قانون اساسی سخن میگوییم؛ بدین معنی است که احزاب و روشنفکران جامعه پس از طی یک مبارزهٔ مسالمت آمیز و در واقع بده و بستانها به حالتی از سکون و آرامش میرسند؛ اما هنوز نسخهٔ نهایی نیز تنها و تنها یک ایده بر روی کاغذ است. اما زمانی که به رفراندوم گذاشته میشود و مورد تأیید اکثریت رای دهندگان قرار میگیرد؛ روند تبدیل شدن به ساختار فیزیکی-اجتماعی آغاز شده و اینچنین است که این ایده به افزار سخت تبدیل شده و سرنوشت یک سرزمین و ملت را برای دهه های متمادی رقم میزند.
در اینجا نمیخواهم به طور مبسوط در رابطه با قانون اساسی و به قول استاد فرود فولادوند «آیین ریشه ای» (نام ایرانی آن) سخن بگویم و تنها به دو فراز؛ از مهم ترین فرازهای یک قانون اساسی اشاره میکنم؛ هرچند که تمامی مسائل مربوط به قانون اساسی از اهمیت بسیار بالایی برخوردارند.
در مجموع میتوان از دو نوع «آیین ریشه ای» سخن گفت:
۱- «آیین ریشه ای رفورمیست» که بر پایهٔ آنچه که هست بنا نهاده میشود؛ به این معنی که ساختارهای اجتماعی و اقتصادی موجود را به رسمیت می شناسد و تنها بارزترین نقطهٔ مورد اختلاف با حاکمیت موجود را به چالش میکشد. به عنوان مثال قانون اساسی مشروطیت و متمم آن تنها کاری که کرد؛ از نظر قانونی «سلطان صاحب قران» را از یک مقام «ظل اللهی» تبدیل به موجودی اخته و نمایشی نمود که تنها وظیفه اش پاسداری از وضعیت موجود (یعنی همان چیزهایی که در دورهٔ قاجار به صورت وضعیت اقتصادی و اجتماعی موجود بودند) بود و زنجیر دیگری نیز بر پایش نهادند که در واقع «مشروعه خواهی» بود؛ هرچند که ظاهراً رهبر مشروعه خواهان را به دار کشیدند؛ اما اندیشه های او را در قانون اساسی مشروطیت نهادینه کردند و هر زمان که این «سلطان» خواست کاری انجام دهد به «نقض قانون اساسی» متهم شد. شاید منتقدین به این نظر بگویند که در قانون مشروطیت نهادهای مدنی از قبیل وجود احزاب و سایر نهادهای مدنی نیز برای اولین بار گنجانیده شده بودند و این پتانسیل را بوجود آورده بودند که جامعه بتواند از درون رشد نماید و نظرات خود را در دفاع از حقوق خود به اشکال گوناگون ابراز نماید. اما از نظر من این یک دروغ بی شرمانه است. زیرا حدود فعالیتهای تمامی نهادهای مدنی در چهارچوب همان وضعیت موجود و «قوانین فرادست» تعریف شده بودند و به زبانی دیگر در قانون مشروطیت «سلطان» و «نهادهای مدنی» و قوانین مربوط به آنها «قوانین فرو دست» بودند. البته این امر تنها به قانون مشروطیت خلاصه نمیشود و هم اکنون نیز قانون اساسی پیشنهادی بسیاری از گروهها و سازمانها نیز با به رسمیت شناختن ساختارهای اجتماعی- اقتصادی موجود شکل میگیرند و موارد مورد اختلاف با رژیم اسلامی حاکم؛ تنها به اصل «ولایت فقیه» و انحلال سپاه پاسداران و بسیج و برخی قوانین اسلامی محدود میشود که میتوان این اختلاف را در حد جدال میان دو نوع از «شیوهٔ مدیریت ساختار موجود» نام نهاد و ارزشی بیش از این ندارد.
۲- «آیین ریشه ای انقلابی» که ساختار موجود اقتصادی و اجتماعی را به زیر سوال میبرد و آنها را به رسمیت نمیشناسد و چشم انداز پیش روی آن تغییرات ساختاری جامعه در تمامی ابعاد است. به عنوان مثال؛ نه تنها اصل ولایت فقیه را نمیپذیرد؛ بلکه میخواهد آن هرمی را که ولی فقیه بر قلهٔ آن نشسته است را نیز فرو بریزد (یعنی حوزه های علمیه؛ تشکلهای مذهبی؛ اوقاف و ....). اینچنین «آیین ریشه ای» میخواهد که حوزه های «حقوق» و «وظایف» را به شکلی نوین تعریف نماید. من نظر خود در بارهٔ این تعریف نوین را در مقاله های سه گانهٔ دربارهٔ دموکراسی (اینجا) بیان کرده ام.

حال ببینیم در مصر چه گذشت؟

گذشته از این که چند نفر به قانون اساسی پیشنهادی رای مثبت و یا منفی دادند و یا چه کسانی تقلب کرده اند و یا تقلب نکرده اند؛ نخستین چیزی که چشم و ذهن را آزار میدهد این است که از ۵۱ میلیون نفر واجد شرایط «دادن رای»؛ تنها ۱۷ میلیون و ۵۸ هزار  نفر در رای گیری شرکت کرده اند. (اینجا)
طبق آمار رسمی تنها ۳۲.۹ در صد جمعیت واجد شرایط؛ در رای گیری شرکت نموده و ۶۴ در صد از این ۳۲.۹ درصد؛ توانسته اند برای دهه های متمادی سرنوشت ۸۰ و یا ۹۰ میلیونی و در آینده ۱۰۰ میلیونی مصر را رقم بزنند. آیا این یک تراژدی نیست؟
این مشکل مصری ها است که مطالعه کنند و بفهمند که چرا ۶۷.۱ درصد جمعیت مصر از نظر سیاسی و اجتماعی «کویر و شوره زار» است؟ اما پرسش دیگری نیز وجود دارد که بسیار مهمتر از پرسش نخستین است و آن اینکه چگونه شده است که در این ۳ سالی که از جنبش مصر میگذرد؛ این گروهها نتوانسته اند بیشتر از ۳۲.۹ در صد رشد کنند؟

احتمالات

۱- صندوقهای رای را به همه جا نبرده اند و لذا مردم نتوانسته اند تا در رفراندوم شرکت کنند. شاید این احتمال خیالی ترین و احمقانه ترین احتمال باشد و من تنها به خاطر اینکه چیزی از قلم نیفتاده باشد آنرا مطرح نمودم.
۲- ۶۷.۱ در صد جمعیت مصر حتی عقب مانده تر از آن هستند که فرق سیاست و گوسفند را از هم تشخیص دهند.
۳- ۶۷.۱ درصد مردم مصر هیچ فرقی میان نظرات سکولارها و اخوان المسلمینی ها؛ به جز در چادر و چاقچور قانون شریعت نمیبینند؛ لذا برایشان یکسان است که چه کسی برندهٔ میدان باشد. زیرا زمانی که گرسنه باشی؛ چادر و چاقچور و یا برهنه شدن خانم علیا المهدی؛ نه شکم را سیر میکند و نه امید رسیدن به خواسته های اولیه برای یک زندگی حداقل بیولوژیکی راتقویت میکند.
۴- گفته میشود که میزان شرکت مردم مصر در انتخابات مجلس حتی از این هم اسف بار تر بوده است. لذا کشاندن ۳۲.۹ درصد از مردم به پای صندوقهای رای پیشرفت بزرگی به حساب می آید.
۵- حق با ۶۷.۱ درصد است؛ زیرا که فرقی میان «سیاستمدار مصری» و «گاو» وجود ندارد و چه بسا گاو و گوسفند نقش موثرتری در زندگی ۶۷.۱ درصدی ها بازی میکنند و سیاستمدارها تنها موجوداتی دردسر آفرین هستند ... زیرا بیخودی تلاش میکنند که مردم را به هیجان بیاورند  و به جان هم بیندازند و اگر هم به قدرت رسیدند؛ آش همان آش و کاسه همان کاسه است.

پسگفتار: اعتراض برخی روشنفکران ایرانی به غرب

بعضی از «روشن نه فکران» ایرانی؛ آمریکا و اروپا را به «ترویج اسلام» در مصر متهم میکنند و فکر میکنند که غرب برای تامین منافع ملی خود با اسلامگرایان سازش کرده است. اما پرسش اینجاست که: حتی زمانی که نه سکولارـ دموکراتهای مصری و نه حتی اخوان المسلمین مصری به عنوان نیروهای سیاسی مصر قادر به کشاندن مردم به پای صندق های رای نیستند؛ غرب به عنوان یک عنصر خارجی چه تحولی میتواند ایجاد کند؟ و اگر شما بودید چکار میکردید؟ آیا بهتر نیست که نظریهٔ توطئه را کنار گذاشته و از شرایط موجود و روند تغییرات سیاسی مصر درس بیاموزیم و ببینیم که چگونه میتوان مردم ایران را به آن سطح رسانید که بتوانند قبول کنند که سردمداران اپوزیسیون ایران؛ مفید تر از گاو و گوسفند و بُز و خامنه ای و مشائی و موسوی و خاتمی هستند؟ 
این آن چیزی است که میتواند شکاف میان مردم و اپوزیسیون را پر کند. این آنچیزی است که میتواند شکافهای عمیق میان نیروهای اپوزیسیون را پُر کند؛ زیرا نیاز به عمل انقلابی و دوندگی و کار کردن و تولید اندیشهٔ عملگرا و جوش و خروش دارد؛ و جوش و خروش یعنی زندگی.... یعنی اینکه تو زنده ای و حرفی تازه برای زدن داری و فروتنانه به گدایی گوشها میروی. 
این آن چیزی است که فرق «اپوزیسیون» و «اپورتوزیسیون» را برای مردم مشخص میسازد.

ببخشید که پیشگفتار و پسگفتار بیشتر از توضیح ماجرای مصر شد..... اما همچنان که گفتم.... مصر بهانه بود.

کژدم


ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه

چرا نیروی دریایی روسیه به چهار منطقه گسیل و مستقر گردید؟

در پشت پرده ها چه گذشت؟

حرکت ناگهانی و گسیل شدن بخشی از ناوگان دریایی روسیه به ۳ منطقهٔ مهم در تاریخ ۱۸ دسامبر ۲۰۱۲ نشان از ضرورتهای نظامی غیر قابل انکاری دارد. البته نقطهٔ چهارمی نیز وجود داشت که تنها برای جایگزینی دوره ای نیروها در سواحل لیبی بود که یک حرکت عادی توصیف میشود.

ناوگروه های روسیه و مناطق استقرار آنها به این ترتیب بوده است:

۱- دو کشتی تهاجمی بزرگ با امکانات عملیات «آبی - خاکی» و در مجموع با ۸۰۰ نیروی ویژهٔ کماندویی واکنش سریع و ۲۵ تانک پیشرفتهٔ آبی-خاکی؛ همراه با یک کشتی تانکر نظامی و یک کشتی پشتیبانی در بندر طرطوس سوریه پهلو گرفتند.
ماموریت این ناوگروه در آغاز کمک کردن به خروج ۳۰ هزار اتباع روسی از سوریه به نظر میرسید. اما با سخنان اخیر آقای سرگئی لاووروف مشخص گردید که وظیفهٔ اصلی این ناوگروه برای جمع آوری نمودن سلاحهای شیمیایی و بیولوژیکی و تحت کنترل در آوردن آنها بوده است و گویا این ماموریت با موفقیت به پایان رسیده است و اکنون روسها در حال خارج نمودن اتباع خود از خاک سوریه هستند.
۲- ناوگروه دوم که شامل بزرگترین کشتی ضد زیردریایی به طرف خلیج عدن و دریای عمان حرکت نمودند. این ناوگروه اکنون در دریای عمان مستقر شده است.
حدود یک ماه پیش در طی آخرین روزهای نبرد ۸ روزهٔ اسرائیل و حماس؛ دو حلبی شناور «نداجا» در هنگام بارگیری در بندر عباس و حرکت به طرف سودان از طرف ماهواره های اسرائیلی رصد شدند و اسرائیل اعلام کرد که این دو شناور را خواهند زد. مقامات سودان نیز پیشاپیش اعلام نمودند که این دو شناور در سواحل سودان سوختگیری خواهند نمود که سپس مشخص شد که دو شناور نظامی پاکستان نیز همزمان میخواهند در سواحل سودان پهلو بگیرند و با اولتیماتوم آمریکا و اسرائیل؛ حلبیهای شناور «نداجا» مجبور شدند برای مدت ۱۵ روز در آبهای بین المللی سرگردان بمانند. و سپس بعد از دور شدن شناورهای پاکستان از آبهای نزدیک به سودان؛ نوبت به حلبیهای شناور رژیم اسلامی رسید تا در سواحل سودان پناهنده شده و بوقهای تبلیغاتی رژیم با پراکندن شایعهٔ شکار پهپاد آمریکایی و سپس شایعهٔ ایجاد پایگاه نظامی در سواحل سودان؛ تلاش نمودند این خفت را لاپوشانی کنند.
حرکت ناوگروه دوم روسیه به سوی دریای عدن احتمالاً در این راستا انجام گرفته است که از طرف رژیم دلاوران سلحشور اسلام از آنها تقاضای کمک فوری شده است و بسیار محتمل است که این دو حلبی شناور از اینکه در محاصرهٔ زیردریاییهای اسرائیلی قرار گرفته باشند وحشت نموده و از پدرخوانده پوتین تقاضای کمک نموده اند. ناوگروه دوم روسیه بعد از رفتن به دریای عدن و اطمینان از عدم وجود زیردریاییهای اسرائیلی راه خود را به طرف دریای عمان ادامه داده است.
۳- اما مهم ترین بخش این حرکت مربوط به استقرار ناوگروه دوم (ضد زیر دریایی) در آبهای دریای عمان و پهلو گرفتن ناوشکن شاپوشنیکوف در بندر عباس باعث شد تا خبر گسیل شدن ناوگروههای روسی؛ از ردهٔ  اخبار نیمه مخفی به ردهٔ اخبار علنی ارتقاء یافته و در رادیو فردا (اینجا) و چند وبسایت امنیتی اطلاعاتی (اینجا) به صورت سطحی منتشر شود.

تحلیل خبر استقرار ناوگروههای دریایی روسیه در دریای عمان و بندر عباس

۱- حدود یک ماه پیش؛ برای اولین بار  در منابع اطلاعاتی غربی این خبر روی خط خروجی قرار گرفت که میله های سوخت اتمی نیروگاه بوشهر از سلولها خارج شده اند و دلیل آن نیز یافت شدن چند پیچ و مهره در درون سلولها بوده است و اگر این کار انجام نمیگرفت بایستی شاهد یک فاجعهٔ زیست محیطی نظیر فاجعهٔ چرنوبیل در بوشهر و خلیج فارس میشدیم که تعداد کشته های آنرا تا ۸۰۰ هزار نفر در مرحلهٔ اول حدس میزدند.
۲- آقای فریدون عباسی در پاسخ سوال خبرنگاران مبنی بر زمان عملیاتی شدن نیروگاه بوشهر از خبرنگاران خواست که دیگر در این مورد هیچگاه سوالی مطرح نکنند. این سخن آقای فریدون عباسی؛ در واقع به این معنی بود که پروژهٔ بوشهر اگر به طور کامل شکست نخورده است؛ حداقل برای مدت زمان طولانی و نامعلومی به عقب افتاده است.
۳- نخستین شک تحلیلگران مسائل اتمی ایران در ماجرای خارج شدن سوخت از سلولهای این نیروگاه به دلیل پیداشدن پیچ و مهره در سلولها به دو معنی است:
الف: خروج میله های سوخت یعنی مرگ ۱۰۰ درصد نیروگاه بوشهر. (پایان کمدی هسته ای چند پرده ای و بسیار پر هزینهٔ رژیم اسلامی).
ب: کار گذاشتن پیچ و مهره ها در سلولها نشانگر یک خرابکاری عمدی از طرف اسرائیل و یا سایر کشورهای غربی انجام گرفته است ولی به هر حال نیروگاه بوشهر مُرده است.
۴- در تحلیلهای بعدی این مسئله مطرح شد که پیچ و مهره ها  از طرف عناصر رژیم اسلامی و به طور عمدی در سلولها قرار داده شده اند تا بعد از رسیدن به مرحلهٔ هشدار؛ به بهانهٔ جلوگیری از یک فاجعهٔ انسانی و زیست محیطی؛ میله های سوخت از سلولها خارج شده و در واقع با فدا کردن نیروگاه بوشهر؛ اورانیوم را خارج نموده و به مراکز غنی سازی مانند فردو منتقل نمایند تا برای غنی سازی ۲۰ درصدی و یا بالاتر از آن آماده شود.
این تحلیل آخر اولتیماتوم احتمالی اسرائیل را برای حمله به بوشهر و به دست گرفتن کنترل اورانیوم خارج شده از نیروگاه و یا انهدام آنرا در بر داشته و احتمالاً با گزارشهای کارشناسان روسی مستقر در نیروگاه بوشهر نیز همخوانی کامل داشته است.
نتیجه اینکه به دستور شخص پوتین یک ناوگروه متشکل از یک ناو شکن و بزرگترین کشتی ضد زیردریایی روسیه به همراه کشتیهای جنگی دیگر؛ به سوی خلیج فارس حرکت میکنند و در میانهٔ راه از وضعیت سلامتی حلبیهای شناور رژیم در آبهای ساحلی سودان اطمینان حاصل کرده و به سوی خلیج فارس روانه میشوند تا ضمن جلوگیری از حملهٔ زیردریاییهای اسرائیل و آمریکا؛ خود کنترل چندین تن اورانیوم خارج شده از نیروگاه بوشهر را به دست گیرند.
جالب تر از همه اینکه: اگر نیروگاه بوشهر کاملاً مرده باشد؛ میله های سوخت اورانیوم به روسیه باز خواهند گشت و بخش خبرهای خوش هسته ای تعطیل میشود و بعد از این یک پرسش بزرگ در برابر رژیم تباهی ناب محمدی قرار خواهد گرفت که قصد رژیم از غنی سازی اورانیوم؛ در حالی که حتی یک نیروگاه هم ندارد (به فرض مرگ نیروگاه بوشهر) به چه منظوری انجام میگیرد؟
سخن آخر اینکه به یمن وجود رهبر فرزانه و معصوم و اتاقهای فکری بیت و خیمهٔ امیرالمؤمنین خامنه ای؛ روسها حسابی  هم از توبره و هم از آخور خورده اند و در نهایت نیز از نظر حقوقی نه تنها قابل پیگرد نیستند؛ بلکه این شکست مفتضحانه نیز باید از طرف رژیم  آیین تباهی ناب محمدی غورت داده شود.

کژدم

 

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۲, شنبه

طلایه های گسترش بحران سوریه به سوی عراق

در مقالهٔ «خفت شکست در سوریه و...» به پیش زمینه های گسترش بحران سوریه به دو سوی لبنان و عراق پرداختم و خاطر نشان کردم که حرکت رهبران اقلیم کردستان عراق نشان از آماده شدن کردستان برای رویارویی با گسترش بحران سوریه به عراق دارد. اما گویا شتاب شکل گیری حوادث بسیار شدید است.
آقای رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکهای عثمانی اکنون به دلگرمی پشتیبانی ناتو و استقرار سیستمهای ضد موشکی و ضد هوایی پاتریوت و همچنین با پشتگرمی به ۱۴۰۰۰ نیروی جنگاور بسیار زبده و آبدیدهٔ سلفی-جهادی که قلادهٔ شان در دست عربستان سعودی و قطر و سایر شیخ نشینهای حوزهٔ خلیج فارس است. بغض خود را شکست و نوید گسترش بحران سوریه به عراق را با این جمله داد: «نگرانیم عراق به سوریه تبدیل شود.» (اینجا)
البته این جملهٔ آقای اردوغان را باید اینگونه خواند: مصمم هستیم که بعد از شکستن ستون فقرات هلال شیعی در سوریه (حکومت بشار اسد)؛ بخش دیگر این دژ در عراق (حکومت شیعی مسلک مالکی) را نیز ویران کنیم.
جالبتر اینکه یکی دو روز پیش وزیر امور خارجهٔ بحرین نیز در صفحهٔ تویتر خود نوشته بود: «زمان آن رسیده است که کنفرانس دوستان مردم ایران نیز تشکیل شود). (اینجا)
اما مهم تر از همه خبری بود که در رادیو فردا منتشر شد و آن اینکه ۷۳ نفر از سناتورهای مجلس سنای آمریکا که مجموعاً ۹۹ عضو دارد از رئیس جمهور آمریکا خواسته اند تا به دنبال «تشکیل ائتلاف نظامی  علیه ایران» باشد. (اینجا)

اهمیت عراق برای رژیم اسلامی ایران

در اینجا بر آن نیستم که اهمیت عراق را در رابطه با سوریه و لبنان و دریای مدیترانه و اروپا و قبرس و.... مطرح سازم زیرا تاریخ مصرف این ارزش در حال پایان یافتن است. اما آنچه که از ارزش عراق برای رژیم تباهی ناب محمدی حاکم بر ایران به جای مانده است به شرح زیر است:
۱- داشتن مرزهای زمینی وسیع و امکان گسیل شدن نیروهای سپاه پاسداران به عراق و استفاده از خاک و شبکه های شیعی  عراق برای ایجاد کانونهای بحران برای گسترش میدان جنگ است. ولی گویا آنچه که استراتژیستهای رژيم ناب محمدی به آن توجه نکرده اند این است که: آنچه را که تو میبینی دشمن تو هم میبیند و چه بسا فراتر از آنرا هم میبیند. لذا اگرسپاه پاسداران در صدد استفاده از خاک عراق است؛ دیگران نیز در فکر کوتاه کردن دستهای آنها از عراق هستند.
۲- حتماً فرماندهان نظامی در دورهٔ آموزشهای نظامی خود خوانده اند که وقتی میگوییم از تهران تا اصفهان باید از فلان جاده استفاده نمود؛ معنی دیگرش این است که از اصفهان تا تهران هم مسیر همان است و تنها فرق آن جهت حرکت است. یعنی اینکه اگر میتوان از طریق عراق به سوریه رسید؛ از سوریه نیز میتوان از طریق عراق به تهران رسید و منظور آقای اردوغان نیز دقیقاً همین است و تنها معطوف به مشکل عراق نیست و افقهای بسیار گسترده تر و دورتری را مد نظر دارد.

چگونه میتوان از این بن بست رها شد؟

۱- به هواداران آقای شاهزاده رضا پهلوی پیشنهاد میکنم که شمع های بیشتری خریداری نموده و به جنبش انقلابی و توفانی روشن کردن شمعها؛ رونقی جهانی ببخشند تا جلو سرازیر شدن نیروهای سلفی-جهادی (البته در ارقامی بسیار بالاتر از ۱۴۰۰۰ نفر) به ایران را بگیرند و طبق فرامین دین مقدس «جین شارپ» به حیوانات سلفی جهادی گل و سنبل و بلبل هدیه بفرمایند.
۲- به فرماندهان سپاه پاسداران رشید و به شدت ترسیدهٔ اسلام ناب محمدی نیز پیشنهاد میکنم که هر آنچه که از پرونده های محرمانه به جای مانده است را گونی گونی به ترکیه و قبرس و لبنان حمل نموده و توسط موساد و سیا ربوده شوند.
۳- به اتاقهای فکری رهبر بسیار فرزانه نیز پیشنهاد میکنم که تعداد ضریح های مقدس و شفا دهندهٔ ۱۵ میلیارد تومانی و همچنین تعداد امامزاده های سیار را بیشتر نمایند و آش حضرت زهرا به شیوهٔ شاه سلطان حسین را فراموش ننمایند تا بلکه از شر «المحمود البغدادی السوری اللیبی» نجات یابند.
۴- هواداران سبز اصلاحات نیز میتوانند چند میلیون متر پارچهٔ براق سبز از چین و ماچین تهیه فرموده و از آن شال گردن درست نموده و به دور انگشتان و یا هر جایی که بیشتر تو دل بروتر و خوش عکس تر به نظر بیاد ببندند. لطفاً در این تظاهراتهای تو دل برو سعی کنید پرچم ملی ایران رو بیرون نیارید و گرنه «المحمود البغدادی السوری اللیبی» از دست شما رافضی ها و مجوس ها ناراحت میشود.
۵- به «جُم بوری» خواهان هم پیشنهاد میکنم که همچنان با رضا پهلوی کلنجار بروند و او را از تخت سلطنت سرنگون کنند تا خدای نکرده سرشان کلاه نرود.
۶- به بسیجیهای ساندیس خور هم پیشنهاد میکنم که ماستها را کیسه کنند. اینهایی که قرار است بیایند... اهل یوتیوب و تظاهرات سکوت و راه پیمایی سکوت در پیاده روها و انقلاب لپ تاپی نیستند؛ اینها قوم یأجوج و مأجوج هستند. خونت را میریزند و به خورد مادرت میدهند. حالا برو دنبال ضد انقلاب و فتنه گر (هم وطنت) بگرد.... مادر قح...
۷- به جمشید شارمهد و ایمان عافار و دردانهٔ فولادوند هم پیشنهاد میکنم که آماده باشند تا در این آشوب و بلبشو؛ هرچه میتوانند آثار باستانی را از ایران خارج نموده و توسط شبکه هایی که ایمان عافار میشناسد؛ رفع و رجوع نموده و به تخت طلا با زمرد و یاقوت سبز خود برسند.

آیا کسی موند که نیاز به پیشنهاد داشته باشد؟
چی....؟ میگی کافیه؟.... راستی کار اون لپ تاپهای ماهواره ای به کجا رسید؟...... مامانت دیگه بهت پول نمیده؟... راست میگه... لپ تاپاله رو ولش کن... طلا و دلار و یورو بخر.......
راستی خوانده اید که اصفهانیها در زمان حملهٔ «المحمود الافغان» خیلی خوش خیال بودند و به ضریح و آش چسبیدند و قتل عام شدند؟
چی...؟ گفتی که ناراحت شدی؟.............. به دَرَکِ اسفل السافلین...........

کژدم