پیغام عربستان سعودی در مراسم سالانهٔ حجّ امسال؛ پیامی بسیار روشن برای «انگل فرزانه» بود. شبیه همان پیامی که در اولین سالهای پس از «فاجعهٔ ۵۷ = خیانت ملّی» و در پی ماجرا سازی در مراسم حجّ با شعار «برائت از مشرکین» که آغازی برای اندیشه های «داعشی های صفوی مسلک» بود؛ گرفتند. در آن دوره «تازی پرستان آریایی»؛ دست کمی از «داعش» نداشتند و حتّی فرزندان همسایگان خود را نیز به «جوخه های اعدام» سپردند و مدال طلای «اطلاعات ۳۶ میلیونی» (خیانت ملّی) را همچنان بر گردن دارند. فرزندان آنها نیز به همان راه میروند؛ هر چند که خود را «نسل سوخته» بنامند. (بیماری جذام ۱۴۰۰ ساله).
در آن زمان؛ عربستان سعودی دهان شیعیان «برائت از مشرکینی» به رهبری «رهبر مادر قحبه و کبیر» را گایید و پس از آن زبان خمینی به سوراخ کونش فرو رفت و هرگز از آن سوراخ بیرون نیامد (مانند امام عصر شجاع و چاه نورد که هرگز از آن سوراخ بیرون نخواهد آمد؛ زیرا با کمال شجاعت میترسد که کشته شود) و چند روز پیش نیز آن پیغام تکرار شد و گفت: که هنوز هم دَر بر همان پاشنه می چرخد.
امّا این پیغام؛ در زمانی بسیار «دیگر گونه» صادر شد و از «دلقک فرزانه» میخواهد که با «موشکهای نقطه زن» و «اختراعات عجیب و غریب و به درد نخور» مستقیم به میدان بیاید و یا گورش را گم کند.
«عنتر فرزانه» نیز با «لحن ملوس» به عربستان پاسخ داد و گفت: «لطفاً عذر خواهی کنید» و عربستان سعودی هم پاسخ داد: «به روی چشم؛ ای رهبر فرزانهٔ مسلمین جهان». و سپس افزود: «حالت خوبه؟»؟
اصل ماجرا
روسها و نوکران صفوی مسلک آنها مدتها پس از باختهای پیاپی در عراق و سوریه و یمن؛ دست به تشکیل یک « ائتلاف موازی» با «ائتلاف به رهبری آمریکا» بر علیه سلفی جهادیها؛ یازیدند. ائتلاف سوّم همان چیزی است که به «ناتو عربی» مشهور شد. ائتلاف روس بسیار کوچک و متشکل از «سوته دلان» است و شاید «چینی ها» بیش از انکه بر روی «میدان خونین» ظاهر شوند؛ بخشی از هزینه های آنرا تقبّل کنند و روسها نیز نیروهای نظامی خود را به «انگل فرزانه» کرایه دهند. امّا «ائتلاف آمریکایی» با «ناتوی عربی» هم سوی بوده و شامل همهٔ «گردن کلفتهای اقتصادی» هستند.
این مجموعه ها نشان از یک چیز دارد: نبردهای مستقیم در حال آغاز شدن است.
ماجرای حج امسال؛ و تعداد کشته ها و زخمیها و مفقود الاثرهای آن؛ نشانهٔ «سوء مدیریت عربستان» نیست؛ بلکه نشانگر این پرسش است که:
«مسئله چقدر باید بزرگ باشد که در آغاز اینهمه تلفات داشته باشد»؟ و مهم تر از آن؛ «جرأت مقابله با پیامدهای این تلفات سنگین است»؟.
در این حادثهٔ پر تلفات؛ «گنجینه های اطلاعاتی دست اوّل به قلّاب شکارچی افتادند» و این امر میتواند پاسخ تمامی پرسشها باشد.
راههای پیش روی «عنتر فرزانه»
براستی «انگل فرزانه» پس از لو رفتن همهٔ استراتژیها و تاکتیکها و شبکه های سپاه قدس و حزب الله لبنان چه خاکی میتواند بر سرش بریزد؟
۱- به مراجع بین المللی شکایت کند؟
۲- دست به اقدام متقابل و انتقامجویانه بزند؟ (از عربده کشیهای انتقام جویانه؛ تا اقدامات عملی انتقام جویانه)
۳- سکوت کرده و دست به کار «تغییر استراتژیها و تاکتیکها» و تغییرات در جبهه ها شود؟
راه نخست هرچند که پیگیری خواهد شد؛ امّا دست آوردی نخواهد نداشت. (ماجرای عمر البشیر).
راه دوّم هم نیرو و هم «پول زیاد» میخواهد و مهم تر از آن اینکه: اگر شروع شود؛ باید تا انتها پیموده شود. (جنگ تمام عیار).
راه سوّم به خاطر «طبیعت عربده کشی صفویها» امکان ندارد و گرنه؛ «دلقک فرزانه» چنین سخنانی که نمایانگر «طبیعت عربده کش صفوی مسلکها» است را به زبان نمی آورد:
(اینجا). مشکل «دلقک فرزانه» این است که اگر به وعدهٔ «برخورد خشن» خود عمل کند؛ بازی را خواهد باخت و اگر عمل نکند؛ یک «ترسوی پر حرف و عربده کش» به حساب خواهد آمد. لذا بهتر است که اگر «خایه»اش را دارد و یا از خایه های «پوتین» استفاده میکند؛ سر حرف خود بایستد.
در هر دو صورت؛ انگل فرزانه به نوشیدن «جام زهر سوّم» تاریخ ننگین حاکمیت اسلامی خواهد رسید.
در این میان ورود «چینی ها» به معادلهٔ سوریه که از طرف بوق و کرناهای تبلیغاتی؛ به «نخستین ورود نظامی چین در معادلات بین المللی» تعبیر شده است؛ در واقع آنگونه نیست. چینی ها به خاطر وضعیت «عسر و حرج» به معادلهٔ سوریه وارد شده اند و هدفشان فشار آوردن به دولت آمریکا برای جلوگیری از «فرار سرمایه ها از چین» است که در سخنرانی رئیس جمهور چین منعکس شد و در این رابطه قولهای آتشین حمایتهای بی دریغ از سرمایه های خارجی را داد و هم زمان به تهدید غیر مستقیم آمریکا پرداخت. امّا رئیس جمهور چین در همان زمان سخنرانی میدانست که «عمر اقتصاد شکوفای چین» در حال به پایان رسیدن است و نخستین نشانهٔ آن؛ باز کردن جبههٔ جدید اقتصادی در آمریکای لاتین است که از آن با نام «آشتی آمریکا و کوبا» نام برده میشود.
«کوبا» کشور کوچکی است که قرار است تا بخشی از «سرمایه های فراری از چین» در آن «اسکان» داده شوند و سپس تعداد این «منازل مسکونی» به اوروگويه ها و پاراگوئه ها و «چی چی گوئه» ها گسترش خواهد یافت. این امر یک اتفاق نیست؛ بلکه اگر به مصاحبه های انتخاباتی آقای «میت رامنی» از حزب جمهوریخواه آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری پیشین دوباره گوش کنید؛ ایشان این نظریه را مطرح نمودند و اکنون از طرف آقای اوباما به «سرقت» رفته است (البته با اجازه و شادمانی مخترع اصلی نظریه).
لذا چینیها در حال ایمان آوردن به «آرماگدون اقتصاد چین» هستند (به حاشیه رانده شدن با ۸۰۰ میلیون گرسنه).
گویا چینیها از یاد برده اند که «باید مانند آب بود و شکل پذیر» و عجولانه به سمت «صخره شدن» رفتند. کسی که بخواهد «صخره» شود؛ باید ریسکهای بزرگی را بپذیرد.
شاید لازم باشد که هندوستان نیز از این ماجرا درس بگیرد و بداند که عصر «جمعیت میلیونی بردگان» و «تولید زباله» گذشته است.
گشایش بازی از سوی طرف مقابل
آقای اوباما در برابر خواسته های آقای پوتین مطلبی را مطرح نمود که بسیار پر معنی است.
«در صورت شکست داعش؛ بشار اسد باید از قدرت کناره گیری کند».
روی دیگر این سخن این است: «تا بشار اسد بر روی کار است؛ داعش نیز خواهد بود».
امّا این جمله؛ تمامی سخن نیست و بقیهٔ سخن از دهان «ناتوی عربی» بیرون می آید که بدون اشاره به روسیه؛ رژیم انگلهای صفوی حاکم بر ایران و دنبالچه هایش را هدف قرار میدهد (آتش افروزا و موجبان بدبختیها و ویرانیهای سوریه). لذا روسها نیز پیغام را به صورت آشکار و رسمی دریافت کردند (هرچند که به طور غیر رسمی میدانستند) و باید منتظر حضور فعّال تر «سلفی جهادی ها» در مرزهای خود از یک سو و تسلیحات مدرنتر در دستهای آنها در سوریه و عراق باشند.
در شرایط کنونی و آینده؛ رژیم حاکم بر ایران (هر ماهیتی که داشته باشد)؛ رقیب نفتی روسیه و عربستان و عراق خواهد بود و در آینده تنها مشتری مهم آنها «چین» است (البته به شرطی که اقتصاد چین اینچنین بماند و افول آن مهار شود).
لذا نخستین نتیجهٔ ملموس این است:
برای آمریکا «خاورمیانه ارزش مرکز تأمین انرژی را از دست داده است» و پس از این ارزش آن «میدان رقابتهای نظامی و جنگهای نیابتی» و «مشتریان کالاهای مصرفی» خواهد بود. کالاهایی که ایجاد «خاورمیانهٔ بزرگ» میتوانست در منطقه تولید شوند و نفت منطقه نیز میتوانست در محل استخدج به مصارف صنعتی برسد. امّا گویا ساکنین خاورمیانه جنگ و ویرانی را بیشتر دوست دارند.
رشد صنعت گاز و نفت آمریکا با تکنولوژی جدید استخراج نفت و گاز؛ در تمامی طول مدّتی که سقوط قیمت نفت ادامه داشت؛ متوقف نشد و اگر جنگی میان رژیم اسلامی ایران و عربستان اتفاق بیفتد؛ این نفت آمریکا و روسیه است که گرانتر فروخته خواهد شد. صنعت نفت عربستان ضربه خواهد خورد و صنعت نفت ایران؛ نابود خواهد شد.
اگر خلیج فارس به میدان جنگ تبدیل شود؛ به روی همه بسته خواهد شد و رژیم اسلامی حاکم بر ایران؛ به خاطر ضعف اقتصادی؛ بازندهٔ اصلی آن خواهد بود. زیرا زمانی که جنگ آغاز شود؛ در کوتاه مدت پایان نخواهد گرفت و دامنه ای فراتر از کشورها و شیخ نشینهای حوزهٔ خلیج فارس خواهد داشت.
در هر حال روسها با وارد شدن مستقیم در معادلهٔ سوریه برای «بقای رژیم اسد»؛ نشان دادند که «دورهٔ جنگ نیابتی» از طرف آنها پایان یافته است و نیروهای نیابتی روسیه (شیعیان و علوی ها) زمینگیر شده اند.
اینکه اکنون بار دیگر عربده های رژیم صفوی مسلک؛ به خاطر ورود مستقیم «پدر خوانده پوتین» رساتر شده است؛ قماری دیگر است که روسها در سوریه بازندهٔ اصلی آن نخواهند بود؛ بلکه نیروهای نیابتی آنها (شیعیان و علوی ها) خواهند بود و روسها در سرزمین خود بازی را خواهند باخت.
آنهایی که دلشان به ۲۸ هواپیمای روسی گرم شده است و نقش «نیروهای پیاده» را بازی خواهند کرد؛ ۴ سال است که روز بروز ضعیف تر و نا امید تر شده اند. نیروهای نظامی بشار اسد کاهش یافته و نیروهای مزدوران شیعهٔ عراقی و هزاره و کثافتستانی و لبنانی نمیتوانند به خوبی بجنگند و با کم شدن بنیهٔ اقتصادی رژیم صفوی حاکم بر ایران؛ توانایی لجستیک این نیروهای مزدور پایین خواهد آمد.
داشتن چشم امید به «طالبان افغانستان» و تسلیح آنها و عملیات بزرگ که منجر به تسخیر «قوندوز» شد؛ دردی را نه تنها دوا نخواهد کرد؛ بلکه شکست طالبان در روزهای آینده؛ باعث تشدید اختلافات درونی و گرایش بیشتر به پیوستن به «داعش» را به همراه خواهد آورد. آنچه که اکنون «داعش افغانستان» به آن نیاز دارد؛ تسلیحات بهتر است.
وجود و «گسترش کنترل شدهٔ داعش در افغانستان»؛ ادامهٔ حضور «ناتو» و بویژه آمریکا در افغانستان را تضمین میکند. لذا داعش افغانستان نیز به سلاحهای مدرن تر تسلیح خواهد شد.
کژدم