۱۳۹۶ دی ۲۰, چهارشنبه

خروج آمریکا از برجام نخستین «تنبیه» سال ۲۰۱۸

گفته میشود که دونالد ترامپ پیش از اعلام خروج از «برجام» با وزیر دفاع و وزیر امور خارجهٔ آمریکا دیدار خواهد داشت.
این دیدارها بسیار مهم هستند. البتّه  نه برای تصمیم گیری در رابطه با «خروج»؛ بلکه برای سناریوهای مربوط به «پس از خروج» مربوط میشوند. زیرا خروج از برجام  پیشاپیش و به دفعات و اشکال گوناگون از طرف مقامات آمریکایی اعلام شده است و در جمعه و یا شنبهٔ آینده؛ آخرین میخ بر تابوت برجام با اعلام مستقیم و رسمی کوبیده خواهد شد.
آقای تیلرسون گزارش فعالیتهای دیپلماتیک و سناریوهای گوناگون آینده که در رابطه  با ایران و اروپا و روسیه و چین به اجرا در خواهند آمد را بر روی میز ریاست جمهوری خواهد گذاشت و آقای متیس نیز سناریوهای احتمالی نظامی در صورت ماجراجویی نظامیِ رژیم شیعی ایران را گزارش خواهد داد. 
خروج از برجام «بازی یکطرفه» از سوی آمریکا نیست و نه تنها با متحدّین استراتژیک آمریکا در منطقهٔ خاورمیانه هماهنگ شده و حوزه های وظایف متّحدین آمریکا مشخّص شده است؛ بلکه با کشورهای مهمّ اروپایی نیز پیشاپیش در میان گذاشته شده است. خروج از برجام به معنی «من دیگه بازی نمیکنم» نیست. بلکه آغاز یک بازی بسیار گسترده  است که به قول آقای «مایک پنس»؛ راه  آمریکا برای خرد کردن رژیم شیعی با تمام وزن اقتصادی آمریکا خواهد گشود. استفاده از این وزن اقتصادی در رابطه با اروپا نیز به صورت بیرحمانه ای عمل خواهد کرد و خواهیم دید که چگونه به گسیختگی تار و پود برجام خواهد انجامید و نه تنها به بازگشت تحریمهای پیش از برجام خواهد انجامید؛ بلکه تحریمهای مربوط به تروریستی نامیده شدن سپاه پاچاهاردارن نیز بر آن افزوده خواهد گردید. اینجاست که نقش آقای متیس بسیار پُر رنگ میشود.
تحریمها بر علیه روسیّه به خاطر موضوعی دیگر است (دخالت در انتخابات)؛ و به ناچار اجرایی خواهند شد؛ امّا رفتار روسیه میتواند تحریمهای بیشتری را نیز برای روسیه به ارمغان آوَرَد.
تحریمهای بین المللی پیش از برجام رژیم شیعی را به زانو در آورد. امّا پس از برجام و گشایش اقتصادی؛ رژیم کثیف صفوی به جای هزینه کردن درآمدهای نفتی برای التیام زخمها؛ به فکر هزینه کردن ثروتهای ملّی در عراق و سوریه و یمن افتاد تا خود را برای آنچه که «دورهٔ غروبِ برجام» نامیده میشود آماده کند. امّا با ظهور ترامپ؛ ابتدا به خاطر دستور روسها او را «نازین» نامیدند؛ امّا چیزی نگذشت که اکنون با ۱۰ روز فاصله در برابر آن هستیم.
۱- خروج از برجام میتواند در همان آغاز هم «خروج» و هم «بازگردانیدنِ تحریمها» را یکباره اعلام کند و یا اینکه بازگشتِ تحریمها را به آینده ای نزدیک پس از مطالعهٔ تاثیرات خروج حواله دهد. امّا آنچه که مشخّص است؛ خروج آمریکا از برجام؛ رژیم ایران را به همان باطلاق پیش از برجام سوق خواهد داد. با این تفاوت که اینبار از طرف آمریکا؛ تضمین نظامی واقعی نیز دارد. به عنوان مثال چینیها به رژیم ایران اجازهٔ هیچگونه مطالعه در رابطه با تصادف کشتی باربری چینی با نفتکش رژیم ایران را نمیدهند. برخی از خبرگزاریها برای نخستین بار در لابلای خبرها علّت این تصادف را «نامعلوم» اعلام میکنند.
۲- حکومت عراق زیر فشار قرار خواهد گرفت تا تکلیف خود را با رژیم ایران؛ مشخّص کند. احتمالاً رژیم عراق گفتگوها با عربستان بر سرِ استفاده از خطّ لولهٔ مشترک را شدّت خواهد بخشید.
۳- کشورهای اروپایی «دلّال صفت» هستند و به سبک سنگین کردن منافع خود با آمریکا و متحدانش خواهند پرداخت و به زمانی بسیار کوتاه برای هماهنگی با آمریکا نیاز دارند. هرچند که با «ذِقّ و وقّ قلابی» همراه باشد.
۴- قیمت نفت برای مدّت کوتاهی گران شده و سپس به حول و قوّهٔ «نفت شَیل» فروکش خواهد کرد.
۵- حتّی روسها و چینیها نیز جراًت سرمایه گذاری در ایران را نخواهند داشت.
بقیّهٔ تاثیرات داخلی خروج از برجام را خودتان محاسبه کنید. به نظر من تاثیرات آن مانند تاثیراتِ «بازگشتِ امواج سونامی» خواهد بود.

کژدم




 

۱۳۹۶ دی ۱۳, چهارشنبه

نگاهی عمومی؛ امّا فراگیر به «جنبشِ دل به دریا زدگان»

خاستگاه اجتماعی

«جنبش دل به دریا زدگان»؛ در واقع حرکت «کارد به استخوان رسیدگان» است. آنهایی که چیزی برای از دست دادن ندارند.
به همین خاطر هیچ سنخیّت و همگونی با «۸۸ یهای یوتیوبی» که چه بسا تمامی فکر و ذکرشان  داشتن آزادیهایی از نوع «ازدواج سفید قانونی»؛ اینترنت آزاد ؛ آزادی موسیقی و کنسرت و حال و هول  و امثالهم بود؛ ندارد. به همین خاطر نیز دیدیم که رهبران «یوتیوبیها» چه کسانی بودند و به کجا رسیدند؟ رهبر نهایی و امید آخرینشان نیز اوباشانی مثل «اکبر بهرمانی» و «امام حسن بنفش» و نمایندگانشان نیز همین اراذلی هستند که به «ژنهای خوب» مشهورند. در واقع «یوتیوبیهای ۸۸» تا حدودی به خواسته های خود رسیده اند. نانشان نیز در گرو بقای این رژیم کثیف است. به همین خاطر  هر انتظاری از «یوتیوبیهای ۸۸» برای پیوستن به «جنبش دل به دریا زدگان» حدّ اقلّ میتوان گفت که تا ۷۰٪ انتظاری احمقانه است. آن ۳۰٪ باقیمانده نیز در حال «مَلچ مولوچ» و شیر یاخط انداختن هستند. «یوتیوبی های ۸۸» نه دردِ خشک شدن دریاچهٔ آذربایجان را دارند؛ و نه دردِ بلوچستان و کولبران و روستاهایی که هر ماهه خالی از سکنه میشوند؛ به ذهن آنها تلنگر میزند.
در طرف دیگر بازاریان و دانشجویان و حتّی کارمندان نیز شاید «ذِق و ذِقّ» بکنند ولی خواهان برجا ماندن همین حاکمیت کثیف هستند. این موجودات شاید احمقترینها باشند؛ زیرا نمیتوانند بفهمند که میان  «فقر و ثروت» نیز باید توازنی وجود داشته باشد.
به عنوان مثال تبریزیهایی که معتاد «بیناب کابابی» هستند؛ ذهنشان آنقدر تنبل و خِرفت است که «زایش کویر» در چند ۱۰ کیلومتری شان را نمیبینند.  تبریز را فقط مثال زدم و گرنه در همه جای ایران آسمان همین رنگ است.
« جنبش دل به دریا زدگان» دشمنان زیادی دارد. اصلاح طلبان؛اصول گرایان؛ بازاریان؛ طبقهٔ نیمه مرفه؛ و هر آنکه نانش به همین شرایط کنونی بسته است؛ همگی دشمنانِ «به حاشیه رانده شدگان» هستند .

نتیجه اینکه: اگر هر کسی و یا هر حزب و گروهی فراخوانِ عمومی بدهد؛ نباید انتظار پذیرشِ گسترده از فراخوان را داشته باشد. لذا صادر کردن اینگونه فراخوانها احمقانه است. کسی که در هاون آب بکوبد هم وقت تلف میکند و هم نا امیدی می آفریند.

نگاه غرب و روسیه به «جنبشِ دل به دریا زدگان»

روسها نوکران زیادی در در میان سردمداران رژیم کثیف شیعی حاکم بر ایران دارند. از «جیرجیرک فرزانه» تا «حاجی بادمجان آریو برزن» همگی نوکران حلقه بگوش روسها هستند. به همین خاطر ماندگاری این رژیم؛ به معنای تداوم ماندگاریِ ایران به عنوان «حیات خلوتِ جنوبی روسها» میباشد. لذا به شدّت با «جنبشِ دل به دریا زدگان» دشمنی خواهند کرد.

اتحادیهٔ اروپا همچنان در رؤیای بدست آوردن بازار ۹۰ میلیونی ایران است. نقاط ضعف رژیم را به خوبی میشناسد و میداند که چگونه با این رژیم «بده بستان» کند. لذا به ماندگاری رژیم علاقه مند است؛ مگر آنکه آمریکا آنها را تحت فشارهای سنگین قرار دهد. و یا اینکه زمانی به حمایتهای قلّابی از جنبش روی آورند که ببینند رژیم به سوی سقوط میرود.
لذا از موجودیّتی به نام «اتحادیهٔ اروپا» نباید انتظاری بیش از این داشت. کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوّم همیشه «دلّال صفت» و «مفت خورهای طرح مارشال» بوده اند و به همین دلیل نیز ترامپ را دوست ندارند.
حتّی در در سال ۸۸ نیز  وسایل استراق سمع در اختیار نیروهای سرکوب گذاشتند.
شاید اروپاییها فکر میکنند که مردم ایران این خاطره های تلخ را فراموش خواهند کرد. به هیچ وجه چنین نیست. چه بسا لازم باشد که سفارتخانه های آلمان و اطریش و هلند در ایران بسته شوند و به دفاتر حفظ منافع تقلیل یافته و سفارت سوئیس به «مجمع الجزایر دفاتر حفظ منافع» تبدیل گردد.

آمریکای دونالد ترامپ نگاهی بسیار متفاوت به رژیم ننگین شیعی ایران دارد و این رژیم را «دنبالچهٔ روسیه» میداند. لذا با فروپاشی رژیم شیعی ایران؛ روسها نه تنها حیات خلوت خود را از دست خواهند داد؛ بلکه دومینوی مهره هایی که رژیم ایران در سوریه و لبنان و عراق و  یمن و افغانستان چیده است؛ همگی فرو خواهند افتاد و روسها دیگر نخواهند توانست از این مهره ها استفاده کنند. آن زمان است که آمریکا میتواند بهترین معامله را بر سر میز مذاکرات انجام دهد.
باراک اوباما یکی از نوکران «حلقهٔ جورج سوروس» بود. این حلقه برای رسیدن به اهداف بین المللی خود همهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا را به قیمتِ بالا آوردن بدهیهای آمریکا تا ۲۱ تریلیون دلار به آتش کشید. دونالد ترامپ را نیز «به حاشیه رانده شدگان» آمریکا به کاخ سفید فرستادند و دشمنانش نیز همگی «جورج سوروسی» هستند.

نتیجه اینکه: آمریکا از «جنبشِ دل به دریا زدگان» حمایت جانانه خواهد کرد. نه به این خاطر که ایرانیان را دوست دارد؛ بلکه به خاطر به زانو در آوردن روسیه و بازگشت قدرتمندانه به صحنهٔ ژئوپولیتیک خاورمیانه و حتّی فراتر از آن.
دولت دونالد ترامپ دیگر به دنبال این نیست که رژیم شیعی ایران را به «گُه خوردن» بیندازد و تبدیل به «امام دائم المریض و سجّاد» کند. بلکه کاملاً در فکر سرنگونی این رژیم است و به چیزی کمتر از آن رضایت نخواهد داد
به همین خاطر شانس پیروزی «جنبشِ دل به دریا زدگان» بسیار زیاد است.

نگاه کشورهای منطقه به «جنبشِ دل به دریا زدگان»

کشورهای عربی و اسرائیل نگاه مثبتی نسبت به «جنبشِ دل به دریا زدگان» دارند. زیرا پس از اینکه سَرِ مار  کوبیده شد؛ همهٔ مزدوران یمنی و لبنانی و عراقی  و افغانی و سوری؛ بی پدر خواهند شد و منطقه روی آرامش خواهد دید. مسیر صلح اسرائیل با فلسطینیان  (از موضع قدرت) نیز؛ بسیار آسانتر خواهد گردید و این پروندهٔ ۷۰ ساله برای همیشه بسته خواهد شد.

موضع ترکهای عثمانی اسلام زده در رابطه با «جنبش دل به دریا زدگان»  موضعی خصمانه است. زیرا آنها در صورت عملی شدن تحریمهای جدید؛ رژیم انگل فرزانه را مثل گاو هلندی خواهند دوشید و تا روزی ۴۰ لیتر شیر ندهد؛ ول نخواهند کرد.
چه کسی حاضر است که چنین «گاو شیر دِهی» را از دست بدهد؟
دلیل دوّم دشمنی ترکهای عثمانی با «جنبشِ دل به دریا زدگان»؛ مسئلهٔ کردستان است. حکومت بعدی ایران پس از سرنگونی «جیرجیرک فرزانه»؛ رابطه ای بسیار متفاوت با کردستان ایران و کردستان عراق خواهد داشت و این چیزی است که ترکهای عثمانی از آن وحشت دارند.
دلیل سوّم اینکه: اگر این جنبش پیروز شود؛ ضرورت وجودی آخرین حکومت اسلامگرای «حرمسرایی»  در منطقه نیز از بین خواهد رفت. آنگاه است که ترکهای عثمانی «حرمسرایی» یا باید تبدیل به «جیرجیرک» شوند و یا روابط خصمانهٔ دولت ترامپ را به جان بخرند.
لذا میبینیم که ترکهای عثمانی دلایل بسیار زیادی دارند که با «جنبشِ دل به دریا زدگان» دشمن باشند. ترکهای عثمانی حتّی دوست «جیرجیرک فرزانه» نیز نیستند؛ بلکه او را به عنوان «گاو شیرده» دوست دارند. خیلی دست و دلباز است و صدها میلیون دلار رشوه میدهد و از روی ناچاری قراردادهای خفّت بار میبندد. (البتّه به حساب به یغما سپردن ثروتهای ملّی ایران).

شیخ قطر نیز دشمن «جنبشِ دل به دریا زدگان» است. زیرا پس از سرنگونی «جیرجیرک فرزانه»؛ دیگر نیازی به وجود سیاسی قطر در منطقه نخواهد ماند. دیگر نیازی به دستگاه پروپاگاندای «الجزیره» وجود نخواهد داشت. حتّی BBC و DW نیز باید ماستهای خاورمیانه یی شان را کیسه کنند. («الجزیره» و BBC و DW همان ۳ خواهران و دستگاه پروپاگاندای «حلقهٔ جورج سوروس» میباشند.).

اگر «جنبشِ دل به دریا زدگان» شکست بخورد؛ چه خواهد شد؟

 «سبز اللهی ها» و «حزب اللهی ها»؛ احمق ترین موجودات روی زمین هستند و  فکر میکنند که اگر این جنبش شکست بخورد؛ خواهند توانست همگی با هم بر سر سفرهٔ غارت بنشینند.
امّا من به همه ... چه «سبزاللهی» و چه «حزب اللهی» ؛ چه «تیتیش مامانیهای ازدواج سفیدی ۸۸ ی»؛ و چه «جنبشِ دل به دریا زدگان» هشدار میدهم که اگر این جنبش سرکوب شود؛ باید همهٔ «ایرانیان» و «ساکنین ایران» منتظرِ مادر جنگها باشند.
جنگی که پس از به توبره کشیدن داراییهای ایران (اموال غارت شده که در بانکهای سوئیس خوابیده اند) و بکار بستنِ تحریمهای بسیار سنگین و به پیسی انداختن اوباشان حاکم بر ایران؛ آغاز خواهد شد.
این رژیم سقوط خواهد کرد؛ چه به دست «جنبشِ دل به دریا زدگان» و یا به دست دیگران. لذا اگر به دست «جنبشِ دل به دریا زدگان» سرنگون شود؛ بسیار بهتر از آن است که پس از جنگهای ویرانگر و تحریمهای کمر شکن به ویرانه ای غیر قابل بازسازی تبدیل گردد.

به بی شرفهای «اصلاح طلب» هشدار میدهم که خودشان را به خريت نزنند. آمریکای ترامپ به دنبال «امام دائم المریض» نیست.
بلکه به دنبال خرد کردن این رژیم است.
نیازی به بهانه هم ندارد. زیرا هزاران بهانه دارد.

کژدم




۱۳۹۶ دی ۱۲, سه‌شنبه

ابزار سازی تدافعی

میگویند که در «قهدریجان» یکی از افراد نیروهای سرکوب توسط «دل به دریا زدگان» به آتش کشیده شده است. باز هم میگویند که ستاد تبلیغاتی نیروهای سرکوبگر این خبر را تکذیب کرده اند.
پرسش این است که چرا نباید در مقیاس و تعدادی بسیار بزرگتر کاری کرد که دیگر نتوانند تکذیب کنند؟

معرفی یک ابزار دفاعی

این وسیله میتواند از زیر کلاه خود نیروهای سرکوبگر به سوی گردنشان بلغزد و نیروی سرکوبگر را حذف کند.


چپ کردن خودروهای نیروهای سرکوبگر:

 حتماً در فیلمهای سینمایی که ۲ اتوموبیل به موازات همدیگر حرکت میکنند و به همدیگر میکوبند را دیده اید. این صحنه ها برای تولید هیجان است.
راه درست برای چپ کردن در گرافیک پایین توضیح داده شده است. شما باید «بالانس» خودرو نیروهای سرکوب را به هم بزنید. و پس از آن مسیر خود را بعد از ضربه تغییر دهید تا با خودرو چپ شده تصادف نکنید.


پیروز و سرفراز باشید.

کژدم

۱۳۹۶ دی ۱۰, یکشنبه

درس آشپزی

امروز میخواهیم «آش» بپزیم.

وسایل لازم:

۱- یک عدد دیگ زودپز.
۲- یک عدد پیچ به قطر ۲ میلیمتر که به صورت عمودی در راستای طولِ پیچ با متهٔ ۱ میلیمتری سوراخ شده باشد.
۳- یک قطعه سیم فلزی به طول ۱۵ سانتی متر که از سوراخ پیچ بگذرد.
۴- باطری.
۵- تایمر.
۶- لامپ شکسته.
۷- پودر سرِ کبریت.
۸- کیسه فریزر.

مواد لازم:

۱- نیم لیتر آب.
۲- ۳۰۰ گرم سنگ کاربید.
۳- مقداری چسب دوقلو.


اگر مشکلی داشتید. به درسهای «سیم کشی» مراجعه کنید.

کژدم



۱۳۹۶ دی ۸, جمعه

شیوهٔ متوقف کردن نیروهای موتوری رژیم در تظاهراتها

اگر یادتان باشد در جریان جنبش ۸۸ تصاویر زیرین برای از کار انداختن نفربرهای رژیم از طرف برخی عناصر منتشر شد:










متاسفانه این سیستمها به خاطر استفادهٔ نیروهای موتوری رژیم از طایرهای «تویوبلِس»؛ ناکار آمد است.
همانطوری که میبینید؛ در تصاویر بالا از شلنگهای رنگی استفاده شده است. استفاده از شلنگهای رنگی میتواند وسیله ای را که ساخته اید به سادگی «لُو» دهد. لذا بهتر است که از شلنگهای سیاه رنگ و یا خاکستری استفاده نمایید. اگر سطح خارجی شلنگها را با سمباده بسایید تا برّاقیت خود را از دست بدهد؛ بهتر میتواند خود را در رنگ آسفالت استتار کند.

تصویر پایین ۱۰۰٪ کار آمد خواهد بود.




میخ یا پیچ تلگرافی را هم به صورت عمودی و هم به صورت افقی همانگونه که با رنگ سرخ به نمایش در آمده است سوراخ کرده و سپس مانند تصاویر بالاتر با استفاده از قطعات شلنگ و یا «خال جوش» زدن طوری قرار دهید که پس از پرتاب و نشستن بر روی زمین یک سرِ تیز میخ و یا پیچ تلگرافی عمودی به طرف بالا قرار گیرد (برای اینکار به ۴ میخ و یا پیچ سوراخ شده برای هر واحد نیاز است).
وسیلهٔ موتوری پس از اصابت به این وسیله؛ نخواهد توانست بیشتر از ۱۰۰ متر حرکت کند.
آنگاه میتوانید نیروهای موتوری را خلع سلاح کنید. اگر نخواستید آنها را بکشید؛ با سلاح خودشان به «کشکک زانوهایشان» شلیک کنید. تا دیگر نتوانند دوباره به میدان بیایند و به درد سر بزرگی برای رژیم تبدیل شوند.

پیروز باشید

کژدم

۱۳۹۶ دی ۶, چهارشنبه

۲۰۱۸ سالِ آغاز تنبیه های بزرگ

با پایان یافتن تعطیلات کریسمس و سال نو مسیحی؛ پرونده هایی که بر روی میز دونالد ترامپ قرار دارند؛ وارد مرحلهٔ اجرایی خواهند شد. این پرونده ها مثلّث «روسیه ـ ایران ـ کرهٔ شمالی» را مورد تهاجم سنگین اقتصادی قرار خواهد داد. البتّه ترکهای عثمانی نیز بی بهره نخواهند ماند و دلیل دُم تکان دادن اردوغان برای اروپا را میتوان در همین مسئله جستجو کرد.
روسها با پروپاگاندای مهاجرت داعش به افغانستان توسّط هلیکوپترهای ناشناس و عدم پاسخگویی آمریکا میخواهند بر روی روابط خود با طالبان سرپوش گذاشته و به طور مکرر از آمریکا میخواهند که تو را خدا بیایید ما به شما کنک کنیم. ولی در جایی که آمریکا از آنها کنک میخواهد؛ میگویند که با کرهٔ شمالی روابط سطح بالا ندارند و سپس میگویند که میتوانند میانجیگری بکنند.
گویا آقای پوتین نمیخواهد قبول کند که دوران تاکتیکهای KGB تمام شده است.
دو پردهٔ آخر نمایش آقای پوتین نشان میدهد که قطع امید کرده است.
۱- پردهٔ نخست: «ما در سوریه تروریسم را شکست داده ایم و نیروهایمان را بیرون میکشیم»!!!
این پرده از نمایش با نگاه بسیار سرد و یخزدهٔ آمریکا روبرو شد. لذا روسها مجبور شدند تا دروغ خود را بپذیرند و اظهار کنند که در سوریّه حضور دائمی خواهند داشت.
آمریکا نیز با اعلام سازماندهی ارتش ۱۰۰ هزار نفرهٔ کردستان سوریه؛ پاسخ مناسب را داد.
۲- پردهٔ دوّم: «حضور آمریکا در افغانستان؛ کمک بزرگی بود و گرنه وضعیت در افغانستان؛ بسیار بدتر از اینها بود.».
این در حالی است که طالبان از طرف چین و پاکستان و رژیم ایران حمایت مالی و تسلیحاتی و اطلاعاتی میشود و روسها نیز هم از طریق رژیم ایران و هم از طریق چین؛ دستی بر آتش دارند.
بهانهٔ رژیم ایران و روسیه برای حمایت از طالبان؛ شکست دادن داعش در افغانستان است. در حالی که این حمایتها؛ تاریخچه ای بیش از ۱۰ سال دارد و طالبان یکی از مراکز تهیّهٔ مواد مخدّر برای سپاه پاچاهار داران بوده و هست .

مشکل روسها و رژیم ایران این است که ظاهراً نمی خواهند بپذیرند که دوران موشک بازی و طالبان بازی را میتوان با تحریمهای سنگین اقتصادی (بمباران صلح آمیز) به نقطهٔ پایان رسانید. نه موشک اسکندر و نه موشکهای نقطه زن؛ پاسخگوی «بمباران اقتصادی» نیستند. موشک اسکندر نمیتواند از پایین آمدن ارزش «روبل» جلوگیری کند؛ بلکه به عنوان یک عامل تحریک کننده میتواند وضعیّت را برای روسها بدتر کند.
روسها برای جلوگیری از پیامدهای تحریمهای اقتصادی؛ شاید یک راه بیشتر نداشته باشند و آن اینکه: «مشوّق جنگ در خلیج فارس» باشند تا قیمت نفت و گاز بالا برود. امّا اینکه روسها «نوکر فرزانه» را بفروشند؛ بستگی به شدّت بمباران اقتصادی دارد.
اگر جنگی در خلیج فارس اتفاق بیفتد؛  ورود نیروهای داعش به ایران بسیار راحت خواهد بود. زیرا رژیم انگلهای صفوی حتّی قادر به پرداخت حقوق ماهیانهٔ نظامیان نخواهد بود و کافی است که شعلهٔ این جنگ را ۸ ماه زنده نگهدارند. پراکندگی نیروهای سپاه در کشورهای گوناگون آنها را ناچار به فراخوان نیروها از سایر کشورها خواهد نمود.
سال ۲۰۱۸ سال بسیار عجیب و پر ماجرایی  برای روسها و «جیرجیرک فرزانه» خواهد بود.
برخی کارشناسان اقتصادی میگویند که سالِ ۲۰۱۸ سالِ شکوفایی و رشد اقتصادی خواهد بود و حتّی «امپراتوری صفوی» نیز از آن بهره خواهد برد.
من به اینگونه و به صورَت «فلّه ای» فکر نمیکنم. اقتصاد آمریکا شکوفا خواهد بود. اقتصاد اروپا زیر سوال است. اقتصاد ایران خواهد مُرد. روسها نیز باید تصمیم بگیرند که آیا دوست دارند قیمت نفت بالاتر برود؟ یا نه؟ ترکهای عثمانی نیز باید تصمیم بگیرند که آیا میخواهند همچنان پنجه های دو دستشان را باز و انگشت شَستشان  را کج کنند؟ یا دستهایشان را بالا ببرند؟

کژدم
 


۱۳۹۶ آذر ۲۳, پنجشنبه

ولیعهد عربستان

ولیعهد جوان عربستان  باید استخوانهای خود را بسازد و گرنه بدون استخوان مانند تکّه گوشتی پولدار خواهد بود که مانند خمیر بر روی زمین پَهن شده و قدرت حرکت ندارد.
ماجرای فلسطین  بادکُنکی است که بیش از هر کسی؛ اردوغان به آن نیاز دارد و به همین خاطر نیز بیشتر از هر کسی آنرا باد میکُند. بگذارید اردوغان قهرمان بادکنک باشد.
ولیعهد عربستان باید استخوانهای خود را در «یمن» بسازد.
ولیعهد عربستان نباید  تنها به این دلیل که ایده های بزرگی دارد؛ خود را دست بالا بگیرد. زیرا زمانی که چیزی داری؛ حتّی اگر یک «ایده» باشد؛ از دارایی تو بر علیه خودت استفاده خواهند کرد.
اگر ولیعهد عربستان فکر می کند که آمریکا و اروپا نیز سودهای کلانی از پیاده شدن برنامه های او خواهند برد و با هلهله و کلکله به سوی او خواهند دوید؛ سخت در اشتباه است. زیرا دیگران نیز  برای خود ایده ها و استراتژیهایی دارند که بسیار بزرگتر از ایده های ولیعهد عربستان است. بویژه اگر آن «دیگران»؛ «آمریکا و اروپا» باشند.
ولیعهد عربستان باید بداند که با حرکات تاکتیکی و بازی کردن با آمریکا و اروپا  نمیتوان  به مقصد رسید و اینگونه برنامه ها؛ تنها میتواند به اتلاف وقت و دارایی و خستگی و نا امیدی بینجامد و شاید برنامه های ۲۰۳۰ به سال ۲۰۴۵ کشانده شده و چه بسا موضوعات جدیدی به معادلات کنونی اضافه شوند و همه چیز را بر باد دهند.
ولیعهد عربستان باید به بازیهای «یکی به نعل و یکی به میخ» که محمد رضا پهلوی به راه انداخته بود توجّه کند که چه ارمغانی برای ایران آورد؟ 
ولیعهد عربستان حتماً میدانید که علّت اصلی شکست برنامهٔ «به سوی تمدّن بزرگ»؛ بازیهای دوگانهٔ محمّد رضا پهلوی بود که از یک سوی نمیتوانست از گذشته و «شیعه مسلکی» و آخوند پروری کنار بکشد و هم اینکه ایده های بزرگی داشت که در نهایت؛ نتیجهٔ واقعی این بازی؛ او را به مرگ در کشوری بیگانه و دفن در کشوری دیگر کشانید.

آیا ولیعهد عربستان نیز میخواهد همچنان گذشته را به یدک بکشد؟

به یدک کشیدن گذشته؛ باری بسیار سنگین و سراپا ضرر است.

بادکنکها را به بادکنک فروشها بسپارید و بگذارید قهرمانان بازیهای سوخته و  باخته باشند.

«یَمن» جایی است که ولیعهد را میتواند به پادشاه و یا یک تکّه گوشت بی استخوان پُر چربی تبدیل کند.

کژدم

۱۳۹۶ آذر ۱۵, چهارشنبه

مسابقهٔ هوش

۱- چرا دونالد ترامپ با تمامی مخالفتها  اصرار دارد که «اورشلیم» (شهر صلح) را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیّت بشناسد؟
۲- اصلاً چرا نام این شهر (اورشلیم)؛ «شهر صلح» است؟
۳- چرا اینبار انگل فرزانه  یقه درانی نکرد؟ و «وا اسلاما» سر نداد؟ و با اعلام اینکه این «تصمیم از روی عجز» گرفته شده است؛ از کنار این مسئله گذشت؟ مگر نه اینکه ظاهراً استراتژی اصلی رژیم انگلهای صفوی تولید  و حفاظتِ «محور مقاومت» برای «نابودی اسرائیل» است؟
۴- چرا صدای اعتراض پادشاه عربستان بسیار شبیه اعتراض انگل فرزانه است؟

به راستی چه خبر است؟

این یک مسابقهٔ هوش واقعی برای گرفتن مدال طلای «المپیاد سیاسی» نیست.

بهانه ای است برای اینکه از همدیگر یاد بگیریم.

حد اقلّ اینکه یک «اتاق فکر مجازی» را تمرین کنیم.

میکروفون و قلم و کیبورد دست شماست.

با سپاس

کژدم

۱۳۹۶ آذر ۱۴, سه‌شنبه

کشته شدن علی عبدالله صالح و پیامدها

حتّی زمانی که گروه و یا سازمانی به اجرای Plan - B کشانده میشود؛ نشان از این دارد که Plan - A دیگر جواب نمیدهد و شکست خورده است. امّا کشتن علی عبدالله صالح نشانی از کلید خوردن Plan - B ندارد؛ بلکه نشانهٔ سردرگمی  است. 
نتیجهٔ تصمیم احمقانه از روی  سردرگمی؛ نزول بلایای دیگری در جبههٔ یمن را برای انگل فرزانه و حوثهای بدبخت به ارمغان خواهد آورد. 
ذهنهای علیل حزبلبلی شاید اینگونه بپندارند که شکست در یک جبهه و آنهم جبهه ای که «مزدوران» در آن میجنگند؛ اهمیّتی ندارد و به سادگی میتوان آن جبهه را تعطیل نمود و بر روی جبهه های دیگر متمرکز شد (روسها نیز در رابطه با رژیم شیعی همینگونه فکر میکنند).
 باید خدمتشان عرض کنم که : «این تو بمیری؛ از آن تو بمیریها نیست و بساط داعش برچیده خواهد شد». .... همان پاسخی که زمانی به پرسش یکی از خوانندگان که پرسیده بود: «آیا فکر میکنید که این بار داعش در سوریه و عراق شکست خواهد خورد؟»(نقل به معنی)؛ دادم.
دوران شیعه و سنّی و اخوان بازی (محصولات منطقه ای گلوبالیستها) به سر آمده است را اکنون با چشمهای کور نیز میتوان دید و به روشنی میبینیم که «رجب خردوغان»؛ پس از پشتک و وارو زدنهای دوران حکومت گلوبالیستها؛ اکنون از فرط فشار نمیداند که آیا باید با پیشانی اش و یا سوراخ کونش سجده کُنَد؟. 
اگر «گلوبالیستها» به «حزب اللّاغی های شیعه» برای پی ریزی جبههٔ «حزب اللّاغیهای سُنی» کوچه دادند تا زیربنای «جنگهای ۳۰ ساله» را بریزند  اکنون پس از گذشت بیش از ۱۰ ماه میبینیم که «دونالد ترامپ» موجود مفلوک و شمپانزه ای مانند «احمدی نژاد» و «جنّ گیران» اطرافش نیست که برای انگل فرزانه جای دوست و دشمن را نشان دهد؛ بلکه «دونالد ترامپ» نتیجهٔ غلظت اندیشهٔ «احیای دوبارهٔ آمریکا» در میان آمریکایی ها است. 
آنچه که من (کژدم) از آن به «ظهور عقاب بزرگ» یاد کردم. لذا از نظر من کوچه دادنها  برای ارازل و اوباشان اسلامی در خاورمیانه و افغانستان و «کثافتستان» تمام شده اند و جمع کردن بساط «داعش» در سوریّه و عراق به معنی ظهور علایم جمع کردن حاکمیّت «بساط تشیّع صفوی» در خاورمیانه است. 

علی عبدالله صالح

آیا این شخص در همین ۵ روزِ پیش بر اثر خواب نما شدن؛ به روشن شدگی رسید که دیگر «جنگ بس است» و باید صلح نمود و یمن را آباد کرد؟  البتّه که نه ...
این شخص و حزبش (به جای حزب سیاسی بخوانید اتّحادیهٔ برخی قبایل شیعیان زیدی)؛ پس از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا؛ مانند بسیاری دیگر؛ در میان سردرگمی و مالیخولیا سرگردان بود و نمیدانست که حرفهای CNN و NY Times را بپذیرد؟ و یا با واقعیّت تولّد «عقاب بزرگ» کنار بیاید.
این خواب آلودگی و مالیخولیا با ظهور ولیعهد جوان عربستان و قدرت نمایی آمرکا در خاورمیانه؛ به پایان رسید و علی عبدالله صالح دریافت که ادامهٔ سرمایه گذاری بر روی انگل فرزانه و هلال شیعی؛ رفتن به سوی پرتگاه است.
امّا  حوثیها با کُشتن علی عبدالله صالح؛ به قصد فرار از دوزخ؛ ... به سوی دوزخی بسیار ویرانگر تر شتافتند.
یمن مثل ایران نیست که بتوان با کشتن بختیارها و قاسملوها؛ راه را برای بهشتِ ثباتِ رژیم صفوی باز کرد؛ بلکه یمن یک «قبیله زار» است و به همین دلیل؛  حوثیها نه تنها نخواهند توانست جبهه های خود را مستحکم تر کنند؛ بلکه آتش جنگ داخلی میان قبایل شیعیان زیدی را نیز بر افروختند.
مهم نیست که علی عبدالله صالح و برخی از سران حزبِ علی عبدالله  صالح کشته شدند؛ بلکه مهمّ این است که : اکنون «آتش در درون خانهٔ زیدیها» افتاده است.

کژدم

۱۳۹۶ آذر ۲, پنجشنبه

جعل اسکناس توسّط سپاه قدس و مغزهای کوچک «اپوزیسیون امام زمانی»

«موجودات امام زمانی» همیشه در حال انتظارِ  ظهور «کیر مبارک» هستند تا آنها را «بارور» (حامله) کند و از خود حرکتی نشان نمیدهند. شاید به انتظار «فساد بزرگ» نشسته اند تا  دلِ «کیرِ بزرگ» به رحم آید و ظهور کند.
مگر در این ۴۰ سال اخیر چنین نبوده است؟
الاغهای «حزب الّاغی» مانند الاغهایی که آتش بر پشتشان افروخته باشند؛ در عراق و سوریّه به هر سوی دویدند و تا زمانی که روسیه و آمریکای ترامپ؛ یکی پس از دیگری تصمیم جدّی برای خاموش کردنِ «آتش اوبامایی = داعش» نگرفته بودند؛ مانند کفتار همدیگر را می کشتند؛ امّا به نتیجه نمی رسیدند. «حاجی بادمجان آریوبرزن» نیز تا ۲ سال پیش؛ کونش برای هیچ و پوچ پاره شده بود و نبوغش به حدّ «عقب نشینی به دمشق» فرو کاسته شده بود؛ تا اینکه روسها  و آمریکای ترامپ وارد میدان شدند و «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» دوباره تبدیل به «آریو برزن» شد.
در نبرد نهایی در «ابو الکمال» نیز دیدیم که با پشتیبانی جنگنده های روس؛ قصبهٔ «ابو الکمال» توسّط نیروهای «حاجی بادمجان» تسخیر شد؛ امّا به محض اینکه بمبارانهای روسیه به طور موقّت  قطع  شد؛ نیروهای حاجی بادمجان میرزا قاسمی (آریو برزنِ مشهور) روی به فرار گذاشته و نصف متصرفات  را در کمتر از ۲۴ ساعت از دست دادند. تا اینکه «کیر مقدّس» (بمباران روسیه) دوباره ظاهر شد و  حاجی بادمجان میرزا قاسمی نیز ۳ باره تبدیل به «آریو برزن» شد و به انگل فرزانه نامه نوشت که: «داعش تمام شد» و به همدیگر ماچ و بوسه و پپسی کولا و درجات نظامی پرتاب کردند. اگر هم اکنون نیز  بمبارانها قطع شوند؛ حاجی بادمجان؛ باز هم تا دمشق عقب نشینی خواهد کرد. در واقع «انگل فرزانه» و «حاجی بادمجان» و «انگل حسن نصرالله» با «کیر پوتین» و «کیر ترامپ» به حجلهٔ دامادی پیروزی بر داعش رفته اند.
امّا پرسش این است که آیا «اپوزیسیون قلّابی» که آرزوی رسیدن به حاکمیّت و براه انداختن روند جدیدی از «بخور بخور» را در سر دارد؛ آیا حتّی قادر به ادارهٔ یک «قصبه» هست؟ و یا نیست؟
اخیراً عدّه ای دیگر از آنهایی که «هیچ کاری نمیکنند» دور هم جمع شده و میخواهند با همدیگر «هیچ کاری نکنند» .. گویا حزب دموکرات کردستان و کومه لهٔ شورشگر قهرمان نیز بخشی از این درازگویانِ منتظر ظهور «کیر نجات بخش» هستند.
هِی ... الاغهای پا شکسته .... کیری به نام «کیرِ نجات بخش» وجود ندارد.
حتّی در افسانه های مسیحی نیز؛ زمانی که «عیسی» بیماری را «مسح» کرد و او شفا یافت و سپس از مسیح تشکّر کرد؛ «عیسی» به او گفت:
«من تو را نجات ندادم؛ بلکه ایمانت تو را نجات داد».
از نظر من این گفتهٔ منتسب به «عیسی»؛ آموزه ای شمنی است. در زبان فارسی نیز مشابه این افسانه در مثلِ «کس نخارد پشت من» به وضوح گفته شده است. حال آنچه مانده است اینکه: «آیا این گفته ها فقط افسانه و مَثَل هستند؟ و یا راهنمای راهِ پر سنگلاخ؟».
امّا در این میان فرق بسیار بزرگی میان «اپوزیسیون قلّابی» و «حاکمیّت شیعی قلّابی»« وجود دارد و آن اینکه:
دار و دسته های انگل فرزانه؛ حرف ارباب کرملین را گوش میدهند و از هر ابزاری سود میجویند.
جعل اسکناس یمنی فقط بخشی از آن است.
رژیم شیعی با اینکه به «کیر نجات بخش پوتین» ایمان دارد؛  به هر در و دیواری میزند؛ به هر سوراخی سر می کشد و تلاش می کند. امّا «اپوزیسیون قلّابی» تمامی امیدهایش را به «کیرهای نجات بخش» مانند «کیر آنگلا مرکل» (کیر نا موجود) و کیر عربستان و ترامپ بسته است و هیچ کاری به جز درازگویی انجام نمیدهد.
اگر شما  یک «کارفرما» بودید؛ آیا چنین «حیف نان»های «کون گشاد» را استخدام میکردید؟

- دهان مجاهدین خلق به کون شاهزادهٔ جوان عربستان و حاشیه نشینهای خلیج فارس و  حکومت آمریکا چسبیده و از آن سوراخها ارتزاق میکنند.
- دهان اپوزیسیون قلّابی نیز به همان سوراخها چسبیده است.

وجه مشترک همهٔ اینها این است:

«ما فقط حاضریم کون بدهیم ... ولی هرگز اقدامی عملی نخواهیم کرد»....

پرسیدی سرنگونی رژیم؟ .... اوا خدا مرگم بده.... فقط مسالمت آمیز باشه ... با یک کیلو وازلین.

کژدم


۱۳۹۶ آبان ۱۹, جمعه

مسابقهٔ هوش (۲)

همه به دنبال این هستند که سعد حریری کجاست؟
آیا حزب الله لبنان و انگل فرزانه میدانند که کجاست؟ و خودشان را عمداً به خریّت و نفهمی زده و  قصّه و داستان سرهم بندی میکنند؟
آیا داستانهایی از قبیل  «او را گرفتند» ... زن و بچهّ اش گروگان هستند و به زور مجبورش کردند که استعفا دهد و ... الی ماشاءالله را باور میکنید؟
آیا ناپدید شدن  و سکوت سعد حریری تنها به تولید بحران در لبنان خلاصه میشود و یا ماجرا فراتر از این حرفها است؟

اکنون قلم در دست شماست.

هر چقدر میخواهید  ذهنتان را بکار بیندازید و حدسهای منطقی بزنید.

زنگ مسابقه نواخته شد.

کژدم

۱۳۹۶ آبان ۱۸, پنجشنبه

مسابقهٔ هوش

ولیعهد عربستان در روز شنبهٔ اخیر به صورت ضربتی و کوماندویی؛ بسیاری از میلیاردرهای و شاهزاده ها را به جرم فساد مالی دستگیر کرد و این دستگیری ها همچنان ادامه دارند.

پرسش:

چرا ولیعهد عربستان به این سرعت و شدّت وارد عمل شد؟  هدف و یا هدفهایی که ایشان دنبال میکنند «چه» و یا «چه ها» میتوانند باشند؟

اگر پاسخ درست دادید. برای خودتان خروس قندی بخرید.

کژدم

۱۳۹۶ آبان ۱۵, دوشنبه

آبهای گِل آلود؛ «پوتینِ ماهیگیر» و «اَنگلِ مجیز گو»

آقای پوتین برای «سرباز گیری»  وارد کشور  تهران شد و سناریوهای تدوین شده در جهت مناقع ملّی روسیه را به انگل فرزانه دیکته نمود. «انگل مجیز گو» نیز که چاره ای به جز آویختن از «حبل المتین پوتین» برایش نمانده است او را «مردِ عمل» نامید.
«انگل فرزانه همچنین بسیار خوشوقت شد و گفت که «با وجود آقای پوتین؛ روسها نقش مؤثری در منطقه بازی خواهند کرد» (نقل به معنی).
پس از سقوط «رقّه» آمریکا اعلام کرد که «مسیر بازی پس از این تغییر خواهد کرد.» ؛ که اشاره به تاریخ گذشته شدن نقش رژیم اسلامی ایران برای تدارک جنگهای ۳۰ ساله بود.  مقامات آمریکایی پیشتر از این اعلام کرده بودند که عرصه را بر سپاه پاچاهارداران تنگ خواهند کرد. البتّه برخی فکر میکنند که این استراتژی تنها به «تحریم » خلاصه میشود و شاید انگل فرزانه نیز بر همین باور است و به همین خاطر نیز مانند «طوطی»؛ سخنانی را که از آقای پوتین در رابطه با «خروج از عرصهٔ دلار» شنیده است را تکرار میکُند.
واقعیّت این است که چیزی به نامهای «خروج از عرصهٔ دلار؛ یورو؛ پوند انگلیس و یِن ژاپن» وجود ندارد. «پول جدیدی» که چند ماه پیش به این «باشگاه» پیوسته است؛ «یوان» است.
در ۲  دههٔ پیش از این؛ زمانی که «یورو» متولّد شد؛ بسیاری از تحلیلگران «پایان زندگی مؤثر دلار» را پیشبینی میکردند. امّا در اثر گذشت زمان معلوم شد که آن پیشبینی ها فقط اتلاف کاغذهای روزنامه ها و مجلّات بوده است. امّا نه آن تحلیلگران اخراج شدند؛ و نه از  مقام «فالبینی » آنها کم شده است و همچنان در حال «درازگویی» هستند.
در آن دوره؛ من (کژدم)؛ وبلاگ نویس نبودم؛ میخواندم؛ مطالعه میکردم؛ امّا حرفی نمیزدم؛ مگر اینکه کسی رو دَر رو چیزی  بپرسد. در آن زمان نیز به «خوشخیالانِ هیجان زده» گفتم که : اگر پوزهٔ یورو به خاک مالیده نشود؛ حد اکثر  در حدّ یک بازیگر خواهد ماند. زیرا یک دلیل بسیار ساده و روشن وجود دارد و آن اینکه: تا زمانی که اقتصاد آمریکا از درون نَپوسَد؛ پوزهٔ دلار به خاک مالیده نخواهد شد. امّا «ریال ایران» و «روبل روسی» حتّی «پوزه» هم ندارند که به خاک مالیده شود. دلار آمریکا و یا پوند انگلیس و یورو به خاطر نامشان نیست که پولهای قدرتمند شده اند؛ بلکه نتیجهٔ تلاشهای شبانه روزی ملّتها و بنانهادن قدرت صنعتی و علمی و مالی و نظامی است که حرفی برای گفتن دارند و اعضای باشگاه هستند. روسیه با اینکه در سازمان ملل حقّ وتو دارد؛ امّا در عرصهٔ اقتصادی یک پشگل است.
برخلاف تصوّر آنهایی که فکر میکنند؛ آقای پوتین تنها برای پیشنهاد «راهگشایی» برای مقابله با تحریمها به کشور تهران سفر کرده است؛ فریب خورده اند. آقای پوتین برای آماده کردن زمینه های بستن پیمان نظامی به کشور تهران سفر کرده است و ساکنین ایران به زودی شاهد چکمه های روسی در ایران خواهند بود. (فکر میکنم که قبلاً نیز به این مسئله اشاره کرده ام).
زمانی که خبرَ «مبارزه با فساد در چین» منتشر شد؛ گفتم که «این زنگِ خطر است». زیرا به «قصدِ ظهور یک قدرت جدید» اشاره دارد. چند سال پس از آن؛ «یوان» وارد «باشگاه پولهای تعیین کنندهٔ جهانی» شد و ماهها است که در این باشگاه نقش بازی میکند. چینیها «بانک بین المللی چینی» در آسیای جنوبی ساختند و به امید به ثمر نشستن «قرارداد آسیا پاسیفیک» نشسته بودند که ناگهان «هری پاتر» از چراغ جادوی «علاالدّین» بیرون آمد و کاسه کوزهٔ «قرارداد آسیا پاسیفیک» را به هم ریخت و دومینوی عمودیِ چیده شدهٔ  چین؛  استرالیا؛ مالزی؛ اندونزی ؛ کرهٔ جنوبی و .... مانند برجهای دوقلو فرو ریخت. ؛ «سقف بالای تولید نفت» را نیز داشتیم که میان روسها و سعودیها هماهنگ شده بود و همین آقای پوتین برای پایین آوردن سقف تولید نفت شرطی را پیش پای رژیم اسلامی ایران گذاشت و  پیشنهادِ «فریز تولید نفت» را داد. گویا انگل فرزانه دچار آلزایمر و یا پارکینسون است و این مسائل را به یاد نمی آوَرد و شدیداً مشغول مطالعهٔ فوتوکپی مقدّسِ اهدایی در «تابوتِ گرانبها» بوده است.
نشان دادنِ «درِ باغ سبز» برای گرد آوری سربازان؛ یک رسم معمول است. اکنون ارزش پول روسها شاید در کشورهای «گدا گودول» بتواند با زور «موشک اسکندر» ؛ حرفی برای زدن داشته باشد؛ امّا واقعیّت این است که ضعیفتر از آن است که حتّی رؤیای پیوستن به پولهای قدرتمند جهانی را ببیند.
لذا آقای پوتین به «چاپلوس فرزانه»؛ وعدهٔ «بهشت روسی» نمیدهد؛ بلکه این بار به جای «فوتوکپی مقدّس»؛ «خایه های رئیس جمهور چین»  و «پایگاههای نظامی روسی» در ایران را برای انگل فرزانه به ارمغان آورده است. زیرا ارزش «روبل» روسیه بسیار پایین و شکننده است و آقای پوتین نمیتواند «گوز» بفروشد و تنها میتواند «حمایتهای امنیتی و نظامی» (اسکندر کباب) پیشنهاد کند. آقای پوتین در زمینهٔ اقتصادی نیز تنها «خایه های رئیس جمهور چین» (یوان) را میتواند به عنوان «آجیل تواضع» (سوغاتی تبریز) بر روی میز انگل فرزانه قرار دهد.
انگل فرزانه نیز؛ کارش از کار گذشته است و هر «مدفوع مقدّسی» را «سُرمهٔ چشم» خواهد کرد ... و در آن شکّی نیست.

دور نما

میگویند که «چین» خیلی «چین و ماچین» شده است. من (کژدم) نه تنها اینرا میپذیرم؛ بلکه در برابر «رهبری چین» سر تعظیم فرود می آورم که توانستند «فرهنگ تغییرات عمیق»  بر پایهٔ «دَرکِ تائوئیستی» از «مارکسوسک بودن» و «حاکمیّتِ تقسیم مساوی بدبختیها» را به دنیای کنونی عرضه کنند. امّا پرسش دیگر «تائوئیستی» نیز وجود دارد که رهبری کنونی چین؛ از پاسخ دادن به آن؛ یا عاجز است و یا؛ پاسخ را پنهان میدارد.

پرسش این است:

(با ۷۵۰ میلیون «بردهٔ گرسنه» چه میخواهید بکنید؟) .... این ۷۵۰ میلیون نفر با «مغز» و یا «روحشان» سخن نمیگویند؛ بلکه با «شکمهای گرسنهٔ شان» سخن میگویند.
روسها که پدرِ تکنولوژی کمونیستی چین بودند؛ اکنون به «پمپ بنزین چین» تبدیل شده اند. بسیار قابل توجّه است که میبینیم که آقای پوتین تبدیل به «دلّال دوره گرد» شده  و «یوان» میفروشد. آیا این امر «ابهت» آقای پوتین را می رساند؟ یا اینکه ضعف و بدبختی ساختار اقتصادی روسیه را به نمایش میگذارد؟
گویا «راشا تودِی» در مقاله ای (بخوانید پروپاگاندا)؛ مفتخر شده است که پس از تحریمهای اروپا و آمریکا؛ روسیه توانسته است در توسعهٔ صنعت کشاورزی؛ پیشررفتهایی داشته باشد (یعنی کلم و تربچه تولید کند). امّا «راشا تودِی» نمیگوید که پس در طیّ ۷۰ سال «کارگر و برزگر بازی» چکار میکرده اند؟ ... سخنان «راشا تودِی» فوتوکپی «جهاد سازندگی» و «اقتصاد مقاومتی» انگل فرزانه است.

چین میتواند ۲ سناریوی موازی مالی را مدّ نظر داشته باشد:

۱- برخی معاملات تمیز را بدون اجازه دادن به «پولشویی» با سایر پولهای قدرتمند کنونی انجام دهد.
۲- حوزهٔ «یوان» را به مخلوطی از «تمیز» و «کثیف» تبدیل کرده و اوباشانی مانند رژیم ایران را به امید «پولشویی مجّانی» در درون آن بپذیرد و بردهٔ خود سازد. زیرا رژیمهایی مانند رژیم ایران؛  ریشه در لجن دارند و بدون لجن نمیتوانند نفس بکشند.

امّا در مجموع میتوان گفت که «یوان» هر قدر هم که قدرتمند باشد؛ حداکثر مانند «یورو» خواهد شد و شاید هم هرگز نتواند به توانمندی «یورو» برسد.

«شمشیرها بر سر رژیم و ساکنان ایران آویخته اند.»

آقای پوتین برای حلّ  «معضل شمشیرها» به کشور تهران نرفته بود؛ بلکه رفته بود که بگوید:
«شمشیرها بر بالای سرتان آویخته اند» ... حالا بیایید اندکی «اسکندر بازی» و «پایگاه نظامی بازی» بکنیم و وارد دنیای «یوان» شوید.
در واقع استراتژی آقای پوتین «کمک به حفظ معضل و سود بردن از عواقبِ آن» است.

کژدم

۱۳۹۶ آبان ۱, دوشنبه

تفسیر آیهٔ مبارکهٔ «رژیم شیعی ایران را تا میتوانید بدوشید» از سورهٔ مبارکهٔ «اصابة المصیبة»

مدّتی است که اتفاقاتی می افتند که ظاهراً چنان پر رمز و رازند که هیچ یک از تحلیلگرانِ نامدار؛ بدون «گوز پیچ شدن» نمیتوانند از کوچه پس کوچه های تنگ و تاریکِ آن بدون ریخته شدنِ پشم و پیل و دریده شدن پوستشان بگذرند و در نهایت نیز تحلیلهای مشعشع خود را با نخهای صد پارهٔ «مَلَچ مولوچ» به هم بخیه میزنند.

دونالد ترامپ به صورتی کاملاً محرمانه که عَلَنی شود؛ در یک گفتگوی بسیار خصوصی میگوید: «تا میتوانید رژیم ایران را بدوشید و پولهایشان را بیرون بکشید».
یک روزِ بعد؛ همهٔ این «پِچ پِچ های محرمانه» به صورت تیتر بزرگ «خبر گوزاریها» تبدیل میشود. که البتّه از طریق افرادی که نمیخواهند نامشان فاش شود؛ افشا شده است تا بر «نمک و زردچوبهٔ گوزارش» بیفزایند.
اگر BBC مدّتها است که به «پشمک نیوز» تبدیل شده است؛ DW در حال سقوط آزاد  در مسیر تبدیل شدن به «تشتک نیوز» است.

https://goo.gl/t8fRua

این مقالهٔ بسیار وزین که نویسنده اش گاهی میگوید: «میخواهند سرمایه گذاری کنند» و در چند سطر بعد میگوید که «سرمایه گذاری کرده و وام میلیاردی داده اند»  و ادبیاتش بسیار کم وزن تر از وبلاگ کژدم است و نمیداند که بالاخره باید «بجَوَد» یا «غورت بدهد» و یا «تُف کُند»؛ همینطوری با «اسهال قلم» کنار آمده و خوانندگانش را «احمق» فرض میکند تا هر کَسی بنا بر نیاز خود؛ «نخود» و «لپه» و «لوبیا» را از این «اسهالِ آشِ نذری» برگزیند و خوشحال باشد که DW (نمایندهٔ فرهنگ مهندسی آلمانی)؛ این اسهال را ریده است و اگر DW نبود نمیدانست که در این وانفسای تحلیل های درست؛ برای ادامهٔ «جلقِ سیاسی» چه خاکی بر سرش بریزد؟؟!!!

برویم سرِ اصل مطلب

۱- رژیم شیعی عراق میداند که  مسیر صادرات نفت عراق  از خلیج فارس و تنگهٔ هرمز بسته خواهد شد. لذا چاره ای ندارد که سرِ تعظیم فرو آوَرَد و بشقابی را که با احترام دیپلماتیک جلوش میگذارند؛ لیس بزند.

۲- عربستان و حیدر العبادی در حال نزدیک شدن به قرارداد آزاد شدنِ خط لولهٔ نفت عربستان - عراق هستند. که میتواند بخشی از نفت عراق را بدون نیاز به ترابری از طریق خلیج فارس به اروپا و یا هر کشور دیگری صادر کُند.

۳- خط لولهٔ نفتی کردستان که روسها در حال سرمایه گذاری بر روی آن هستند که میتواند بخشی دیگر از نفت عراق را بدونِ نیاز به خلیج فارس و تنگهٔ پُر ابهامِ هرمز به اروپا صادر کند.

گزارشِ منطقی کژدمی:

۱- «خلیج فارس اهمیّت نفتی خود را برای عراق و عربستان و سایر شُرَکا از دست خواهد داد.».
۲- روسها از ماجرا با خبرند و میخواهند از «صادرات نفت عراق از طریق کردستان» سهمی داشته باشند.
۳- در همین راستا؛ روسها سیستم S-400 را به عربستان فروختند. زیرا میدانند که تاریخ مصرف رژیم شیعی ایران گذشته است.
۴- تنها کشوری که مجبور است نفت خود را از طریق خلیج فارس و تنگهٔ هرمز صادر کند؛ رژیم ننگین صفوی مسلکِ حاکم بر ایران است.

نتیجهٔ منطقی کژدمی:

اگر تنگهٔ هرمز با یک و یا ۲ کشتی که به طور تصادفی در تنگهٔ هرمز غرق شوند؛ و یا هر صانحهٔ دیگری  بسته شود. نه «برجام» از نظر حقوقی آسیب دیده است و نه «تحریمی درکار بوده است» . امّا در عمل صادرات نفتی و غیر نفتی و واردات ایران و همچنین گشت و گذار دریایی «ناو - لَگنها»ی رژیم صفوی؛ در یک لحظه تعطیل خواهند شد.
البتّه این مطلب را پیش ترها گفته و بسته شدنِ تنگهٔ هرمز را «نام رمز حملهٔ نهایی  به رژیم ایران» نامیده ام.

به نظر من (کژدم)؛ این سناریو از مرحلهٔ بحث و بر رسی گذشته و در حال انجام است. لذا اگر دونالد ترامپ میگوید که در این طرح به همگامی اروپا نیازی ندارد و آنها هر چقدر که میخواهند میتوانند رژیم انگلهای صفوی را بدوشند؛ راست میگوید. زیرا در این سناریو؛ وظیفهٔ «دوشیدن» به عهدهٔ اروپا گذاشته شده است.

کژدم



۱۳۹۶ مهر ۱۸, سه‌شنبه

۱۵ اُکتبر

زمانی که آقای ترامپ به کاخ سفید راه یافت؛ دِل توی دِلِ اپوزیسیونیهای شنگول منگولِ «افشاگر» و کتاب و مقاله نویس نبود و فکر کردند که درهای بهشت به رویشان باز شده است. احمقانه ترین اظهار نظری که شنیدم؛ مربوط به یک سلطنت طلب پیر و پاتال بود که در مصاحبه اش در «کیهان لندن» گفت:

« مگه میشه که ما را راه ندهند؟ من خانه ام را به طور مجّانی در اختیار ستاد تبلیغاتی دونالد ترامپ گذاشتم .... من ۳۸ سال است که مبارزه کرده ام و ۳۰۰ صفحه کتاب در بارهٔ مجاهدین خلق نوشته ام .... امکان ندارد که ما را بازی ندهند».

چند ماه پیش که از فعّالان اپوزیسیون خواسته شد که به کنگره بروند؛ هر کسی بنا بر حرفه ای که داشت؛ قند توی دلش آب شد که حتماً درهای امید باز شده و گروه گروه به کنگره رفتند و دردِ دل نمودند و کژدم نیز گفت: 
«هیچ دری باز نشده است و این دعوتها برای «وَزن کشی» است. کاخ سفید کنتراتچی میخواهد.»
در عمل نیز دیدند که برای تبدیل شدن به «اپوزیسیون واقعی» هیچ وزنی ندارند. عدّه ای «شومن شورت و جوراب فروش تلویزیونهای لوس آنجلسی» نیز مانند سگهای هار به جان همدیگر افتادند و بازار آه و ناله و فریاد و نظریّه پردازی و میهن پرستی و ناسیونالیسم دروغین شیعی دوباره گرم شد؛ بی خبر از آنکه تمامی سخنان و موجودیتشان؛ برای کاخ سفید به اندازهٔ پشگل هم ارزش ندارد.
همین بازهٔ زمانی چند ماه اخیر به ما نشان داد که سراپای آنچه که به «اپوزیسیون» معروف است؛ هیچگونه «موجودیت سیاسی» را معرفی و تعریف نمیکند. لذا خاطرِ همهٔ «خود روشنفکر» و «خود اپوزیسیون» پندارها جمع باشد که کاخ سفید حتّی یک کاسه «آبدوغ» هم جلوشان نخواهد گذاشت که نانشان را در آن «تیلیت» کنند.

پس از تار و مار کردن «داعش»؛ تاریخ مصرفِ «گروهبان آریوبرزن میرزا قاسمی» تمام میشود و «سپاه پاچاهارداران باید بِرَوَد». آقای ترامپ به دنبال «تغییر رفتار اوباشانِ حاکمِ شیعه مسلک بر ایران» نیست و درهای مذاکره وجود نخواهند داشت مگر مذاکره برای «تسلیم کامل». تاریخ مصرفِ «مسقط» نیز تمام شده است. دولت ترامپ بر روی راضی کردن اروپا هم حساب نمیکند و میخواهد همهٔ افتخارات و مدالهای پیروزی در راهی که برگزیده است؛ ازآنِ خودش باشد.
مزخرفاتی را که موجودی به نام «شهیر شهید ثالث» نوشته و مجموعه ای از «یا این میشود و یا آن میشود» است را بخوانید.

 https://goo.gl/1k5kQK

این موجود احمق فکر میکند که اگر «گروهبان جعفری» گفت چنین و چنان خواهیم کرد؛ حتماً خواهد کرد و این گفته را مبنای پروپاگاندای خود که به نام «تحلیل» به خورد موجوداتی احمق تر از خودش میدهد؛ قرار داده است.

۱۵ اُکتبر؛ آغازِ پایانِ انگلهای صفوی

چند ماه پیش در پاسخ به یکی از خوانندگان که نگران بود که ترامپ هم هیچ کاری نخواهد کرد گفتم که آمریکا در حال مین گذاری و آماده شدن است و کشورهای عربی باید از نظر نظامی آمادگی تهاجمی و تدافعی داشته باشند و داعش نیز باید تقریباً به گور سپرده شود.
اکنون آن زمان فرا رسیده است. عربستان سعودی ۲ سیستم تدافعی «تاد» و «S-400» را دریافت خواهد کرد. آمریکا در حال ساختن یک پایگاه نظامی دائمی در اسرائیل است که چه بسا دیگر نیازی به «قَطَر» وجود نداشته باشد. ترکهای عثمانی اکنون نخستین نتایج «جفتک پرانیها»ی خود را تجربه میکنند و با هر گام احمقانهٔ دیگری که بردارند؛ نتایج بسیار بدتری خواهند گرفت.

سپاه پاچاهاردارن در لیست سیاه گروههای تروریستی مانند القاعده و داعش قرار خواهد گرفت و عدم پایبندی رژیم انگلهای صفوی به آنچه که «برجام» نامیده میشود اعلام شده و شمشیر «تحریمهای اقتصادی ویرانگر» بار دیگر بر بالای سر انگل فرزانه آویخته خواهد شد.

گزینه های رژیم:

۱- انگل فرزانه جراًت درگیری مستقیم با نیروهای آمریکا را نخواهد داشت؛ زیرا نتیجه اش «پایانِ زودرس» خواهد بود. لذا نه موشکی پرتاب خواهد شد و نه «قُمپزهای قایقهای تندرو» تکرار خواهند گردید. انگل فرزانه حتّی جراًت استفاده از «حزب الله لبنان» را هم نخواهد داشت.

۲- گدایی به درگاه روسیه و چین و اروپا که هیچ اثری نخواهند داشت.

۳- استخدام اسیران «داعش» برای جنگیدن با نیروهای آمریکا در افغانستان.

۴- به خاطر اختلافات درونی در میان شیعیان عراق؛ استفاده از نیروهای «حشد العبی» نیز کاری دشوار خواهد بود و اینکه اگر نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه توسط چنین نیروهایی مورد حمله قرار گیرند؛ اهداف نظامی سپاه و ارتش در داخل ایران را بمباران خواهند کردند و این اُلتیماتوم را پیشترها به گوش انگل فرزانه رسانیده اند.

۵- خروج از برجام و حرکت ۴ نعل به طرف ساختن بمب اتمی؛ در الگوریتم ترامپ به معنای آغاز بمباران پایگاههای نظامی مشکوک و تاسیسات «نطنز»؛ «فوردو» و اصفهان و اراک خواهد بود.

انگل فرزانه گزینهٔ ارزشمندی ندارد.

کژدم