۱۴۰۵ شهریور ۱۲, پنجشنبه

یک «شمعِ روشن» در تاریکی

 یکی از دلاورانِ ایران؛ با اتوموبیل به تجمّعِ اوباشانِ بسیجی در مرکزِ اُستانِ خراسان یورش بُرده و چند «قلّاده» از آنها را لَت و پار کرد. این رفتار؛ یک «رفتارِ براَندازانه» است و در شرایط کنونی «شَمعی در تاریکیِ پس از قتل عامّ ۱۸ و ۱۹ دِی» میباشد.


اینگونه رفتارها هستند که دُشمنان ایران و دشمنانِ مردمِ ایران را به وحشت می اندازند. رقصیدن در خیابانها و «وِلگردی در خیابانها»؛ هرچه که هست؛ «مبارزه نیست»؛ چه رَسَد به اینکه «مبارزه برایِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی» نامیده شود. لذاخودتان نامی دیگر برایش پیدا کنید.

امروز ترامپ با گفتنِ اینکه: «رژیم جمهوری اسلامی در حالِ فروپاشی است؛ پس مردم ایران چه زمانی قیام خواهند کرد؟»؛ آمیخته از «تحقیر و تشجیع» را بکار بُرد. گویی که یاد آوَرِ مَثَلِ کاربُردِ «حنایِ پس از عروسی» است.
نظرِ مرا در رابطه با «ترامپ» میدانید؛ زمانی که دهانِ مستراحَش را باز می کُند؛ به جُز مخلوطی از «ادرار و مدفوع»؛ از دهانَش بیرون نمی آید. مجید محمّدی (استادِ بلاهت)؛ همین چند روزِ پیش گفت که به فروشگاهها رفته و دیده است که قیمتِ «تخم مرغ و شیر» به قیمتهایِ پیش از جنگ برگشته است و این امر را نشانهٔ «پیروزیِ ترامپ» در عرصهٔ داخلی آمریکا به حساب می آوَرَد و نمی گوید که برای اینکار؛ در عرصهٔ بین المللی؛ چقدر به «هژمونی آمریکا» لطمه زده است؟؟ 
لذا مردمِ ایران با شنیدنِ این جملهٔ تحقیر آمیزِ ترامپ؛ نه دچارِ احساسِ «حقیر بودن» و نه دچارِ احساسِ «شجاعتِ احمقانه» شوند. 
امّا باید حسابِ خودتان را با «خودتان»؛ صاف کنید و ببینید که  چه کسانی و با چه تَرفندهایی و بر اساسِ کدامین «گرایشهایِ درونیِ شخصیِ خودتان» شما را «گوسفند» بار آورده اند؟ و میخواهند که همچنان «گوسفندِ قربانی» باقی بمانید؟ چه کسانی «جُزوهٔ سوروس»(انقلابهایِ مخملین) و «گاندی بودن» و «احترامِ به تشیّعِ شنیه» و مستراحی به نامِ «اسلام» را ۴۷ سالِ تمام؛ در رگهایتان تزریق کرده اند و به همین دلیل است که پس از سالها تجربهٔ سرکوب و اسیر و اعدام و شکنجه شدن؛ هنوز هم که هنوز است؛ «رقص در خیابان» و «ولگردی در خیابان» را «مبارزه برای سرنگونیِ رژیمِ شیعی» میدانید.
در اینجا میخواهم که این ویدیو را ببینید و اگر میتوانید «داونلود» کنید تا به عنوانِ «سَنَد» بماند. زیرا زمانی که می بینند چنین گفته هایی به «تُف سَربالا» تبدیل شد؛ آنرا خودشان حذف می کنند.



در این ویدیو؛ «شاهزاده» همهٔ مسئولیّتهای؛ کثافتکاریهایِ «شاه الّلهی ها» را به عهده میگیرد و میگوید که از همهٔ آنها خبر دارد. یعنی تا کنون هر چقدر که به مادر و خواهر و خودتان فُحش داده اند؛ نه تنها خبرهایش را شاهزاده می شنَوَد؛ بلکه میگوید که «میگویند که عدّه ای که تیمِ مَن هستند؛ مرا به گروگان گرفته اند و نمیگذارند که خبره به من برسد؛ امّا من از همه چیز خبر دارم».
یعنی بدانید که اگر فُحش می شنوید؛ «سازمان یافته» است و من میدانَم و تیمِ من نیز میدانند. زمانی که در کانادا یکی از هوادارانِ شاهزاده توسّط گروهی دیگر از هوادارانشان به قتل می رسد و گویا همین چند روزِ پیش؛ در آلمان؛ اتوموبیلِ یکی از افرادِ هوادار و یا عضوِ «حزب پان ایرانیست» را به آتش کشیده اند و بنا بر گفته هایِ شاهزاده؛ هم شاهزاده و نیز «اوباشانِ فوکولیِ اطرافش» از آن خبر دارند. زیرا شاهزاده میگوید: «من ۶۵ سال دارم و بچّه نیستم که عدّه ای مرا گول بزنند..... من از همه چیز خبر دارم.»
شاهزاده میگوید: «اعضایِ تیمِ من؛ به مَن وفادارند و من نیز به آنها وفادارم.».
«وفاداری» یک اصلِ مهمّ در هر تشکّلی است. «وفاداری» زایندهٔ «اعتماد» است و «اعتماد»؛ ستونِ فقراتِ هر جامعه ای است. 
امّا «کُشتنِ یک هوادارِ خودی» به خاطرِ داشتنِ «انتقاد»؛ نشانهٔ «دستور از بالا برایِ آتش به اختیار بودن؛ نیز هست».
من(کژدم)؛ نخست از شاهزاده خواستم که در «تیمِ خود» باز نگری کرده و اصلاحاتی بوجود آوَرَد؛ امّا ایشان در این ویدیو میگویند که: (هیچکس او را فریب نداده است و میداند که اوباشانِ اطرافَش چه بی شرفهایِ فریبکار و شارلاتانی هستند؟ و ایشان نیز به همان اندازه «شارلاتان» و «بی شرف» است.)
«باندِ بیشَرَفهایِ وفادار شیعه مسلَک»(نوعی مافیایِ شیعی جدید).

کبوتَر با کبوتَر؛ باز با باز
کُنَد همجِنس با هَمجِنس پرواز

در بخشِ نظراتِ نوشتارهایِ پیشین؛ در ۲ مورد به حالتِ «پُرسشی» از من خواسته شد که با «شاهزاده» همکاری کُنم و من(کژدم) نیز به صراحَت و به صورتی مؤدّبانه پاسخ دادم که: «شاهزاده شیعه است و من با شیعه همکاری نمیکُنَم».
امّا واقعیّت این است که ایمان دارم که:

(«شیعه؛ شَرَف ندارد.»؛ اگر گفتی: «شیعه»؛ «شنیعه» را فراموش نَکُن...... بگو: «شیعهٔ شنیعه».... بگو «تشیّعِ شنیعه»)

این جملات را در ذِهنِ خود «حک» کُن؛ تا هرگزفراموش نَکنی؛ و هر زمانی که بخواهی تصمیمي برایِ شراکَت با «جریانی شیعی» و یا یک «شیعه» بگیری؛ «چراغِ راه» باشد.

کژدم










هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر