ه‍.ش. ۱۳۹۳ آذر ۱, شنبه

هنر جنگیدن (بخش نخست)

خوانندگان گرامی
سلسله نوشتارهای «هنر جنگیدن» را که سالها پیش تدوین نموده بودم را دوباره منتشر میکنم؛ امیدوارم که مورد نقد و بررسی قرار گیرد. از اینکه نوعی پراکندگی در آن وجود دارد؛ پوزش میخواهم ولی زمان کافی برای تدوین دوبارهٔ آنها نداشته ام.
صفحه ای نیز در ستون سمت راست وبلاگ گشوده شد تا در صورت نیاز کار خوانندگان به جستجوی نوشتارها تلف نشود.
همچنین در زمان تدوین این نوشته ها به خاطر «اطلاعات نادرست» گمان میکردم که تشکلهایی به نام انجمن های پادشاهی وجود دارند  که اشتباهی بزرگ و نتیجهٔ «زود باوری» بود. اما طبق معمول من در نوشته هایم جرح و تعدیل و سانسور بکار نمیبرم. لذا دیدن تکراری نام «انجمن پادشاهی ایران»؛ آنرا بخشی از زندگی سیاسی اخیر من بدانید.

کژدم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ




هنر جنگیدن

( بخش یک )

با درود به روان پاک به خون خفتگان و به خون دل خفتگان راه آزادی  و راه رهایی ایران زمین از چنگ و دندان آیین
 پلید و اهریمنی تازی، و با درود به دلیر مردان و شیر زنانی که میدان را بر دشمنان هرزه خوی تازی کیش تنگ کرده اند. نخست میخواستم در باره هنر جنگیدن به طور عا م بنویسم اما به خاطر کلی گویی هایی که در تئوری عام وجود دارد و برای هضم و جذ ب آن نیاز به تجربیات عملی میباشد ، لذا  تصمیم گرفتم که تئوری عام را با کاربرد عملی همراه سازم تا هم بتواند کاربرد عملی داشته باشد و هم زود هضم  و در واقع یاران ضمن کاربرد عملی آن با تئوری عام نیز آشنا شده و با ایمانی که به هوش بالای یاران دارم امید م بر آنست که با آشنایی های اولیه بتوانند آن را با شیوه های کاربردی وابداعی و ابتکاری خود هر روز بارورتر سازند و باید اکیدأ هشدار بدهم که هرگونه ابداع و ابتکار عملیاتی باید اصول کلی تئوری را به کار گیرد و گرنه منجر به شکست خواهد شد.لذا هر ابتکار عملی باید تمامی اصول مربوطه سرمشق قرار دهد تا کارایی خود را از دست ندهد و اگر اصول رعایت نشود باز خوانی انتقادی آن عملیات برای بازیافت نقاط قوت و ضعف آن دچار مشکل جدی خواهد شد.در پایان این پیشگفتار کوتاه باید یاد آور شوم که این آموزشها را بسیار جدی بگیرید و از خواندن و حتی از چند باره خواندن آن دچار خستگی نشوید ، چون هرچه بیشتر و بهتر مطالب را درک کنید به همان اندازه  در عملیات هایتان پیروزی به دست خواهید آورد و اگر به آنها اهمیت ندهید شاید اولین عملیات تان آخرین عملیات تان باشد و همه میدانیم که سرزمین اشغال و غارت شده مان و مردم ستم کشیده مان برای رهایی به دلاوران زنده نیاز دارد و نه قهرمانان مرده. و این دلاوران زنده و آگاه هستند که سپاه اهریمنان را با تمامی ایل و تبارشان تا دوزخ به عقب خواهند راند. با اندکی مطالعه تاریخچه گروههای مبارز (به دور از قضاوت درباره باورهایشان و به دور از اینکه ما آنها را را دوست داریم ویا نه) حزب دموکرات کردستان ایران با داشتن بیش از شانزده هزار جنگاور دلیر و کومه له با بیش از شش هزار پیشمرگ دلیر و سازمان مجاهدین خلق با بیش از یک ملیون عضو و هوادار و میلیشیا به کجا رسیدند؟ آیا ما خونمان رنگینتر است و یا اینکه خوشگل تر هستیم و تار میزنیم؟ از نظر پروتوکل های نظامی این بر حق بودن و نبودن نیست که سرنوشت جنگ را رقم میزند بلکه این چیرگی در هنر جنگیدن است که پیروزی و یا تباهی رانصیب یکی از دو طرف میکند. در این مقاله کوتاه که میتوان نگاهی بسیار مختصر به هنر جنگیدن نامید کوشش من بر آن است که
سرفصل های اصلی هنر جنگیدن را  به ترتیب زیر توضیح دهم : 1- خودشناسی 2- دشمن شناسی 3- فرماندهی 4- استراتژی و تاکتیک 5- طراحی عملیات 6- اطلاعات و ضد اطلاعات 7- رهنمودهای ساده برای بالا بردن توان رزمی یاران که سالها قبل آزمایش شده و جواب مثبت داده اند و بسیار کارا هستند.   
                             

خودشناسی

خودشناسی به این معنی است که هر گروه نظامی و یا سیاسی اول خود را تجزیه و تحلیل میکند و تمامی تواناییها و نقاط ضعف خود را به طور دقیق و کامل در تمامی عرصه ها مشخص میسازد از قبیل 1-توانایی مالی 2- توانایی ابزارو ادوات 3-توانایی های فردی افراد گروه از قبیل توانایی فکری ، رزمی ، فنی و ابزارسازی و ... 4- توانایی ارتباطا ط  5-توانایی  و امکانات کسب اطلاعات از نیروهای دشمن 6- روحیه رزمی افراد گروه 7-  محاسبه حد اکثرضریب تحمل ضربات 8- محاسبه حد اکثر و حد اقل تحمل ریسک از طرف گروه 9- امکانات مطالعاتی و یاد گیری 10- امکانات بالقوه ای که گروه در صورت نیاز میتواند حتمأ از آنها استفاده کند و به همین دلیل باید آزموده شوند تا از حتمی بودن آنها اطمینان حاصل شود.

خودشناسی تحلیلی باعث میشود که گروه از کمیت و کیفیت توان واقعی خود کاملأ آگاه بوده و پیوسته در بالا بردن سطح آنها تلاش نماید و در انتخاب سطح عملیاتهای نظامی و سیاسی و تبلیغاتی خود دچار غرور بی مورد نشود و یا بالعکس دچار یأس و بی عملی نگردد و در واقع کوچکترین و ناتوانترین گروه نیز همیشه مشغول کاری است که از یکسو مشغول انباشت و ارتقای توش و توان خویش است و از سوی دیگر در حال اثر گزاری بر محیط و تغییر آن است و باید همیشه به یاد داشت که اگر گروهی کوچک بتواند اندکی تغییر در محیط اطراف خود ایجاد کند (حد اقل آگاهی دادن به مردم ) خیلی بهتر از گروه بزرگ و پر توانی است که مدام یا در حال خواب است و یا زمانی هم که میخواهد کاری انجام دهد چنان دچار اشتباهات بزرگی میشود که به سوی سرنگونی خویش میرود، لذا ضرورت خودشناسی شدیدأ توصیه میشود چون هم پشتیبان بقای گروه است و هم ضامن ارتقای تواناییهای آن و از دیگر سو پشتیبان اثر گزاری ادامه دار گروه میباشد و در یک جمله خودشناسی تحلیلی یکی از عوامل بسیار موثر دربنیان و تداوم علائم حیاتی در یک گروه زنده و پویا است.

 دشمن شناسی

این بخش اندکی پیچیده است و دلیل آنهم وجود نیروها وپدیده های فراوان در اطراف ما ست لذا در آغاز بحث را به طور عمومی وکلی باز میکنیم  تا ذهنمان آمادۀ تحلیلگری و کند و کاو شود ، در کل طبقه بندی دشمنان از این قرار است: 1- دشمن یا دشمنان بالفعل آشکار 2- دشمن یا دشمنان بالفعل  پنهان 3- دشمن یا دشمنان بالقوۀ آشکار 4- دشمن یا دشمنان بالقوۀ پنهان . همچنین طبقه بندی دشمنان از نقطه نظر جغرافیایی نیز وجود دارد که معمولأ از آن با عنوان دشمنان خارجی و داخلی نام برده می شود و البته هر کدام از این طبقه ها زیر مجموعه های خاص خود را دارند که جای بحث آنرا در اینجا نمی بینم و مستقیم می روم بر سر دشمن ملموس داخلی ایران و ایرانیان یعنی حکومت رجاله های اسلام اهریمنی ودر این رابطه  یاران باید دشمن از گور هزارو چهارصد ساله برخاسته را بشناسند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند و این تجزیه و تحلیل نباید از نوع مزخرف بافی های مارکسیستها بلکه باید رویکرد کاربردی داشته باشد که رئوس آنها را مطرح میکنم تا یاران دلاور بتوانند برای اولین بار در طول سی سال اخیر پایه های یک تحلیل جامع و کاربردی را از دشمنان هرزه تازی پرست را بنیاد کنند که در دسترس همه ایران پرستان ومبارزان راه آزادی قرار گیرد تا بر اساس آن و یافته های گروه های مبارز و انجمنهای پادشاهی درون خاک ایران سر فصل نوینی در تاریخ مبارزاتی ایرانیان برای رسیدن به آزادی واقعی و حکومت ملی باز شود و دیگر بار بابک های تشنه به خون تازی پرستان این لکه ننگ هزار و چهار صد ساله را از سیمای پاک ایران زمین برای یکبار و همیشه پاک کنند. 1- شناسایی مراکز تجمع نظامی دشمن  با نقشۀ مشروح و واضح 2- شناسایی یگانهای نظامی و انتظامی با شرح وظایف تخصصی آنها و محل استقرار و تعداد نفرات 3- شناسایی تمامی مراکز بسیج اعم از مساجد و یا ساختمانهای پایگاهی و راههای نفوذ و راههای فراری که بسیجیها احتمالأ از آنها استفاده میکنند 4- شناسایی زاغه های مهمات خارج از شهر 5- شناسایی  مراکز تجمع و پایگاههی نیروهای مزدور اجنبی از قبیل مزدوران لبنانی و فلسطینی و مزدوران شیعه ویا سنی افغانی که برای سپاه کار میکنند. 6- شناسایی دفاتر گروههای مزدور اجنبی 7- شناسایی دفترهای روزنامه های مزدور کیهان، رسالت ، ابرار ، هیئت موئتلفه وجمهوری اسلامی و سایر روزنامه های جیره خوار رژیم حرامزادگان تازی پرست. 8- شناسایی تمامی مساجد و حسینیه هایی که مورد استفادۀ بسیجیها و اعضای سپاه است.9- شناسایی مراکز مخابراتی و ایستگاههای رادیو و تلویزیون . 10- شناسایی بانکها . 11- شناسایی مسیرهای ماشینهای حمل پول و تعقیب و مراقبت آنها و پیدا کردن خلوت ترین و دورترین مکان به پایگاهای نظامی دشمن در مسیر حرکت آنها .12- شناسایی هتلهایی که مورد استفاده وزارت اطلاعات میباشد و گاهی یک و یا چند طبقه آنرا در اختیار دارند و ارتباطات درون مرزی و برون مرزی و بازجویی ها و تهیه فیلمهای اعترافات آنچنانی و... را در این هتلها سازمان میدهند.13- شناسایی مراکز انباشت سوخت (مخازن بنزین و نفت و گازوییل) .14- شناسایی نیروهای گشت موتوری دشمن و مسیر های گشت  و تعداد نفرات و تجهیزات آن.  لازم است که بار دیگر تأکید کنم این شناساییها شناسایی نظامی است و تنها شامل دانستن آدرس مکان مورد نظر نمیشود بلکه تمامی کوچه پس کوچه ها و خیابانهای اطراف (با ذکر یکطرفه و دوطرفه بودن) و نزدیکترین پاسگاه و پایگاههای بسیج به مکان مورد نظر و ساختمانهای اطراف و بررسی امکان یا عدم امکان استتفاده از آنها برای زیر نظر گرفتن مکان مورد نظر و شناسایی حجم رفت و آمد به آن و در صورت امکان گرفتن عکس از ارتفاعی بالاتر از سطح خیابان برای بررسیهای دقیق تر در جهت تعیین مسیر ویا مسیرهای متعدد حمله و راه و یا راههای عقب نشینی و تعیین مکانهایی که بتوان نیروهای پشتیبانی حمله و نیروهای خط عقب نشینی و... سایر تدارکات را مستقر نمود، لذا یک شناسایی کامل ممکن است روزها و هفته ها و یا حتی ماهها  طول بکشد( بستگی به اهمیت مکان و بزرگی و تراکم نیروهای دشمن و سایر مسایل دارد که بعدأ توضیح خواهم داد).  آنچه در بالا به طور مختصر توضیح دادم شناسایی  اهداف سخت نامیده میشود از این نظر که شدیدأ تحت مراقبتهای نظامی هستند ، حال میپردازم به توضیح شناسایی  اهداف نرم که معمولأ از مراقبتهای شدید برخوردار نیستند و یا کاملأ بدون مراقبت هستند. 1- شناسایی خانه های محل سکونت بسیجیها و اعضای سپاه که شامل تعداد و جنسیت و سن افراد خانواده و شناسایی مسیر رفت و آمد آنها .2- شناسایی خانه های مسکونی مزدوران اجنبی رژیم از قبیل لبنانیها، فلسطینیها، عراقی ها ، و... 3- شناسایی مغازه های بازاریهایی که با خیانت پیشگی و سرکوب آزادیخواهان به داراییهای کلان رسیده اند و از طریق تعقیب و مراقبت شناشایی محل سکونت این جرثومه های فساد و تباهی.4- شناسایی و تعقیب و مراقبت دانشجو نماهای بسیجی برای یافتن مسیرهای تردد و محل مسکونی آنان. 5- شناسایی دکل های برق که مراکز اقتصادی و نظامی را تغذیه میکنند.6- شناسایی انبارهای محصولات کارخانه هایی که متعلق به خائنین میباشند.7- شناسایی ساخت وسازهای بزرگ و ماشین آلات ساختمانی و برجهای در حال ساخت متعلق به باندهای خائنین 8- شناسایی ترانسفورمرهای تقویت برق در داخل و خارج شهر.9- شناسایی رانندگان تاکسی که به عنوان شاخکهای اطلاعاتی برای نیروهای نظامی و امنیتی کار میکنند.10- شناسایی انبارهای نگهداری محصولات وارداتی از کشورهای خارجی. 11- شناسایی دفاتر و موسسات مالی و انبارهای محصولات و تمامی پروژه های بنیاد مستضعفان و بنیاد شهید . و بنیاد خمینی سگ تبار. 12- شناسایی تمامی انبارهای شکر و پارچه و لاستیک اتوموبیل و پسته و کامپیوتر و لوازم خانگی و...13- شناسایی د ستگاههای خود پرداز بانکها .14- شناسایی نیروهای گشت پیاده دشمن و مسیر ه و تعداد نفرات و تجهیرات آنها 15- شناسایی تمامی نوحه خوانها  و کتابفروشیهای آیین تازی.   قابل توجه یاران خارج از کشور :  تمامی افرادی را که به عنوان بورسیه دانشجویی دولتی به کشورهای خارجی اعزام شده اند و همچنین اعضای سفارتخانه ها و ارتباطات آنها را شناسایی نموده و مسیر رفت وآمد خانواده شان، پزشک و یا دندانپزشک و فروشگاههای لباس که از آنها خرید میکنند و در کل تمامی ارتباطات فردی و اجتماعی آنان را شدیدأ تحت مراقبت قرار دهند.تقریبأ تمامی به اصطلاح دانشجویان بورسیه دولتی برای ماموریتهای اطلاعاتی و امنیتی روانه کشورهای خارجی میشوند، که اگر شما زود بجنبید نقشه های آنها بر آب میشود و اگر نجنبید فاتحه خود را خوانده شده حساب کنید.(نه اینکه لزومأ کشته شوید بلکه حتمأ لو رفته و به موجودی تحت نظر و زیر فشار تبدیل خواهید شد که کیش و مات شده است) . برای یاران خارج از کشور ضرورت حیاتی دارد که عناصر اطلاعاتی رژیم را شناسایی  کنندو این نوع  از شناسایی را در بخشی دیگر توضیح خواهم داد.

 فرماندهی

  مقام فرماندهی قلب تپنده ، مغز متفکر، مرکز اطمینان خاطر نیروها  و نشا نۀ شکوه یک سازمان نظامی است . فرمانده  باید به تمامی آنچه که در بخش خود و دشمن شناسی آورده شد اشراف کامل داشته باشد . طراحی استراتژی ، تا کتیکها و طراحی عملیات و پیشبینی نتایج ممکن و پیشبینی تحرکات دشمن و داشتن طرحهای گوناگون برای شرایط خاصی که در حین عملیات پیش می آید ، در حیطه وظا یف فرماندهی است. رده های فرماندهی در کل از این قرار است 1- ستاد فرماندهی کل که در واقع  اطاق فکر استراتژیستها و ناظران و تحلیلگران اثرات عملیاتهای کوناگون بر کل آرایش نظامی و مراقبت از استراتژیهای کوتاه مدت و میان مدت و نهایی و در صورت لزوم ایجاد تغییر در آنها  2- ستاد فرماندهی کل عملیاتی که بر عملیاتهای گوناگون و بررسی آنها و بر آورده کردن نیازهای هر عملیات  نظارت و تصمیم گیری میکند .  3- ستاد های فرماندهی جبهه ها که در رزمگاه ها تشکیل میشوند و با توجه به رابطه ملموسی که در آوردگاه با نیروها و وادوات وتواناییها و ضعفهای نیوهای خودی و دشمن دارند وبا توجه به جغرافیای جنگی و با هماهنگی با رده های دیگر فرماندهی ( ستاد فرماندهی کل و ستاد فرماندهی کل عملیاتی) عملیات را به پیش میبرند. 4- فرماندهان میان پایه و رده پایین. همانطوری که میبینیم زنجیره رده های فرماندهی از یک نظر در واقع زنجیره ای از برآوردها و گزارشات و مطالعات و تصمیم گیریها است و از نظر دیگر زنجیره ای از فرمانها میباشد. مسئلۀ دیگری که به آن باید اشاره کنم  فرمان است ، فرمانها در کل بر دو نوع هستند 1- فرمانهای باز که به فرمانهایی اطلاق می شود که هدف خاصی بسیار مهمی را دنبال میکند و دست فرمان بران را در رسیدن به هدف باز میگذارد چه از نظر دادن تلفات و چه از نظر به راه انداختن کشتار و ویرانی وسیع مثل اینکه گفته شود فلان ارتفاع را به هر قیمتی که شده بدست آورید. 2- فرمانهای بسته : عمومأ به فرمانهایی گفته میشود که هزینه ها و ارزش اجرای آن محاسبه و با ارزش هدف مقایسه شده است لذا د ست  فرمانبر را به مقدار بسیار اندکی باز میگذارد . یکی از اصول بسیار مهم دیگری که در صدور هر نوع  فرمان باید صد در صد رعایت شود واضح و شفاف بودن فرمان است ، بدین معنی که فرمان نباید قابل تعبیر و تفسیر های گوناگون باشد تا همۀ فرمانبران درک کاملأ یکسانی از آن داشته باشند و در صورت لزوم به ابهامها پاسخ داده شود تا همه به یک درک یکسان برسند و گرنه باعث پریشانی ذهن نیروها شده و نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت ، فرمان نا روشن نشانۀ عدم لیاقت فرمانده است و نه فرمانبر.حال میتوان ویژگیهای یک فرمانده خوب را کلاسه بندی کرد : 1- دارای شناخت بالایی از نیروهای خود و دشمن است . 2- دارای قدرت پیشبینی بالایی است . 3- در حد بسیار بالایی نیروهای خود را به درجه ای از هم آهنگی و همفکری با خود رسانده باشد . 4- در نیروهای خود اجرای طبیعی د یسیپلین نظامی  را به وجود آورده باشد .5- دارای درک و شناخت تاکتیکها جنگی و قدرت فریب دشمن و نو آوری در شیوه های جنگیدن باشد .

استراتژی و تاکتیک

تعیین هدف و یا اهداف بلند مدت و ترسیم راههای عملی رسیدن به آنها را استراتژی مینامند ، استراتژی های نهایی یک نیروی سیاسی معمولأ تغییر پیدا نمیکنند و سایر استراتژیها هم در چهارچوب آنها تعریف میشوند به عنوان مثال حفظ تمامیت ارضی کشور که یک استراتژی نهایی است تغییر پذیر نیست و یا حفظ منافع سیاسی و اقتصادی  کشور که در چهارچوب منافع ملی تعریف میشود قابل تغییر نیست اما استراتژیهای منطقه ای قابل تغییر است  وهمچنین استراتژیهای میان مدت و کوتاه مدت میتواند تغییر کند.اما  تاکتیک به شیوه های نبردی که یک نبرد مشخص را به اهداف تعیین شدۀ آن نبرد مشخص میرساند اطلاق میشود و شاید در نبردهای دیگر نیز به کار گفته شود و یا نشود و یا با تغییراتی بنا بر مشخصات جغرافیای جنگی ، آب و هوا و یا عوامل دیگر اجرا گردد .اما آنچه که اهمیت دارد این است که تاکتیکهای بکار گرفته شده در یک نبرد حتی اگر به پیروزی بیانجامد ، نباید به قیمت شکست در جبهه های دیگر نبرد و یا نبردهای بعدی تمام شود و این یکی از هنرهای فرماندهی جنگ است .در رابطه با استراتزی های انجمن پادشاهی ایران باید در مقاله های دیگر به طور مشروح صحبت خواهم کرد و چون در این مرحله قابل لمس نیست لذا از آن می گذرم هر چند که به آنها اشاره کردم. اما در رابطه با تاکتیکهایی که بایدامروز به کار گرفته شود ، اول باید جبهه های نبرد را بشناسیم : 1- از نظر من یکی از جبهه های نبرد جبهۀ عقاید دشمنان ماست و اکر فکر کنیم که نبرد در این جبهه به سر آمده است کاملأ به بیراهه خواهیم رفت ، همانگونه که یک فرمانده خوب باید تمامی نیروهای خود را با خود هم نظر سازد تا از چند دستگی و جلو گیری نماید و لازمۀ این کار هم توضیح بسیار روشن در باره نظرات خویش و باز گذاشتن درهای انتقاد و پرسش و پاسخهای  گوناگون است تا همه بتوانند با آگاهی کامل با نظرات فرمانده یکدل و یک نوا شوند ، به همان صورت نیز نیروهای انجمن پادشاهی باید به روشنگری دربارۀ آیین ریشه ای از یک طرف ( روشنگری در میان  تمامی گروههای مردم ایران) و افشای آیین کثیف تازی و خزعبلاتی که به صراحت در تازینامه و کتابهای تاریخ و فقه و احادیث آنها آمده است بر ای مردم به زبانی بسیار روشن و منطقی توضیح داده شود ، اینگونه روشنگریها میتواند با سخنرانی و یا شبنامه ها در اختیار تمامی ایرانیان گذاشته شود ، و شخصأ ایمان دارم که هیچکدام از کسانی که در رأس امور قرار دارند و یا داشتند بنا به مطالعاتی که داشته اند اعتقادی به این مزخرفات و خرافات ندارند بلکه تنها برای اینکه مردم را به آن معتقد سازند و از این راه برای خود حاشیۀ امن سیاسی و اقتصادی اجتماعی ایجاد کنند به شیوه ها و شعبده بازیها و ترفندهای گوناگون دست میبرند و برای آنکه از گزند انتقادها و روشن شدن مزخرفاتشان جلوگیری نمایند آنها را مقدس می نامند تا کسی حتی جرأت اند یشیدن در بارۀ آنرا هم نداشته باشند و این مقدس سازی ها در طول تاریخ ننگین سردمداران و مبلغان آیین هرزه تازی ادامه داشته است و آخرین مقدسی هم که به آن اخیرأ اضافه شده است تقدس ولایت فقیه است، لذا تا زمانی که شعور ایرانیان بیدار نشود و در هزارتوی تار عنکبوتی اسلام باقی بمانند همدلی واقعی با میهن پرستان و خیرخواهان واقعی خود همدل نخواهند شد ، یاران انجمن پادشاهی ایران همچنین باید مثل یک ترجیع بند و شعار درشت در تمامی بیانیه ها و شبنامه و اطلاعیه های خود جد ایی خود را از جریانهای سلطنت طلب جدا سازند تا جایی که تمامی مردم آگاه شوند، تولیدات نظری انجمنهای پادشاهی ایران باید بسیار حرفه ای و منطقی و مبتنی بر واقیتها باشد تا شنوندگان و اهل نظر به راستگویی و پندار و کردار نیک یاران ایمان داشته باشند ، یاران باید از هرگونه بحثهای شعاری دوری گزییند و پنبۀ دشمنانی را که به اینگونه بحثهای شعاری دست می یازند را بزنند و رسوایشان کنند.2-  یاران انجمن پادشاهی باید بدانند که یاران بسیاری دارند و نباید به خاطر اختلاف سلیقه ها و نظرهای سیاسی کوچک یاران طبیعی خود را از خویش رنجیده سازند و گرچه من ایمان دارم که این یاران طبیعی هرچند هم از ما آزرده شوند به دشمنان تازی پرست نخواهند پیوست اما از ما نیز فاصله خواهند گرفت و ما هوشیارانه میدانیم که آنها از تبار تازی پرستان نیستند و از تبار مایند و لذا اگر امروز در کنار ما نیستند اما دلشان با ماست ، اگر امروز به آینده خط مشی انجمن پادشاهی به دیدۀ شک مینگرند در فرداهای نزدیک در کنار ما خواهند بود حتی اگر باما نباشند زیرا که ما از یک تباریم ، مانند سردارانی که در یک جبهه هستند اما اختلاف نظر هم دارند، ما را از اختلاف نظر با هم تباران خویش باکی نیست و نیک میدانیم که اندیشه های درخشان و پاک در میان آتش انتقادهای حرفه ای و کارشناسانه است که آبدیده تر و تیزتر میگردد . لذا هرگونه بحث و جدلهای بی حاصل شعارگونه با یاران طبیعی باید به کناری نهاده شود تا اختلاف نظرهای کاذب که گاهی ریشه در بد اخمی ها دارد از میان برداشته شود وبه بحث و بررسی درون جبهۀ یاران تبدیل گردد ، به عنوان مثال تبدیل یک و یاچنداختلاف نظر کارشناسانه (که مربوط به تاریخ و باستان شناسی است و تنها در آن حیطه باید مورد مطالعه قرار گیرد) به یک اختلاف سیاسی آنچنان کار کودکانه ای است که تنها از ذهنهای علیل بر می آید و نتیجه اش خسارات زیادی است که دشمن برای بوجود آوردنش باید سالها تلاشهای اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی انجام دهد اما یک ذهن پریشان یک شبه آرزوی دشمن را حتی با نتیجه ای بهتر از آرزوی دشمن در اختیارش قرار میدهد ، وباید همیشه آویزۀ گوشمان باشد که دشمنان ما  عمله ها و اکره های آیین تباهی تازی است و تمامی شاخه های فکری مربوط به آن چیزی جز فریب و نیرنگ سیاسی نیست و نتیجۀ عملی آن چیزی بهتر از وعده های دروغ وفریبکارانه خمینی اهریمن تبار نیست و نخواهد بود ، ملی مذهبی ها ، دار و دسته های گوناگون به اصطلاح اصلاح طلب ،همگی در فکر بدست آوردن کنترل فکری و کنترل دیگرباره جنبش آزادیخواهانه ایرانیان و باز آوردن آب رفته به جوی تازی پرستی هستند و یاران باید با تلاشی روشنگرانه و منطقی آزادیخواهان بی تجربه ای را که در دام فریب این دارو دسته های نیرنگباز گرفتار آمده اند از پی آمدهای زیانبار آن برای ایران و نسلهای بعدی ایرانیان آگاه سازند . آنچه که بیان شد در رابطه با از هم پاشیدن دژهای اندیشگی و تارعنکبوتی دشمنان سوگند خورده ایران و ایرانیان از یک سو و هرچه مستحکم کردن دژهای جبهۀ یاران بود . 3- یاران انجمن پادشاهی در این مرحله نباید به هیچ عنوانی در تظاهرات های خیابانی شرکت بطور مستقیم بکنند و مورد ضرب و شتم و دستگیری بی ضرورت قرار گیرند ، بلکه بسته به تعداد نفرات گروههای سازمان یافته با رعایت تمامی مسائلی که در بخشهای خود شناسی و دشمن شناسی توضیح داده شد به اهداف سخت و نرم حمله کنند و حد اکثر خسارت های مالی و جانی را به بار آورند و بدون دادن تلفات غیر ضروری به آشیانه های خود بازگردند . اگر یاران در گروههای کمتر از درازده نفر سازمان یافته اند ،حمله به اهداف سخت به هیچ وجه توصیه نمی شود، اما اگر یاران در گروههایی دارای حد اقل پانزده نفره بتوانند شکل بگیرند می توانند نسبت به تواناییهای موجود خویش به اهداف سخت کوچک حمله کنند و باید در نظر داشته باشند که اگر اولین تجربه عملیاتی خود به عمل می آورند حتی اگر بیش از بیست نفر هم که باشند نباید  به اهداف سخت حمله کنند و باید بعد از چندین حمله به اهداف نرم آمادگی و هشیاری عملیاتی خود را بالا ببرند و از نظر طراحی عملیات و فنون شناسایی و حمله و عقب نشینی مهارتهای خود افزایش دهند.4- بسته به نوع  عملیات ، کشتن و یا زخمی کردن نفرات دشمن نقشهای جداگانه ای دارد وگاهی برای مشغول کردن نیروهای دشمن در صحنه نبرد لازم است نفرات دشمن را زخمی نمود و هر چه تعداد زخمیها بیشتر باشد بهتر است و در صورت امکان باید زخمها شدید باشد که در صورت زنده ماندن نیز  مخارج سنگینی بر دشمن تحمیل شود و فرد زخمی نیز در صورت زنده ماندن به جسد متحرک تبدیل شود و خواسته های خانواده افراد دشمن را از رژیم بالا ببرد همچنین از زخمیهای دشمن به عنوان طعمه میتران استفاده کرد ، بدین معنی که افرادی را که به کمک زخمیها می آیند هدف قرار داد ، زخمهای شدید از این قرار است  : قطع تاندونهای ران از طرف پشت زانو ، قطع تاندونهای بازوها از طرف جلو آرنج ، آسیب شدید به بینایی  نفرات دشمن با وسیلۀ تیز، آسیب شدید به شنوایی دشمن در هر دو سوی  با میلۀ تیز مثل پیچ گوشتی،آسیب شدید به آلت تناسلی افراد دشمن که موجب عوارض شدید روحی و خانوادگی خواهد شد، دو زخم موازی و افقی عمیق در باسن در هر دو طرف که معمولأ بیش از شش ماه و تحت مراقبتهای ویژه قابل التیام است، بریدن کامل بینی(قسمت نرم) و لب بالا و دور انداختن آنها مثل انداختن در جوی خیابان،آتش زدن نیروهای دشمن که اثر بازدارندۀ فوق العاده ای در به میدان آمدن نیروهای دشمن در عملیاتهای بعدی دارد. این نوع زخمها بعد از پیروزی به ردیابی افراد دشمن شکست خورده و مجازات نهایی آنها نیز کمک خواهد کرد. از اجساد کشته های دشمن  همچنین میتوان به عنوان تله های انفجاری استفاده کرد تا حتی جمع کردن کشته هایشان نیز هزینه بر و وحشت آفرین باشد .لازم به یاد آوری است که تمامی افراد خانوادۀ نیروهای دشمن به عنوان اشغالگران دشمن شمرده میشوند و لذا هیچ جایی نباید برایشان امن باشد ، ایران سرزمین ایرانیان است و نه جرثومه های فساد تازی پرست و ما یتیمهای آنها را بزرگ نخواهیم کرد.

در اینجا بخش اول هنر جنگیدن را به پایان می برم و بخش دوم را در آینده ای بسیار نز دیک به نظر یاران دلیر خواهم رساند.

کژدم     

     

 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر