حتّی زمانی که گروه و یا سازمانی به اجرای Plan - B کشانده میشود؛ نشان از این دارد که Plan - A دیگر جواب نمیدهد و شکست خورده است. امّا کشتن علی عبدالله صالح نشانی از کلید خوردن Plan - B ندارد؛ بلکه نشانهٔ سردرگمی است.
نتیجهٔ تصمیم احمقانه از روی سردرگمی؛ نزول بلایای دیگری در جبههٔ یمن را برای انگل فرزانه و حوثهای بدبخت به ارمغان خواهد آورد.
ذهنهای علیل حزبلبلی شاید اینگونه بپندارند که شکست در یک جبهه و آنهم جبهه ای که «مزدوران» در آن میجنگند؛ اهمیّتی ندارد و به سادگی میتوان آن جبهه را تعطیل نمود و بر روی جبهه های دیگر متمرکز شد (روسها نیز در رابطه با رژیم شیعی همینگونه فکر میکنند).
باید خدمتشان عرض کنم که : «این تو بمیری؛ از آن تو بمیریها نیست و بساط داعش برچیده خواهد شد». .... همان پاسخی که زمانی به پرسش یکی از خوانندگان که پرسیده بود: «آیا فکر میکنید که این بار داعش در سوریه و عراق شکست خواهد خورد؟»(نقل به معنی)؛ دادم.
دوران شیعه و سنّی و اخوان بازی (محصولات منطقه ای گلوبالیستها) به سر آمده است را اکنون با چشمهای کور نیز میتوان دید و به روشنی میبینیم که «رجب خردوغان»؛ پس از پشتک و وارو زدنهای دوران حکومت گلوبالیستها؛ اکنون از فرط فشار نمیداند که آیا باید با پیشانی اش و یا سوراخ کونش سجده کُنَد؟.
اگر «گلوبالیستها» به «حزب اللّاغی های شیعه» برای پی ریزی جبههٔ «حزب اللّاغیهای سُنی» کوچه دادند تا زیربنای «جنگهای ۳۰ ساله» را بریزند اکنون پس از گذشت بیش از ۱۰ ماه میبینیم که «دونالد ترامپ» موجود مفلوک و شمپانزه ای مانند «احمدی نژاد» و «جنّ گیران» اطرافش نیست که برای انگل فرزانه جای دوست و دشمن را نشان دهد؛ بلکه «دونالد ترامپ» نتیجهٔ غلظت اندیشهٔ «احیای دوبارهٔ آمریکا» در میان آمریکایی ها است.
آنچه که من (کژدم) از آن به «ظهور عقاب بزرگ» یاد کردم. لذا از نظر من کوچه دادنها برای ارازل و اوباشان اسلامی در خاورمیانه و افغانستان و «کثافتستان» تمام شده اند و جمع کردن بساط «داعش» در سوریّه و عراق به معنی ظهور علایم جمع کردن حاکمیّت «بساط تشیّع صفوی» در خاورمیانه است.
علی عبدالله صالح
آیا این شخص در همین ۵ روزِ پیش بر اثر خواب نما شدن؛ به روشن شدگی رسید که دیگر «جنگ بس است» و باید صلح نمود و یمن را آباد کرد؟ البتّه که نه ...
این شخص و حزبش (به جای حزب سیاسی بخوانید اتّحادیهٔ برخی قبایل شیعیان زیدی)؛ پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا؛ مانند بسیاری دیگر؛ در میان سردرگمی و مالیخولیا سرگردان بود و نمیدانست که حرفهای CNN و NY Times را بپذیرد؟ و یا با واقعیّت تولّد «عقاب بزرگ» کنار بیاید.
این خواب آلودگی و مالیخولیا با ظهور ولیعهد جوان عربستان و قدرت نمایی آمرکا در خاورمیانه؛ به پایان رسید و علی عبدالله صالح دریافت که ادامهٔ سرمایه گذاری بر روی انگل فرزانه و هلال شیعی؛ رفتن به سوی پرتگاه است.
امّا حوثیها با کُشتن علی عبدالله صالح؛ به قصد فرار از دوزخ؛ ... به سوی دوزخی بسیار ویرانگر تر شتافتند.
یمن مثل ایران نیست که بتوان با کشتن بختیارها و قاسملوها؛ راه را برای بهشتِ ثباتِ رژیم صفوی باز کرد؛ بلکه یمن یک «قبیله زار» است و به همین دلیل؛ حوثیها نه تنها نخواهند توانست جبهه های خود را مستحکم تر کنند؛ بلکه آتش جنگ داخلی میان قبایل شیعیان زیدی را نیز بر افروختند.
مهم نیست که علی عبدالله صالح و برخی از سران حزبِ علی عبدالله صالح کشته شدند؛ بلکه مهمّ این است که : اکنون «آتش در درون خانهٔ زیدیها» افتاده است.
کژدم



