۱۳۹۴ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

فرار کن خرگوش.... فرار کن.....

Run ... Rabbit  ... Run

اصطلاح مشهوری که  «شکارچیان خرگوش بخت برگشته» بکار میبرند .... تا کجا میخواهی فرار کنی؟ تا جایی که از خستگی؛ پیش از کشته شدن به دست شکارچی؛ سکته کنی و بمیری؟ .... و ... یا اینکه شکارچی از سوراخ بیرونت کشد؟... و .... یا با یک گلوله به زندگیت خاتمه دهد؟... کدام یک؟
گویا «خطوط قرمز» رژیم ننگین «انگلهای صفوی» برای حفظ آبروی نداشتهٔ «انگل فرزانه» در مذاکرات ۱+۵ به شدت لگدمال شده اند و «انگل فرزانه» از اینکه در برابر دوربینهای CNN و Fox News و ... کونش بگذارند.... ناراحت شده و گفته است که «طبق آنچه که بوسیلهٔ سلطان قابوس» به توافق رسیده است... چنین قراری نبوده است و خطوط قرمز (پنهان کردن کون دادن رهبر فرزانه در ملاء عام  در جلو دوربینها) رعایت نشده است و عطای «جشن دروغین پیروزی هسته ای» را به لقایش بخشیده است.... و گرنه ... کدامین «اسرار نظامی و اتمی»؟ .... آنهم در برابر خدایان «صنایع موشکی و اتمی»؟!!!! ...  مگر اسرار موشکهایی با قابلیت حمل کلاهک هسته ای (مخالف با فتوای کونی فرزانه) ....

دیگر راهی برای فرار نمانده .... و تنها دو انتخاب در پیشِ روی خرگوش فراری باقی مانده است:
۱- اکنون در جلو دوربینها با بی آبرویی بمیرد.
۲- سیاست All Out در پیش بگیرد.
امّا سخنان  «امیر عبداللهیان» و فراخواندن همهٔ احزاب یمن برای نشستن در پشت میز مذاکرات (اینجا)؛ نشان از تسلیم رژیم کثیف صفوی در برابر «وهابی ها» دارد.
دهانهای «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» و «العامری» نیز که چند روز پیش گاییده شد و از ماجرای تکریت به مستراح تاریخ «نفوذ انگل فرزانه در عراق» ریخته شده اند و ارتش عراق و حیدر العبادی با «کیر ائتلاف» به حجلهٔ دامادی تکریت رفتند. (اینجا).
حال کدام مادرقحبهٔ «شلغم نیوزی» و «تشتک نیوزی» میتواند عربده بکشد؟....
امّا این احمقها همچنان فکر میکنند و همچنان در این نوع از تفکّر احمانه خواهند ماند که این حرکتها «عقب نشینی تاکتیکی» برای پیروزیهای فردا هستند....
باید به عرض این «احمقهای مادرزاد و ژنتیکی» برسانم که؛ همانگونه که گفته ام؛ «گُه خوری بسیار بزرگتری» در سوریه و لبنان در انتظار آنهااست و «تجدید قوا»یی در کار نیست... بلکه هر روزه شکستی بزرگتر و تحقیر آمیزتر از روز پیش؛ در مقابل آنها است.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۱۰, دوشنبه

حملهٔ زمینی عربستان سعودی به یمن قریب الوقوع است

با توجه به سخنان اخیر ملک سلمان (سلطان عربستان)  و دعوت احزاب و گروههای یمنی برای بازگشت به سر میز مذاکرات و تقبیح حرکت حوثی ها و خلع سلاح عمومی (اینجا) که از یک طرف ظاهراً دعوت به آرامش و رسیدن به تفاهم مأهی است؛ از طرف دیگر میخواهد «زیدیهای قبیلهٔ حوثی» را به حاشیه براند؛ زیرا میداند که «حوثیها» مانند سایر زیدی مسلکها نیستند و پیوندهای عمیقی با رژیم انگلهای حاکم بر ایران دارند. لذا یکی از لایه های سخنان ملک سلمان «تار و مار حوثیها» است.
از طرف دیگر سخنان ملک سلمان را به تعبیری دیگر باید یک اولتیماتوم به حساب آورد که در پی تشدید حملات هوایی به زودی عملیات زمینی را نیز به دنبال خواهد داشت. در این سخنان از علی عبد الله صالح نیز بدون آنکه نامی از او برده شود؛ دعوت به انشعاب از حوثیها شده است. زیرا برخلاف تصوری که با تکرار نام «حوثیها» در ذهن «خبرخوانهای ایرانی» بوجود آمده است؛ این «حوثیها» نیستند که در نبردهای اخیر نیروی برتر  به حساب می آمدند؛ بلکه نیروهای «علی عبدالله صالح» هستند که نیروهای موثر در ماجراهای چند ماه اخیر در یمن بوده اند. و «شلغم نیوزها» برای گنده گویی در رابطه با پیروزیهای «حوثی ها» به طور عمدی نام نیروهای وفادار به «علی عبدالله صالح» (گارد ریاست جمهوری و نیروهای ارتش یمن) را از قلم می اندازند.
البته عربستان سعودی هم بدش نمی آید که همهٔ طبلها به نام «حوثیها» نواخته شوند؛ زیرا هر چقدر دشمن را بزرگنمایی کنی و خطرناک جلوه دهی (همان کاری که شلغم نیوزها طبق عادت انجام میدهند)؛ راحت تر میتوانی مشروعیت قلع و قمع آنها را بدست آوری.
یکی دیگر از لایه های سخنان سلطان عربستان؛ این است که «حوثیها» را منزوی و توسط نیروهای مخالف حوثیها و دوستان فعلی حوثیها که دعوت به جدا شدن از محوثیها» شده اند؛ قلع و قمع کند و اگر نشد؛ حملهٔ زمینی  به «یمن» بزودی در دستور روز قرار خواهد گرفت.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۹, یکشنبه

جشنهای دروغین پیروزی هسته ای رژیم اسلامی و جشن واقعی ۱+۵

صلح همیشه بر دو نوع بوده است؛ «صلح پیروزمندان» و «صلح شکست خوردگان». نتیجهٔ مذاکرات هسته ای (نبرد دیپلماتیک) نیز در حال رسیدن به یک «صلح شکننده» است و تا زمانی که به یک «صلح پایدار» نرسد؛ امکان بازگشت آن و ایجاد «شرایطی بسیار بدتر» برای طرف «ضعیف  و خوار شده» بسیار بالاست.
آنچه که از طرف رژیم صفوی مسلک؛ در چند روز آینده به نام «پیروزی هسته ای» جشن گرفته خواهد شد؛ همان چیزی است که نتیجهٔ آن بارها از طرف «دلواپسان» (اوباشان سپاه پاچاهارداران) با عنوان «تکنولوژی هسته ای دکوری» یاد شده است و زمانی که «الدنگ فرزانه» بارها گفت که «غربیها میخواهند ملّت ایران را تحقیر کنند»؛ منظورش «شخص خودش» بود و گرنه «ملّت ایران» با «جذام اسلام و صفوی گری»؛ ۳۷ سال است که نه تنها  از طرف «انگلهای حاکم شیعی»؛ تحقیر شده اند؛ بلکه زخمهای این «جذام» هرگز التیام نخواهد یافت؛ زیرا «آنچه که از دست برَوَد» هرگز به دست باز نمی آید و «جبران کردن» تنها یک «دروغ دلخوش کُنَک» است و «دوباره بدست آوردن» خود داستان و نبرد دیگریست.
«روسپی پیر فرزانه» ۲ بار ایران را تا آستانهٔ جنگ و نابودی کشانید و سپس به «گُه خوردن» افتاد؛ بار نخست که «پروژهٔ خاتمی» را کوک کردند و از لبهٔ پرتگاه باز گشتند و بار دوّم نیز «پروژهٔ امام حسن» را در بوق و کرنا کردند و اکنون میخواهند «بازگشت از لبهٔ پرتگاه» را جشن بگیرند و به ضرب و زور تبلیغات و ساده لوحی مردم؛ حتماً «خامنه ای الدنگ» برای بار دوّم به مردی تبدیل خواهد شد که ایران را ۲ بار از لبهٔ پرتگاه «نجات» داده است و هرگز نخواهند گفت که «کدام مادر قحبه ای» ایران را ۲ بار به لبهٔ پرتگاه برد؟ هرچند که میخواهند بگویند که «همه اش تقصیر احمدی نژاد بود»؛ ولی احمدی نژاد کسی بود که نظراتش به «انگل فرزانه» از همه نزدیکتر بود و به قول احمدی نژاد «در خلوت با هم مینشستند و به تحلیلها می خندیدند». نتیجهٔ آن خنده ها ... «گُه خوری» امروز آنهاست.
شادی «شکست خوردگان» تنها به خاطر «کم شدن دردها» است و با شادی ۱+۵ زمین تا آسمان فرق دارد. امّا «انگل فرزانه» تمامی بوق و کرناها را برای براه انداختن «عربده های پیروزی» بکار خواهد بست.
امّا پرسش این است که آیا دردها به این زودی التیام خواهند یافت؟ یا اینکه دندانهای زیادی برای پولهای بلوکه شدهٔ نفت تیز شده است؟ و این پولها نیز دوباره توسط «رانت خواران» و «غارتگران» بلعیده خواهد شد؟ با توجه به طبیعت «جذام» میتوان حدس زد که چه ها در پیش هستند. «جذام» قابل اصلاح نیست و تا ریشه کن نشود؛ همه روزه قربانی خواهد گرفت.
پیشبینی من در بارهٔ نتیجهٔ نهایی مذاکرات این است که چنان شرایطی برای «رژیم انگلهای صفوی» خواهند گذاشت که امکان بازگشت به «آزمایش ماشهٔ اتمی» وجود نخواهد داشت و اگر چنین شد و باز هم  «رژیم انگلها» پس از جمع کردن مقداری طلا و دلار؛ فیلشان یاد هندوستان کند؛ دیگر تحریمی در کار نخواهد بود و کار به صورت بسیار سریع به رویارویی نظامی خواهد کشید. همچنین چنان شرایط دشواری برای تحقیقات اتمی و یا غنی سازی و سیستم بازرسیها بوجود خواهند آورد که پس از چند سال؛ اگر رژیم اسلامی همچنان پابرجا مانده باشد؛ به صورت داوطلبانه و آرام آرام؛ خودشان بساط «اتمی» را جمع خواهند نمود.
من به هیچ وجه به داد و بیدادهای آقای ناتانیاهو؛ باور ندارم. امّا پیشبینی من این است که ماجرای فشارها از طرق دیگری ادامه خواهند یافت.

سیاستهای «انگل فرزانه» در سوریه و عراق بدانجا رسید که «داعش» ظهور کرد و آنچه را که «انگل فرزانه» و «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» پیروزی و فتوحات قلمداد میکردند؛ را در طول یک ماه به خفّت و خواری آنان تبدیل نمود.
درنبرد اخیر تکریت نیز نه ارتش عراق و نه شبه نظامیان «عصائب الحق» و نه «سپاه بدر» نتوانستند؛ تنبانشان را به پایشان نگه دارند و به شدّت نیازمند «پشتیبانی هوایی» «شیطان بزرگ» شدند؛ امّا با آشکار شدن «نیّت کثیف»«حاجی بادمجان میرزا قاسمی» (کشتار روستائیان و آتش زدن خانه هاو غارت اموالشان به دستور انگل کبیر)؛ هیچ پشتیبانی از آن عملیات نشد و تنها به شرط خروج «حاجی بادمجان» و اوباشان صفوی مسلک که البته عده ای از آنها از پاکستان و هزاره های افغانستان به مزدوری آورده شده و به «حشد الشعبی» عراق شهرت یافتند؛ ائتلاف ضد داعش حاضر به پشتیبانی هوایی شد. امّا با ماجرای یمن؛ چنین به نظر می آید که آن پشتیبانی هوایی هم دیگر ادامه نیافت و عربده کشهای صفوی مسلک؛ در حاشیهٔ تکریت یخ زده اند.
 فشارهایی که سپاه پاچاهاردارن به مزدوران «حوثی» برای پیشروی به طرف عدن و بدست گرفتن «کنترل باب المندب» آوردند؛ و پس از تثبیت «حوثیها» در «صنعا» اقدام به گشودن خط مستقیم پرواز از ایران به یمن را رقم زدند؛ تا به خیال خام خود به نام کمکهای انسان دوستانه «تسلیحات» به حوثی ها تزریق کنند؛ امّا دیدیم که «اولین پرواز مستقیم؛ تبدیل به آخرین پرواز» شد.
همانگونه که در نوشتهٔ پیشین گفتم؛ «ارتش مشترک» اتحادیهٔ عرب شکل گرفت که البته هنوز در آغاز راه است و گسترهٔ آن از محدودهٔ عربی؛ بسیار فراتر خواهد رفت و در آینده شاید «اندونزی» را هم به خود جلب کند و در شرایط کنونی «پاکستان جلب شده است» و «ترکیه در حال چشمک زدن و سهم خواهی» است.
«ائتلاف عربی به رهبری عربستان سعودی» اکنون در حال بمباران تمامی زیرساختهای نظامی «حوثیها» و شکستن ستون فقرات «علی عبدالله صالح» است. در همین ۴ روز؛ پیشرفتهای برق آسای حوثیها قطع شده و نیروهایشان زمینگیر شده اند. پس از مدتی «عقب نشینیها» و انشعابها آغاز خواهد شد و برای تکمیل داستان؛ نیروی زمینی ائتلاف به رهبری عربستان وارد یمن خواهد شد؛ تا باقیماندهٔ کارها را مرتب کند.
در آن روزها خواهیم دید که باز هم «جشنهای صلح» در هر دو طرف برگزار خواهد شد. «حوثیها» به خاطر حماقت و پذیرش مزدوری خامنه ای؛ «صلح شکست خوردگان و تحقیر شدگان» را جشن خواهند گرفت و «ائتلاف عربی» نیز «صلح پیروزمندان» را.
امّا در میانهٔ ماجرای یمن؛ حزب الله لبنان و حکومت اسد؛ دو شهر بسیار مهم را نیز از دست داده اند که اینبار بازپس گیری آنها نیز به همین سادگی نخواهد بود و به داستان «تکریت» تبدیل خواهد شد.

کژدم


۱۳۹۴ فروردین ۸, شنبه

مذاکرات هسته ای؛ ارزش خود را باخته است

پیامی که وزیر اطلاعات اسبق حکومت آل سعود (ترکی الفیصل) در رابطه با مذاکرات هسته ای داد و آنچه که در یمن میگذرد؛ همان انحنایی است که میتوانست؛ همهٔ مذاکرات هسته ای با هر نتیجه ای را به یک کیسه زبالهٔ پر از آشغال تبدیل کند؛ و این «زباله سازی» به وقوع پیوست.
آنهایی که به «نتیجهٔ مذاکرات هسته ای» دل بسته اند؛ اکنون  باید مانند خزندگان؛ با پاهایی کوتاه؛ روی شکمشان راه بروند. زیرا آن «انحنا» شکل گرفته است و مذاکرات هسته ای تبدیل به «بُنجل» شده است.

خوانندگان گرامی

از امروز به بعد؛ مذاکرات هسته ای و نتایج احتمالی آنرا به «مستراح تفکّر شبه سیاسی» بسپارید؛ زیرا ارزشی بیشتر از آن ندارند.
همانگونه که بارها گفته ام؛ من (کژدم) ؛ دانش آموز «آیین شمنی» هستم. طبیعت کار «شمن» و یا «دانش آموز آیین شمنی»؛ کشف آن واقعیتهایی است که توسط «مردم عادی» (دیگران = اغیار) دیده نمیشوند.
اهدافی که مذاکرات هسته ای «امام حسن بنفشی» در پی آن بود؛ با ماجراهای «یمن» به «گا» رفت ..... همانگونه که «فتح تکریت» توسط «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی و گاینده های عراقی خواهرانش» به «گا» رفته است. (کژدم بی تربیت نیست؛ بلکه فاش گو است).
از امروز به بعد تحلیلهای نظامی «حسین آرین» را در حد « کاغذ مستراح» بدانید؛ زیرا اگر شما نیز ویدیوهای تبلیغاتی تسلیحات نظامی  منتشر شده در «یوتیوب» را تماشا کنید؛ به کارشناسی بسیار برجسته تر از «حسین آرین» تبدیل خواهید شد. این مردک «جیره و مواجب بگیر» چیزی بیشتر از یک تماشاچی «یوتیوب» نیست و رادیو فردا میخواهد او را به عنوان «کارشناس نظامی ساکن اسکاتلند» به کون «ندید بَدیدها» فرو کند. ولی گزارشهای نظامی «دکتر حسن هاشمیان» را با دقت فراوان بخوانید. (دقّت یعنی: مطالعه و استخراج نکات برجسته).

داستان «یمن» آغازی بر پایان حاکمیت کثیف «صفویهای نوین» بر ایران است که با فروپاشی کامل «هلال شیعی» توسط «اتحادیهٔ کشورهای سنّی مذهب» کلید خورد.
حرکتی که از «یمن» آغاز شده است؛ همهٔ بافته ها و دروغها و «گنده گوزیها»ی سپاه پاچاهاردارن را به روی آب خواهد ریخت و شما این کثافتهای شناور بر سطح لجنزار «جنگ شیعه و سنّی» که توسط صفویهای روسپی زاده به راه افتاده است را شاهد خواهید بود. (به سخنان بهنود کونی دل نسپارید؛ او حرفهایش را با نخستین طلیعه های شکست «انگل فرزانه» تغییر خواهد داد. امّا هرگز فراموش و هرگز بخشیده نخواهد شد. دهان این بیشرفها فقط با «سُرب» بسته میشود).

ارتش کشورهای متحد «سنّی مسلک» که با نام دروغین «ارتش کشورهای متحد عربی» در حال شکل گرفتن است و طلایه های ظهور آنرا در «یمن» میبینید؛ پایانی بر داستان «مذاکرات قلّابی هسته ای» و «هلال شیعی» بود.
در روزهای اخیر اتفاقاتی افتاده است که باید آنها را مرور نمود؛ تا تصویر بهتری از آنچه که در حال ظهور است بدست آورد:

۱- «انگل حکیم» و «انگل مقتدا صدر» به پابوس سلطان اردن مشرف شدند. (حجّ اکبرشان قبول درگاه «الله» باد).
۲- سلطان اردن اعلام نمود که حاضر است ارتش عراق و عشایر سنّی مسلک عراق را آموزش داده و آنها را مسلّح کند (به احتمال قوی با هزینهٔ عربستان سعودی و اقمارش).
۳- شیطان بزرگ و عربستان سعودی به شرطی که اوباشان «عصایب الحق» و «بدر» و دار و دسته های مشابه (دار و دسته های زیر ماتحت خامنه ای فرزانه) در حمله به تکریت؛ نقش «ثانوی» داشته باشند؛ حاضر شدند  که از ارتش عراق در حمله به تکریت پشتیبانی هوایی کنند. (یعنی اینکه حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی و «الدنگ فرزانه» ... گوزیدند و رفتند .....).
۴- اکثریت شیعیان عراق دیگر نمیخواهند بخشی از «هلال شیعی» باشند و فدای گنده گدزیهای «روسپی پیر فرزانه» شوند.
۵- بشار اسد نیز که قبل از حملهٔ نظامی عربستان و شرکایش به «یمن» مذاکره با آمریکا را رد فرموده بود؛ اکنون حاضر به مذاکره شده است. (متاسفانه خیلی دیر گوزیده و با صدای گوز دیر هنگامش  بیدار شده است).
۶- مصر نه تنها «باب المندب» را تسخیر نموده و پیت حلبیهای شناور رژیم صفوی مسلک را فراری داده است؛ بلکه در فکر پیاده کردن نیروی زمینی در «یمن» است.
۷- ترکهای عثمانی نیز به «الدنگ فرزانه» گفته اند: خفه شو. ترکهای عثمانی اکنون میتوانند نیروهای داعش را به استان آذربایجان غربی تزریق کنند.
۸- «کثافتستان» نیز به این «اتحادیّهٔ عربی؟؟؟؟؟؟؟ = اتحادیهٔ سنّی مذهبان» پیوسته و «بمبهای اتمی اسلامی» را پشتوانهٔ استراتژیک «اتحادیّهٔ سنی مسلکان» قرار داده است و مرزهای شرقی ایران به شدّت در خطر «هدایت نیروهای اوباشان داعشی» قرار گرفته است که ماههاست در حال سربازگیری  و آموزش و سازماندهی در پاکستان و افغانستان هستند.

بنا بر این:

مذاکرات اتمی نیز به قول «فیصل الترکی»؛ نتیجه اش هرچه که باشد (حتی ۱۹۰ هزار سو»..... گوزید و رفت....

به «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» بگویید تا برود «کیر سلطان بندر» را محکم لیس بزند ..... تا شاید مثل «قُلنجون» و «سُلنجون» .... افاقه کند.

راستی این بچّه کونی هایی که از «عارف بزرگ» و «سردار صلح» و «سورِنای شیعه مسلک» و « تنها افتخار ایرانیان» سخن میگفتند .... کجا خزیده اند.....
من میدانم.... به سوراخ مادرشان..

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۷, جمعه

نیروی دریایی ارتش مصر باب المندب را به تصرف کامل خود در آورد

همانگونه که گفته بودم؛ «دیگ آش بزرگی» برای «انگل فرزانه» و «حاجی بادمجان  گروهبان میرزا قاسمی» در «یَمَن» بار گذاشته اند. گروهبانهای سپاه چلغوز قدس میتوانند از دور تماشا کنند و عربده های انقلابی کشیده و مانورهای نظامی «پیامبر اعظم» اجرا کرده  و یا «حزبلبلی» ها را به سواحل ایرانی خلیج فارس بفرستند تا کفن بپوشند و مانند «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» سلیمانی «یِزلِه» برقصند.
 این وبلاگ به طور کامل در درون میهن به صورت چند لایه فیلتر شده است؛ زیرا تمامی تلاش من ؛ رونمایی از ذلّت و بدبختی «قهرمانان قلّابی و بادکنکی رژیم» است. (مطالب را باز نشر کنید).
آسمان یمن «پرواز ممنوع» و آبراه «باب المندب» منطقهٔ «کشتی رانی ممنوع» اعلام شده است و «پیت حلبی های شناور رژیم پوشالی صفوی» از منطقه فرار کرده اند؛ تا خدای نکرده به غضب نیروی دریایی مصر دچار نشوند.
اردوغان عثمانی پس از گاییدنهای چندین میلیاردی «روسپی فرزانه» .... اکنون به او نهیب میزند ....
نهیب زدن به یک «روسپی پیر» که کاری ندارد ..... دارد؟؟
جواد ظریف «زبان گُنده» نیز جیغ و ویغ «فاطمه فَدَکی» راه انداخته است؛ ولی نیک میداند که همه چیز «مالاسیده» است.
«روسپی پیر فرزانه» نیز خفه شده است و زبانش را به «جای ساکتش» فرو فرموده و صدایش در نمی آید و «فتوا دانش» پلاسیده است. 
هنوز هم که هنوز است؛ درکی از این موج ندارند؛ زیرا فکر میکردند که «عربها» جرأت کاری را ندارند ....
امّا حالا باید به خود بیایند و بدانند که این موج به سوریه نیز خواهد رسید. هنوز صدایی از «نواز شریف» شنیده نشده است ... امّا در زمان لازم صدای او هم به گوش «روسپی فرزانه» خواهد رسید ....
راستی از این «سیّد رضا دیبا» چه خبر؟....
پرونده های «دادگاه لاهه» اش چه شدند؟ .... مگر حد اقل به اندازهٔ «کژدم» یک «شهروند» نیست؟ نکند او هم زبانش به همانجایی که زبان «روسپی فرزانه» فرو رفته است.... فرو رفته است؟
زبانش به «سر بی مغزش» بخورد... خودش در کدامین «سوراخ مهدوی» فرو رفته و قایم شده است؟....
راستی از «آیةالله بروجردی فندق شکن» سید رضا دیبا و «بخشی از جنبش سبز» که به او پیوسته اند چه خبر؟... چرا دیگر بیانیه های «ای وای مرا کشتند....» صادر نمیکنند؟

کژدم



۱۳۹۴ فروردین ۶, پنجشنبه

حملهٔ نظامی عربستان به یمن

خوانندگان گرامی!!!
همانگونه که وعده داده بودم؛ تحلیل این نبرد را آغاز میکنم:
در یکی از نوشته های متعلق به هفته های قبل؛ گفته بودم که فرمانده نیروی دریایی «مصر» به «حوثی ها» (در واقع به الدنگ فرزانه) در رابطه با جنوب یمن و «باب المندب» هشدار و اولتیماتوم  داده است. این سخن را حتّی «خرها» شنیدند ..... امّا «الاغ فرزانه» ... نشنید. «نمیدانم کَر است ؟ ... یا مُرده است»؟؟؟؟؟ .... از الاغهای دیگر بپرسید ...
شنیده ام که «داشتن سرطان پروستات» را دلیلی بر «زنده بودن» او میدانند یعنی چون بیماری پروستات دارد پس حتماً زنده است .... (فلسفهٔ دکارت؛ به بیان علم کلام = پروستات دارم .... پس هستم).... زیرا «مردگان» نه سرطان دارند و نه چپق میکشند و نه تار میزنند و نه در «حمام های مردانه» در دوران «کودکی» .... «کیسه» میکشند و هر گز نمیگویند که در زمان «بهانهٔ کیسه کشیدن» چه بر سرشان آمده است؟..... حالت خوبه؟ ای رهبر فرزانهٔ کیسه کش؟  (پاسخ این پرسش اینجا). و یا (اینجا). (اینجا)
 قصهّ های دیگر روضه خوانی این انگل صفوی افغانی را ول کنید که این امر «هنر همگانی شارلاتانهای صفوی (انگلهای صفوی)» است.

بگذریم.....

همهٔ «آب پاش نیوزیها»؛ «تشتک نیوزیها»؛ «شلغم نیوزیها» و .... از «فتح باب المندب» سخن میگفتند؛ که اگر بشود ... چه میشود؟ (مثل آن اصفهانی شیعه مسلک ۳رگهٔ «افغانی-مغولی-صفوی» که یک کاسه ماست در دست گرفته بود و میخواست با ریختن آن در «زاینده رود» ... «دوغ» درست کند و یکریز میگفت: «نیم میشه ... ولی اگه بشه چی میشه ... وا....» .......

اکنون خبرهای «دستچین شده» را  حتماً خوانده اید و ذهنتان همچنان آشفتهٔ این پرسش است که «یعنی چه؟» ... شاید هم پاسخهای از پیش تعیین شده ای برای پرسشی که اکنون در برابر شماست؛ داشته باشید. اما اندکی صبر و سکوت و گوش سپردن به «پاسخی از نوعی دیگر» (پاسخی کژدمی) ... شاید ضروری باشد.

پاسخ این است:

۱- باب المندب برای ۳ کشور بسیار مهم و از نظر اقتصادی- نظامی- سیاسی ارزش  «استراتژیک» دارد. عربستان سعودی؛ اسرائیل و مصر این ۳ کشورهای مهم هستند.
۲- همه میدانند که سپاه قدس در آن طرف باب المندب؛ جزیره ای را از «اریتره» کرایه کرده است که هم «پایگاه آموزشی» در آن دارد و هم مرکزی برای «تولید مواد مخدّر صنعتی» (مانند آمفتامین= شیشه) است. (هزینهٔ بودجه های برون مرزی شریعت صفوی).
۳- کدام یک از کشورهای نامبرده شده «مغز خر» خورده اند که بگذارند؛ عدّه ای «کشک به دهان» حوثی؛ بیایند و بازی را به هم بزنند و باب المندب را ببندند و «باج خواهی» کنند؟
تنها یک کس میتواند اینچنین احمق باشد و آن شخص کسی نیست؛ مگر «الاغ فرزانه» و «به تبع افکار مالیخولیایی او... چند شپشوی «تشتک نیوزی متعفّن» ...؟

آنچه که اتفاق افتاده است:

۱- یمن منطقهٔ پرواز ممنوع  اعلام شده است. یعنی «ماهان ایر» و «گایان ایر» و «خامنه ای ایر» و هیچ مادر جندهٔ دیگری نمیتواند آنجا پرواز کند.
۲- عربستان و مصر و در «نهانخانهٔ مگو»؛ اسرائیل به خامنه ای «کیسه کش» میگویند: اگه مردی بیا بیرون....
۳- عربستان سعودی و مصر چنان حملهٔ وسیع زمینی را در یمن آغاز خواهند نمود که «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» خواهر دیگرش را به «ملک سلمان» هدیه کند  ... و نه به رهبر «اوباشان حوثی».
۴- زمانیکه «الاغ فرزانه» در این خیال است که «در حال رسیدن به توافق و تفاهم» هستیم... پس بگذار کاری کنیم که با «تهدید باب المندب» قیمت نفت را بالا ببریم .... و چنین با عجله به حوثیها فشار می آورد که «زود باشید و باب المندب را بگیرید».... هرگز نمیفهمد که «فتح باب المندبی در کار نیست» ... بلکه ... هر چه که هست ..... یک تارعنکبوت زهر آگین برای شکار «الدنگ فرزانه» و «کس کشهای رانت خوار سپاه قدس» است ..............
حال وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه و ... سایر «اوباشان رانت خوار» بروند و «روسپی زاده بهنود» و «روسپی جدّه سیّدِ دلقک نبوی» و امثالهم را استخدام کنند ... تا برایشان «اسطوره ای از گروهبان  حاجی بادمجان»بسازند....
زمین داغ و خونین آوردگاه «قهرمانان قلاّبی» را بهتر می بلعد....

دهها بار گفتم که: هر روز شعبده ای تازه؛ از آستین و کلاه  شعبده بازان بیرون خواهد آمد.... دهها بار گفتم که این «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» حتی یک تار موی پشم خایهٔ «ژنرال پترئوس» هم نیست.... دهها بار گفتم که «مسیر شکست استراتژیک»ّ را که «صفوی مسلکهای روسپی زاده» در آن در غلتیده اند ؛ فراموش نکنید و در تمامی تحلیلهای کاربردی و «آینده بینی هاتان» به کار ببندید ....
نکردید؟
گفتید که  این «کژدم احمق یک لاقبا» چکاره است؟
حال ببینید که تا دسته در ما تحت مبارکتان فرو رفته است؟ یا نه؟.....

کژدم  «یک لا قبا و تنها» که در نقش «ظهور در قامت حکومتی» آن هم یک تنه و تنها ظهور کرده است.

خبر تکمیلی

نیروی دریایی مصر «باب المندب» را به طور کامل تسخیر کرده است.

نتیجه:

پیت حلبی های شناور «انگل فرزانه» بهتر است که در باب المندب «فاطمهٔ زهرا» و یا «زینب کبری» لنگر بیندازند و ماجرای «دزدان دریایی نفتکش ایرانی» را به مهدی موعود بسپارند.

مواضع حوثی ها در «صنعا» در هم کوبیده شد

نیروی هوایی ارتش عربستان سعودی تمامی مواضع پدافند هوایی و پایگاه مهم نظامی «الدیلمی» حوثیها در «صنعا» را در هم کوبید.
«تحلیل حوادث» پس از ۱۰ ساعت دیگر  منتشر خواهد شد.
فرمان نبرد برعلیه حوثیها توسط  ملک سلمان (سلطان عربستان) صادر شده است

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۵, چهارشنبه

«حاجی بادمجان میرزاقاسمی» گوزید و رفت ....

قابل توجّه «تَشتَک نیوز» ها؛ «پشمک نیوز»ها؛ «شلغم نیوزها»

با ورود عربستان و شیطان بزرگ به «نبرد تکریت»؛ همهٔ آن داستان سراییها و افسانه پردازیها در بارهٔ «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» سلیمانی به فاضلاب فراموشی و این مردَکِ کثیف و احمق؛ به زباله دان سپرده شد. همان جایی که هم «روسپی فرزانه» اش و هم تار وپود «اعتقادات کثیفش» و هم خودش شایستهٔ آن هستند.
روسپی زاده مسعود بهنود؛ روسپی زادگان جبههٔ ملّی و نهضت آزادی که در میان خایه های کاشانی و خمینی آویزانند و سایر «نان به نرخ روز خورها» که در این تلاش «شلغم نیوزی» برای دمیدن در بادکنکی به نام «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» شرکت داشته و خاک بر چشم «میهن پرستان واقعی» میپاشیدند؛ نیز به همان مستراح خواهند رفت که «سردار قلّابی شان» رفت.
مثل آذری زیبایی هست که میگوید:

آغ گوئتونن؛ قره گوت ... سودان گئچنده معلوم ائلر....

هوی ....حاجی بادمجان..... !!!!
در عراق بیش از ۷۰۰۰ نفر را به «گا» دادی و «انگل سیستانی» نیز به هیکلت رید....
حالا بدو برو «یمن» ..... برای پیروزیهای بیشتر بهتره همونطور که یکی از خواهرهاتو به «مغنیه» هدیه کردی .... یکی دیگرشون را هم وَردار و با خودت  ببر به رهبر «اوباشان حوثی» هدیه کن ..... شاید «افاقه» بکنه.

در یمن «دیگ آش بزرگی» برایت بار گذاشته اند .....

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۴, سه‌شنبه

سخنی کوتاه با پیشمرگان کردستان ترکیه

دلاوران سرزمین ماد؛ درود و بهترین آرزوهای نوروزانهٔ مرا بپذیرید.
کاک عبدالله اوجالان بیش از یک دهه است که به عنوان یک «گروگان» در دست ترکهای عثمانی؛ در بند است.
کاک عبدالله اوجالان؛ خدمات شگرفی به جنبش فراگیر و حق طلبانهٔ «سرزمینهای تکه پاره شدهٔ ماد» ارائه نموده است که در نوع خود بی نظیر هستند.
فرزندان دلیر سرزمین ماد ....
کاک عبدالله اوجالان را به خاطر نظریه های جدید ایشان؛ هرگز بی اعتبار نکنید؛ و احترام و حرمت او را تا پای جان نگه دارید.
امّا زمانی که به نظریات جدید ایشان میرسید؛ درنگ کنید ... از ایشان «پوزش» خواسته و نظریات ایشان را نپذیرید. زیرا «کاک عبدالله اوجالان» در «زندان» اسیر است و اندیشه های ایشان نیز به نوعی «اسیر» هستند.
سلاحتان را بر زمین نگذارید و بدانید که «ترکهای عثمانی» از شیرخوارگان تا پیرمردان و پیر زنانشان؛ تشنهٔ خون آریایی تباران هستند. به کشتار میلیونی «ارمنی ها» بیندیشید؛ امروز تنها «یک روز» است ... ولی «فرداها» بسیارند و بی انتها.... فریب شرایط کنونی را نخورید. به تاریخ مبارزات ملّتها مراجعه کنید و به تاریخ پر شکوه «قوم ماد» که صدها سال برای «رها شدن» جنگیدند.... و اگر نمی جنگیدند ... نه دیااُکویی و نه فروهرتیشی در کار بود ..... فریب بازیهای «کمپانیهای اروپایی و آمریکایی»  که از دهان «سیاستمدارانشان» بیرون می آید را نخورید ....
به «اوکرائین» نگاهی بیندازید که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پوشالی؛ سلاحهای استراتژیکشان را با وعده و وعیدهای بین المللی؛ از آنها گرفتند و با ظهور مردک احمق و دیوانه ای مانند «پوتین»؛ و «قرشمال بازیهای غرب»؛ سرنوشت اوکرائین در پس پردهٔ ابهام قرار گرفته است.
به هیچ عنوان  با تولید «امید های واهی» و یا  وعده و وعیدهایی مانند: «بُزَک نمیر بهار میاد .... اردوغان با کمبزه و خیار میاد» سلاح هایتان را زمین نگذارید.
هرگز .... هرگز.... هرگز....
کاک عبدالله اوجالان را مانند یک «سردار بزرگ بازنشسته» گرامی بدارید ...
و به مبارزات مسلحانه و حق طلبانهٔ کردستان ترکیه ادامه دهید.
همیشه پیروز
همیشه سرفراز
همیشه پایدار باشید؛ تا «دیا اوکو»یی و «فروهرتیش» و «کوروش» دیگری پدیدار شود.
زندگی یعنی مرگ... زندگی یعنی نبرد ...
من به عنوان یک «پیشمرگ پیر و بازنشسته»؛ هرگز ندیدم که پیشمرگی برای «سختی های راه» گلایه کرده باشد.
گلایه ها همیشه از «نا کار آمدی رهبران» بود.
X BOX  و Play Station  زندگی نیستند... بلکه «مرگ» و «ایزوله شدن» در یک اتاق تاریک .... برای «هیچ » هستند.
اگر نجنگید... به اتاقهای تاریک و روزمرّگی XBOX و Play Station راه خواهید برد و دشمنان مسلح شما؛ شیرهٔ زندگیتان را خواهند نوشید.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۳, دوشنبه

رژیم کثیف شیعی در موقعیت All Out قرار گرفته است

با انتشار خبر حضور ۳۰ هزار نفر از نظامیان و بسیجیهای رژیم کثیف شیعی حاکم بر ایران در عراق؛ «روند هزینه کردنها» ی رژیم؛ وارد  فاز جدیدی شده است که آغاز فاز All Out  است. این روند با هزینه کردن بخشی از حزب الله لبنان آغاز و سپس با گسیل مزدوران عراقی و پاکستانی و افغانی (۵۰۰ دلار هفتگی و یا ۷۰۰ دلار روزانه)؛ ادامه یافت. اگر امروز ۳۰ هزار نفر از مزدوران رانت خوار و ساندیسی به عراق گسیل شده اند؛ نه نشانهٔ اقتدار؛ بلکه نشانهٔ فروپاشی «استراتژیهای منطقه ای رژیم» میباشد.
فاز جدید؛  نشانگر «عدم کارایی مزدوران دلاری» و به میدان کشیده شدن مزدوران داخلی رژیم کثیف صفوی (حزبلبلی ها) میباشد.
هر اندازه که این بی شرفها به عراق و سوریه و یمن گسیل شوند؛ فضا برای نیروهای کاویانی؛ برای سرنگونی رژیم آماده تر می گردد.
«گروهبان جعفری» فرمانده کل سپاه پاچاهارداران؛ گفته بود که تنها نیروهای معدودی به سوریه میروند. این احمق فکر میکرد که با این سخن میتواند مبارزان را فریب دهد و وانمود کند که نیروهای سرکوب در درون میهن همچنان باقی هستند. امّا  با انتشار این اخبار (اینجا) میبینیم که رژیم انگلهای صفوی؛ نه در حالت تهاجمی؛ بلکه در حالت «تدافعی مذبوحانه» قرار گرفته اند و پیام نوروزی «انگل فرزانه» نیز همین امر را نشان میدهد که مردم را به سوی همدلی با «انگل امام حسن روحانی» فرا میخواند.
دستهای انگلهای صفوی مسلک؛ هر روزه خالی تر میشود و اینک زمان «کاویانی ها» است که آمادهٔ نبرد شوند.
 پرچم «شیر و خورشید نشان صفوی مسلکان» را بر زمین بنهید و «درفش کاویانی» را بر افرازید.
درفش کاویانی؛ تنها پرچم چندین هزار سالهٔ ایرانیان و آریایی تباران است.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۲, یکشنبه

آخرین مطالب درز کرده از مذاکرات هسته ای

برخلاف ادّعای رژیم منحوس شیعی حاکم بر ایران؛ علّت بازگشت تیم مذاکره کنندهٔ رژیم؛ نه به خاطر عزاداری برای مادر ۹۰ سالهٔ «امام حسن بنفش»؛ بلکه به خاطر مخالفت شدید آقای «لوران فابیوس» رئیس جمهور فرانسه و خانم «مرکل» نخست وزیر آلمان با مفادی بوده است که از طرف «محمد علی کلی دوّم» پذیرفته شده بوده است.
آقای جان کری ؛ حق داشتن ۶۵۰۰ سانتیرفوژ و عدم بازرسی از پارچین و و ماستمالی ماجرای انفجارات «مریوان» و داشتن ذخیرهٔ ۳۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شدهٔ ۵ درصدی در سال و ایجاد تغییرات در نیروگاه آب سنگین اراک را پذیرفته بوده است. دولت فرانسه و آلمان هیچ یک از این مفاد را نپذیرفته و نظرشان بر:
۱- پذیرفتن ذخیرهٔ سالانهٔ حد اکثر ۱۵۰ کیلوگرم اورانیوم غنی شدهٔ ۵ درصدی  در سال و انتقال مازاد آن به روسیه.
۲- داشتن حد اکثر ۲۰۰۰ سانتریفوژ.
۳- برچیده شدن نیروگاه آب سنگین اراک.
۴- تعطیلی کامل فردو  به مدّت ۱۵ سال.
۵- بازرسی از پارچین و داشتن گزارش کامل و قانع کننده از انفجارات مریوان.
۶- اعتبار قرارداد به مدت ۲۵ سال (به جای پیشنهاد ۱۵ سالهٔ محمد علی کلی دوّم).
۷- تا مدت ۱۵ سال تحریمهای سازمان ملل برداشته نخواهند شد و تا آن زمان ٰزیم شیعی باید ثابت کند که دیگر در فکر ساختن بمب اتمی نیست.
۸- تحریمهایی که لغو خواهند شد؛ تدریجی و بر اساس راستی آزمایی خواهند بود.

هیئت مذاکره کنندهٔ رژیم به صورت شفاهی پذیرفته است که در پارچین و مریوان؛ بر روی ساخت ماشهٔ اتمی و کلاهک هسته ای آزمایش شده است ولی از طرفهای مقابل میخواهد که این امر مستند نشده و محرمانه نگاهداشته شود و عدم اجازه برای دیدار رسمی بازرسان آژانس از پارچین و مریوان را تنها به این خاطر نمیپذیرند که اگر چنین بازدیدهای رسمی انجام پذیرد ؛ گزارش رسمی آن میتواند تمامی ادعاهای رژیم را در رابطه با صلح آمیز بودن تحقیقات و فتوای کذایی «انگل فرزانه» را به زیر سوال ببرد و دیگر جایی برای مذاکره نخواهد ماند.
از سوی دیگر عربستان سعودی نیز به طور علنی اعلام کرده است که اهمیت نمیدهد که توافق چگونه باشد و نتیجه اش چه باشد؟ و نتیجهٔ توافق هر چه که باشد؛ عربستان سعودی هم؛ همان را میخواهد و باتوجه به رابطهٔ تنگاتنگ عربستان سعودی و پاکستان؛ آنچه که برای رژیم شیعیان صفوی چند صد میلیارد دلار هزینه داشته است؛ برای عربستان سعودی با چند میلیارد دلار قابل دسترس خواهد بود و نیاز به تحریم و دور زدن تحریم و آکروبات بازیهای پر هزینه و تبدیل ارز به طلا و دلار به ین ژاپن و ....... و حمل پول با «چمدان» و «گونی» هم در کار نخواهد بود.
کلاهکهای اتمی عربستان سعودی نیز در پاکستان ساخته شده و نگهداری میشوند و نیازی به پارچین و مریوان هم ندارند.
به خامنه ای میگویند: «رهبر فرزانه» و به عربستان سعودی میگویند: سوسمارخورها
حال پیدا کنید چه کسی احمق و چه کسی باهوش است.

نشست سران اروپایی با آقای کری نیز برای اتخاذ یک تصمیم یکدست بود که نتیجهٔ آن به عنوان «هیچگونه توافق بدی را نخواهند پذیرفت» منتشر گردید.
«الدنگ فرزانه» نیز حالا که میبیند یا باید تسلیم شود و آبروی نداشته اش و آن «فتوای کذایی» نیز برود؛ به همین خاطر سخنرانی آنچنانی فرمودند که گویا ۱+۵ در حال تسلیم شدن است و حالا این رژیم دلقکهای صفوی مسلک است که میخواهند ۱+۵ را زیر فشار قرار داده و طلب «لغو یکبارهٔ همهٔ تحریمها» را میکند که البته برای جلوگیری از آبرو ریزیهای بعدی است و میخواهد همچنان «الدنگ انقلابی فرزانه» بماند و در آخر عمری بی آبروی جهان نگردد. «الدنگ فرزانه» میخواهد «تغار گُه» را «محرمانه» سر بکشد. اما نمیتواند بفهمد که «معاملات بین المللی» مانند میوه فروشی های «دَرهم فروش»  کوچهٔ «احمدی نژاد» نیست و کالا را «گُزیده» و «مستند» میخرند.
آنهایی که «دَرهم» میخرند احمقهایی هستند که یک روز به خاتمی و یک روز به احمدی نژاد و روز بعد به امام حسن بنفش رای میدهند.

کژدم

۱۳۹۴ فروردین ۱, شنبه

نگاهی به پیامهای «انگلها»

«انگل فرزانه» پیام فرموده اند که «اقتدار منطقه ای و بین المللی» دارند و زیر سایهٔ خانودهٔ لاریجانیها قوهٔ قضايیهٔ «عدالت گستر» و «حقوق بشر» اجرا خواهد شد. «انگل بنفش» نیز پیام فرموده است که «تحریمها شکسته اند» و در سال گذشته ۵۰ میلیارد دلار صادرات غیر نفتی داشته است و وضعیت دارد خوب میشود و مردم نگران نباشند و مثل موش و شپش؛ به زاد و ولد ادامه دهند.
«انگل سیستانی» نیز پیام فرموده اند که «فرماندهان نظامی حرفه ای تر عمل کنند و طرحهای نظامی بهتری بریزند».
انگل فرزانه معنی «اقتدار» چه منطقه ای و چه بین المللی را نمیفهمد. ترکهای عثمانی و عربستان سعودی و حتّی قطر نیم وجبی بدون آنکه حتی یک سربازشان در جایی باشد؛ هم هلال شیعی را دچار فروپاشی کرده اند و هم اقتصادشان براه است و پولشان را با گونی و چمدان اینطرف و آنطرف نمیبرند و هم هزینه های «مزدورانشان» بسیار کمتر از آن چیزیست که انگل فرزانه با آن اقتصاد ورشکسته تحمّل میکند و اگر وضعیت ژئوپولیتیک کنونی به خاطر «اندیشهٔ جهاد بین المللی داعش» به این شکل نبود و داعش فقط اهداف «عربی - تسنّن» و ضد شیعی می داشت نیرویی به نام «ائتلاف» در عراق نبود که «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» هم تحت سایهٔ پشتیبانی هوایی آنها تبدیل به «سوپرمن شلغم نیوزی» شود.
گنده گویی و دروغهای «انگل بنفش» نیز مانند سایر انگلهای شیعه که خاستگاهشان همان چیزی است که در تاریخ به «غُلات شیعه» شهرت دارد؛ از صادرات غیر نفتی ۵۰ میلیاردی سخن میگوید. هیچ احمقی هم از او نمیپرسد که مگر شما حق معاملات بانکی دارید که بتوانید این حجم از صادرات داشته باشید؟ پس انتقال پول این حجم از صادرات به چه شیوه ای انجام میگیرد؟ عده ای احمق مادرزاد هستند و هیچوقت فکر نمیکنند و همه چیز را مانند «دین مبین» میپذیرند و به همین دلیل نیز هرگز پرسشی ندارند. بزرگترین وعدهٔ «انگل بنفش» هم این است که کنسرتهای موسیقی را آزاد کند؛ تا آنهایی که «کبابهای ۶۰ سانتی» میخورند؛ برای حضم غذا از موسیقی استفاده کنند.
«انگل سیستانی» نیز در پیام خود به هیکل «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» ریده  و گفته است که فرماندهان نظامی بهتر است طرحهای نظامی بهتری داشته و حرفه ای تر عمل کنند (اینجا) و گنده گوزیهای «شلغم نیوزها» فقط مصرف داخلی برای اوباشان ساندیس خور دارد.  نبرد تکریت به چنان فلاکتی دچار شده است که حتی انگل سیستانی نیز که یک آخوند بیشتر نیست نیز صدایش در آمده است. (احتمالاً تعداد کشته ها و زخمیها بسیار بیشتر از ۷۰۰۰ نفری است که تخمین زده بودم) و اکنون به خاطر فیلتر شدن بساری از وبسایتهای داعش در عرصهٔ بین المللی؛ شنیدن اخبار آنها از زبان خودشان؛ برای مردم عادی تقریباً میسّر نیست. اما طبق گزارش برخی وبسایتها اطلاعاتی؛ داعش در حال انتشار اخبار تصویری  «نبرد تکریت» به صورت «سریالی»  و انبوه است که تعداد کشته ها و زخمیها و غنایم جنگی و اسرای نیروهایی را که فرماندهش «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» است را منتشر میکند.
حال «الاغ فرزانه» پاسخ دهد که کدامین اقتدار؟

کژدم

۱۳۹۳ اسفند ۲۹, جمعه

هدیه ای نوروزی ..... پیامی و شعری از همیشه زنده یاد دلاوری

زمانی در یکی از زندانهای رژیم کثیف انگلهای شیعهٔ حاکم بر ایران؛ به خاطر استیصال یکی از رئیس زندانها به خاطر نداشتن حکم شرعی اعدام من که در زیر چرخ دنده های اختلاف «منتظری خوش قلب احمق و خمینی بیشرف» گیر کرده بود؛ به اجبار مرا با رادمرد دلاوری هم سلّول کردند. در طی ماهها هم سلّولی؛ از او بسیار آموختم. امّا او تاکید داشت که یکی از سروده هایش را همیشه به خاطر بسپارم و در زمانی که تشخیص میدهم آن شعر آهنگین را منتشر کنم. شاید اگر اشتباه نکرده باشم؛ زمان آن فرا رسیده باشد. شما آن دلاور را نمی شناسید ..... امّا من چهرهٔ نحیف او را که «چمباتمه زده» و به «خال سرخ» روی بازوی چپش اشاره میکرد و میگفت: «من شیطان هستم.... من همان طغیان گر ازلی هستم ... و این خال سرخ نشانهٔ طغیان خونین من است... و میدانم که در در این خال سرخ خواهم خفت». آن دلاور در خال سرخ خویش خفت. او هر روز مانند یک مگس سمج پاییزی که در میان سرما و گرما و مرگ گیر کرده باشد (تعبیر خودش؛ از خودش)  این سرودهٔ خود را برای من میخواند تا مبادا فراموش کنم و میگفت که: تو تنها کسی هستی که این ترانه را با خود بیرون خواهی برد و باید با آهنگ ترانهٔ مشهور استاد «بنان» (بهار زندگی) خوانده شود:

ابر خونگین توأم؛ ای گل غمگین خزان
اشک بالین توأم؛ ای همه بالین تو جان
زخم دیرین توأم.... ای دل پر آه و فغان
خواب شیرین توأم؛ ای دو نگاه نگران

چه سیه روز شد این خاک سیه چردهٔ ما
چه غم افزای شد این نغمهٔ دلمردهٔ ما
چه به خون میکشد او تودهٔ سرخوردهٔ ما
چه دَوَل پای شد این مرده اَبَر گردهٔ ما ... مرده اَبَر گردهٔ ما ...

(با آهنگ غزل) 

هزاران چشمه سار کوه الوند
هزاران رود غلتان از دماوند
هزاران چشم گریان بهر دلبند
نشوید ماتم جنگ نهاوند

ببار ای آسمان رگباری از خون
بغلتان صد هزاران رود گلگون
به جوش آور همی چیچست و هامون
بشوی اسلام ز آمو تا به اروند
بشوی اسلام ز آمو تا به اروند

(بازگشت به آهنگ آغازین)

از فراسوی زمان؛ پر میکشد مرغ سحر
سوی تو بال زند؛ قامت افتاده زِ سر
آن سیاهی که دوان میکند از آب گذر...
بلکه پیکی ست که از یار من آورده خبر...

چه سیه روز شد این خاک سیه چردهٔ ما..
چه غم افزای شد این؛ نغمهٔ دلمردهٔ ما ....
 چه به خون میکشد او تودهٔ سرخوردهٔ ما
چه دَوَل پای شد این مرده اَبَر گردهٔ ما .... مرده اَبَر گردهٔ ما .....


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نامش و یادش را گرامی میدارم و هرگز از ذهن من پاک نخواهد شد.
من این شعر و سروده را به رهبران قلّابی سازمانی که مدعی پیروی راه او را دارند؛ سالها پیش از این منتقل کردم؛ اما هیچ از آن دلقکان پر مدّعا نشنیدم.
امید دارم که هنرمندان «ایران پرست» این ترانه را به صورتی که آن یار ایران و ایران پرست؛ آرزو داشت بسرایند.

نوروز را گرامی بداریم؛ تا زمانی که بخت ایران بدمد و ....
نوروز را جشن بگیریم

کژدم خونین دل و سوگوار آن عزیز از دست رفته

نوروز تان پیروز

نوروز بر همهٔ مبارزان آزادیخواه و دموکراسی خواه که شب و روز نمیشناسند و  تمامی دارایی خود رابه پیشگاه آریایی تباران هدیه میکنند و از لاف و گزاف گویی می پرهیزند؛ گرامی باد.
نوروز بر همهٔ دل به خون خفتگان آریایی تبار از سرزمینهای دریده شدهٔ  آریایی در سوریه و عراق و سرزمین آریایی تحت اشغال ترکهای عثمانی؛ تا سراسر بلوچستان و افغانستان و تاجیکستان گرامی باد.
ما همچنان باید نوروز را گرامی بداریم؛ تا زمانی که آریایی تباران بتوانند آنرا جشن بگیرند.
آنچه که اکنون میگذرد؛ نه «جشنهای نوروز» ... بلکه «گرامی داشت نوروز» است.
به امید روزی که نوروز را در سراسر اتحادیهٔ سرزمینهای آریایی جشن بگیریم.
آن روز؛ روز ما؛ و نوروز ماست.

کژدم

خبر نوروزی «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» (Pimp)

خبرگزاری ایسنا گفته است که: جهاد مغنیه خواهر زادهٔ «حاجی بادمجان میرزا قاسمی» بوده است (دیگربان).

میگویند که مغنیه زن دیگریرا نکاح میکرده است...
پس خواهر «حاجی بادمجان» هم «جهاد النکاحی» بوده است....
دست مریزاد حاجی بادمجان (PIMP).... معنی اش را از «انگلوها» بپرسید ... مخصوصاً که کسی خواهرش «جهاد النکاحی» باشد ......
تبریک به حزبلبلی ها....
خدا قوّت ...
راستی حاجی بادمجان خواهر و یا دختر دیگری هم داری؟.... عجله کن تا دیر نشده و درهای رحمت «نعوظ» لبنانی به رویت بسته نشده اند .... تو همان «پوریای ولی» هستی که هیچکس قدر تو را هرگز ندانست....
البته به جز «عماد مغنیه» ..... که در یکی از سفرهایش به رختخواب خواهرت خزید و خواهرت را «نکاح» فرمود و «جهاد» زاییده شد .... و تو هم دیدی که کار از کار گذشته است... شاید هم بسیار خوشحال شدی.... خودت بهتر از هر کسی ( کس ....شی) میدانی .... به هر حال نمازهای شبت قبول درگاه «نعوظ لبنانیها» باشد ... فکری هم به حال این «عامر» (فرمانده نیروهای بدر عراق)  بکن ... نوهٔ ۶ سالهٔ خامنه ای (هم سن عایشه و طبق سنّت محمدی) چطوره؟
 تو که استراتژیست هستی بهتر میدونی که چکار کنی!!!! ...
کژدم