نوشته ای برای «همه کَس» و برای «هیچکَس»
زمانی که مجموعه مقاله های «هنر جنگیدن» را منتشر کردم؛ از سازمانهای اطلاعاتی با نام «سازمان لایه ها و سایه ها» یاد نمودم. اصطلاح جدیدی ساختم؛ که هر چند از نظر عملی؛ شناخته شده و سازمان یافته است؛ امّا ممکن است نام دیگری داشته باشد.
این اصطلاح جدید؛ «ضد اطلاعات» بود. اگر تا کنون این اصطلاح به بخش «ضد جاسوسی» اطلاق می شد؛ از نظر من باید به بخش «تولید اطلاعات نادرست و دادن آنها به خورد دشمن» اطلاق شود.
«روسپی یواشکی» و «سید نبوی دلقک» و «اکبر گنجی شیعهٔ ۱۱ امامی غیر معتقد به محمّد (با حفظ ته ریش) »؛ تنها بخشی از معجزات «ضد اطلاعات» هستند و در این معادله؛.... «دشمن» همان «اپوزیسیون» است.
در دنیای «اطلاعات» دو نوع «گورستان» داریم:
۱- گورستانی که مردگان در آن دفن شده اند.
۲- گورستانی که «اطلاعات زنده» در آن دفن میشوند.
وظیفهٔ سازمانهای «حفاظت اطلاعاتی» این است که «زنده ها» را در میان «گورستان مردگان» دفن کنند و وظیفهٔ سازمانهای «ضد اطلاعاتی» این است که آدرسهای غلط «گورستانها» را بدهند.
به این میگویند: .... «بازی بزرگان»....
حال اگر یک «گورستان گَرد» که همهٔ داستان را کم و بیش میداند و در «گورستانها» قدم میزند.... ناگهان «عصای موسی» را در این گورستانها پیدا کند؛ چه میشود؟
مشکل یهودیان «تورات» و «تلمود» نیست.... این دو کتاب را به وفور و در چندین میلیون نسخه در اختیار دارند و کتابهای جانبی «کابالا» را هم دارند......... «موساد قهرمان» را هم دارند.... امّا «عصای موسی» را ندارند.....
«عصای موسی»... «شکاف دهندهٔ رود نیل» است.
میگویند (من هم میگویم) که «موشه دایان» سردار بزرگی بود؛ ولی او در محاسباتش در سال ۱۹۷۳ اشتباه کرد و جنگی ۳ ماهه در گرفت که اگر «شیطان بزرگ» به داد اسرائیل نمیرسید؛ اکنون «بنیامین ناتانیاهو» و سخنرانیهای آتشینش را نداشتیم.
میگویند که «پترئوس» نیز سردار بزرگی بود و هست؛ (من هم چنین میگویم). امّا با زنی همبستر شد که حتی «سگ» هم حاضر نیست با او بخوابد (با آن کلّهٔ طاسش).
اکنون بیابانگردی (کژدم) راهش به گورستانی افتاده است و «عصای موسی» را پیدا کرده است.
که نه «موشه دایان» ها باور میکنند... و نه «ژنرال پترئوس»ها....
براستی ارزش «عصای موسی» چقدر است؟
۲۰۰ میلیون؟
۵۰۰ میلیون؟
۱ میلیارد؟
ارزش عصایی که بتواند «رود نیل مذاکرات اتمی» را بشکافد ... و ... فرعون (انگل فرزانه) راا به گور بسپارد چقدر است؟
«عصای موسی» اکنون در دست بیابانگردی به نام «کژدم» است.
رئیس سازمان «قهرمانان CIA » که به قول «اسنودن» حتی توی سوراخ کون «موشها» نیز میکروفون و دوربین فیلمبرداری و «Blue Ray Player» کار گذاشته اند؛ گفته است: «من تعجب میکنم که چگونه رژیم اسلامی حاضر شده است اینهمه امتیاز بدهد». من به این رئیس بزرگ میگویم که راز این امتیازات بزرگ در دست بیابانگردی به نام «کژدم» است و زیاد تعجب نکن.... فقط الاغها هستند که تعجب میکنند... «انسانها» به جای تعجب... فکر میکنند.
آقای ناتانیاهو هم زیاد خوشحال نباشد که «کنگره و اوباما» به توافق رسیده اند... زیرا هر دو... الاغ شده اند...
«عصای موسی» در دست من است.
کژدم
این اصطلاح جدید؛ «ضد اطلاعات» بود. اگر تا کنون این اصطلاح به بخش «ضد جاسوسی» اطلاق می شد؛ از نظر من باید به بخش «تولید اطلاعات نادرست و دادن آنها به خورد دشمن» اطلاق شود.
«روسپی یواشکی» و «سید نبوی دلقک» و «اکبر گنجی شیعهٔ ۱۱ امامی غیر معتقد به محمّد (با حفظ ته ریش) »؛ تنها بخشی از معجزات «ضد اطلاعات» هستند و در این معادله؛.... «دشمن» همان «اپوزیسیون» است.
در دنیای «اطلاعات» دو نوع «گورستان» داریم:
۱- گورستانی که مردگان در آن دفن شده اند.
۲- گورستانی که «اطلاعات زنده» در آن دفن میشوند.
وظیفهٔ سازمانهای «حفاظت اطلاعاتی» این است که «زنده ها» را در میان «گورستان مردگان» دفن کنند و وظیفهٔ سازمانهای «ضد اطلاعاتی» این است که آدرسهای غلط «گورستانها» را بدهند.
به این میگویند: .... «بازی بزرگان»....
حال اگر یک «گورستان گَرد» که همهٔ داستان را کم و بیش میداند و در «گورستانها» قدم میزند.... ناگهان «عصای موسی» را در این گورستانها پیدا کند؛ چه میشود؟
مشکل یهودیان «تورات» و «تلمود» نیست.... این دو کتاب را به وفور و در چندین میلیون نسخه در اختیار دارند و کتابهای جانبی «کابالا» را هم دارند......... «موساد قهرمان» را هم دارند.... امّا «عصای موسی» را ندارند.....
«عصای موسی»... «شکاف دهندهٔ رود نیل» است.
میگویند (من هم میگویم) که «موشه دایان» سردار بزرگی بود؛ ولی او در محاسباتش در سال ۱۹۷۳ اشتباه کرد و جنگی ۳ ماهه در گرفت که اگر «شیطان بزرگ» به داد اسرائیل نمیرسید؛ اکنون «بنیامین ناتانیاهو» و سخنرانیهای آتشینش را نداشتیم.
میگویند که «پترئوس» نیز سردار بزرگی بود و هست؛ (من هم چنین میگویم). امّا با زنی همبستر شد که حتی «سگ» هم حاضر نیست با او بخوابد (با آن کلّهٔ طاسش).
اکنون بیابانگردی (کژدم) راهش به گورستانی افتاده است و «عصای موسی» را پیدا کرده است.
که نه «موشه دایان» ها باور میکنند... و نه «ژنرال پترئوس»ها....
براستی ارزش «عصای موسی» چقدر است؟
۲۰۰ میلیون؟
۵۰۰ میلیون؟
۱ میلیارد؟
ارزش عصایی که بتواند «رود نیل مذاکرات اتمی» را بشکافد ... و ... فرعون (انگل فرزانه) راا به گور بسپارد چقدر است؟
«عصای موسی» اکنون در دست بیابانگردی به نام «کژدم» است.
رئیس سازمان «قهرمانان CIA » که به قول «اسنودن» حتی توی سوراخ کون «موشها» نیز میکروفون و دوربین فیلمبرداری و «Blue Ray Player» کار گذاشته اند؛ گفته است: «من تعجب میکنم که چگونه رژیم اسلامی حاضر شده است اینهمه امتیاز بدهد». من به این رئیس بزرگ میگویم که راز این امتیازات بزرگ در دست بیابانگردی به نام «کژدم» است و زیاد تعجب نکن.... فقط الاغها هستند که تعجب میکنند... «انسانها» به جای تعجب... فکر میکنند.
آقای ناتانیاهو هم زیاد خوشحال نباشد که «کنگره و اوباما» به توافق رسیده اند... زیرا هر دو... الاغ شده اند...
«عصای موسی» در دست من است.
کژدم
