ماجرا از «یوگسلاوی سابق» آغاز شد. روسها «ستون پنجم» خود را در قلب اروپا از دست دادند و صربها به محاصرهٔ کامل در آمدند. سپس عراق و بعدها لیبی را نیز از دست دادند. تسخیر کریمه و بخشهای شرقی اوکرائین که با شعار «جلوگیری از پیشروی ناتو» انجام شد؛ مرزهای برخورد روسها (خطوط تماس) را به «ناتو» نزدیکتر نمود ولی نه تنها دردی را دوا نکرد؛ بلکه «کریمه» و «شرق اوکرائین» در آینده به صورت «طناب دار اقتصادی اجتماعی» برای حکومت مرکزی روسیه در خواهند آمد؛ زیرا بخشهای شرقی اوکرائین از نظر اقتصادی «مردگان» به حساب می آیند. صنعت «توریسم کریمه» (پایهٔ اصلی) نابود شده و بخشهای صنعتی شرق اوکرائین که روس تبارهای بازیچهٔ کرملین به آن می نازیدند؛ تبدیل به «سنگر و خاکریز» گردیده و تبدیل به ویرانه شده اند. پس از باختهای پی در پی روسها در چهارچوب تعاریف قدیمی «کمونیسم تزاری - روسی» از «مناطق نفوذ»؛ روسها راههای بسیاری برای انتخاب داشتند؛ امّا راه اجدادی را پیش گرفتند. زیرا راههای دنیای کنونی را «توطئه» مینامند.
زمانی که دنیای کهن فرو میریزد؛ منتظر تغییر فرهنگ متناسب با آن نمی ماند. به همین خاطر است که بخش بزرگی از جامعه به خاطر «نوستالژیای دوران پیشین» از آن با جملاتی از قبیل «یادش بخیر» یاد میکنند و به همان دلیلی که (حماقت ذاتی انسان سانها) هرگز نتوانستند؛ رسیدن دوران جدید را پیشبینی کنند؛ با همان چشمهای کور و ذهنهای عقبماندهٔ «ژنتیکی» به آینده مینگرند و چون چیزی نمیبینند؛ به طور طبیعی میخواهند به «گذشته» بازگردند. این نقطه؛ «نقطهٔ زایش سَلَفی گری» است.
بارها گفته ام و باز هم تکرار میکنم تا زحمت خواننده را کم کنم.
کتاب شعر «حیدر بابایه سلام» شهریار؛ جوهرهٔ ناتوانی فکری و فرهنگی قومی است که میخواهد به «روستا» و عصر «دامداری» بازگردد و اکنون یکی از استوانه های فرهنگ توخالی و پوچ پان ترکیستها شده است که با چسبیدن به مزخرفات «نظامی گنجه ای» و «دده قورقود» و «حیدر بابا»؛ میخواهند آینده ای را بسازند که پایه ها و ستونهایش بر «گوز» بنا شده است.
من گاهی فکر میکنم که اگر مادرقحبه هایی مانند «مولوی» و «عطّار» و «حافظ» وجود نداشتند؛ ساکنین ایران در وضعیتی بهتر میبودند و «استفراغ ادبی» آنها را سرمشق «فالبینی» و پایداری اندیشه های کثیف «یحیی تعمید دهنده» و مسیحیت و فرزند نامشروع عربی آن یعنی «اسلام» را سرمشق زندگی پر از نکبت تاریخی خود قرار نمیدادند.
اگر کسی فکر میکند که بدون مولوی و حافظ و عطّار؛ فرهنگ ایران خواهد مُرد؛ من به آنها میگویم که این استوانه ها؛ چهار دیوار «گور» شماها هستند که ۱۴۰۰ سال در آن خوابیده اید و فرزندانتان را در «گور» میزایید. حتّی آنهایی که از «گور» بیرون زدند (مانند کسروی و فرود فولادوند) دستاوردی نداشتند؛ زیرا ساکنین ایران؛ «گور زادگان» و «گور نشینان» هستند.
این است عصارهٔ فرهنگ «سَلَفی گری» که به جای «روی به آینده بودن» میخواهد هر چه بتواند در «گورهای عمیق تر» بخوابد.
بگذریم ... زیرا تمامی داستان به زبان «نمادین» گفته شد.
اکنون
در میان خبرها آنچه از همه مهم تر بود؛ «فروش مواد رادیو اکتیو» توسط خکومت کثیف روسیه؛ با استفاده از «مافیای نیابتی» به منظور «آلوده کردن خیابانهای چندین شهر» بود.
اینها هستند آن کسانی که «حاجی بادمجان» و «انگل فرزانه» را به استخدام خود در آورده اند. اگر کسی حتی از ذهنش خطور کند که: حاجی بادمجانها و انگلهای صفوی «بالاخره ایرانی هستند» و باید از این خائنین دفاع کرد .... یا «روسپی زادگان بالفطره» و یا «خائنین بالفطره» هستند.
در ایران گربه نشان کنونی؛ در مرحلهٔ نخست؛ ۷ میلیون از این انگلهای صفوی؛ باید حذف شوند ... و گرنه؛ این وطن؛ وطن نشود تا انگلها کفن نشوند.
چی؟ ... گفتی که اینها هم انسان هستند؟ ... پس برو شلوارت را برایشان پایین بکش ... فیلمش را هم در یوتیوب بگذار تا افکار عمومی جهان بدانند که خیلی مظلوم هستی.
با تأیید شدن رسمی خبر «سقوط موشکهای کروز روسی» در ایران که برای نخستین بار به آزمایش عملیاتی در آمدند؛ میتوان فهمید که آیندهٔ «آفریدن حماسهٔ حسینی بر روی کیر پوتین» چه خواهد بود؟
امّا خبرهایی که پیش از آن توسط نیویوک تایمز و واشنگتن پست؛ منتشر شدند و «العربیه» هم آنها را بازتاب داد؛ بسیار خنده دارتر و احمقانه تر از آن بود که باور شود.
- حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی؛ پوتین را ترغیب کرده است تا در سوریه عملیات هوایی و موشکی انجام دهد.
- حاجی بادمجان میرزا قاسمی به پوتین گفته است که اگر روسها دست بکار نشوند؛ «سلفی جهادی ها» منطقهٔ قفقاز را تسخیر خواهند کرد.
- پوتین نیز مثل یک گاو به حرفهای حاجی بادمجان گوش سپرده و ناگهان به «فرهیختگی» رسیده و تصمیمی بسیار فوری گرفته است.
حال پرسش اصلی این است که منبع این مزخرفات چه کسانی بوده اند؟ پاسخ این بود: ۲ نفر موجود بی نام و نشان در دولت کثیف شیعه مسلک عراق.
کژدم میگوید: آیا با این «عرّه گوزها» میخواهند حاجی بادمجان شکست خورده و به خود ریده را به «مشاور اعظم پوتین» تبدیل کنند؟ .... گویا که هم آمریکاییها و هم کشورهای عربی بنا به دلایلی؛ میل زیادی برای انتشار اینگونه مزخرفات نشان میدهند.
واقعیت این است که: «حاجی بادمجان؛ حتی پشم خایهٔ یک استوار روسی هم نیست» چه رسد به اینکه: «پوتین را از راه به دَر کرده باشد». (با الاغهای عجیبی طرف هستیم که آنچه را که آرزو میکنند و دوست میدارند را باور میکنند؛ و نه واقعیتها را).
اکنون زمان «گوشمالی نهایی انگلهای صفوی مسلک» فرا رسیده است. آنهایی که زمانی از «عملیات استشهادی» دم میزدند و اکنون مثل سگهای ترسیده؛ دُمهایشان را لای پایشان گذاشته و به سنگر «روسیه» پناه برده اند.
داستان این احمقها؛ مرا به یاد خاطرهٔ «چه گوارا» در عملیات خلیج خوکها می اندازد که نوشته بود:
مردی در پشت یک ساقهٔ نیشکر سنگر گرفته بود و از فرط وحشت؛ در میان صدای انفجارها و شلیک گلوله ها؛ فریاد میزد:
ساکت ...... ساکت.
به آخرین برگ از کتاب «شکست استراتژیک» رژیم ننگین «انگلهای صفوی» خوش آمدید.
کژدم
زمانی که دنیای کهن فرو میریزد؛ منتظر تغییر فرهنگ متناسب با آن نمی ماند. به همین خاطر است که بخش بزرگی از جامعه به خاطر «نوستالژیای دوران پیشین» از آن با جملاتی از قبیل «یادش بخیر» یاد میکنند و به همان دلیلی که (حماقت ذاتی انسان سانها) هرگز نتوانستند؛ رسیدن دوران جدید را پیشبینی کنند؛ با همان چشمهای کور و ذهنهای عقبماندهٔ «ژنتیکی» به آینده مینگرند و چون چیزی نمیبینند؛ به طور طبیعی میخواهند به «گذشته» بازگردند. این نقطه؛ «نقطهٔ زایش سَلَفی گری» است.
بارها گفته ام و باز هم تکرار میکنم تا زحمت خواننده را کم کنم.
کتاب شعر «حیدر بابایه سلام» شهریار؛ جوهرهٔ ناتوانی فکری و فرهنگی قومی است که میخواهد به «روستا» و عصر «دامداری» بازگردد و اکنون یکی از استوانه های فرهنگ توخالی و پوچ پان ترکیستها شده است که با چسبیدن به مزخرفات «نظامی گنجه ای» و «دده قورقود» و «حیدر بابا»؛ میخواهند آینده ای را بسازند که پایه ها و ستونهایش بر «گوز» بنا شده است.
من گاهی فکر میکنم که اگر مادرقحبه هایی مانند «مولوی» و «عطّار» و «حافظ» وجود نداشتند؛ ساکنین ایران در وضعیتی بهتر میبودند و «استفراغ ادبی» آنها را سرمشق «فالبینی» و پایداری اندیشه های کثیف «یحیی تعمید دهنده» و مسیحیت و فرزند نامشروع عربی آن یعنی «اسلام» را سرمشق زندگی پر از نکبت تاریخی خود قرار نمیدادند.
اگر کسی فکر میکند که بدون مولوی و حافظ و عطّار؛ فرهنگ ایران خواهد مُرد؛ من به آنها میگویم که این استوانه ها؛ چهار دیوار «گور» شماها هستند که ۱۴۰۰ سال در آن خوابیده اید و فرزندانتان را در «گور» میزایید. حتّی آنهایی که از «گور» بیرون زدند (مانند کسروی و فرود فولادوند) دستاوردی نداشتند؛ زیرا ساکنین ایران؛ «گور زادگان» و «گور نشینان» هستند.
این است عصارهٔ فرهنگ «سَلَفی گری» که به جای «روی به آینده بودن» میخواهد هر چه بتواند در «گورهای عمیق تر» بخوابد.
بگذریم ... زیرا تمامی داستان به زبان «نمادین» گفته شد.
اکنون
در میان خبرها آنچه از همه مهم تر بود؛ «فروش مواد رادیو اکتیو» توسط خکومت کثیف روسیه؛ با استفاده از «مافیای نیابتی» به منظور «آلوده کردن خیابانهای چندین شهر» بود.
اینها هستند آن کسانی که «حاجی بادمجان» و «انگل فرزانه» را به استخدام خود در آورده اند. اگر کسی حتی از ذهنش خطور کند که: حاجی بادمجانها و انگلهای صفوی «بالاخره ایرانی هستند» و باید از این خائنین دفاع کرد .... یا «روسپی زادگان بالفطره» و یا «خائنین بالفطره» هستند.
در ایران گربه نشان کنونی؛ در مرحلهٔ نخست؛ ۷ میلیون از این انگلهای صفوی؛ باید حذف شوند ... و گرنه؛ این وطن؛ وطن نشود تا انگلها کفن نشوند.
چی؟ ... گفتی که اینها هم انسان هستند؟ ... پس برو شلوارت را برایشان پایین بکش ... فیلمش را هم در یوتیوب بگذار تا افکار عمومی جهان بدانند که خیلی مظلوم هستی.
با تأیید شدن رسمی خبر «سقوط موشکهای کروز روسی» در ایران که برای نخستین بار به آزمایش عملیاتی در آمدند؛ میتوان فهمید که آیندهٔ «آفریدن حماسهٔ حسینی بر روی کیر پوتین» چه خواهد بود؟
امّا خبرهایی که پیش از آن توسط نیویوک تایمز و واشنگتن پست؛ منتشر شدند و «العربیه» هم آنها را بازتاب داد؛ بسیار خنده دارتر و احمقانه تر از آن بود که باور شود.
- حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی؛ پوتین را ترغیب کرده است تا در سوریه عملیات هوایی و موشکی انجام دهد.
- حاجی بادمجان میرزا قاسمی به پوتین گفته است که اگر روسها دست بکار نشوند؛ «سلفی جهادی ها» منطقهٔ قفقاز را تسخیر خواهند کرد.
- پوتین نیز مثل یک گاو به حرفهای حاجی بادمجان گوش سپرده و ناگهان به «فرهیختگی» رسیده و تصمیمی بسیار فوری گرفته است.
حال پرسش اصلی این است که منبع این مزخرفات چه کسانی بوده اند؟ پاسخ این بود: ۲ نفر موجود بی نام و نشان در دولت کثیف شیعه مسلک عراق.
کژدم میگوید: آیا با این «عرّه گوزها» میخواهند حاجی بادمجان شکست خورده و به خود ریده را به «مشاور اعظم پوتین» تبدیل کنند؟ .... گویا که هم آمریکاییها و هم کشورهای عربی بنا به دلایلی؛ میل زیادی برای انتشار اینگونه مزخرفات نشان میدهند.
واقعیت این است که: «حاجی بادمجان؛ حتی پشم خایهٔ یک استوار روسی هم نیست» چه رسد به اینکه: «پوتین را از راه به دَر کرده باشد». (با الاغهای عجیبی طرف هستیم که آنچه را که آرزو میکنند و دوست میدارند را باور میکنند؛ و نه واقعیتها را).
اکنون زمان «گوشمالی نهایی انگلهای صفوی مسلک» فرا رسیده است. آنهایی که زمانی از «عملیات استشهادی» دم میزدند و اکنون مثل سگهای ترسیده؛ دُمهایشان را لای پایشان گذاشته و به سنگر «روسیه» پناه برده اند.
داستان این احمقها؛ مرا به یاد خاطرهٔ «چه گوارا» در عملیات خلیج خوکها می اندازد که نوشته بود:
مردی در پشت یک ساقهٔ نیشکر سنگر گرفته بود و از فرط وحشت؛ در میان صدای انفجارها و شلیک گلوله ها؛ فریاد میزد:
ساکت ...... ساکت.
به آخرین برگ از کتاب «شکست استراتژیک» رژیم ننگین «انگلهای صفوی» خوش آمدید.
کژدم


