حتماً دوران تبلیغ «عملیات استشهادی» و بازیهای «رو حوضی» موجودی به نام «الله کرم» و استخدام استشهادیون را به یاد دارید. اگر ندارید؛ به ویدیوی زیرین نگاهی بیندازید که موجب یادآوری و فَرَح است.
کفن پوشان «قلّابی» و «گنده گوز» که شعار «تروریسم مقدس» را سر میداند و آزمایشهای موشکی و «قایقهای تند رو» برای «ساکنین نَدید بَدید ایران» راه می انداختند و در مغزهای «گنجشکی» خودشان رویاهای «شاه عباسی» می دیدند.
امّا زمانی که ماجرای «بحرین» پیش آمد و عربستان سعودی؛ نیروی نظامی به بحرین گسیل کرد و همین «استشهادیون گنده گوز» با هزینهٔ دفتر «انگل فرزانه» به بندر عباس رفته و در آنجا «یزله رقصیدند» و سپس به همان مستراحهایی که از آنجا جمع آوری شده بودند بازگشتند. پس از این ماجرا؛ ناگهان موجودی بسیار ناشناخته که همچنان نیز ناشناخته است و تعداد خواننده های وبلاگش شاید به فراتر از ۲۰۰ نفر در روز نیز نرسد؛ گفت: «بحرین نقطهٔ عطف و آغاز مسیر شکست استراتژیک انگلهای صفوی مسلک حاکم بر ایرن است».
از آن ماجرا نزدیک به ۶ سال (کمتر و یا بیشتر) میگذرد. سرازیریها و سربالاییها و کش و قوسهای زیادی در این مسیر در طول این تقریباً ۶ سال بوجود آمدند و فشار خونها به دفعات بالا و پایین رفتند؛ امّا به قول معروف نظریهٔ «افتادن رژیم انگلهای صفوی به روند شکست استراتژیک»؛ «دیر و زود داشت ولی سوخت و سوز نداشت».
حتماً «گروهبان شمخانی گنده گوز» و عاشق سینه چاک کتابهای «آلوین تافلر» را که ۲۵ سال پیش نقل قول از نوشته هایش به صورت «نماد روشنفکری» در آمده بودند را میشناسید.
این «گروهبان پارو زن» اکنون «یکی از مشاوران گنده گوز انگل فرزانه» است و پروندهٔ «فرار از جبهه و به کشتن دادن گلّه ای پاچاهارداران نسل اوّل» را نیز زیر بغل دارد. برای اینکه ببینید و با پوست و گوشتتان لمس کنید که «انگل فرزانه» به کدامین «کوچهٔ بن بست» رسیده است؛ روی تصویر زیرین کلیک کنید تا آنرا بسیار روشن و بدون شرح و تفسیر ببینید:
اکنون زمان اجرای «صفحهٔ آخر عمر رژیم انگلها» فرا رسیده است؛ که البته خبر خوشی برای ساکنین ایران نیست. زیرا تاکنون «لیاقت به دست گرفتن سکّان کشتی در حال غرق شدن ایران» را از خود نشان نداده اند. آنهایی نیز که فکر میکنند سرنگونی رژیم به نفع ایران است؛ سخت در اشتباه هستند؛ زیرا زمانی میتوان یک کشتی شکسته را نجات داد که «ناخدای فوق العاده زبردستی» وجود داشته باشد. چنین ناخدایی وجود ندارد.
در تحولّات چند ماه اخیر؛ پس از به روی کار آمدن «ملک سلمان» در عربستان سعودی؛ «ملک سلمان» برای پایان بخشیدن به اختلافات «جهان تسنّن» برخلاف سلف خویش؛ گفت که با «اخوان المسلمین مشکلی ندارد». گفتن این جمله جبههٔ «قطر - ترکیه» را از حالت خصمانه نسبت به جبههٔ عربستان سعودی؛ بیرون آورد. لذا پس از آن هم فکری ها و عملیات مشترک زیادی توسط این دو جبهه انجام گرفته اند که گسیل شدن ۵۰۰۰ نفر از نیروهای ارتش سودان به یمن از آن جمله است. امّا هیچ یک از خبرها به خاطر «فیلتر حفاظت اطلاعات» به گوش ساکنین ایران و حتّی حزبلبلی ها هم نرسیده است؛ تا در «تاریکی نگاه داشته شوند» و گوششان را به «هیاهوهای تبلیغاتی و عربده ها» بسپارند. اگر هم چنین جریاناتی را به گوش حزبلبلی ها رسانیده باشند؛ در لفّافه های «ظهور سفیانی و ظهور امام زمان» و از این قبیل مزخرفات پیچیده و به خورد این «گلّه ها» داده اند.
چند روز پیش؛ «جیش الاسلام» و «احرار الشام» هر دو در یک بیانیهٔ مشترک؛ پیروزی انتخاباتی را به «اردوغان» و حزب اخوان المسلمینی «عدالت و توسعه» تبریک کفتند. این تبریک گفتنها و ماچ و بوسه ها؛ عواقب بسیار گرانباری برای رژیم انگلهای صفوی خواهد داشت. به این مفهوم که اگر تا دیروز؛ با پرداختن میلیونها دلار پول به «احرار الشام» توانستند آنها را از «قتل عام شیعیان زبدانی» باز دارند؛ نه به خاطر این بود که «ترکهای عثمانی» میانجیگری کردند!! بلکه به این خاطر بود که ترکهای عثمانی به «احرار الشام» گفتند که: «پول را بگیرید بهتر است» چون اکنون به «پول» بیشتر از «قتل عام شیعیان زبدانی» نیاز دارید و آنها را در آینده و زمان مقتضی میتوانید قتل عام کنید و یا به عنوان گروگان به صورت اهرم فشار استفاده کنید و «حاجی بادمجان» را بدوشید.
اکنون به پردهٔ آخر نمایشنامه رسیده ایم. «پدر خوانده» نیز مجبور شده است که از پس «پردهٔ اسرار» بیرون آید؛ امّا در همان گام نخستین؛ پایش به «لاشهٔ هواپیمای سرنگون شده» گیر کرده و زمین خورده است. نیروهای پرتوان FSB نیز مثل خر توی گل گیر کرده و برای حلّ مسئله از FBI کمک خواسته اند (اینجا) و پس از آن نیز وزیر دفاع آمریکا یک لیست بلندبالا از خواسته های آمریکا از روسیه را ردیف کرده است (اینجا).
روسها چنان ترسیده اند که پس از سرنگونی هواپیمای مسافربری؛ سیستم ضد هوایی به سوریه فرستاده و این حرکت را با چنین جمله ای پوشش داده اند: «فرض کنید که در یکی از کشورهای همسایه؛ گرونگانگیری هوایی رخ بدهد و هواپیما را به پایگاههای نظامی روسیه بکوبند. لذا ما باید همه چیز و هر احتمالی را در محاسباتنان بگنجانیم».
البتّه این مقام روسی نتوانسته است بگوید که: «شاید یکی از حکومتهای منطقه؛ هواپیما را عمداً در اختیار داعش بگذارد».
لذا در نشست بعدی «وین» برای حلّ بحران سوریه؛ یا باید شاهد دگرگونیهای مثبتی در مواضع روسیه باشیم و یا اینکه:
«پروژهٔ داعش» در افغانستان به شدت شتاب خواهد گرفت.
اگر به گزینهٔ دوّم رسیدیم؛ باید دید که «گروهبان پارو زن شمخانی» در مصاحبهٔ بعدی خود در تلویزیون چه چیزی برای گفتن خواهد داشت؟
کژدم

