ه‍.ش. ۱۳۹۲ دی ۶, جمعه

فساد دولت اخوان المسلمینی ترکیهٔ عثمانی

حکومت اخوان المسلمینی ترکیهٔ عثمانی در حال رسیدن به آخر خط است. از زمانی که نجم الدین اربکان؛ بر سر کار آمد؛ ترکهای عثمانی «سیاست رستوران» را به اجرا گذاشتند. این رستوران به هیچ مشتری «نه» نمیگفت. هم غذا برای اسرائیل داشتند و هم برای عربستان سعودی و هم برای اروپا و آمریکا و حکومت اسلامی حاکم بر ایران. رستوران اخوانی المسلمینی ترکیه از پولشویی برای رژیم اسلامی ایران گرفته تا گسیل کردن سلفی-جهادیها به عراق و سوریه و تسلیح آنها و حتی گسیل کردن ارازل القاعده برای کشتار کردهای سوریه را در کیسهٔ خود دارد. اما با وارد شدن به معادلهٔ اخوان المسلمین مصر و متحد شدن با حاکم قطر؛ مجبور شد که رستوران خود را بر روی بعضی از مشتریهایش ببندد. با نگاهی گذرا به اتفاقات سالهای اخیر از دوستی با اسرائیل گرفته تا ماجرای ماوی مرمره و دوست شدن با بشار اسد و سپس پشت کردن به او و فروختن عناصر موساد به رژیم جمهوری اسلامی که از طرف وزیر پیشین وزارت اطلاعات ایران به عنوان «دستگیری عوامل موساد با عملیات بسیار پیچیده» از آن نامبرده شد و سپس گسترش پولشویی برای حزب الله لبنان و حاکمیت اسلامی ایران؛ میتوان گفت که حکومت اخوان المسلمین ترکیه در واقع یک «روسپی بین المللی» است. شاید بعضی ها فکر میکنند که «سیاستمدار خوب باید اینطوری بوده و به دنبال منافع ملی کشورش باشد». باید به عرض این دسته برسانم که فرق روسپی سیاسی با سیاستمدار خوب در همینجا نهفته است. سیاستمدار خوب با یک غوره سردی نمیکند و با یک مویز گرمیش نمیشود و گرنه بعد از چند سال دستش پیش همه باز شده و از رده خارج میشود. سیاست و کشورداری پروژه ای کوتاه و حتی چند ده ساله نیست؛ بلکه یک بازی دائمی است. اما سنت سیاسی همهٔ اسلامگرایان بسیار به یکدیگر شبیه است و از دوستیهایشان و خدماتشان؛ برای روز مبادا «پرونده سازی» میکنند. یک روز این را و روز دیگر آنرا میفروشند و اکنون نوبت فروختن جمهوری اسلامی و شبکه های مالی و پولشویی رژیم اسلامی فرا رسیده است.
ماجرای کنونی فساد مالی و رشوه در حاکمیت اخوان المسلمینی ترکیه و مطرح شدن «جنبش خدمت» ( فتح الله گولن)؛ نه تنها سقوط دولت اردوغان بلکه بحرانی عمیقترو احتمال فروپاشی حزب عدالت و توسعه (اخوان المسلمین ترکیه) را نیز در پی خواهد آورد. اما این دامنهٔ بحران در ترکیه نخواهد ماند و مانند طناب دار دیگری بر گردن حزب الله لبنان و رژیم شیعی ایران فشرده خواهد شد و بخش دیگری از منابع مالی جنایتکارانهٔ رژیم و اتباعش را خشک خواهد نمود.
همانگونه که پیشتر گفته ام؛ مذاکرات ۱+۵ تنها آغاز بازی است و این بازی هر روز پیچیده تر خواهد شد. اکنون عربستان سعودی و اسرائیل سکوت کرده اند؛ اروپا و آمریکا در حال فشار آوردن به حکومت اردوغان برای «شفافیت» (یعنی فاش کردن همهٔ درهای مخفی پولشویی و خدمات اطلاعاتی برای رژیم شیعی حاکم بر ایران) هستند.
رژیم اسلامی ایران نیز با علم کردن دوبارهٔ اسم بابک زنجانی و تبلیغ نمودن اینکه «رضا ضراب» یک تاجر ایرانی تبار تبعهٔ ترکیه است (این افراد برای دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی رژیم کار میکنند) میخواهد ماجرا را به یک «شبکهٔ فاسد خودسر» تقلیل دهد؛ اما در دالانهای مخفی شدیداً در تکاپویی نفس گیر برای نجات میلیاردها دلاری که در این میان ممکن است از طرف دادگاه ترکیه بلوکه شوند میباشد اما حتی اگر این پولها نیز برگردند؛ شبکه ها قابل ترمیم نخواهند بود و «رضا ضراب» احتمالاً بسیاری از مسائل را فاش خواهد نمود و همینقدر که تاکنون از بانکهای چینی و تایلندی و مالزی و شرکتهای صوری؛ به صورت جسته و گریخته نام برده میشود؛ نشانگر سوخته شدن این شبکه هاست. همچنین با گسترش موج دستگیریها نوبت وزیر اطلاعات اردوغان و رشوه های دریافتی او از طرف سپاه قدس و وزارت اطلاعات نیز روشن خواهد شد و شبکه های اطلاعاتی رژیم اسلامی ایران  در حوزه های تحت نفوذ ترکهای عثمانی نیز فرو خواهند پاشید و چه بسا اعضای این شبکه ها؛ هم اکنون در حال بستن بار و بندیل خود هستند.
نتیجهٔ عملی نخست اینکه: تحریمها بر روی کاغذپاره های مذاکرات ۱+۵ در حال کمرنگ شدن هستند؛ اما عملاً در حال گسترده تر شدن میباشند.
نتیجهٔ دوم اینکه: روزهای بسیار سختی در انتظار منابع مالی رژیم است و لایحهٔ التزام دولت به غنی سازی ۶۰ درصدی اورانیوم و موشک پرانی و میمون فضایی و سانتریفوژهای نسل جدید؛ نه تنها برای غرب تهدیدی به حساب نمی آیند؛ بلکه به اندازهٔ دستمال مستراح هم ارزش ندارند.
صدای ملتمسانهٔ رئیس طویلهٔ شورای اسلامی را که در «لفافهٔ انقلابی» و اندکی چاشنی «عربدهٔ انقلابی» پیچیده شده و درخواست او از آمریکا؛ برای در جیب گذاشتن همهٔ گزینه ها و گذاشتن عقل بر روی میز را مطرح کرده است؛ میتوان شنید (اینجا). (گدایی قهرمانانه).
حرکات موشک پرانی و تک تیراندازی در غزه؛ در شرایط کنونی میتواند پروژهٔ مشترک حزب الله لبنان و دولت اردوغان باشند و احمقهای فلسطینی نیز با دریافت چند صد هزار دلار؛ بازهم انقلابی شده و دست بکار شده اند تا خانه های ویرانشان؛ با حملات انتقامی اسرائیل ویرانتر شود.

کژدم

۳ نظر:

  1. درود بر شما خسته نباشید.
    می خواستم بپرسم شما که از دوستآن و طرفدارن آقاق فرود فولادوند هستید آآیا درباره نظر ایشان به زردشتی بودن و پرستیدن اهورا مزدا و بازگشت به دین باستانی ایران خبر و آگاهی دارید?
    آیا ایشان تنها به فرهنگ ایران علاقه دارند و خداناباور اند یا به زردشتی شدن علاقه دارند?
    ممنون میشم پاسخ پرسشم را بنویسید.
    اهورامزدا و فرشتگان یار و یاور شما باشند.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. درود بر شما بزرگمهر گرامی
      من از دوستان استاد فرود فولادوند نیستم؛ اما با توجه به گفتارهای ایشان؛ ایشان خداباور هستند. در رابطه با دعوت به بازگشت به دین نیاکانی؛ در آثار ایشان مطلبی سراغ ندارم. اما در بسیاری از سخنان ایشان میتوان باور به فروزه های آیین نیاکانی را مشاهده نمود. زرتشت سپیدمه یکی از بزرگترین آموزگاران تاریخ بشری است.
      پیروز و سرفراز باشید

      حذف
    2. جناب کژدم طناب درا دیگری هم وجود دارد . این شرکتهای امریکایی 2 تا تکنولوژی درست کردند یکی حفاری افقی یکی هم حفاری به روش شکست هیدرولیکی. این 2 تا باعث شد از لایه های رسی که این همه گاز و نفت در ان حبس شده بود ازاد شود.شما وقتی یک منبع متعارف طبیعی گاز دارید به محض انکه حفاری می کنید خود گاز فوران می کند. اما در این حالت ان قدر میزان تراکم گاز کم هست که گاز با فشار بیرون نمی زند اینها با این روش ها گاز و نفت سبک را بیرون می کشند.(به اینها منبع گاز غیر متعارف می گویند. چین اول هست از لجاظ مقدار امریکا دوم! ولی تکنولوژی فقط در دست امریکایی ها هست) انهم با چه نرخی!! نتیجه این شده که نرخ تمام شده گاز های حاصل بسیار بسیار ارزان شود یعنی کمر قیمت را این امریکایی ها شکسته اند.حالا نه تنها مصرف انرژی را تامین می کند. الان می خواهند مازاد را در پتروهای امریکایی هم استفاده کنند. برای همین اگر با همین روند تولید گازهای ماسه ای ادامه یابد پترو های امریکایی کمر قیمت الفین ها می شکنند. البته پیش بینی ها روند نزولی اهسته ای را پیش بینی می کنند. اما در مجموع روند عرضه بسیار بالا هست. الیته چون ما تکنولوژی گاز مایع و ngl و lpg را هم در دنیا داریم کم کم عصر لوله کشی هم تمام شده! امریکا به فکر این افتاده اصلا گاز مورد نیاز اروپایی ها خودش تامین کند و این پوتین( دیکتاتور نفتی ) را کمی قلقلک بدهد. تا این همه همپمینانش را اذیت نکند.
      خلاصه این که منابع طبیعی هیچ گاه قدرتهای قابل تکیه نبوده اند بلکه این دانش هست که قدرت واقعی بوده اند. در صنعت ارتباطات مثل اپل و گوگل و اینها یک ضرب المثل معروفی هست که میگه " یا اختراع کن یا برو بمیر!" نوکیا و بلک بری امثال این داستان هستند و احتمالا به زودی این صاحبان بشکه های نفت همچین سرنوشتی دارند.

      حذف