۱۴۰۵ مهر ۵, یکشنبه

«شطرنج در سَطح» در برابَرِ «شطرنج در عُمق»

 اِسلام چیست؟

بَر خلافِ نظراتی که میخواهند اسلام را سفید شویی کرده و آنرا به «اسلامِ سیاسی» و «اسلامِ مَعنوی» تقسیم می کنند؛ اسلام یک «دینِ سیاسی» است و «مَعنویّاتِ اسلامی»؛ ادامهٔ همان «معنویّاتِ پیش از محمّد» است. اِمامانِ شیعیان و خلیفه هایِ موردِ احترامِ مسلمانان؛ از اسلام «دینی سیاسی» نساخته اند؛ بلکه آنرا بر اساسِ منافِعِ عشیره ای؛ طایفه ای و قبیله ای تفسیر کرده اند. به همین خاطر است که زمانی که «محمّد» مُرد؛ تمامیِ آرزوهایَش «اُمّتِ واحد» را نیز با خود به گور بُرد و پِیروانَش که در زمانِ او حتّی «جیک» نمی زدند؛ به رویِ یکدیگر شمشیر کشیدند. امّا در یک نُکته هَمدِل بودند و آن «کشورگشایی» بود. امّا «کشورگشاییِ اسلامیان»؛ مانندِ «کشورگُشاییِ کوروش» نبود. زیرا بر اساسِ «مَعنویاتِ اسلامی»؛ فقط بر «غارت و برده داری و کُشتار» استوار بود. حال خودشان میگویند که ۷۵٪ مسائلی که در «قُرانِ کژیم» آمده است؛ تکراری هستند و اگر مزخرفاتی مانندِ «سورهٔ تحریم» و «وَالعادیات» و سوره هایِ خرافی را نیز از آن پاره کرده و با سطلِ آشغال بریزید؛ چیزی از آن «مُعجزهٔ کژیم» باقی نمی مانَد؛ مگر «خونریزی» و «غارت» و «برده داری» و «باج و خراج» و «زَنبارگی و شکَم بارِگی» و «وَعدهٔ روسپی خانهٔ ۱۰۰ هزار ستاره». 
«شازده فیل خان» باید بگوید که اگر رژیمِ شیعی یک «فرقهٔ تبهکار است»؛ کدامیِک از «امامانِ نجاساتِ طاهرینِ شیعیان» دارایِ شخصیّتی شبیهِ «عیسایِ ناصری» و «بودا»؛ بوده  و تبَهکار نبوده اَند؟ «شازده فیل خان» و «تیمِ مُقدّسِ ایشان»؛ باید «اسلامِ جدیدِ خود» را توضیح بدهند و اَز «خَر رَنگ کُنی» دست بردارند.

اشتباهِ استراتژیکِ اسرائیل

اسرائیل بیش از هر دولتی که می شناسید؛ در رابطه با «چگونگیِ بَر بار نِشَستنِ ایدهٔ رژیمِ شیعی» مطالعه کرده است. زیرا «اسلام» و «شیعه گری» را بسیار بهتر از مسلمانان و شیعیان می شناسَد. آیا این شناخت به تولیدِ نظریّه هایِ سیاسی و نظامیِ «تدافُعی - تهاجمی» انجامیده است؟ وَ یا اینکه نظریّهٔ «As you go» (روز مَرّگی) بر آن سایه انداخته است؟ وَ من فکر میکنم که سیستمِ حکومتیِ «پارتی کراتیک» دراسرائیل و «آبِشخورِهایِ گوناگونِ احزاب» نیز؛ بخشی از این «سایهٔ تاریک» هستند.
در این رابطه این مردمِ اسرائیل هستند که باید به خودشان پاسُخ دهند. زیرا با باوَر به «پارتی کراسی»؛ رأی داده اند و خواهند گفت که : «این اشتباهات» را باید به گَردنِ «احزاب» انداخت. در زبانِ انگلیسی مَثَلی هست که میگوید: «وقتی کاری خراب شُد؛ یک یهودی را پیدا کُن تا تقصیرات را به گَردَنِ او بیندازی». حال یهودیانِ اسرائیل باید به دُنبالِ پیدا کردنِ یک «یهودی» باشند؟ تا بگویند که همهٔ تقصیرات را «یک یهودی» به بار آورده است؟ این پُرسِشی است که همهٔ یهودیان چه در خارج و چه در داخِلِ اسرائیل از خود بِپُرسند.
امّا اگر به نوشتارهایِ من(کژدم) به عنوانِ یک ناظِرِ خارجی؛  در دورانِ «اُلمِرت» و یا  «جنگِ ۳۳ روزه» و «جنگِ ۱۱ روزه»؛ نگاهی بیندازید؛ خواهید دید که همهٔ این جنگها؛ هرگز برایِ «ریشه کَنی» نبوده اند و فقط در «سَطح» جریان داشتند(چَمَن زَنی) و همهٔ رهبرانِ اسرائیل بر رویِ این «مینی ژوپِ زمانه» تصمیم سازی می کرده اند.
اینکه اکنون می بینید که همهٔ گروهها تقصیرات را به گَردنِ یکدیگر می اندازند؛ یک «پدیدهٔ ساختاری» در«پارتی کراسی» است. در فَرهنگّ چند صد سالهٔ اروپا و بویژه «روسیهٔ ارُتوکُس»؛ مینی ژوپِ زمانه این بود که «یهودیها دُنیا را می چاپَند»  و هیچیِک از احزاب نمی خواهند که گُناهکار شناخته شوند؛ زیرا یک «گُناهکارِ بزرگ»(یهودیها) وجود دارَند که همه چیز را «بالا به پایین و یا پایین به بالا می کُنَند» وحتّی «هیئتِ حقیقَت یابِ اشتباهات دَر جنگهایِ ۳۳ روزه و ۱۱ روزه» نیز از آفَتِ «پارتی کراسی» در اَمان نبودند و برایِ گرفتنِ تصمیم ها از «قیفِ پارتی کراسی» عبور کردند.
مَطرح شُدَنِ حمایَت از«شاهزاده فیل خان» در محاسباتِ اسرائیل؛ یک «اشتباهِ استراتژیکِ مَرگبار» است. شما نمیتوانید به یک گروهِ «معتقد به شیعه گری» و یا «اسلامگرا» که «تقیّه» ستونِ فقراتِ زیستیِ آنها است اعتماد کنید. زیرا آنها همیشه دروغ میگویند و دروغگویی و پیمان شِکَنی بخشی از«DNA» آنها است.
«محمّد رضا شاه» اِدّعا می کرد که «شیعه گری؛ اِسلامِ ایرانی است» و آویختن به دَرگاهِ «اَنگل بروجردی» و «اَنگل شریعمتداری» و بسیاری دیگران (پرداختنِ پول به خُمینیِ ملعون) را به خاطِرِ داشتنِ همین «مَدفوعِ فکری» پیشه کَرد که در نهایَت باعِث شد تا «تاج و تَخت را بِبازَد» و پَس از مَرگِ سُهراب از «اِرتجاعِ سُرخ و سیاه» و «بی مِهریِ آمریکا و اروپا» سُخن بگوید.
اسرائیلِ کنونی؛ همچنان در حالِ تکرارِ همان اشتباه است. چیزی به نامِ «همزیستی با اسلام و شیعه گری»؛ یک «آرزویِ بی پُشتوانه» است وَ وجودِ خارجی ندارد و فَقَط یک «هالوگرَمِ آرِزویی» مانندِ ظهورِ «مَهدی» و «مَسیح» و «مَشیخا»  است.
اگر سازمانهایِ اطّلاعاتیِ اسرائیل به این نتیجه رسیده اند که «شازده فیل خان»؛ میتواند نَقشِ «حامِد کرزای» را در ایران بازی کُنَد؛ سخت در اشتباه هستند.زیرا «حامِد کرزای» دارایِ «قبیله و عشیره و طایفه» بود و با اینهمه؛ این پروژهٔ طولانی شکست خورد و در نهایَت؛ «طالبان» بر سَرِ کار آمَد.
«مُراد ویسی»؛ به روشَنی گفت که فَرقِ او با «تاجزاده» این است که «تاجزاده» میخواهد «اصلاحات» بدونِ سرنگونیِ رژیمِ شیعی انجام شَوَد؛ امّا «مراد ویسی» فکر می کُنَد که این «اِصلاحات» پَس از «سرنگونیِ رژیمِ کنونیِ شیعی» امکان پذیر است.
آیا اکنون میتوانید «شازده فیل خان» را بفهمید که میگوید«نمی داند که در دورانِ خیالیِ گُذار؛ بالاخَره میخواهد که «قوانینِ مشروطیّت» را اجراء کنند و یا قوانینِ «رژیمِ، کثیفِ و پیروانِ ۱۴ نجاساتِ طاهرین»  را به اجرا بگذارند؟
آیا رهبرانِ اسرائیل خود را به «خَریّت» و «نَفهمی» و «جادّه خاکی» زده اند و میخواهند تا موفّقیّتِ «چند سالهٔ دور کَردنِ خطَرِ هسته ای» را به عنوانِ یک «موَفّقیّتِ استراتژیک» بفروشند؟
اینکه میتوانند و یا نمی توانند «وَقفهٔ چند ساله» را به عنوانِ پیروزیِ استراتژیک بفروشند؛ داستانی دیگر است که بستگی به درجهٔ «هوش» و «حماقَتِ» مَردمِ اسرائیل دارد و خارج از محاسباتِ «زمینی» است وَ نمیتوان بَر رویِ آن حساب باز کَرد. زیرا «پارتی کراسی» بر این اَصل استوار است که «اُلاغها هستند که تصمیم میگیرند» که آیا ما نیاز به «اَنشتَین» داریم؟ وَ یا «گاوها» بهتَرَند؟
اکنون در اسرائیل؛ سُخنی در رابطه با «ییگال امیر» به میان نمی آید. آیا «قتلِ عامّ ۷ اُکتبر»؛ زنگها را به صدا در نمی آوَرَد که «ییگال اَمیر» به خاطِرِ نشنیده شدنِ سخنانَش در رابطه با «استراتژیِ امنیّتِ اسرائیل»؛ مجبور شد که آقایِ «اسحاق رابین» را به قَتل برسانَد؟ آیا «قتلِ عامّ ۷ اُکتبر» همان چیزی نبود که «ییگال امیر» میخواست از آن «پیشگیری» کُنَد؟
به نظرِ من «ییگال اَمیر»؛ به موقِع عَمَل کرد و «ناتورام گودسه» بسیار دیر عَمَل کرد (زمانی که کار از کار گذشته بود.) و «ناتورام گودسه» فقط دَر پِیِ «انتقام» بود وَنَه در پِیِ «ایجادِ تغییرِ در آینده».
سخنرانیِ آقایِ ناتانیاهو در نِشستِ سالانهٔ سازمانِ مِلَل؛ یک شاهکار بود. امّا با تلاشهایِ خانم «Gila Gamliel» همگرایی ندارد.
این خانم؛ به شدّت در اشتباه است. زیرا در «تورِ ماهیگیریِ مسلمانان»(اسلامِ سیاسی و اسلامِ غیرِ سیاسی)؛ شکار شده است.
پذیرفتنِ «اصلاح طلبیِ شازده فیل خان» که تلاش می کُنَد «اصلاح طلبانِ حکومتی» و حتّی «پاسدارها و بسیجی ها» را با وَعدهٔ «خانهٔ اَمن شما مَن هستم» نیز جَذب کُند وَ باوَر به این گُفتمانِ دروغین؛ یک سمّ مُهلِک است و نتیجهٔ «نا کارآمدیِ ایشان و تیمَش» در سازماندِهی ایرانِ آینده؛ میتواند شرایطی بسیار خطرناکتَر از همین شرایطِ کنونی را تولید کُنَد.
بازیِ «شطرنج» را به «عُمق» بِبَرید..... «سَطح» پُر از «کَف» است.

اُمیدوارم که فهمیده باشید که کژدم چه می خواهد بگوید؟؟!!!

کژدم

۲ نظر:

  1. هر چه ما می‌گفتیم، او می‌دید؛ و هر چه ما می‌دیدیم، او می‌گفت.

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. تنها چیزی که دَر دَستِ «شازده فیل خان» است؛ «پرچَمِ شیعه گری» است. «پیمانِ کوروش» فقط یک «طُعمهٔ خوشمزهٔ تاکتیکی» است و ارزشی استراتژیک ندارد.
      «شازده فیل خان»؛ «خانهٔ اَمن برایِ تطهیرِ جنایت کارانِ شیعه مسلَک است»(تعدادشان کمتر از انگُشتانِ دست است.) و «شیرینِ عبادی»؛ به عنوانِ یک موجودِ «سِلِبریتیِ جایزهٔ نوبِلی»؛ تُفَنگِ او است و به مردمِ ایران شلّیک خواهد کرد.

      حذف