اکنون حدود یک ماه است که شبه نظامیان شیعهٔ عراقی؛ زیر سایهٔ پایگاه «حبانیه» و زیر سایهٔ نیروهای آمریکایی مستقر در آن؛ جای خوش کرده و هنوز نتوانسته اند از این پناهگاه امن برای باز پس گیری رمادی بیرون آیند (احتمالاً جای گرم و نرمی است) و خبرهایی که از نبردهای پراکنده در اطراف رمادی منتشر میشوند؛ هیچگونه ارزش واقعی و نظامی ندارند و در جهت پرپاگاندا و دادن مدالهای قلّابی پیروزی به همدیگر هستند. تزریق چند هزار نیروی داعش و انتقال تسلیحات به رمادی؛ این شهر را به یک دژ تبدیل نموده است. اعزام ۴۵۰ نیروی مستشاری دیگر از طرف آمریکا به عراق نیز؛ نشان از پیش بینی های نظامیان آمریکا از بحرانهای آینده دارد. این نیروها نیز در همان مسیر «کنترل و هدایت بحران» عمل خواهند نمود و در نهایت امر این شبه نظامیان شیعهٔ عراقی خواهند بود که در میان چرخ گوشت ۳ تیغ ؛ «حاجی بادمجان - آمریکا - داعش»؛ لِه خواهند شد؛ بدون اینکه دست آوردی داشته باشند. حملات پارتیزانی داعش به اطراف بغداد از یک طرف نیرهای شبه نظامی شیعه را برای جلوگیری از سقوط بغداد در آنجا میخکوب میکند و از طرف دیگر ضرباتی را نیز به آنها وارد می آورد و از طرف دیگر باعث رخوت نیروهای تحت امر حاجی بادمجان میشود. زیرا وعده های توخالی برای باز پس گیری رمادی و عدم انجام عملیات گسترده؛ و امروز و فردا کردنها؛ نتیجه ای به جز فرسایش روحیهٔ شبه نظامیان شیعه را به دنبال نخواهد داشت. طولانی شدن زمان؛ هزینه های سرسام آور و سرخوردگی نیروهای شیعه که در عراق بسیج شده اند؛ از یک سو و شکستهای پیاپی در جبههٔ سوریه و خسته شدن و به ستوه آمدن نیروی حوثی ها در یمن؛ همگی دست به دست هم داده و «انگل فرزانه» و «دلواپسان دروغین» را به سمتی میبرند که هر روز خبرهایش را میشنویم؛ یعنی: «عقب نشینی های روزانه در بازجوییهای ۱+۵ ».
اکنون سخن از پیوستن به «پروتوکول الحاقی» و «پذیرفتن بازرسیها» است که با استفاده از چاشنی عربده های «ما نمیگذاریم» و «آیندهٔ نان ما در گرو آن است» به خورد حزبلبلیهای احمق داده میشود. اگر زمانی رئیس طویلهٔ اسلامی؛ میگفت که با «دیپلماسی ماشه» به مذاکرات تن نخواهند داد و دیپلماسی «چماق و هویج» را قبول ندارند. اکنون هر دو دیپلماسی را با سوزش استخوانهایشان حسّ میکنند.
در جبههٔ لبنان نیز میتوان از هم اکنون شاهد اضمحلال نیروهای مزدور لبنانی ملقّب به «حزب الله لبنان» بود. فراخوان «انگل حسن نصرالله» به اینکه همهٔ لبنانیها سلاح بردارند و به جنگ داعش بروند؛ به پشیزی خریده نشد و در پی آن «انگل حسن نصرالله» مجبور شد همان فراخوان و عربده ها را روی به «شیعیان» تکرار کند و آنها را از عواقب؛ عقب نشستن از سوریه؛ به وحشت اندازد. اینبار نیز این فراخوان با شکست مواجه گردید و تنها کسانی که از همان نخست نیز با او بودند با «یِزله رقصیدن» پذیرفتند؛ که لزومی به پذیرش آنها نیست؛ زیرا آنها همیشه بوده اند ولی اینکه تا آخر هم خواهند بود؟ یا نه؟ اکنون زیر سوال رفته است. وبسایت خبری «العربیه» ویدیویی را به نمایش گذاشته است که ظاهراً «قدرت نمایی و وحشت آفرینی» حزب الله لبنان را به نمایش میگذارد (اینجا)؛ امّا این تظاهرات مسلحانهٔ حزب الله لبنان و تیر اندازیهای هوایی؛ «تهدید از روی وحشت» است و نشان میدهد که آن دسته از شیعیان لبنان که مزدوری «انگل فرزانه» را پذیرفته اند؛ نه تنها آیندهٔ خود بلکه آیندهٔ شیعیان لبنان را نیز در خطر میبینند. البته این وحشت در میان سایر شیعیان لبنان نیز وجود دارد و میدانند که زمانی که آتش زبانه بکشد؛ خشک و تر را با هم خواهد سوزانید. لذا آن بخش از شیعیان لبنان که از آینده ای که «انگل فرزانه» برایشان ساخته است؛ وحشت دارند؛ شاید پیش از آنکه داعش و جبهة النصره در لبنان به قلع و قمع شیعیان بپرداز؛ به دست خودشان تومار «انگل حسن نصرالله» را بر چینند. رهبر جبهة النصرة نیز در مصاحبهٔ برنامه ریزی شده اش با شبکهٔ الجزیره نیز به این «امان دادن» اشاره نمود. اکنون تلاش «انگل حسن نصرالله» این خواهد بود که این امان نامه را به هیچ بگیرد؛ امّا در آینده ای کوتاه خواهیم دید که شیعیان جنوب لبنان آنرا بسیار جدّی خواهند گرفت و چه بسا «خوش رقصی ها برای بقا» وارد میدان شود.
در هفته های اخیر که هیئتی از «طالبان افغانستان» با سازمانهای اطلاعاتی - نظامی - امنیتی «انگل فرزانه» دیدار کردند نشان داد که «انگل فرزانه» خطر داعش را در پاکستان و افغانستان بسیار جدّی گرفته است و نخستین دست و دلبازیهایش را نشان داد که از چشم خبرگزاریها پنهان نماند (اینجا). مسئلهٔ مهم این است که طالبان افغانستان اکنون بیش از هر چیزی؛ در حال نوکری دایرهٔ اطلاعات ارتش پاکستان و به طور غیر مستقیم برای منافع منطقه ای «چین» میجنگد؛ به بیانی دیگر «طالبان افغانستان» بر علیه منافع منطقه ای «هندوستان» میجنگد و وارد شدن «انگل فرزانه» به این معادله به طور غیر مستقیم؛ به نوعی دشمنی با هندوستان تعبیر میشود و حکومت چین نیز از اینکه «انگل فرزانه» بخشی از هزینه های «طالبان افغانستان» را به عهده میگیرد؛ و طبعاً باید سبیل حکومت پاکستان را نیز چرب کند؛ خوشحال است. از طرف دیگر در بیشه زار «گروههای سلفی - جهادی» در پاکستان؛ به طور مشخص گفته میشود که «لشگر جنگوی» مایل است که توجه «داعش» را جلب کند. از طرف دیگر در میان نیروهای «القاعده» نیز صدای اعتراضها متوجه «ایمن الظواهری» است و چنین گفته میشود که باید بازنشسته شود و رهبر دیگری انتخاب گردد تا بتواند جلو کمرنگ شدن «القاعده» در برابر «داعش» را بگیرد. این حرکت درونی در میان نیروهای القاعده نشان از جدا شدن بخشهایی از القاعده و پیوست آنها به داعش را در خود دارد. طالبان پاکستان نیز که به طور غیر مستقیم از طرف هندوستان حمایت میشود؛ پتانسیل بالایی برای پیوستن به داعش و یا حد اقل حمایت از داعش را دارد.
در سوریه؛ شاهد عقب نشینی نیروهای داعش از مناطق کردستان سوریه هستیم که ظاهراً در سایهٔ پشتیبانی هوایی ائتلاف ضد داعش؛ به وقوع میپیوندند. امّا به نظر من این عقب نشینیها برنامه ریزی شده و عمدی هستند و داعش در حال تمرکز نیرو برای فتح دمشق از یک سو و فرستادن افسران کارکشته به افغانستان و پاکستان است.
آنچه که اکنون از دید بسیاری پنهان است؛ اینکه؛ پس از ظهور داعش؛ ۲ ارتش بزرگ از جنگاوران در حال شکل گیری است که چهرهٔ ترکیه و آسیای میانه و پاکستان و افغانستان و ایران را تغییر خواهد داد.
۱- ارتش کردستان.
۲- ارتش سلفی - جهادی داعش که روی به سوی پاکستان و آسیای میانه و چین دارد.
اگر داعش بتواند در افغانستان و پاکستان رشد کند؛ نخستین چیزهایی که در پاکستان به دست چینیها و آمریکا و روسیه جمع آوری خواهند شد؛ صنایع هسته ای و مواد رادیو اکتیو هستند که باید از ترس دستیابی «داعش» به آنها؛ با عجله و به صورتی داوطلبانه از طرف حاکمیت پاکستان برچیده خواهند شد و «انگل فرزانه» و «دلواپسان دروغین فاسد و رانت خوار» نیز از آمریکا و روسیه خواهند خواست تا زباله هایی به نام «نطنز» و «فردو» و «اراک» و «اصفهان» را هر چه سریعتر ویران نموده و مواد رادیو اکتیو را از ایران خارج نمایند.
«اگر» مهم دیگری که میتواند رژیم انگلهای صفوی را در صورت پا گرفتن داعش در پاکستان مورد تهدید جدّی قرار دهد؛ «صدور» نفت از طریق خلیج فارس و دریای عرب و اقیانوس هند خواهد بود. به نقشهٔ جنوب پاکستان نگاهی بیندازید؛ تا ببینید که چه میگویم.
کژدم

