خاستگاه اجتماعی
«جنبش دل به دریا زدگان»؛ در واقع حرکت «کارد به استخوان رسیدگان» است. آنهایی که چیزی برای از دست دادن ندارند.
به همین خاطر هیچ سنخیّت و همگونی با «۸۸ یهای یوتیوبی» که چه بسا تمامی فکر و ذکرشان داشتن آزادیهایی از نوع «ازدواج سفید قانونی»؛ اینترنت آزاد ؛ آزادی موسیقی و کنسرت و حال و هول و امثالهم بود؛ ندارد. به همین خاطر نیز دیدیم که رهبران «یوتیوبیها» چه کسانی بودند و به کجا رسیدند؟ رهبر نهایی و امید آخرینشان نیز اوباشانی مثل «اکبر بهرمانی» و «امام حسن بنفش» و نمایندگانشان نیز همین اراذلی هستند که به «ژنهای خوب» مشهورند. در واقع «یوتیوبیهای ۸۸» تا حدودی به خواسته های خود رسیده اند. نانشان نیز در گرو بقای این رژیم کثیف است. به همین خاطر هر انتظاری از «یوتیوبیهای ۸۸» برای پیوستن به «جنبش دل به دریا زدگان» حدّ اقلّ میتوان گفت که تا ۷۰٪ انتظاری احمقانه است. آن ۳۰٪ باقیمانده نیز در حال «مَلچ مولوچ» و شیر یاخط انداختن هستند. «یوتیوبی های ۸۸» نه دردِ خشک شدن دریاچهٔ آذربایجان را دارند؛ و نه دردِ بلوچستان و کولبران و روستاهایی که هر ماهه خالی از سکنه میشوند؛ به ذهن آنها تلنگر میزند.
در طرف دیگر بازاریان و دانشجویان و حتّی کارمندان نیز شاید «ذِق و ذِقّ» بکنند ولی خواهان برجا ماندن همین حاکمیت کثیف هستند. این موجودات شاید احمقترینها باشند؛ زیرا نمیتوانند بفهمند که میان «فقر و ثروت» نیز باید توازنی وجود داشته باشد.
به عنوان مثال تبریزیهایی که معتاد «بیناب کابابی» هستند؛ ذهنشان آنقدر تنبل و خِرفت است که «زایش کویر» در چند ۱۰ کیلومتری شان را نمیبینند. تبریز را فقط مثال زدم و گرنه در همه جای ایران آسمان همین رنگ است.
« جنبش دل به دریا زدگان» دشمنان زیادی دارد. اصلاح طلبان؛اصول گرایان؛ بازاریان؛ طبقهٔ نیمه مرفه؛ و هر آنکه نانش به همین شرایط کنونی بسته است؛ همگی دشمنانِ «به حاشیه رانده شدگان» هستند .
نتیجه اینکه: اگر هر کسی و یا هر حزب و گروهی فراخوانِ عمومی بدهد؛ نباید انتظار پذیرشِ گسترده از فراخوان را داشته باشد. لذا صادر کردن اینگونه فراخوانها احمقانه است. کسی که در هاون آب بکوبد هم وقت تلف میکند و هم نا امیدی می آفریند.
نگاه غرب و روسیه به «جنبشِ دل به دریا زدگان»
روسها نوکران زیادی در در میان سردمداران رژیم کثیف شیعی حاکم بر ایران دارند. از «جیرجیرک فرزانه» تا «حاجی بادمجان آریو برزن» همگی نوکران حلقه بگوش روسها هستند. به همین خاطر ماندگاری این رژیم؛ به معنای تداوم ماندگاریِ ایران به عنوان «حیات خلوتِ جنوبی روسها» میباشد. لذا به شدّت با «جنبشِ دل به دریا زدگان» دشمنی خواهند کرد.
اتحادیهٔ اروپا همچنان در رؤیای بدست آوردن بازار ۹۰ میلیونی ایران است. نقاط ضعف رژیم را به خوبی میشناسد و میداند که چگونه با این رژیم «بده بستان» کند. لذا به ماندگاری رژیم علاقه مند است؛ مگر آنکه آمریکا آنها را تحت فشارهای سنگین قرار دهد. و یا اینکه زمانی به حمایتهای قلّابی از جنبش روی آورند که ببینند رژیم به سوی سقوط میرود.
لذا از موجودیّتی به نام «اتحادیهٔ اروپا» نباید انتظاری بیش از این داشت. کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوّم همیشه «دلّال صفت» و «مفت خورهای طرح مارشال» بوده اند و به همین دلیل نیز ترامپ را دوست ندارند.
حتّی در در سال ۸۸ نیز وسایل استراق سمع در اختیار نیروهای سرکوب گذاشتند.
شاید اروپاییها فکر میکنند که مردم ایران این خاطره های تلخ را فراموش خواهند کرد. به هیچ وجه چنین نیست. چه بسا لازم باشد که سفارتخانه های آلمان و اطریش و هلند در ایران بسته شوند و به دفاتر حفظ منافع تقلیل یافته و سفارت سوئیس به «مجمع الجزایر دفاتر حفظ منافع» تبدیل گردد.
آمریکای دونالد ترامپ نگاهی بسیار متفاوت به رژیم ننگین شیعی ایران دارد و این رژیم را «دنبالچهٔ روسیه» میداند. لذا با فروپاشی رژیم شیعی ایران؛ روسها نه تنها حیات خلوت خود را از دست خواهند داد؛ بلکه دومینوی مهره هایی که رژیم ایران در سوریه و لبنان و عراق و یمن و افغانستان چیده است؛ همگی فرو خواهند افتاد و روسها دیگر نخواهند توانست از این مهره ها استفاده کنند. آن زمان است که آمریکا میتواند بهترین معامله را بر سر میز مذاکرات انجام دهد.
باراک اوباما یکی از نوکران «حلقهٔ جورج سوروس» بود. این حلقه برای رسیدن به اهداف بین المللی خود همهٔ خاورمیانه و شمال آفریقا را به قیمتِ بالا آوردن بدهیهای آمریکا تا ۲۱ تریلیون دلار به آتش کشید. دونالد ترامپ را نیز «به حاشیه رانده شدگان» آمریکا به کاخ سفید فرستادند و دشمنانش نیز همگی «جورج سوروسی» هستند.
نتیجه اینکه: آمریکا از «جنبشِ دل به دریا زدگان» حمایت جانانه خواهد کرد. نه به این خاطر که ایرانیان را دوست دارد؛ بلکه به خاطر به زانو در آوردن روسیه و بازگشت قدرتمندانه به صحنهٔ ژئوپولیتیک خاورمیانه و حتّی فراتر از آن.
دولت دونالد ترامپ دیگر به دنبال این نیست که رژیم شیعی ایران را به «گُه خوردن» بیندازد و تبدیل به «امام دائم المریض و سجّاد» کند. بلکه کاملاً در فکر سرنگونی این رژیم است و به چیزی کمتر از آن رضایت نخواهد داد
به همین خاطر شانس پیروزی «جنبشِ دل به دریا زدگان» بسیار زیاد است.
نگاه کشورهای منطقه به «جنبشِ دل به دریا زدگان»
کشورهای عربی و اسرائیل نگاه مثبتی نسبت به «جنبشِ دل به دریا زدگان» دارند. زیرا پس از اینکه سَرِ مار کوبیده شد؛ همهٔ مزدوران یمنی و لبنانی و عراقی و افغانی و سوری؛ بی پدر خواهند شد و منطقه روی آرامش خواهد دید. مسیر صلح اسرائیل با فلسطینیان (از موضع قدرت) نیز؛ بسیار آسانتر خواهد گردید و این پروندهٔ ۷۰ ساله برای همیشه بسته خواهد شد.
موضع ترکهای عثمانی اسلام زده در رابطه با «جنبش دل به دریا زدگان» موضعی خصمانه است. زیرا آنها در صورت عملی شدن تحریمهای جدید؛ رژیم انگل فرزانه را مثل گاو هلندی خواهند دوشید و تا روزی ۴۰ لیتر شیر ندهد؛ ول نخواهند کرد.
چه کسی حاضر است که چنین «گاو شیر دِهی» را از دست بدهد؟
دلیل دوّم دشمنی ترکهای عثمانی با «جنبشِ دل به دریا زدگان»؛ مسئلهٔ کردستان است. حکومت بعدی ایران پس از سرنگونی «جیرجیرک فرزانه»؛ رابطه ای بسیار متفاوت با کردستان ایران و کردستان عراق خواهد داشت و این چیزی است که ترکهای عثمانی از آن وحشت دارند.
دلیل سوّم اینکه: اگر این جنبش پیروز شود؛ ضرورت وجودی آخرین حکومت اسلامگرای «حرمسرایی» در منطقه نیز از بین خواهد رفت. آنگاه است که ترکهای عثمانی «حرمسرایی» یا باید تبدیل به «جیرجیرک» شوند و یا روابط خصمانهٔ دولت ترامپ را به جان بخرند.
لذا میبینیم که ترکهای عثمانی دلایل بسیار زیادی دارند که با «جنبشِ دل به دریا زدگان» دشمن باشند. ترکهای عثمانی حتّی دوست «جیرجیرک فرزانه» نیز نیستند؛ بلکه او را به عنوان «گاو شیرده» دوست دارند. خیلی دست و دلباز است و صدها میلیون دلار رشوه میدهد و از روی ناچاری قراردادهای خفّت بار میبندد. (البتّه به حساب به یغما سپردن ثروتهای ملّی ایران).
شیخ قطر نیز دشمن «جنبشِ دل به دریا زدگان» است. زیرا پس از سرنگونی «جیرجیرک فرزانه»؛ دیگر نیازی به وجود سیاسی قطر در منطقه نخواهد ماند. دیگر نیازی به دستگاه پروپاگاندای «الجزیره» وجود نخواهد داشت. حتّی BBC و DW نیز باید ماستهای خاورمیانه یی شان را کیسه کنند. («الجزیره» و BBC و DW همان ۳ خواهران و دستگاه پروپاگاندای «حلقهٔ جورج سوروس» میباشند.).
اگر «جنبشِ دل به دریا زدگان» شکست بخورد؛ چه خواهد شد؟
«سبز اللهی ها» و «حزب اللهی ها»؛ احمق ترین موجودات روی زمین هستند و فکر میکنند که اگر این جنبش شکست بخورد؛ خواهند توانست همگی با هم بر سر سفرهٔ غارت بنشینند.
امّا من به همه ... چه «سبزاللهی» و چه «حزب اللهی» ؛ چه «تیتیش مامانیهای ازدواج سفیدی ۸۸ ی»؛ و چه «جنبشِ دل به دریا زدگان» هشدار میدهم که اگر این جنبش سرکوب شود؛ باید همهٔ «ایرانیان» و «ساکنین ایران» منتظرِ مادر جنگها باشند.
جنگی که پس از به توبره کشیدن داراییهای ایران (اموال غارت شده که در بانکهای سوئیس خوابیده اند) و بکار بستنِ تحریمهای بسیار سنگین و به پیسی انداختن اوباشان حاکم بر ایران؛ آغاز خواهد شد.
این رژیم سقوط خواهد کرد؛ چه به دست «جنبشِ دل به دریا زدگان» و یا به دست دیگران. لذا اگر به دست «جنبشِ دل به دریا زدگان» سرنگون شود؛ بسیار بهتر از آن است که پس از جنگهای ویرانگر و تحریمهای کمر شکن به ویرانه ای غیر قابل بازسازی تبدیل گردد.
به بی شرفهای «اصلاح طلب» هشدار میدهم که خودشان را به خريت نزنند. آمریکای ترامپ به دنبال «امام دائم المریض» نیست.
بلکه به دنبال خرد کردن این رژیم است.
نیازی به بهانه هم ندارد. زیرا هزاران بهانه دارد.
کژدم