۱۳۹۴ فروردین ۲۸, جمعه

چه ماجرایی در پنهانترین لایه های زیرین میگذرد؟

نوشته ای برای «همه کَس» و  برای «هیچکَس»

زمانی که مجموعه مقاله های «هنر جنگیدن» را منتشر کردم؛ از سازمانهای اطلاعاتی با نام «سازمان لایه ها و سایه ها» یاد نمودم. اصطلاح جدیدی ساختم؛ که هر چند از نظر عملی؛ شناخته شده و سازمان یافته است؛ امّا ممکن است نام دیگری داشته باشد.
این اصطلاح جدید؛ «ضد اطلاعات» بود. اگر تا کنون این اصطلاح به بخش «ضد جاسوسی» اطلاق می شد؛ از نظر من باید به بخش «تولید اطلاعات نادرست و دادن آنها به خورد دشمن» اطلاق شود.
«روسپی یواشکی» و «سید نبوی دلقک» و «اکبر گنجی شیعهٔ ۱۱ امامی غیر معتقد به محمّد (با حفظ  ته ریش) »؛  تنها بخشی از معجزات «ضد اطلاعات» هستند و در این معادله؛.... «دشمن» همان «اپوزیسیون» است.

در دنیای «اطلاعات» دو نوع «گورستان» داریم:
۱- گورستانی که مردگان در آن دفن شده اند.
۲- گورستانی که «اطلاعات زنده» در آن دفن میشوند.
وظیفهٔ سازمانهای «حفاظت اطلاعاتی» این است که «زنده ها» را در میان «گورستان مردگان» دفن کنند و وظیفهٔ سازمانهای «ضد اطلاعاتی» این است که آدرسهای غلط «گورستانها» را بدهند.
به این میگویند: .... «بازی بزرگان»....

حال اگر یک «گورستان گَرد» که همهٔ داستان را کم و بیش میداند و در «گورستانها» قدم میزند.... ناگهان «عصای موسی» را در این گورستانها پیدا کند؛ چه میشود؟
مشکل یهودیان «تورات» و «تلمود» نیست.... این دو کتاب را به وفور و در چندین میلیون نسخه  در اختیار دارند و کتابهای جانبی «کابالا» را هم دارند......... «موساد قهرمان» را هم دارند.... امّا «عصای موسی» را ندارند.....
«عصای موسی»... «شکاف دهندهٔ رود نیل» است.
میگویند (من هم میگویم) که «موشه دایان» سردار بزرگی بود؛ ولی او در محاسباتش در سال ۱۹۷۳ اشتباه کرد و جنگی ۳ ماهه در گرفت که اگر «شیطان بزرگ» به داد اسرائیل نمیرسید؛ اکنون «بنیامین ناتانیاهو» و سخنرانیهای آتشینش را نداشتیم.
میگویند که «پترئوس» نیز سردار بزرگی بود و هست؛ (من هم چنین میگویم). امّا با زنی همبستر شد که حتی «سگ» هم حاضر نیست با او بخوابد (با آن کلّهٔ طاسش).
اکنون بیابانگردی (کژدم) راهش به گورستانی افتاده است و «عصای موسی» را پیدا کرده است.
که نه «موشه دایان» ها باور میکنند... و نه «ژنرال پترئوس»ها....
براستی ارزش «عصای موسی» چقدر است؟
۲۰۰ میلیون؟
۵۰۰ میلیون؟
۱ میلیارد؟
ارزش عصایی که بتواند «رود نیل مذاکرات اتمی» را بشکافد ... و ... فرعون (انگل فرزانه) راا به گور بسپارد چقدر است؟

«عصای موسی» اکنون در دست بیابانگردی به نام «کژدم» است.
رئیس سازمان «قهرمانان CIA » که به قول «اسنودن» حتی توی سوراخ کون «موشها» نیز میکروفون و دوربین فیلمبرداری و «Blue Ray Player» کار گذاشته اند؛ گفته است: «من تعجب میکنم که چگونه رژیم اسلامی حاضر شده است اینهمه امتیاز بدهد». من به این رئیس بزرگ میگویم که راز این امتیازات بزرگ در دست بیابانگردی به نام «کژدم» است و زیاد تعجب نکن.... فقط الاغها هستند که تعجب میکنند... «انسانها» به جای تعجب... فکر میکنند.
آقای ناتانیاهو هم زیاد خوشحال نباشد که «کنگره و اوباما» به توافق رسیده اند... زیرا هر دو... الاغ شده اند...
«عصای موسی» در دست من است.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۲۷, پنجشنبه

فشار برای قیچی کردن دُم «انگل فرزانه» در عراق

چند روز پیش دو تن از خوانندگان گرامی؛ در بخش نظرات به خبر  «تهاجم داعش به پالایشگاه بیجی» در عراق اشاره نموده بودند و من نیز از ایشان خواستم که لینک خبر را نیز بفرستند ولی متاسفانه نفرستادند؛ من هم به خاطر کارهای شخصی از یک طرف و مسئلهٔ «یمن» و سایر ماجراهای سیاسی؛ به موضوع اهمیت ندادم و جدّی نگرفتم. امّا با توجه به چند اتفاق موازی؛ «تهاجم داعش به بیجی» بسیار پر رنگ میشود.

۱- هفتهٔ پیش عربستان سعودی نخستین سفیر خود را به عراق فرستاد.
۲- امیر قطر که یکی از پشتیبانان مهمّ داعش به حساب می آید (در کنار اردوغان عثمانی)؛ به دیدار ملک سلمان رفت. (اینجا)
۳- حیدر العبادی نیز به آمریکا رفته و اوباما نیز در یک کنفرانس خبری از «انگل فرزانه» خواست که نیروهای سپاه قدس و زیر مجموعه های تحت امر سپاه قدس چه عراقی و چه غیر عراقی (اوباشان بدر؛ عصائب؛ پاکستانیها؛ هزاره های افغان) باید تحت امر حکومت مرکزی عراق فعالیت کنند.
۴- کنگرهٔ آمریکا وارد معادلهٔ هسته ای شد.
۵- تحویل S300 از طرف روسها به رژیم صفوی حاکم بر ایران. (پوتین خیلی ایرانیها را دوست دارد و اگر تا به حال نمیگفت که چقدر روسها ایران و ایرانیان را دوست دارند؛ به این خاطر بود که نمیدانست حرفش را باور خواهند کرد؟ .. و .. یا....نه؟؟؟؟!!!!.... زیرا هنوز کشتارهای روسها در تبریز؛ در زمان انقلاب مشروطیت و تجاوزهای سربازان روس به زنان و دختران ایرانی.... به تاریخ ۱۰ هزار ساله نپیوسته است. در این میانه فقط به یک «قرمساق مطلقهٔ فقیه» نیاز است که به ایرانیان آریایی نژاد تازی پرست خاک بر سر «ساسی مانکنی» بگوید: گذشته را ول کنید.... به زامبول من و «کُس فاطمة الزهرا» بچسبید.... به الله سوگند که از «کاترین اشتون» لذیذتر است این دختر پیامبر خدا.... (صدای شیون مادرقحبه های حزبلبلی و شعار وای اگر هر «مفعولی»... حکم جهادم دهد.... و سپس خواهران زینب که ادامه میدهند: .... ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد....) سپس «مفعول فرزانه» ادامه میدهد:  بیایید بریم سیزده بدر با «پوتین» سبزه گره بزنیم.... آه ... ای ... S300 .... که اینقدر کُلفتی....

لازم به ذکر است که: S300  به طور واقعی از ردهٔ تولید خارج شده است و روسها دیگر این سیستم را تولید نمیکنند و در این «هیر و ویر» میخواهند «مفعول فرزانه» را با «رویای S300 » کِیفور کنند.... باور ندارید؟ به تاریخچهٔ «بوشهر» نیم نگاهی بیندازید... این سیستم (در خط تولید) وجود خارجی ندارد و روسها دارند به حزبلبلی ها دروغهایی برای تولید «افتخار کشکی» میدهند.
یک منبع بسیار... بسیار آگاه که خواست نامش فاش نشود.... به «کژدم نیوز» گفت که: حضرت پوتین گفته است که؟... حالا که همه دارند «الدنگ فرزانه را میکنند».... و ما که همیشه اوّل صف بوده ایم.... چرا او را با  S300 غیر موجود نگاییم؟ ... او که «عادت کرده است» ...... 

امّا مهم تر از همه اینکه؛ هم آمریکا و هم عربستان سعودی و اقمارش در یافته اند که «داعش هیچ پوخی نیست» و میتوان دست و پای آنها را در طی چند ماه جمع کرد. امّا همین «هیچ پوخها» (داعشی ها) توانستند در «تکریت» به «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» نشان دهند که او و نیروهای تحت امرش «بسیار بیشتر» هیچ پوخی نیستند و در ماجرای تکریت مثل گلّه های گاو کشته و زخمی شده و مانند خر در گل ماندند؛ تا اینکه «شیطان بزرگ» نجاتشان داد. لذا؛ بهتر است که با افزایش فشار غیر مستقیم (توسط داعش)؛ میتوانند دُم «انگل فرزانه» را قیچی کنند و سپس نوبت داعش نیز فرا خواهد رسید.
آزاد کردن «گرازهای داعش» برای استقرار در «بیجی»؛ حرکتی به سوی نشان دادن «ذلّت انگل فرزانه و حاجی بادمجان» از یک سو و نشان دادن راه «رهایی» به مردم فلک زادهٔ عراق از سوی دیگر است؛ تا خود را از زیر یوغ «الدنگ فرزانه» رها کنند.
«انگل فرزانه» برخلاف شعارهای مستانه اش؛ در حال «خوار و ذلیل شدن» در یَمَن است. «مذاکرات فرزانه» به «گوزِ کنگرهٔ آمریکا» بند شده است و عربده های «امام حسن بنفش» که تنها اوباما را به رسمیت میشناسند.... در حالی که اوباما... کنگره را هم به دُم خودش بسته است.... یک شوخی احمقانه بیش نیست....

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۲۶, چهارشنبه

روند چرخش «انگل فرزانه» از «امام حسنی شدن» به «چه گوارا»

«انگل فرزانه» نخست در این «رویای افیونی» که ساخته و پرداختهٔ «اتاقهای جلق فکری» بود به خوردش داده  بودند سِیر و «طیّ العرض» میکرد که «دُرّ و گوهرش» را به بهایی بیشتر از «آبنبات چوبی» خواهند خرید. ذِق و وِق «۱۹۰ هزار سو» نیز در همین ردیف بود. ولی «امام حسن بنفش» و «ظریف بیچاره»؛ تنها «لیسیدن کاترین اشتون» برایشان باقی ماند. ۱۹۰ هزار سو؛ به ۵ هزار و چند عدد تبدیل شد؛ که بود و نبودش فرقی نمیکند و در مجموع «تکنولوژی پر طمطراق هسته ای حق مسلّم ماست» در حال تبدیل شدن به «تخت جمشید و طاق بستان و زاینده رود خشک شده» است که تنها به درد «سیزده بدر رفتن» میخورد.
شکستهای پیاپی رژیم در ماجرای عراق و بیرون انداخته شدن «سگهای زنجیری انگل فرزانه در عراق» (عصائب اهل الحق و سازمان بَدر) و تبدیل شدن آنها به «نوکران مجانی ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا»؛ «رهبر فرزانهٔ همهٔ مسلمانان جهان» را به این فکر انداخت که «پروژهٔ یمن» را سرعت بخشد و به «علی عبدالله صالح» نیز وعده های آنچنانی دادند ولی با حرکت غیر منتظره و درست عربستان سعودی؛ اکنون میرویم که شاهد به خاک مالیده شدن «پوزهٔ فرزانه» نیز باشیم. کار انگل فرزانه و «دلواپسان» به جایی رسیده است که دست به هر «خار و خاشاکی» میزنند (ماجرای تجاوز قلّابی به دو نوجوان دختر که اگر «عقد نکاح» نشده بودند؛ زیارتشان شرعاً باطل بود = یعنی اینکه این دو دختر از همان خواهران زینبی صیغه ای و احتمالاً کثافتهایی مانند «الهام چرخنده» هستند). این خار و خاشاک هم برای به جوش آوردن «ناسیونالیسم قلّابی»؛ کارساز نشد. مردم خوب میدانند که که هر زنی که با اینها همکاری میکند (مانند معصومهٔ ابتکار و معصومهٔ علی نژاد «مسیح یواشکی» و مرضیهٔ افخم) همگی روسپیانی مانند همان روسپیانی هستند که رژیم اسلامی در انتخابات به صورت بزک کرده به خیابانها می آورد (بویژه در دورهٔ احمدی نژاد) و تنها فرق بین این روسپی ها حوزهٔ سازمانی و وظایف سازمانی آنهاست و مردم ایران درک عمیقی نسبت به اینگونه مسائل دارند. نگویید این سخنان توهین هستند؛ به «شارلاتان محمد خاتمی» نگاهی بیندازید که مثل «دستمال مستراح» از او استفاده کردند و به جایگاهی که لیاقتش را داشت پرتابش نمودند.
«انگل فرزانه» نخست «سکوت» فرمود و منتظر بود که ببیند «پروژهٔ یَمَن» چگونه پیش خواهد رفت؛ سپس دید که اوضاع یمن نیز چنگی به دل نمیزند و روز به روز بدتر میشود و تاکتیکهایی که در لبنان و غزه بکار گرفته بودند (تبدیل مدارس و بیمارستانها و کارگاهها به انبار اسلحه و مهمات) در یَمَن کارگر نیفتاد؛ لذا «سکوت فرزانه» شکسته شد و «انگل فرزانه» بازهم میخواهد تبدیل به «چه گوارای انقلابی» شود و به روشنی مثل سگ دروغ میگوید که از «جزئیات مذاکرات» خبر نداشته است.
در تحولّات اخیر؛ کنگره و سنای آمریکا نیز به عنوان یک عنصر موثر وارد میدان شد که میتواند مسیر ماجرا را به طور کلّی تغییر دهد و یا اینکه ۵ هزار و چند عدد سانتریفوژ را هم به یکی دو آبشار کاهش دهد و یا در اراک و فردو را به کلّی تخته کند.
در عراق نیز آقای اوباما از «انگل فرزانه» خواسته است که نیروها تحت امر «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» (اعم از اعضای سپاه و یا مزدوران شیعهٔ عراقی و خارجی) باید تحت امر دولت مرکزی عراق قرار بگیرند.
«انگل فرزانه» از یک سو به جیرهٔ ۵۰۰ میلیون دلاری ماهانه نیاز دارد و از طرف دیگر میخواهد «چه گوارای قلّابی» باقی بماند و این امکان ندارد.
اکنون ۲ ماه و نیم دیگر؛ تا پایان مذاکرات وقت مانده است و در این مدّت بازهم ضربات دیگری بر پیکر پوسیدهٔ «رژیم کثیف شیعی - صفوی»؛ فرود خواهند آمد؛ تا «چه گوارای فرزانه» را به «امام سجّاد» تبدیل کنند.
به همین دلیل است که سپاه پاچاهارداران و اوباشان بسیجی میخواهند در تهران مانورهای خیابانی برای سرکوب تظاهراتهای احتمالی برگزار کنند.
«انگل فرزانه» باید بداند که گزینه های او هر روز کمتر و کمتر میشوند و تنها دو گزینه در برابرش مانده است:

All OUT
OR
FUCK OFF

احتمال انتخاب گزینهٔ دوّم بسیار بالا است

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۲۳, یکشنبه

نامهٔ سرگشادهٔ «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» سلیمانی

انتشار نامهٔ «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» خطاب به یک «کاسه لیس و رانت خوار» به نام «سعید حسن پور» که بخشی از وظایف تبلیغاتی رژیم انگلهای صفوی را بر عهده دارد (اینجا) و تبدیل شدن آن به یک «نامهٔ سرگشاده»؛ یک سناریوی تبلیغاتی برای تبلیغ فیلمی که با نام «سردار» در حال تهیه و ساخت است به شمار میرود. این نامه ۳ هدف را دنبال میکند:
۱- «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» خیلی شکسته نفس تشریف دارد و «غلات شیعه» را از «غلوّ» دربارهٔ خودش منع میکند.
۲- اینکه: این نامه ثابت میکند که «حاجی بادمجان» در یمن حضور ندارد و به تبع آن؛ این مفهوم تبلیغ میشود که سپاه قدس در یمن حضور ندارد.
۳- آهای «حزبلبلی ها» .... شلوارتان را خیس نکنید.... «حاجی بادمجان سوپر من» هنوز زنده است.
امّا انتشار این نامه که ظاهراً خطاب به یک «رانت خوار گوبلزی (سردمدار تبلیغات آلمان هیتلری)» و تبدیل نمودن آن به یک «نامهٔ سرگشاده»؛ آنهم پس از دستگیر شدن چند تن از افراد سپاه قدس در یمن که تا کنون تنها از ۲ نفرشان رونمایی شده است و بقیّهٔ دستگیر شدگان همچنان در محاق ابهام نگاهداری میشوند تا در زمانی که اقتضا میکند؛ به صورت مرحله ای از آنها نیز رونمایی بشود.

روسپی زاده «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» را بهتر بشناسید:

این شخصیت کثیف«شیعهٔ شنیعه مسلک»؛ فوتوکپی برابر اصل «ابو مصعب الزرقاوی» (سلفی شنیعه مسلک) است. هیچکس نیازی به فرمان دادن به اینگونه اشخاص احساس نمیکند؛ زیرا طبیعت گرگ و روباه را میشناسند و میدانند که اگر این حیوانات را در میان «گلّهٔ گوسفندان» و یا «لانهٔ مرغها» بیندازید ... کارشان فقط «سلّاخی» است و تمامی «هنر» آنها «سلّاخی» است.
من در تمامی طول عمر خود ندیده و نشنیده ام که «سپاه پاچاهارداران» در یک نبرد «رو در رو» با پیشمرگان قهرمان و همیشه زنده یادان کردستان؛ پیروز شده باشند. شکست «پیشمرگان» در برابر این حیوانات درنده خوی تازی پرست؛ تنها و تنها در سایهٔ «بمباران و موشک باران روستاهای کردستان» بوده است.
رژیم کثیف «تشیّع شنیعه» همیشه یک سیاست را دنبال کرده است:
اگر میخواهید مبارزی را به زانو در آورید؛ به پدر و مادر و خواهر و همسر و کودکانش تعرّض کنید.
اگر میخواهید پیشمرگان را به زانو در آورید... روستاها و روستائیان بی پناه و غیر نظامی کردستان را بمباران کنید....
این سیاست با پرتاب «بمبهای بشکه ای» بر روی مناطقی که غیر نظامیان در «حلب» و سایر شهرهای ویران شدهٔ سوریه زندگی میکنند همچنان ادامه دارد ... یعنی «کشتار غیر نظامیان»

«الزرقاوی» نیز چنین حیوانی بود و همین خط مشی را دنبال میکرد.
روسپی زاده «حاجی بادمجان» و روسپی زاده «ابو مصعب الزرقاوی» یک سیاست را در عراق به پیش میبردند: کشتار غیر نظامیان شیعه و سنّی..... و این تمامی افتخاراتی است که به گور برده است و یا به گور خواهد برد.
اینکه با یک کامیون به بهانهٔ استخدام کارگر؛ یک عده مردم بدبخت «شیعه» و یا «سنّی» را که به امید یک لقمه نان شب برای فرزندانشان؛ در ظاهر استخدام کنی و سپس همهٔ آنها را در بیابان پیاده کرده و تیرباران کنی .... افتخاری ندارد.
تمامی افتخار این دو روسپی زاده در عراق ... فقط همین بوده است...
اجیر کردن مزدوران  برای سلّاخی «بی پناهان» ....
اگر به شیوهٔ مبارزاتی این روسپی زاده (حاجی بادمجان) بر علیه پیشمرگان کردستان در عراق نگاهی بیندازید؛ خواهید دید که همیشه کار را با «بمباران روستاها» به پیش برده اند و هر زمان که با پیشمرگان دلاور روبرو شده اند مثل گلّه های گاو کشته شده اند (منظورم نیروهای سپاه قدس و قهرمانان قلّابی آن» هستند.
نیروهای پرورش یافتهٔ «حاجی بادمجان» حتی از جمع آوری نعش های گندیدهٔ نیروهای خود؛ فرار کرده  و برای جمع آوری اجساد متعفن نیروهای خود؛ کسان دیگری را استخدام نموده اند تا آن نعشهای گندیده  را جمع آوری کنند........... آیا دروغ میگویم؟
تمامی قهرمانیهای «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» همین بوده است.
اگر مدعیان «حزبلبلی» سندی به جز این دارند ... رو کنند. ولی فیلمهای مستند سانسور شده و مونتاژ و تدوین شده را حد اقل به رخ «کژدم» نکشند .... من این مادرقحبه ها را از نزدیک و در زمان دستگیر شدنشان میشناسم....
من میدانم که این روسپی زاده ها «قهرمانان سلّاخی مردم بی سلاح» هستند....
باور ندارید؟ به ماجراهای جنبش سال ۸۸ نگاهی دیگرباره بیندازید..... که چگونه این روسپی زاده ها؛ پس از به دام افتادن به «روباه» تبدیل میشدند....

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۲۲, شنبه

امیدهای احمقانه؛ پیروزیهای کشکی و شکستهای واقعی

زمانی که ماجرای «سوریه» پیش آمد؛ تمامی تلاش من برای تحلیل گسترهٔ تأثیرات آن متمرکز شد. خیلیها به من اعتراض داشتند که «سوریه چه ربطی به ایران دارد؟» و تلاش آنها بر این استوار بود که هوادران صادق استاد فرود فولادوند را متقاعد کنند که «کژدم» در حال به بیراهه کشاندن «جنبش فولادوندی» است. امّا اعتقاد من بر این بود و همچنان بر این است که : «اگر این رژیم در عرصه های بین المللی شکست بخورد و حتماً نیز خواهد خورد»؛ چنان تضعیف خواهد شد که سرنگونی آن به یک «فوت» بند خواهد شد. اکنون نیز جنبشی به راه افتاده است که میگوید «کژدم بد دهن و فحّاش» است. من میگویم :
مدال طلا را هرگز به خاطر «تاریخ کهن» یک ملّت (اگر ملتّی وجود داشته باشد)؛ بر گردنش نمی آویزند... باور ندارید؟... به مسابقات ورزشی نگاه کنید..... در دنیای سیاست و نبرد میان ملّتها نیز رسم بر همین است... و مدال طلای «ابرقدرت بودن» را همینطوری به گردن آمریکا نینداخته اند.... کارخانه های عظیم «مرسدس بنز و ب. ام . و» همینطوری و الله بختکی «مدال طلای صنعت اتوموبیل سازی» را بدست نیاورده اند. نه «الله» و نه «یهوه» و نه «اهورا مزدا» این ساختارهای بنیادی را نساخته اند. این موجودات خیالی؛ بیشتر با آفریدن «بیماریها» و «ژنهای معیوب» مشغول بوده اند و این همیشه «انسان» بوده است که کثافتکاریهای آنها را پاک کند.
آنچه مرا به وادی تحلیل ماجراهای «خارج از ایران» کشانید؛ این اندیشه بود که:
رژیم ننگین اسلامی حاکم بر ایران؛ نخست در خارج از ایران با زانو در خواهد آمد و سپس تار و مار شدنش در درون میهن شکل خواهد گرفت. شکستهای پیاپی رژیم اسلامی ایران در سالهای اخیر؛ تنها به از دست دادن «حوزهٔ نفوذ» آنها ختم نمیشود؛ بلکه این روند با از دست دادن صدها میلیارد دلار همراه خواهد بود. معاملهٔ هسته ای نیز تنها برای تامین هزینه های مربوط به مسائل خارج کشور و پرداخت حقوق مزدوران خارجی و تسلیحات و هزینه های لجستیکی آنها  است.
مطلب بسیار مهم که متاسفانه ایرانیان با آن آشنایی ندارند و تحت تاثیر کلمات و جملات تبلیغاتی رادیوهای فارسی زبان و تبلیغات دروغین مذاکره کنندگان هسته ای و رهبرشان؛ به خورد مردم میدهند؛ ذهن ایرانیان را از یک مسئلهٔ اساسی؛ دور نگاه میدارند و آن مطلب اساسی این است که آنچه در توافق و یا بیانیهٔ تفاهم لوزان مطرح شده است؛ هرگز از «لغو تحریمها» چه به صورت «همگی به یکجا» و چه به صورت «مرحله ای» سخنی نیامده است. آنچه که مطرح است «تعلیق تحریمها به صورت مرحله ای» خواهد بود. «تعلیق» با «لغو» زمین تا آسمان فرق دارند. 
حتماً با مفهوم «حبس تعلیقی» آشنا هستید. این نوع محکومیت میگوید که «شخص متّهم» به «زندانی شدن برای مدت زمانی محکوم شده است که با یک درجه تخفیف این حبس تعلیق میشود» و «تعلیق حبس» همیشه «مشروط است» به اینکه اگر این شخص در مدت معینی (مثلاً ۵ سال) دچار جرم دیگری شود؛ نه تنها بدون دادگاه و فرجام؛ به زندان خواهد رفت و محکومیت خود را انجام خواهد داد (از تعلیق در آمدن محکومیت)؛ بلکه به خاطر جرم جدید نیز محاکمه شده و به محرومیت دیگری محکوم خواهد شد.
به همین خاطر است که اوباما و سایر سخنگویان آمریکایی میگویند که اگر خامنه ای و یا هرکس دیگری؛ جرم دیگری انجام دهند؛ تحریمها به طور اتوماتیک دوباره اجرایی خواهند شد و رژیم با تنبیهات ویژهٔ «جرم جدید» نیز روبرو خواهد گردید (مثلاً افزایش تحریم ها).
از طرف دیگر هزینه کردن «پولهای آزاد شدهٔ نفت» نیز از طرف قدرتهای بزرگ «مدیریت» خواهند شد. اینها همه به این معنی است که «جشن پیروزی» در کار نیست؛ بلکه به این معنی است که ایران؛ تحت سایهٔ «اسلام و قرآن» به یک «مستعمره» که از طرف «قدرتهای بزرگ اداره میشود» تبدیل خواهد گردید. این آن چیزی است که «دیدن تصویر خمینی در ماه» و شعار «شرافت و استقلال  و خود کفایی اسلامی» برای ایران به ارمغان آورده است.
امّا آنچه که «انتقاد دلواپسان» و یا «تبریک اصلاح طلبان» نامیده میشوند؛ تنها برای نمایش «رادیکالیسم قلاّبی» و یا «دادن امیدهای واهی» برای ساکت نمودن مردم و کشاندن آنها به پای صندقهای رأی در آینده است.
اینکه چه طرفهای غربی و چه باندهای گوناگون غارتگران در داخل کشور؛ از آن به «گشایش اقتصادی» و «سرازیر شدن سیل آسای سرمایه های خارجی به ایران» دادِ سخن میدهند؛ فریبی بیش نیستند و باز هم همگی برای ساکت نگاهداشتن مردم و کشانیدن آنها به پای صندوقهای رای میباشند.
دلیل آن هم بسیار ساده است:
کدام تاجری حاضر میشود با یک محکوم به «حبس تعلیقی» در یک پروژهٔ اقتصادی شریک شود؟ «تعلیق تحریمها» همچنان ایران را به عنوان «یک کشور غیر قابل اعتماد» برای سرمایه های خارجی مطرح خواهد نمود و به جز عدهّ ای که  از رژیم انگلهای حاکم «رشوه ها و امتیازهای کلان» بگیرند ؛ کسی که سرش به تنش بیرزد؛ در ایران دست به سرمایه گذاریهای کلان نخواهد زد.
تنها چیزی که در سالهای اخیر؛ بویژه پس از «خاکبرداریهای بسیار زیاد در پارچین» مانند «سیل» در بعضی مناطق ایران جاری شده است «ریزگردها و هوای خاک آلوده» است که گزارشهایی در مورد «آغشته بودن این ذرّه ها به مواد رادیو اکتیو» نیز منتشر شده اند. زیرا پس از آن خاکبرداریهای کلان؛ اوباشان سپاه؛ یا باید آن خاکها را میخوردند؛ یا باید در جای دیگری دفن میکردند و راه سوم اینکه آن خاکها را در همه جا پراکنده مینمودند تا باد آن خاکهای آلوده را به همه جا ببرد و من فکر میکنم که این بی شرفها راه سوّم را انتخاب کردند و علّت اصلی پدیدهٔ جدید «ریزگردها» همین کار بوده است و مناطق «سُنّی نشین» بیشتر از جاهای دیگر در معرض هجوم هوای خاک آلود بوده اند. (همهٔ این رازهای جنایتکارانهٔ حاکمیت شیعیان شنیع صفوی؛ روزی گشوده خواهند شد).
لذا آنچه که اوباشان «امام حسنی» در میان مردم تبلیغ میکنند و میگویند که «شیرازهٔ تحریمها» را در هم فرو ریخته اند؛ یک دروغ بیشرمانه است. آنهایی نیز که تحت نام «دلواپسان» شعارهای «سوپر رادیکال» میدهند نیز هیچ گزینهٔ عملی به جز «پذیرفتن خفّت ترکمانچای هسته ای» ندارند و تمامی عربده های آنها نیز در حدّ «فریبکاری برای انتخابات بعدی است» و این در حالی است که رهبر فرزانهٔ شان؛ «جام زهر را سرکشیده است» و «دلواپسان» در برابر «الدنگ فرزانه» حتی پشگل هم نیستند.
سخن آخر در رابطه با مسائل هسته ای اینکه: تاسیسات هسته ای تبدیل به آثار باستانی خواهند شد و هر دو طرف چه «امام حسنی ها» و چه «دلواپسان» اینرا میدانند و بقیهٔ حرفها «آبدوغ خیار» هستند که «آریایی نژادهای باهوش شیعه مسلک» میتوانند بنا به ذائقهٔ خود به آن «نعناع» و یا «گشنیز» اضافه کنند و روشنفکرانشان (گنجی - نبوی و امثالهم ...) نیز میتوانند چند تا کشمش در آن بریزند (یخ یادتان نرود).
سخنرانیهای غراّیی که از طرف کثافتهایی مانند «زیبا کلام» منتشر میشود (اینجا) ؛ سالها پیش از طرف «کژدم» گفته شده بود (اینجا). میخواهم بگویم که آیا این قرمساق که هم دستی در رژیم کثیف شیعیان دارد و هم استاد دانشگاه است؛ از کژدمی که تنها با مطالعهٔ چند مطلب حاشیه ای چیزی میبیند؛ کمتر بود و آنچه را که اکنون عربده میکشد (نامهٔ سرگشاده) در سالهای پیش نمیدانست؟
چرا ... میدانست.... خوب هم می دانست... آنزمان باد از طرف قدرت رهبری میوزید ... امّا این زمان «تَهِ رهبر فرزانه» باد میدهد ....

حال هی بگویید که «کژدم بد دهن» است. من بد دهن نیستم؛ ولی این مادر جنده ها را خوب میشناسم.

کژدم


 

۱۳۹۴ فروردین ۲۱, جمعه

«الدنگ فرزانه» باز هم «چه گوارا» شد

همانگونه که گفته بودم؛ همهٔ «تبریکها» برای این بود که راه را را برای «ظهور قهرمانانهٔ کیسه کش حمّام» فراهم کنند.
«روسپی پیر فرزانه» نیز سکوت را شکست و همان حرفی را زد که پیش از او وزیر ظریفش به «زبانی ظریف» بارها گفته بود:
لغو همهٔ تحریمها ... همزمان با امضای قرارداد نهایی ...
کسی نیست که از این «مادر قحبهٔ فرزانه» بپرسد:
مگر تو همان قهرمانی نیستی که «لاریجانی» و «احمدی نژاد» که زیر سایهٔ «خایه های نداشته ات» فریاد میزدند: ...
بگذارید تحریم کنند.... بیایید ببینیم که اینهمه ما را از تحریم و قطعنامه میترسانند چیه؟ ..... بگذارید آنقدر قطعنامه صادر کنند تا «قطعنامه دانشان پاره بشه»....
در آن زمان «سوریه» دست نخورده بود .... امّا الآن سوریه به ویرانه و «باتلاق هزینه ها» تبدیل شده است...
در آنزمان؛ «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» با «ژنرال پترئوس»؛ SMS بازی میکرد ....
در آن زمان تحریم نفتی و بمباران اقتصادی نبود....
امّا اکنون:
- سوریه نصفه نیمه شده است و در حال ویرانی کامل است....
- عراق از دستهای فرزانه بیرون رفته و اوباشان «بدر» و «عصائب» در حال رفتن به حاشیه هستند و «مالکی ملیجک» دهانش صاف شده است.
- «حزبلبل» لبنان به «گا» رفته است ....
- برای حفظ «مقعدهای مطهّر» در عراق به زیر سایهٔ خایهٔ «ائتلاف» که یک طرفش نیز «عربستان سعودی سوسمار خور وهّابی مسلک» است پناه بردید....
- پروژهٔ «امام حسن» براه انداخته اید و «ظریف» بیچاره مانند مارمولک در حال دویدن به همه جاست؛ تا شاید بتواند زمان شکست کامل را اندکی «کُند تر» کند....
.......
........
نقب بزن ... ای موش کور ..... نقب بزن....

Run .... Rabbit ... Run

کژدم
 

۱۳۹۴ فروردین ۲۰, پنجشنبه

نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان به دنبال راه فرار از «یمن».

گویا اردوغان عثمانی حامل پیام سختی از طرف عربستان سعودی برای «انگل فرزانه» بوده است. پس از دیدارهای رسمی اردوغان عثمانی با امام حسن بنفش و «الدنگ فرزانه»؛ ظریف بیچاره به سوی پاکستان و «عمّان» روانه شده و دو فروند «پیت حلبی شناور» نیز به سوی خلیج عدن رهسپار شده اند. اینها نه تنها نشانه های خوبی برای «رهبر عالم و عالمیان» نیستند؛ بلکه از خطرناک شدن وضعیت برای نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان که در کنار حوثیها میجنگند خبر میدهد.
فرمانده کل عملیات موسوم به «توفان قاطعیت» به پاسداران و نیروهای حزب الله لبنان هشدار داده است که کشته خواهند شد.
در صورت به اسارت رفتن این نیروها؛ چون به صورت غیرقانونی به خاک یمن وارد شده اند و رژیم اسلامی ایران نیز همیشه وجود آنها را انکار نموده است؛ حتی به عنوان اسیر جنگی نیز به حساب نخواهند آمد و چه بسا عربستان سعودی نیز وجود آنها را انکار کند و یا بگویند که کشته شده اند و در هر حال به «دیار فراموش شدگان» خواهند پیوست. این نیروها پس از اسارت حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت.
سخنگوی ارتش عربستان سعودی در گفته های چند روز پیش خود؛ گفته بود که «اکنون مدارک بسیاری» در دست دارند که ثابت میکنند که رژیم اسلامی ایران؛ حوثیها را آموزش داده و مسلّح نموده است. این سخنان اگر پروپاگاندای جنگی نباشند؛ نشان از دستگیری عده ای از نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان را دارد.
با ویران شدن جاسوسخانهٔ روسها در عدن و خروج روسها؛ به احتمال زیاد؛ نیروهای سپاه قدس و حزب الله لبنان و در نتیجه حوثیها و نیروهای علی عبدالله صالح (نیروی اصلی) از نظر اطلاعاتی در تنگنای شدید قرار گرفته اند.
نیروهای سپاه قدس و احتمالاً شخص «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» و نیروهای حزب الله لبنان؛ در «یمن» گیر کرده اند و به دنبال راه فرار هستند. تنها مسیر امن میتواند مرزهای شمال شرقی «یمن» با «عمّان» باشد و «ظریف» با رفتن به عمّان میتواند در همین رابطه باشد (مسیر امن برای فرار نفرات) و یا از سلطان قابوس بخواهند که برای آزادی اسیران میانجیگری کند.
بیشتر تحلیلگران از اینکه چرا همگان در رابطه با «پیروزی هسته ای» (بازگشت به خانهٔ اوّل) اظهار نظر کرده اند و همه جا پر از تبریک و تهنیت است؛ امّا «الدنگ فرزانه» همچنان سکوت کرده است؟
به نظر من سکوت انگل فرزانه دو دلیل دارد:
۱- دلیل اصلی سکوت ایشان این است که چشم براه خبرهای خوش «باب المنبی» بوده است تا شکست هسته ای را با پیروزی در یمن؛ تحت الشعاع قرار داده و در ۳ ماه آینده از اهرم فشار یمن نیز در «مذاکرات هسته ای» استفاده کند.
۲- دلیل دوّم که فرعی تر است؛ اینکه همهٔ اوباشانش؛ تبریکها و تهنیتها را بگویند و زمینه را برای باز شدن زبان رهبر باز کنند.

امّا گویا «باب المندب» لقمهٔ بسیار بزرگی بود که در گلوی «انگل فرزانه» گیر کرد و حالا حالاها سخن نخواهد گفت.
ترفندهای رژیم در «بر بوق و کرنا کردن تجاوز شبه جنسی» به دو جوان «حجّ عمره ای» برای به غلیان در آوردن حسّ ناسیونالیستی نیز ناکام ماند و به جز عدهٔ معدودی «ناسیونالیستهای حزب بادی» عکس العملی از مردم دیده نشد.
«احمق فرزانه» نمیتواند بفهم که تا چه حد او و اوباشان اطرافش؛ در میان مردم «منفور» هستند و مردم برایشان تره هم خرد نمیکنند. امّا مردم شاید بگویند: مگر همینها نبودند که در سال ۸۸ به «ترانهٔ موسوی» تجاوز کردند و پس از کشتن؛ جسدش را نیز سوزانیدند؟؟ مگر همینها نبودند که در کهریزک به بسیاری از جوانان تجاوز کردند؟ مگر این حیوانات به «هموطنان خودشان» رحم کردند؟ که حالا طلبکار حمایت مردمی و به جوش و خروش آمدن حسّ میهن پرستی مردم ایران باشند!!!؟

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۱۹, چهارشنبه

« سلطان حسین خامنه ای صفوی»؛ و اردوغان عثمانی.

همین چند سال پیش بود که «الدنگ فرزانه» پس از اینکه از «خاتمی شارلاتان» به عنوان دستمال مستراح برای پاک کردن  «کثافات میکونوس» استفاده کرد و پس از پاک کردن «مقعد مطهّرش» او را «سلطان حسین» لقب داد. در آن دوره «انگل فرزانه» غرق در «احساس قدرت بی پایان» بود. امّا اینروزها مانند گربه پاهایش را در پوست گردو و دمش را قیچی کرده اند. سرداران شجاع «مانورچی» اش یک به یک دلداری اش میدهند و پیروزی بزرگ هسته ای یش را به حضور مبارکش تبریک (تسلیت) میگویند. آنهایی که عربده می کشیدند که : «صلح امام حسن را مگر در خواب ببینید» اکنون همگی «امام حسن چی» شده اند و در آینده ای نه چندان دور «سلطان حسین چی» هم خواهند شد (دیر و زود دارد؛ امّا سوخت و سوز ندارد) و فریاد «یا غیاث المستغثین» شان را خواهیم شنید. تا آن زمان این وظیفهٔ راهبردی «میهن پرستان کاویانی» است که نیروهای خود را برای «چیدن میوهٔ آزادی میهن و حاکمیت رفاه ملّی فدرال»؛ بیارایند ... و گرنه «راهزنان» بسیارانند.
من اینجا ننشسته ام که بازی فوتبال تیم «پرسپولیس» و تیم «تاج» را گزارش کنم. بلکه من اینجا نشسته ام که برای فرود آمدن خمپاره های «انجمن های کاویانی» ؛ «گِرا» بدهم و بگویم که طول و عرض جغرافیای سیاسی و نظامی و سرعت و «جهت وزش باد»های سیاسی و نظامی و اقتصادی و درجهٔ حرارت و رطوبت شرایط کنونی چیستند. از این روی است که ما «کاویانیها» به «هواداران بی مصرف» نیاز نداریم؛ بلکه به «کاویانیها» نیاز داریم.

«به دنبال هواداران میگردی؟...... پس هیچکارگان را بجوی.....» (نیچهٔ همیشه سرفراز).

مسیر ماجراهای بین المللی و منطقه ای کنونی؛ همانگونه که صدها بار گفته ام؛ «کنترل بحران و هدایت مسیر شکست استراتژیک» رژیم انگلهای صفوی است و «شکست استراتژیک انگلهای صفوی به معنی شکست استراتژیک ایران» نیز هست. به قول عربها از «ماوراء بحار» و به قول مغولها از ورای «آخرین قولزوم» بگیرید و بیایید و به «سرزمین جذام زدهٔ ایران» برسید و بسیار با دقّت نگاه کنید ........ «کجا بودیم؟» .............. «کجا هستیم» .... (۱۴۰۰ سال پیش از حملهٔ جذام ... و اکنون .... سرزمین جذامیان).
زمانی «فروهرتیش» و «کوروش بزرگ» سکّان دار این کشتی بودند .... و اکنون «مفعول فرزانه» میخواهد به یاد دوران «کیسه کشیهای خود در حمّام» .... این سرزمین را نیز مانند «مقعد خودش» .... به «گا» بدهد .... و خواهد داد  (پان ایرانیستها و اصلاح طلبها و سلطنت طلبها  و حزبلبلی ها .... مبارکتان و گوارای وجود بی وجودتان).

اردوغان آمد.... اردوغان با تَبَر آمد

اردوغان عثمانی؛ پیش از آمدن به ایران؛ (که البتّه مدتها پیش برایش برنامه ریزی شده بود = تحلیلها از وضعیت «مفعول فرزانه = سلطان حسین صفوی»)؛ با پیامی از سوی «سلطان عربستان» آمد که بیش از یک سال و نیم پیش گفتم که: «عربستان سعودی  میخواهد کنترل بحران را در دست بگیرد» ........ آیا شنیدید؟ ... آیا فهمیدید؟ ...........
هیچکدام ......... و باز هم نخواهید شنید......... و باز هم نخواهید فهمید......... زیرا که حتی از شنیدنش فراری بوده اید.......
آنکه خود را با شعار احمقانهٔ «عرب سوسمار خور» ... مسموم کرده است ... به عنوان یک فرد «مسموم»..... هم «کَر» است و هم «خوابیده بر روی تخت بیمارستان و سپری کردن دوران نقاحت».
آنکه با شعار «عرب سوسمار خوار فردوسی» به مسائل سیاسی مینگرد؛ یک احمق ۲۴ عیار است که حتی سگهای ولگرد نیز از شاشیدن بر او «احساس حقارت» خواهند کرد.
«زندگی و ادامهٔ زندگي» نه بر «شعارهای پوچ و احساساتی»؛ بلکه باید بر «تواناییها» و «تبدیل تواناییهای بالقوّه به تواناییهای بالفعل» استوار باشد.
نه «فروهر تیش» و نه «دیا اُکو» و نه «کوروش» و نه «کاوه» و نه «سوشیانت» ... «ناجی شما» نخواهند بود.
این شماها و تنها «شماها» هستید و این تنها «درجهٔ هوش شما» .... «محاسبات دقیق شما» و« توانایی کنترل بحران و هدایت مسیر» است که میتواند این کشتی را به سواحل «آخرین قولزوم» برساند.

اردوغان عثمانی به تهران رفت؛ تا «مفعول فرزانه» را برای آخرین بار در یک «حماّم ترکی» بگاید.
بر خلاف تصور «شعاری و احمقانهٔ ناسیونالیسم کاذب»؛ «ایران» با «مفعول حاکم فرزانه» تعریف میشود و گرنه اوباما با این جماعت «پرچم شعار به دستان» مذاکره میکرد..........
زمانی که در این بازی شطرنج بین المللی؛ کار به جایی برسد که «مفعول فرزانه باید حذف شود» ......... «ایران حذف خواهد شد».
هفتهٔ پیش؛ «کنسولگری جاسوسی روسیه» در عدن؛ نابود شد و روسهای کثیف از عدن؛ توسط کشتیهای «مصری» به قاهره و سپس با هواپیماهای روسی به مسکو منتقل شدند. (البته روسها گفتند که آنها را با هواپیما از صنعا به مسکو برده اند تا وجههٔ پوتین به گَند کشیده نشود .... سپلشک)؛  کنسولگری روسیه همان نقشی را در یمن بازی میکرد که سالهاست در «سوریه» بازی میکند و «حاجی بادمجان میرزا قاسمیها» تنها «سربازان سینه خیز رو» روسها هستند . مفعولهایی مانند «سید ابراهیم نبوی» و «اکبر گنجی» و سایر شرکای انحلال طلب و «سیّد رضا دیباچی»؛ تنها مفتخرند که به هر قیمتی که شده است حاکمیت «نهج البلاغهٔ تقلبی = کارتل مواد مخدر اسلامی» را حفظ کنند.
تمامی تلاشهای بین المللی و گرگهای منطقه ای در ۳ ماه آینده؛ که قرار است «مفعول فرزانه» جام زهر «قرارداد نهایی  هسته ای» را بنوشد؛ بر این است که هرچه میتوانند؛ «انگل فرزانه» را به آن سمتی هدایت کنند که هیچ حرکتی به جز نتیجه ای به نام «مات» در برابرش نباشد.
نه تنها همهٔ تلاشهای احمقانهٔ «هسته ای» به باد خواهند رفت ..... نه تنها «هلال شیعه» به «گا» خواهد رفت .... بلکه به تبع آن (بر آیند بُردارها)؛ ایران نیز به خاک ذلّت خواهد نشست.

حال این «ایران» و .... این «کاویانیها» .........

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۱۷, دوشنبه

استاد «فرود فولادوند» نمیگوید... «کژدم» هم نمیگوید.... یک آخوند صفوی مسلک میگوید.......





این شخص یک «صفوی مسلک ناب» است...
و «سگ شیعه» تر از او نمیتوانید پیدا کنید... اگر پیدا کردید.... به ایشان خبر دهید.....

این حرفها را استاد فرود فولادوند؛ شجاع الدین شفا؛ بهرام مشیری؛ کسروی.... و کژدم نمیگوید....
این سخنان را کسی میگوید که اعتقاد دارد: اگر روز عاشورا؛ شیعیان  با «قمه» سوراخ کون مادر و خواهرشان را تا قفسهٔ سینهٔ شان پاره نکردند... شیعه نیستند.
یعنی یک «سگ شیعهٔ غلیظ داعشی»....
از «سید ابراهیم نبوی» بپرسید که چقدر شیعه است؟

به این مسابقهٔ در «فتاوی شیعی» هم توجه کنید بد  نیست.



کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

داستان غارتها؛ پولهای کثیف و اسکله های سپاه پاچاهارداران

حکومت ننگین اسلامی حاکم بر ایران؛ یکی از فاسدترین حاکمیتهای غیر قابل تصور در دنیاست.  گذشته از فساد مالی و سیستماتیک که در گزارشهای سالانهٔ سازمانهای بین المللی مبارزه با فساد منتشر میشود و حکومت مشعشع «عدل علی» در بالاترین رده های فساد قرار دارد. امّا پس از «امانوئل نوریگا» رئیس جمهور پاناما؛ تا کنون دیده نشده است که شخصی با ادعّای رهبری مسلمین جهان؛ در «قاچاق مواد مخدّر» صاحب فتوا باشد و تمامی «سربازان گمنام امام زمانش» و «سپاه قدس» و فرماندهان ارشد «سپاه اسلامش»  و «حزب الله لبنانش»؛ همگی عمیقاً به «پولهای کثیف» که از طریق «قاچاق مواد مخدّر» به طور مستقیم و یا دادن سرویس های اطلاعاتی و حفاظتی به کاروانهای «قاچاق مواد مخدر» و ایجاد لابراتواهای «تولید مواد مخدّر صنعتی» و بوجود آوردن شبکه های گسترده برای فروش آن و ایجاد ساختارهایی برای «پولشویی» (پولهای کثیف مواد مخدر) درگیر شده باشد و در تاریخ قاچاق مواد مخدر بین المللی هیچکس به پای «انگل فرزانه» و حاکمیت ننگین شیعی-صفوی نرسیده است.
آنچه که «بیت رهبری» و «دلواپسان» و «جبههٔ پایداری» نامیده میشوند؛ همگی تا خرخره در این معادلهٔ کثیف نقش بنیادی داشته و بخشی از این پولها هزینهٔ «اجیر مزدوران شیعه» در کشورهای شیعه نشین و به قول خودشان «صدور انقلاب» و «دفاع از حقوق مستضعفین» میگردد. به یقین میتوان گفت که «برج میلاد» تهران  و سایر برجهای تهران و اصفهان  با پول «هروئین و متا آمفتامین» ساخته شده اند. اینکه میشنوید؛ ۳۰ نفر ایرانی در مالزی در رابطه با قاچاق «متا آمفتامین» به اعدام محکوم شده اند و یا آن گروه چند ده نفره (در دورهٔ احمدی نژاد) که در عربستان سعودی به مرگ محکوم شدند و خامنه ای حتی با فرستادن «وزیر امور خارجه» میخواست که جانشان را نجات دهد همگی برای سپاه قدس و وزارت اطلاعات کار میکرده اند و مبدأ حرکت آنها هم همگی یا به سوریه و یا به شرکتهای صوری رژیم در دبی می رسد. پسر محسن رضایی نیز در همین رابطه در دبی به درک واصل شد و مرگش هیچ ربطی به افشاگریهای «صدتا یه غازی» اش نداشت.
بسیاری از آنهایی که در خارج از کشور به عنوان دارندگان مغازه های بقّالی و یا شرکتهای صادرات و واردات مشغول تجارت هستند و یک پایشان در کانادا و اروپا و آمریکا و ترکیه و قبرس و ارمنستان و پای دیگرشان در تهران است؛ در این شغل شریف و یا بخش «پولشویی» آن مشغول بکار هستند.
آن اسکله های مشهور سپاه پاچاهارداران (سرداران اسلام علوی - صفوی - عدالت تا خرخره)؛ وظیفه شان تبدیل دلارهای قاچاق مواد مخدر به کالا و تزریق آن به بازار ایران و تبدیل کردن آن به ریال و سپس دلار است؛ اینها همانهایی هستند که در دورهٔ احمدی نژاد؛ چندین بار به نام «دستهای مرموز» بازار ارز را چندین بار به لرزه در آوردند.
امّا این ماجرا با «خامنه ای» شروع نشد؛ بلکه «اکبر بهرمانی» آغازگر آن بود و اگر تاکنون به روزگار «موسوی و کرّوبی» گرفتار نشده است؛ به خاطر داشتن اسرار فراوانی در این رابطه است. «احمد خمینی بی شرف» نیز برخلاف تحلیلهای دروغینی که در رابطه «مرگ مرموزش» نوشته میشوند؛ در همین رابطه به درک فرستاده شد.
تا زمان انتخاب احمدی نژاد به ریاست جمهوری؛ منابع اصلی تهیه و فروش مواد مخدر برای وزارت اطلاعات و سپاه؛ افغانستان؛ تایلند؛ پاکستان و مثلّث طلایی بود.
احمدی نژاد این مأموریت را داشت که با «هوگو چاوز بازی» و «چه گوارا بازی» و «نیکاراگوئه بازی»؛ رهنمودهای لازم را به سفارت خانه های رژیم انگلهای شیعه در آمریکای لاتین برای فراهم آوردن زمینه هایی برای ورود «سپاه قدس» برای ایجاد شبکه های وسیع قاچاق مواد مخدر را بدهد و با بکار گماردن عناصر دستچین شده که خبرهای مربوط به رسواییهای جنسی علنی آنها را بارها در آمریکای لاتین شنیدیم؛ این پروژه کلید خورد و زمینه های سازماندهی و ایجاد شبکه های گسترده برای خرید و فروش مواد مخدر؛ با تبلیغات «ساختن خانه برای مستضعفین آمریکای لاتین» و ساخت کارخانه در آمریکای لاتین؛ پای عناصر سپاه قدس برای ایجاد این شبکه ها به آمریکای لاتین باز شد. نیروهایی که این شبکه ها؛ به طور عمده از آنها را سازماندهی و از آنها استفاده کردند؛ «لبنانیهای شیعه مسلک» ساکن کشورهای آمریکای لاتین و عده ای با پوشش «پناهندگان سیاسی دروغین» و یا «پناهندگان اجتماعی و یا مذهبی» بودند و هستند.
عربده های باندهای گوناگون رژیم در رابطه با داشتن «عمق استراتژیک» در آمریکای لاتین؛ همین شبکه ها هستند.
حال میتوانید حدس بزنید که «اصلاح طلبان» میخواهند بر روی چه جنایتهایی سرپوش بگذارند و به خیال احمقانهٔ خودشان «رژیم ننگین اسلامی» را «اصلاح» کنند؛ بدون اینکه از این شبکه های کثیف و سازمان دهندگان و رهبر آن؛ نامی ببرند.
حال میتوانید بفهمید که چرا عده ای از اینها «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» را «سردار ملّی» خود میدانند.
هم «خاتمی بیشرف» و هم «رفسنجانی بیشرف» و هم «اکبر گنجی بیشرف» همهٔ این اسرار را میدانند.

امّا اکنون در آمریکا و آمریکای لاتین؛ پرونده ای برای «تجارت مواد مخدر» برای وزارت اطلاعات و سپاه قدس و سفارتخانه های رژیم؛ باز شده است و تحقیقات وسیعی در حال انجام هستند؛ که نتیجهٔ آن مانند پتگ بر سر «مفعول فرزانه» فرود خواهد آمد و اصلاح طلبان نیز خواهند گفت که «به ابی الفض؛ ما نمیدانستیم».

اگر اکنون میبینید که دولت «امام حسن بنفش» به این پولهای کثیف و «اسکله های غیر قلنونی» اشاره میکند؛ میداند که «پروندهٔ بسار قطور بین المللی» در حال تدوین و تکمیل است و قصد او نه افشاگری؛ بلکه کاری در حدّ «پاکسازی پارچین» است؛ تا در زمانی که ضربه فرود آمد؛ بتوانند آنرا انکار کنند و یا حد اقل بگویند که دیگر از این غلطها نمیکنیم.
امّا مشکل اصلی «امام حسن بنفش» این است که نمیتواند نام «مفعول فرزانه» را که «پدرخوانده و مفتی تجارت مرگ» است را پاک کند. زیرا همهٔ این کثافتکاریها توسط ارگانهایی انجام گرفته اند و همچنان ادامه انجام می گیرند که تحت فرمان مستقیم او هستند.
وزارت اطلاعات رژیم؛ سپاه قدس و حزب الله لبنان؛ تحت رهبری مستقیم «مفعول فرزانه» در این رابطه به طور مستقیم و بسیاری از آنهایی که به نام «ایرانیان خارج از کشور» و یا گروههایی مانند «سازمان بدر» و «عصائب اهل الحق» عراق و «شبّیحهٔ سوریه» در این تجارت جنایتکارانهٔ بین المللی دست دارند.

یکی از وظایف میهن پرستان ایرانی؛ تهیهٔ عکسهای «به روز» و ثبت نام و بقّالها و چقّالهای ظاهراً ایرانی در خارج کشور و دارندگان شرکتهای «مهاجرتی» و صاحبان همهٔ «شرکتهای واردات و صادراتی» (بدون استثناء» است؛ تا پس از سرنگونی رژیم کثیف «سادات علوی و صفوی»؛ اموال غارت شدهٔ مردم ایران به خزانهٔ ملّی باز گردد.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۱۵, شنبه

خسته شدم از بس شنیدم که «کژدم بی تربیت است»

زمانی؛ اروپاییها ارسطو و افلاطون و فیثاغورث ها داشتند... تا اینکه مقیاس اندازه گیری های آنها دگرگون شد و ....
طول و قطر «کیر عیسی ناصری».... و «قطر سوراخ کُس مریم باکره» و حتی «طول و قطر کیر الاغ جوان» که «عیسی ناصری» در «بیت اللحم» سوار آن شد.... به «استاندرداهای اندازه گیری اروپا» تبدیل شدند .....و «دوران تاریک» و عصر «حاکمیت کلیسا» و عصر تاخت و تاز طاعون و سیاه زخم آغاز گردید....
«اروپاییها» از تاریخ درس گرفتند و «مقیاس های اندازه گیری» را به دو سیستم «متریک» و «ایمپریال» تغییر دادند ....
آرام آرام؛ طاعون و سیاه زخم و «شپش» (مرواریدهای خدا) از زندگی مردم نگون بخت اروپا رخت بر بستند و «لئوناردو داوینچی ... مولیر .... ادیسون..... انشتین ...» ها (سیستم متریک و ایمپریال) سر بر آوردند و اروپا و آمریکا به آنچه که میبینید تبدیل شدند و ساختارهایی که بر اساس سیستم های قدیمی (طول و قطر... کیر و کّس عیسی ناصری و مریم باکره) بنا نهاده شده بودند به «حاشیه» رفتند.

امّا .... در ایران امروز ....

سیستمهای «متریک» و «ایمپریال» همچنان در حاشیه هستند ....
«ساکنین تازی پرست ایران» ؛ اکنون ۲ سیستم اندازه گیری اصلی دارند:
۱- سیستم برتر بر اساس «طول و قطر کیر محمد و علی و حسن و حسین ... و قطر سوراخ کُس زینب و فاطمه» ... همه چیز را اندازه گیری میکند.
۲- سیستم دوّم نیز بر اساس «طول و قطر کیر محمد و ابوبکر و عُمر و عثمان و قطر سوراخ کُس عایشه» به اندازه گیری مشغول هستند.

پیدا کنید... «تمدن» و «پیشرفت» را ....


کژدم بسیار؛ بسیار ... و باز هم... «بسیار با تربیت»

۱۳۹۴ فروردین ۱۴, جمعه

۳ ماه آینده آبستن چه حوادثی است؟

توافق اولیّهٔ هسته ای که با اندکی شارلاتان بازی «کلامی» اسمش را «بیانیه» و یا «تفاهم» گذاشتند؛ بدست آمد و هر چشمی؛ حتی «کم سو» میتواند  آنچه را که رژیم انگلهای صفوی از دست داده است را ببیند و با مطالعهٔ متن کامل بیانیه (اینجا) به مواردی که به عنوان چهارچوب «توافق جامع» بر روی آنها توافق شده است. اینکه جواد ظریف میگوید هیچ تعهدی در کار نیست یک دروغ بیشرمانه برای نجات «انگل فرزانه» از تف و لعنت «نوشیدن جام زهر» است. حال این «حزبلبلی ها» هستند که باید از خود بپرسند که اگر قرار بود که پس از هزینه ای بیش از یک تریلیارد دلار؛ اینگونه ذلیل شوند که حد اکثر خواستهٔ شان «لغو تحریمهای سازمان ملل» است .... پس چگونه بود که احمدی نژاد و لاریجانی (ملیجکهای الدنگ فرزانه) از این قطعنامه ها استقبال میکردند؟ یا اینکه رهبر فرزانهٔ عالم و عالمیان؛ با آنهمه «اتاقهای فکری» آنقدر نفهمیده و احمق بود که نتوانست بفهمد که قطعنامه های شورای امنیت «زیربنای تحریمهای بین المللی» برای بنا نهادن تحریمهای یک جانبه از طرف آمریکا و  تهدید به تحریم کشورهایی که حرفشان  را گوش نکنند؛ تبدیل به تحریمهای الزام آور برای اروپا و حتی روسیه و چین خواهند شد؟
یکی از دلایل غلطیدن به «باتلاق هسته ای»؛ افتادن در دیگ از «حول حلیم» بود. ماجرای اتمی را حکومت «چین» کلید زد که استراتژی «ایجاد کانونهای بحران» را دنبال میکرد. چینیها نخست تکنولوژی هسته ای را به «کثافتستان» منتقل نمودند که «بمب اتمی اسلامی» برای «مهار هندوستان» از دل آن بیرون آمد. سپس ایجاد ۳ کانون بحران دیگر در دستور روز قرار گرفت که «عبدالقدیرخان» مجری آن شد. امّا آنچه که بیش از هر چیزی برای چینیها اهمیت داشت «اتمی شدن سگ هار کرهٔ شمالی» بود. رژیم انگلهای صفوی و لیبی در آخر صف ایستاده بودند و این همان «حول حلیم» بود که انگل فرزانه را به دیگ انداخت. بخشی از دلیل «پروژهٔ خاتمی» نیز برای فریب غرب با شعار «گفتگوی تمدنها» و سرپوش گذاشتن بر روی فعالیتهای اتمی بود که در نهایت با وادادن لیبی؛ همه چیز برملا شد و خاتمی و اصلاح طلبی نیز به همین دلیل به غروب خود رسید؛ زیرا دیگر دلیلی برای وجودش باقی نمانده بود. احمدی نژاد (ملیجک) وظیفهٔ انتقال تمامی نهادهای کلان اقتصادی به سپاه پاچاهارداران و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی را به عنوان «مکمّل پروژهٔ بمب اتمی» به عهده گرفت و صدها میلیارد دلار دیگر نیز مانند آب در شنزارهای کویر فرو رفت و اکنون «دلقک فرزانه» میخواهد با «پروژهٔ امام حسن روحانی» به خانهٔ اوّل باز گردد.
«دلقک فرزانه» اکنون خوب میداند  که هر چه خورده است را باید بالا بیاورد و ماجرا تنها به «لغو تحریمها» ختم نخواهد شد و در مرحلهٔ بعد باید قدرت اقتصادی از دست اوباشان اطلاعاتی و امنیتی خارج شود و گرنه؛ سرمایه گذاری خارجی بسیار محدود خواهد بود. اگر تحریمهای مربوط به ماجرای هسته ای لغو شوند؛ تحریمهای دیگر همچنان بر سر جای خود خواهند ماند که آمریکا در مرحلهٔ بعدی به عنوان اهرم فشار از آنها استفاده خواهد نمود.
اکنون با صدور «بیانیهٔ لوزان»؛ خیال غرب راحت است که دست و پای «انگل فرزانه» مانند گربهٔ ملوس در پوست گردو فرو رفته است و حتماً با داستان این مثل نیز آشناست.
در ۳ ماه آینده؛ غرب دیگر به طور مستقیم با رژیم انگلهای صفوی کاری نخواهد داشت و ادامهٔ فشارها به «سگهای شکاری منطقه ای» سپرده خواهد شد؛ که از هم اکنون با ماجرای «یمن» کلید خورده است این پروژه (دنبال کردن خرگوش درماندهٔ فراری توسط سگهای شکاری) در سوریه و عراق و لبنان  نیز ادامه خواهند یافت تا «انگل فرزانه» در طی این ۳ ماه باقیمانده تا «توافق جامع» به «امام سجّاد» تبدیل شود و سجده کنان به درگاه «خدایان اقتصاد و تکنولوژی» برود.
اکنون «محمد رسول الله دوّم» (البغدادی) به خاطر ضربات سنگین نظامی که از ائتلاف ضد داعش به رهبری آمریکا خورده است؛ قدرت تحرک خود را در عراق از دست داده و مهمترین عنصرفتوا دهنده اش را به خاطر «افراط در تکفیر» را نیز سر بریده است که نشانهٔ عدم میل این سازمان به درگیر شدن با سایر گروههای اسلامگرای «سنّی مسلک» در سوریه است و اگر این ضربات شدت یابند  با ترکهای عثمانی و عربستان سعودی (سگهای شکاری تعقیب خرگوش) وارد مذاکره شده و مواضع خود را تعدیل نموده و به احتمال زیاد با «جبهة النصرة» و سایر نیروهای همسو برای تار و مار رژیم اسد و حزب الله لبنان روی خواهند آورد و اگر چنین نشود؛ بخش اعظم نیروهای بومی داعش به سایر گروههای اسلامگرا خواهند پیوست. اکنون «داعش» برای حفظ روحیهٔ افراد خود بیش از هر زمان دیگری به یک یا چند پیروزی نیاز دارد که در عراق میسّر نیست؛ امّا زمینه های آن در سوریه فراهم است و هیچ نیرویی در برابر حملهٔ آنها به رژیم بشار اسد و حزب الله لبنان؛ سدّی ایجاد نخواهد کرد.

کژدم

«انگل فرزانه» جام زهر را سرکشید

هرچند که بوقهای تبلیغاتی «انگل فرزانه» و ارازل و اوباشان رژیم «جذامیان صفوی» تلاش خواهد کرد که این «تفاهم هسته ای» را یک بازی «بُرد - بُرد» قلمداد کنند؛ امّا هر آنکس که به این «تفاهم نامه» بنگرد؛ میداند که چه خبر است.
باز هم هرچند که تحریمها به تدریج لغو خواهند شد و اوباشان «انگل فرزانه» به کارشکنی های خود ادامه داده و آهنگ آنرا کُند خواهند کرد و بازهم هرچند که این «تفاهم نامه» هنوز شکننده است:
در این روز ۱۳ بدر گرامی؛ که نیاکانمان برای وداع مستمر سالانه با روان درگذشتگان  در «کارناول ۱۳ بدر» به دشت و صحرا میرفتند و پای میکوبیدند؛ امسال ۱۳ بدر نیاکانیمان را با شکست مفتضانهٔ «انگل فرزانه» و گشوده شدن تدریجی درهای زندگی با جامعهٔ بین المللی را جشن میگیریم.
مدال افتخار شکست مفتضحانهٔ رژیم انگلها و غارتگران صفوی و اینکه انگل فرزانه «کاسهٔ گُه» را امروز سرکشید؛ به گردن ایرانیان آویخته نخواهد شد؛ پیروزمندان این نبرد «غربیها» بودند؛ امّا اگر ایرانیان بخواهند .... میتوانند مدالهای پیروزیهای بعدی را بر گردن خود بیاویزند و با سربلندی بگویند که: این ما بودیم که «اندیشه های جذامی صفوی» را بگور سپردیم ... باز هم ... این مابودیم که بار دیگر میخواهیم به عنوان یک «آریایی» از زیر سنگها و صخره هایی که «تازیان» بر روی ما ریختند؛ سر بر آوریم.
من از آن دسته از آدمهایی نیستم که اگر کسی یکی از دشمنانم را بکشد؛ پایکوبی کرده و احساس پیروزی کنم؛ شکست دشمن من به دست شخصی دیگر دلالت بر ناتوانی من دارد و مرا به «ریزه خوار» سفرهٔ دیگران تبدیل خواهد نمود (آموزهٔ آیین شمنی).
حاکمیت ننگین اسلامی؛ باید به دست ایرانیان سرنگون شود؛ تا بتوانند مدال پیروزی بر دشمن دیرینهٔ ۱۴۰۰ ساله و ۵۰۰ سالهٔ صفوی را جشن بگیرند.

کمترین چیزهایی که باخته ایم:

بیش از یک تریلیار دلار هزینه های پرداخته شده برای «بمب اتمی شیعی» بوده است که همه اش به «گا» رفت. هزینه های پنهانی که به قیمت از کار افتادن اقتصاد ایران را نیز اگر حساب کنید؛ شاید سر به ۲ تریلیارد دلار بزند. (معادل باخت اقتصادی شکست ننگین جنگهای ۸ ساله).
با این ۲ تریلیارد دلار چه ها که نمیشد برای ایران کرد؟
اگر کسی بگوید و یا حتی در ذهن خود چنین فکر کند که « جلو ضرر را هر کجا بگیری منفعت است»؛ یا مزدو اجیر شدهٔ رژیم است و یا یک احمق و ناتوان ذهنی؛ که البته در «قحط الرجال ایران»؛ تعداد اینگونه عقب مانده های ذهنی که به عنوان «تحلیلگر سیاسی و اقتثادی و متخصص مسائل ایران» نامیده میشوند؛ کم نیستند.
تنها به عنوان یک «ایرانی» بیندیشید که یک حاکمیت رفاه ملّی با چه مقدار پول میتوانست؛ چندین پایگاه «آب شیرین کُن» در سواحل خلیج فارس و نزدیک به سرزمینهای سوختهٔ بلوچستان بسازد و جلو پیشروی کویر را گرفته و زندگی مردم بلوچستان را و در واقع «زندگی ایران» را رونق دهد؟
امّا آیا این روپی زادگان صفوی در چنین فکری بوده اند؟... هرگز...
آیا این روسپی زادگان صفوی تغییر خواهند یافت و به اینگونه مسائل فکر خواهند کرد؟..... هرگز.
امّا آنها از هم اکنون دندانهایشان را برای دلارهای بلوکه شدهٔ نفتی تیز کرده اند که چگونه همه اش را به یغما ببرند.

به نوشته های پیشین من در همین چند روز اخیر در رابطه با ممذاکرات هسته ای» نگاهی بیندازید.
کدام یک اشتباه بوده است؟ کدام پیشبینی اشتباه بوده است؟

آخرین مطالب درز کرده از مذاکرات هسته ای

مذاکرات هسته ای؛ ارزش خود را باخته است

جشنهای دروغین پیروزی هسته ای رژیم اسلامی و جشن واقعی ۱+۵


«مفعول فرزانه» (میگویند که منتظری هم به این مسئله اشاره کرده بود) تغار گُه را سرکشید و رفت... بوق و کرناهای «بُرد - بُرد» ارزشی بیشتر از عربده های «شلغم نیوزی» و «تشتک نیوزی» و «آب پاش نیوزی» ندارند.
- فُردو ... پَر
- اراک ... پَر
- اصفهان .... پَر
 بعد از این نیزابعاد تمامی فعالیتهای هسته ای رژیم را ۱+۵ تعیین خواهند نمود.

کژدم



۱۳۹۴ فروردین ۱۳, پنجشنبه

مذاکرات «هشته ای»

مثلی است که میفرماید:
بُزَک نمیر بهار میاد... «کونِ» ... «بُزِه» ... با ... «کیار» میاد.

مفسرین بزرگ در تفسیر این آیهٔ شریفه فرموده اند:
«بُزَک»ها همانا احمقهای باهوش آریایی نژاد شیعه مسلک صفوی (جذامیان) هستند.
امّا ... «بُزه» ... اشاره ای پیشگویانه (از زمان تأسیس این «ضرب المثل هشته ای») اشاره به مردی با «ریش بُزی» بسیار «ظریف» دارد که قرار است؛ «کونش» با «کیار» بیاید.
زبان شناسان در تفسیر «خیار» فرموده اند که اگر خیار را به «لاتین» (۱+۵) بنویسید با KH نوشته میشود که میتواند «خیار تدبیر و امید و آرزو» را به «کیار» تبدیل کند؛ که قرار است با «دادن بیانیهٔ مطبوعاتی» در «کون»  آقا «بزه» و ماتحت «آریایی نژادهای باهوش شیعه مسلک صفوی» به صورت «خُشک .... خُشک» فرو رود.
به بهار و نوروز «کیاری» ... خوش آمدید.
«صد سال» ... بِه ... از این «سالها» که در زیر سایهٔ خایه های «محمد» و «علی» و «حسین»  (خایه های سه قلوی صفوی).... مانند «کیار» آویزان باشید ....
با امام حسن کلید دار خوش بگذره....

بیدار شدی یانه؟ ... چندتا «کیار» باید توی کون مبارک «آریایی نژادت» فرو بره تا از خماری «جذام اسلام» بیرون بیایی و ببینی که همهٔ صورت و انگشتهایت را «جذام» خورده است؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آیا براستی فکر میکنید که سخنان تبلیغاتی مذاکره کنندگان کُت و شلواری (نوکران انگلهای نعلین پوش) در برابر خبرنگاران؛ ارزشی واقعی دارند؟
انشاءالله فردا در تهران هستیم و .... بیانیه نیز هنوز تنظیم نشده است و به لطف حضرت زهرا تنظیم خواهد شد؟ .....
آیا فکر میکنید که اوباما آنقدر احمق است که با یک بیانیهٔ مطبوعاتی با دشمنان حزبی خود روبرو شود؟
درست است که اوباما یک موجود ذلیل و بدبخت کنیایی است که از «خوش شانسی» آمریکایی شده است .... و گرنه حالا  عضو «بوکو حرام» بود .... اما آنقدرها هم احمق نیست که «انگل فرزانه» رویش حساب باز کرده است.

از امروز صفحهٔ جدیدی باز خواهد شد که فقط خدا میتواند به داد «ساکنان آریایی نژاد و باهوش صفوی مسلک» ایران برسد .......
امّا چون خدا مشغول کشتار کودکان بیچارهٔ آفریقایی (در اثر گرسنگی و رحمت خداوندی) است .... «آریایی نژادهای باهوش تازی پرست» را فراموش خواهد کرد. خیلی سرش شلوغ است ....

من (کژدم) حتی میدانم که نام «رئیس جمهور تدارکاتچی» آیندهٔ آریایی نژادهای باهوش و بدبخت جذام زدهٔ صفوی نامش چیست؟ که با همان ترفند انتخاب بین «کونی» و «کمتر کونی» به او رای خواهید داد.
حتی به نام کثیفش اشاره نیز کرده ام. بگردید و نام «امید و تدبیر» آیندهٔ تان را پیدا کنید ....

کژدم

اگر اوباما با یک بیانیهٔ مطبوعاتی به خانه برگردد ....

آنچه که در مذاکرات هسته ای برای اوباما مطرح بود؛ نه تنش زدایی و جلوگیری از مسابقهٔ تسلیحاتی اتمی؛ بلکه به یادگار گذاشتن یک پیروزی در پروندهٔ خود به عنوان «نخستین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا» بود و گرنه تاکنون ۲۵۰ هزارنفر در سوریه کشته شده و میلیونها نفر فرای و بیجا شده اند و بهانه هم پیش از این «جبهةالنصرة» بود و اکنون نیز «داعش» است. آقای اوباما تمامی تخم مرغها را در سبد «پیروزی در مذاکرات هسته ای» نهاد و دولت او نیز از افرادی بی بنیه و بی بضاعت تشکیل شده است. حماقت جو بایدن؛ کمتر از جیمی کارتر نیست. اوباما تا کنون ۲ شکست مفتضحانه را در جیب خود دارد:
۱- ماجرای عقب نشینی لحظهٔ آخر در ماجرای خط قرمز «استفاده از تسلیحات شیمیایی بشار اسد».
۲- شکست مفتضحانه در ماجرای «بهار عربی» که میخواست فرقهٔ برادرش (اخوان المسلمین) را به ماتحت کشورهای عربی فرو کند که نشد.
شکست سوّم «بازگشت به خانه با یک بیانیهٔ مطبوعاتی»؛ آنهم پس از اینهمه برو و بیا و فدا کردن ماجرای سوریه به پای «مذاکرات هسته ای» خواهد بود.
اوباما با این «بیانیهٔ مطبوعاتی» در خانه؛ بشدّت تحقیر خواهد شد و حزب جمهوریخواه او را به «تحقیر آمریکا» متهم خواهد نمود و هم حزبی های خودش نیز به همچنین. امّا اگر این تحقیرها را کنار بگذاریم؛ به خاطر اینکه هیچ دست آورد ملموسی در مذاکرات یک سال و نیم اخیر نداشته است؛ آن «یادگار»ی که میخواست به عنوان نخستین رئیس جمهور سیاهپوست؛ از خود به جای بگذارد نیز به هوا رفته است. در واقع اوباما با ۲ رسوایی؛ هم در درون خانه و هم در «مقابل آینه»؛ روبروست.
مشکل «روسپی فرزانه» نیز بسیار شبیه مشکل اوباما است. او میخواهد به قیمت بربختیهای ایران؛ از خود «یادگاراتمی» به جای بگذارد. مسئلهٔ او هم اصلاً این نیست که آیا «ارزش دارد» و یا «ندارد»؟
«الدنگ فرزانه» نیز در همین یک ماه اخیر با دو شکست مفتضحانه روبرو بوده است:
۱- اشتباه محاسباتی در رابطه با «پیروز شدن در سایهٔ ائتلاف ضد داعش» و پرورش سگهای هار شیعهٔ عراقی و پاکستانی و افغانی برای تکرار فجایع پیشین که تا آخرین لحظات دولت «مالکی» در عراق بوجود آوردند. نتیجهٔ این اشتباه محاسباتی این شد که دُم «حاجی بادمجان» را گرفتند و مثل سگ از معادله بیرونش انداختند.
۲- اشتباه محاسباتی بسیار سنگین تر در «یمن» است که بزودی به یک خفّت و خواری تبدیل خواهد شد.
حال اگر دستور «الاغ فرزانه» این است که با یک بیانیهٔ مطبوعاتی از مذاکرات فرار کند؛ نه تنها چیزی بدست نخواهد آورد؛ بلکه اگر بازهم بخواهد دوباره بر سر میز مذاکرات برگردد؛ باید با التماس برگردد.
هم مسئلهٔ اوباما و هم مسئلهٔ «گاو فرزانه» به شدت با انگیزه های شخصی آلوده هستند و اگر اوباما با یک بیانیهٔ مطبوعاتی به خانه باز گردد؛ حرکت بعدی او انتقام خواهد بود.
او دیگر هیچ مصوبهٔ ضد رژیم کثیف اسلامی  حاکم بر ایران را؛ حتی اگر بتواند؛ «وتو» نخواهد کرد و رژیم ننگین مزدوران و انگلهای حاکم بر ایران را تا جهنم تعقیب خواهد کرد.

کژدم