ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۲۹, پنجشنبه

مسئله اوکراین – زوایای پنهان



بار دیگر؛ م.ر گرامی مقاله ای فرستاده اند که مطالعهٔ آن در رابطه با درک ساختارهای زیربنایی ترسیم سیاستهای راهبردی جهانی از طرف قدرتهای بزرگ اهمیت آموزشی زیادی دارد. با سپاس از م.ر گرامی؛ این مقاله تقدیم خوانندگان گرامی میشود و امید وارم خوانندگان دیگر نیز به این جمع بپیوندند.

کژدم




مسئله اوکراین زوایای پنهان


سياستهاي انرژي آمريكا بخش اول

در پی نا آرامیهای اوکراین و اعزام نیروهای روسیه به شبه جزیره کریمه « تحلیلگران به بررسی دلایل این اتفاقات نشسته اند . برخی دلیل عمده را ترس اصلی روسیه از پیوستن اوکراین به ناتو میدانند و برخی اهمیت ژئوپلتیک اوکراین برای روسیه را چه از نظر نظامی و چه از نظر اقتصادی جزو دلایل عمده مشیمارند و گروهی نیز با اتکا به باورهای سنتی خود مجددا ظهور قطب جدیدی را برابر قطب آمریکا و دو قطبی شدن مجدد جهان را پیش بینی می کنند و روسیه را به جای شوروی و پوتین را در مقام خروشچف می نشانند.
هرچند که وابستگی اقتصادی روسیه به خط لوله های انتقال نفت و گاز عبوری از اوکراین میتواند یکی از دلایل این واقعه ارزیابی گردد؛ ولیکن به نظر میرسد اوکراین تکه کوچکی از قطعات پازل بزرگی است که در حال تکمیل است و هدف غایی آن خفه کردن اقتصاد روسیه است که کاملا به صادرات نفت و گاز  متکی است.
در این مقاله سعی شده که به زاویه پنهانی در مناسبات اقتصاد جهانی بطور عام و تاثير آن بر روسيه و ايران و كشورهاي اوراسيا بطور خاص پرداخته شود.
به دليل طولاني بودن » مقاله به سه بخش تقسيم گرديده كه علي رغم پيوستگي » در قالب مجزا نيز قابل استفاده است.

پیش زمینه ها و تاریخچه

در سال 1979 دکترین کارتر در مورد سیاستهای انرژی آمریکا اعلام گردید که  در بخشی از آن یافتن راهکارهایی در مورد تلاش بر عدم وابستگی آمریکا به منابع انرژی در دیگر کشورهای جهان را مورد تاکید قرار میداد. ریگان با تخصیص بودجه لازم بر تحقیق در اینمورد پافشاری نمود و حمایت دولتی را در پس تحقیقات جورج میشل و تیمش در مورد امکان استخراج نفت و گاز  از منابع غیر متداول قرار داد.
تحقیقات این گروه که در سال 1980 آغاز شده بود عملا در سال 2000 به بار نشست و در این سال اولین محموله تجاری نفت و گاز استخراج شده از ذخایر شیلی در مقیاسی کوچک وارد بازار آمریکا گردید و چهار شرکت اکسون؛ شورون؛ والرو و کونوکو فیلیپس به کار در این زمینه و فراهم کردن بستر تکنولوژ لازم در استخراج این مواد در اشلی بزرگ مقیاس پرداختند هرچند که رو شرکت اکسون و شورون نقش اصلی را در هدایت پروژه برعهده داشتند. این شرکتها توجه اصلی خود را بر استفاده از نفت و گاز مستتر در رسوبات شیلس قرار دادند (Shale Gas , Shale Oil)  و در سال 2004 تکنولوژی  لازم در جهت استخراج بزرگ مقیاس نفت و گاز  از این ذخایر غیر متعارف را ابداع نمودند « هرچند که تلاش آنها عمدتا بر استخراج گاز شیلی تمرکز یافت.
تکنولوژی بسیار پیچیده و قیمت تمام شده بالا که به مراتب بیش از قیمت نفت در آنزمان بود یکی از موانع اصلی در توسعه این فرآوری بشمار می آمد به نحوی که در سال 2007 میزان تولید گاز شیلی از حدود 35 میلیار مترمکعب و نفت شیلی از حدود 200 هزار بشکه  در روز  فراتر نرفت.
توجیه اقتصادی لازم برای توسعه استخراج این مواد « فقط در سایه سیاستهای دولت بوش امکان پذیر گردید که نتیجه آن افزایش شدید قیمت نفت خام و تثبیت قیمت در حدود یکصد دلار در سال 2007 بود. از آن پس « استخراج گاز و نفت از منابع شیلی جزو سیاستهای راهبردی انرژی آمریکا قرار گرفت و امکانات تکنولوژی شرکتهای نفتی  آمریکایی بر استخراج این مواد از یکسو و توسعه منابع نفتی و گازی و افزایش بهره وری از آنها  متمرکز گردید. این سیاستها سبب گردید که در سال 2013 میزان تولید  گاز در آمریکا به حدود 810 میلیارد مترمکعبدر سال و نفت به بیش از 9 میلیون بشکه در روز رسد که نیمی از تولید گاز و یکسوم تولید نفت از ذخایر غیر متعارف بود. پس از سالها میزان تولید گاز آمریکا از میزان تولید روسیه پیشی گرفت و میزان تولید نفت آن از تمامی کشورهای عضو اوپک به غیر از عربستان. به عبارتی آمریکا در سال 2013 نه تنها قادر به تامین نیاز داخلی به گاز گردید بلکه توانست حدود 15 درصد از تولید خود را نیز به کانادا و مکزیک صادر نماید.
آمریکا هم اکنون پارامتر جدیدی را در تولید انرژی در جهان وارد نموده که تولید گاز و نفت از منابع شیلی است. فرآیندی که تکنولوژی و ابزار آن تنها در اختیار دو شرکت اکسون و شورون قرار دارد.

استراتژی و راهکارهای نو در اروپا

تکنولوژی استخراج نفت و گاز از شیلها؛ سبب شکوفایی بخش انرژی در داخل آمریکا گردید و افق تازه ای را در برابر سیاستگذاران آمریکایی قرار داد و پاراگرافی جدید در دکترین انرژی آمریکا اضافه نمود و آن "کانالیزه کردن شکوفایی انرژی داخلی و تبدیل آن به ابزاری ژئوپلتیک" بود تا منافع آمریکا در سراسر جهان توسعه یابد و ابزار جدیدی نیز در برابر زیاده خواهی ها و سرکشی های کشورهای تولید کننده در دست باشد.
در این راستا و در اواخر سال 2011 هیلاری کلینتون اقدام به تاسیس "دفتر منابع انرژی" در وزارت امور خارجه نمود و کارلوس پاسکوال سفیر سابق آمریکا در اوکراین و یکی از برجسته ترین کارشناسان امور کشورهای اوراسیا را بر آن گماشت. این دفتر تدوین راهکارهای لازم جهت تحقق اولین اهداف این استراتژی را بعهده گرفت که بر "گسترش مزایای منابع جدید انرژی بمنظور کاهش وابستگی اوکراین و اروپا به گاز روسیه" تاکید می نمود تا از ضربه پذیری اروپا در برابر قطع صادرات گاز روسیه جلوگیری نماید.
اولین اقدام در پی شناسایی اولیه ذخایر شیلی اروپا انجام گرفت  که منجر به اولویت بندی این ذخایر از نقطه نظر حجم و ارزش اقتصادی بود. بر اساس این تقسیم بندی کار بروی ذخایر شیلی لهستان؛اوکراین؛ رومانی؛ بلغارستان؛ لیتوانی و مولداوی در درجه اول اهمیت قرار گرفت و ذخایر شیلی فرانسه« دانمارک« انگلستان و سوئد در مراحل بعدی و دیگر ذخایر موجود در کشورهایی مانند آلمان و اتریش غیر مفید اعلام گردید.
سه خواهران (اکسون؛ شورون و شل) اقدام به عقد قرارداد باکشورهای فوق نمودند. تا اوایل سال 2012 قراردادها با کشورهای عضو اتحادیه اروپا به اتمام رسید و در سال 2013 شورون در اوکراین با عقد قراردادی به مبلغ ده میلیارد دلار به کار در دخایر جنوبغربی اوکراین در مجاورت مرزهای لهستان پرداخت و همزمان شل قراردادی را بمنظور کار در ذخایرمناطق شرقی اوکراین منعقد نمود و همزمان اکسون نیز مقدمات عقد قراردادی را در مورد اکتشاف و استخراج گاز از ذخایر متعارف دریای سیاه در مجاورت رومانی آماده نمود.
بسیاری از نتایج در سال 2013 مشخص گردید. ذخایر موجود در لهستان؛ رومانی و اوکراین میتوانند بعنوان پتانسیلی بالقوه جایگزین گاز صادراتی روسیه به اروپا گردند. هرچند عملیات این شرکتها در رومانی و بلغارستان با مشکلاتی مواجه گردید که ناشی از مخالفت مردم این کشورها با واگذاری زمین های کشاورزیشان بود ولیکن عملیات آماده سازی در سواحل و فلات قاره دریای سیاه در حال انجام است.
در عملیات مورد اشاره « کارلوس پاسکوال» و تیمش در دفتر منابع انرژی وزارت خارجه « اوکراین را بعنوان هدف اصلی نشان گرفت و اقداماتی را در زمینه بهسازی سیستم توزیع و مصرف گاز در این کشور به مورد اجرا گذاشت به نحوی که وابستگی اوکراین را به گاز روسیه از 90 درصد نیاز داخلی به 60درصد کاهش داد. بر اساس برنامه های پیش بینی شده میزان تولید گاز اوکراین در سال 2016 به حدود 12 میلیارد مترمکعب خواهد رسید و این مقدار در سال 2020 بیش از سی میلیارد مترمکعب خواهد بود که نه تنها جوابگوی نیازهای داخلی است بلکه امکان صادرات حدود سی درصد این مقدار به کشورهای اروپایی ممکن میگردد.
همچنین مقدار تولید گاز شیلی در دیگر کشورهای شرق اروپا به نحوی خواهد بود که در سال 2016 امکان خودکفایی نسبی آنها فراهم گردیده و در سال 2020 قادر به تامین بخش بزرگی از گاز مورد نیاز آلمان و ایتالیا و اتریش و کشورهای دیگر حوزه بالتیک را دارا خواهند بود.
در جوار استخراج گاز شیلی در کشورهای اروپایی؛ برنامه هایی در راستای احداث ناوگان حمل گاز طبیعی و احداث اسکله های تخلیه گاز در نقاط مختلف اروپا صورت گرفته تا بتوان نسبت به توسعه واردات گاز از لیبی؛ الجزایر؛ نیجریه و قطر اقدام نمود و با توسعه خط لوله آذربایجان-گرجستان-ترکیه و احداث خط لوله شمال عراق به ترکیه بتوان نیازهای گاز اروپا را تامین و از وابستگی آنها به گاز روسیه کاست.

استراتژی و راهکارهای نو در دیگر نقاط جهان

در دومین مرحله سیاست راهبردی« آمریکا توجه  خود را بر کشورهایی متمرکز نمود که دارای ذخایر غیر متعارف بودند و قراردادهایی در این زمینه توسط شرکتهای اکسون و شورون با آرژانتین؛ اندونزی؛ آفرقای جنوبی و کشورهایی در مغرب آفریقا منعقد گردید ولیکن مورد اصلی به چین بازمیگردد.
ذخایر سی چوان چین بزرگترین ذخیره شناخته شده گاز شیلی در جهان بشمار میرود . دولت چین بارها و بارها از سه خواهران دعوت به همکاری و سرمایه گذاری در این ذخایر نمود که با مخالفت آمریکا در مورد انتقال تکنولوژی به چین مواجه گشت. در سال 2011 دولت اوباما این محدودیت را در ازای شرایطی لغو نمود و به سه خواهران اجازه دادکه با شرط شراکت با شرکت نفت و پتروشیمی چین (سینوپک)قراردادهایی بلند مدت با چین منعقد نمایند. با ورود سه خواهران در این عرصه از سال 2012 رسما گاز شیلی از ذخایر سی چوان استخراج و وارد یازار گردید. میزان تولید در سال 2012 در حدود سی ملیون مترمکعب بود که در سال 2013 به دویست ملیون مترمکعب رسید و بر اساس برنامه های  پیش بینی شده این میزان به 6.5 ملیارد مترمکعب در 2015 خواهد رسید و در سال 2020 در حدود هشتاد ملیارد مترمکعب خواهد بود.
با نگاهی به عملکرد سه شرکت اکسون « شورون و شل در مقیاس وسیع و شرکت کونوکو فیلیپس در مقیاسی کوچکتر این نکته به چشم می آید که آنها طی قراردادهایی بلند مدت و عمدتا شراکتی در تقریبا پنجاه کشور جهان و حتی در روسیه و چین به کار در پروژه های توسعه میادین گاز و یا استخراج گاز از منابع غیر متعارف اشتغال دارند و در پاره ای از کشورها چون قطر « آذربایجان « کردستان عراق « نیجریه و تاجیکستان فعال مایشاِ می باشند.
تمامی عملکرد سه خواهران در کشورهای جهان بر اساس استراتژی تعریف شده ای در حال انجام است که در نهایت امکان کنترل اقتصادی تمامی کشورهای تولید کننده و صادر کننده انرژی و همچنین کشورهای مصرف کننده انرژی را در سیطره خود گیرد و در جهان امروز سیطره اقتصادی به معنای سیطره سیاسی است.



مسئله اوکراین زوایای پنهان

سياستهاي انرژي آمريكا بخش دوم

راهکارهای آتی

پس از  دو دهه کش و قوس  « آمریکا در سال 2013 قادر گردید به یاری تکنولوژی بسیار پیشرفته و با بهره گیری از ذخایر نفت و گاز غیر متعارف  به تولیدی بیش از 9 ملیون بشکه در روز نفت خام و در حدود 810 ملیار مترمکعب گاز دست یابد و بدل به اولین تولید کننده گاز در جهان گردد. میزان تولید گاز روسیه بعنوان دومین تولید کننده کمی بیش از 600 ملیارد مترمکعب بوده که 172 ملیارد مترمکعب آن صادر گردیده است.
در سال 2013 دو شرکت اکسون و شورون از دولت اوباما در خواست صدور مجوز صادرات گاز به اروپا و آسیای جنوبشرقی را نمودند که با پشتیبانی جمهوریخواهان روبرو گشت؛ ولیکن اوباما تحت فشار طرفداران محیط زیست؛ برخی از دموکراتها و شرکتهای تولید کننده آمریکایی که نیازمند مزایای رقابتی گاز ارزان داخلی بودند در آغاز با این مسئله مخالفت نمود ولیکن در نهایت این اجازه به شرکتهای آمریکایی داده شد تا بتوانند از سال 2015 نسبت به صدور گاز مایع اقدام نمایند. این مجوز بعنوان یکی از گزینه های اصلی در صورت قطع گاز صادراتی روسیه به اروپا بعنوان عکس العمل به تحریم های محتمل مطرح است.
گاز مایع میرود تا بعنوان سوخت مصرفی غالب در کشورهای جهان درآید و با آنچه که ذکر گردید تولید سالانه آن مرتبا در حال افزایش است و علاوه بر آن دو مصرف کننده عمده گاز روسیه به عبارتی اروپا و چین هر روزه اتکایشان به گاز روسیه کمتر میگردد. بر اساس پیش بینی های انجام شده در سال 2020 وضعیت تولید از ذخایر غیر متعارف و گسترش میادین گازی در کشورهای وابسته به غرب  به گونه ای خواهد بود که  ميزان توليد از مصرف پيشي خواهد گرفت وگاز تولیدی از کشورهای آسیای میانه و روسیه با مشکل بازار روبرو خواهند بود. این مسئله یکی از مهمترین دلایلی بود که شرکت اکسون از پیوستن به گروه سرمایه گذار خط لوله نابوکو خودداری نمود و دلیل اصلی را نیز نبود توجیه اقتصادی برای احداث این خط لوله ذکر نمود و به جای آن سرمایه گذاری و شراکت در  اکتشاف « استخراج و توسعه ذخایر گازی متعارف در جمهوری آذربایجان و کردستان عراق را مد نظر قرار داد و با این کار خط لوله نابوکو به فراموشی سپارده شد.

ابزارها و تضمين ها

شايد اين پرسش براي برخي پيش آيد كه در شرايطي كه آمريكا رقابتي سخت و مشكل را با چين و روسيه  در زمينه هاي اقتصادي و سياسي دارد؛پس چرا حاضر به سرمايه گذاري در توسعه منابع گازي متعارف و يا توليد گاز از منابع غير متعارف اين كشورهاست. دليل بسيار ساده است » قراردادهاي بلند مدت و شراكتي با اين كشورها عملا دست شركتهاي آمريكايي را در كنترل ميزان توليد و نحوه فروش باز مي گذارد و ابزارهاي لازم براي كنترل اين موارد به تمامي در دست اين شركتهاست.
توليد گاز طبيعي از ميادين گازي متعارف و همچنين توليد گاز شيلي و نفت شيلي نياز به تكنولوژي و نرم افزار و سخت افزار ويژه اي دارد كه در مورد ذخاير متعارف فقط در اختيار شركتهاي نفتي غربي و در مورد ذخاير غير متعارف فقط در اختيار دو شركت اكسون و شورون مي باشد. حتي شر كت شل با مليتي انگليسي-هلندي در استخراج ذخاير گاز شيلي كاملا متكي به دو شركت آمريكايي مي باشد.
مثال مشخص اين گفته را ميتوان در برنامه هاي توسعه ميادين گاز پارس جنوبي شاهد بود. پس از انصراف شركت توتال از كار بر روی اين ميادين؛ هيچ گونه پيشرفتي در پروژه حاصل نگشت و هيچ شركتي چه چيني و چه روسي قادر به انجام پروژه توسعه اين ميادين نگرديد. نتيجه اين گرديد كه سهم استخراج ايران از اين ميدان مشترك با قطر فقط استفاده از دو حلقه چاهي است كه توسط توتال در بخش ايراني اين ميدان حفر شده. از جانب ديگر در بخش قطري اين ميدان اكسون در حال استخراج گاز از بيست حلقه چاهي است كه در مدت سه سال حفر نموده و چاههاي ديگري را نيز در حال حفر دارد.
مسئله در مورد گاز شيلي بسيار پيچيده تر است. تقريبا تمامي ذخاير قابل برداشت در اعماق بيش از سه هزار متر قرار دارند و علاوه بر حفر چاه عمودي نياز به حفر چاه افقي در لايه هاي شيلي در اين عمق و استفاده از تكنولوذي خاصي براي آزادسازي گاز و استخراج آنست كه نياز به ابزارهاي خاصي دارد كه تنها و تنها در اختيار آمريكاست. از سوي ديگر عمر متوسط چاه استخراجي در اين سيستم در حدود سه سال است كه وابستگي تكنولوژيك و ابزاري كشور توليد كننده را به شريك آمريكايي خود در تمامي مدت توليد تضمين مي نمايد؛ به عبارتي تكنولوژي بزرگترين تضمين كننده تنفيذ اين استراتژي مي باشد.

راهكارهاي توليد و توزيع انرژي
  
شايد به خلاصه بتوان گفت كه هدف اصلي آمريكا از اعمال چنين سياستي  كنترل اقتصادي هم كشورهاي توليد كننده و هم مصرف كننده انرژي در جهان است. اين كنترل از دو جهت حائز اهميت بسيار زياديست مهمتريت آن كنترل ميزان رشد اقتصادي هر كشور با در نظر گرفتن جمعيت آن و تعريف آن در اقتصاد جهاني است و دومين آن كنترل تصميم گيريهاي سياسي در كشورهاست و اجبار نمودن حركت آنان در سياستي تعريف شده كه جهاني شدن بوجود خواهد آورد.
موفقيت اين استراتژي در كنترل بازارهاي نفتي تضميني است بر موفقيت اين برنامه در تمامي بازار انرژي. در مورد سياستهاي نفتي؛ گامهاي آمريكا در خلال دهه گذشته و استفاده از تكنولوژي لازم در  افزايش بهره وري چاههاي نفتي و احياي چاههاي قديمي؛ عملا باعث افزايش توان توليدي بالقوه كشورهاي توليد كننده نفت در قمر آمريكا گرديد كه در تحريم نفت ايران كاملا نتيجه خود را نشان داد. در شرايطي كه ليبي عملا توان توليد نفت خود را از دست داده بود و عراق در مراحل آغازين احياي توليد خود بود و همگان تصور مينمودند كه با تحريم نفت ايران؛ قيمت نفت به ميزان قابل توجهي افزايش يابد؛ استفاده از بخشي  از اين امكانات بالقوه سبب گرديد كه نه تنها هيچ شوكي به بازار وارد نيايد بلكه حتي پس از گذشت يكسال از تحريم نفتي ايران؛ نفت موجود در بازار بيش از نياز مصرف است. اين مسئله از آنجا قابل توجه است كه نه تنها تا كنون نفت كردستان عراق وارد بازار نشده » بلكه هنوز ليبي در سطح توليدي كمتر از بيست درصد ميزان توليد خود است و عراق ظرفيتهاي جديد خود را وارد بازار ننموده است.  وضعيت بازار به گونه ايست كه عربستان سعودي و كشورهاي حوزه جنوبي خليج فارس ميزان توليد خود را حتي در زمستان امسال به مقدار دو مليون بشكه در روز كاهش داده اند.
تفسير ساده اين موضوع اينست كه  ارزش استراتزيك كشورهايي چون ايران در مسئله توليد نفت به سرعت در حال رنگ باختن است و در سال 2015 نيز با ورود نفت شمل عراق و ليبي به بازار و ميزان توليد نفت شيل ها جهان با افزايش توليدي در حدود هفت مليون بشكه در روز مواجه خواهد بود كه حتي روسيه را با صادرات شش مليون بشكه اي خود تحت فشار قرار خواهد داد.
اين مسئله در مورد گاز به شكلي بسيار حادتر خود را نشان مي دهد. در سال 2012 مقدار واردات گاز كشورهاي مصرف كننده در حدود 238 مليون تن (هر تن گاز مايع معادل حدود 1360 متر مكعب گاز طبيعي است) رسيد (حدود 324 مليارد مترمكعب) كه براي اولين بار نشان دهنده كاهش تقاضا ست. هرچند پيش بيني ميشود كه مقدار مصرف گاز در جهان هر ساله 8 درصد افزايش يابد وليكن با افزايش استخراج گاز از منابع غيرمتعارف پيش بيني ميشود كه مقدار واردات كشورهاي مصرف كننده هر ساله حدود 2 درصد كاهش يابد. در سال 2012 در حدود  70 درصد گاز صادراتي به كشورهاي ژاپن» كره جنوبي؛ چين؛ هند و تايوان حمل گرديده و سهم اروپا نزديك به 21 درصد بوده است. در ميان كشورهاي صادر كننده گاز؛ قطر به تنهايي 33 درصد گاز صادراتي جهان را تامين نموده و در رده هاي بعدي مالزي 10 درصد؛ استراليا 9درصد؛ نيجريا 9درصد؛ و اندونزي 8درصد قرار گرفته اند و سهم روسيه در صادرات گاز  كمتر از 5 درصد بوده و جالب اينكه ايران بعنوان دارنده دومين ذخاير گاز دنيا جايي را در اين فهرست ندارد. مسئله قابل توجه آنست كه دو شركت اكسون و شورون در بيش از 78 درصد صادرات گاز جهان با كشورهاي توليد كننده شراكت داشته اند.
مسئله بسيار مهم اينست كه مقدار گاز وارداتي اروپا از 66 مليون تن در سال 2011 به 48 مليون تن در سال 2012 كاهش يافته كه ناشي از استخراج گاز از منابع غير متعارف در فرانسه » لهستان و دانمارك و نروژ مي باشد.
ظرفيت كارخانه هاي شيرين كردن گاز و تبديل آن به مايع در سال 2012 در حدود 281 مليون تن بوده است كه 27 درصد اين ظرفيت به قطر اختصاص دارد و  احداث واحدهاي جديد و افزايش ظرفيتهاي موجود فقط در استراليا (50 مليون تن) » آمريكا (10مليون تن) و آنگولا (5مليون تن) مد نظر است كه تا سال 2017 ظرفيت را به حدود 310 مليون تن افزايش خواهد داد. اين امر به مثابه اينست كه لااقل تا سال 2020 ظرفيتهاي صادراتي هر كشور صادر كننده گاز در شرايط فعلي حفظ خواهد شد و فقط استرالي به عنوان رقيب اصلي صادراتي در جوار قطر قرار خواهد گرفت و آمريكا ظرفيت صادراتي خود را معادل طرفيت صادراتي روسيه افزايش خواهد داد و آنگولا نيز در جرگه كشورهاي درجه سوم صادراتي گاز قرار خواهد گرفت. جالب اينست كه در اينجا نيز ايران هيچ نقشي را لااقل تا سال 2020 در تجارت جهاني گاز بعهده نخواهد داشت.
با نگاهي به اسكله هاي تخليه گاز مايع چشم انداز روشنتري از سياستهاي انرژي در جهان به دست مي آيد.  تعداد اسكله هاي تخليه گاز مايع در سال 2012 در اروپا 11 اسكله با ظرفيت اسمي 62 مليون تن در سال بوده است و احداث 6 اسكله جديد با ظرفيت 24 مليون تن در سال در حال انجام است كه در سال 2015 ظرفيت وارداتي گاز مايع اروپا را به حدود 85 مليون تن در سال خواهد رساند كه بيش از يك و نيم برابر نياز وارداتي اروپاست.

چشم انداز نهايي و تاثير آن بر ايران و كشورهاي اوراسيا

دكترين جرج كنان در محاصره نمودن شوروي توسط حكومتهاي طرفدار غرب » امروزه در قالب محاصره اقتصادي روسيه خود را نشان مي دهد. با مروري بر آنچه كه برشمارديم » اين نكته به ذهن تداعي مي كند كه مهار اقتصادي روسيه و كشورهايي كه در مقابل تفكر اقتصاد جهاني آمريكا ايستاده اند اولين هدف در تدوين استراتژي انرژي آمريكاست كه با هاهنگي كامل با اروپا در حال انجام است.
تمامي اقتصاد روسيه به صادرات نفت و گاز آن وابسته است و درآمد ناخالص روسيه از  اين امر به بيش از  300 مليارد دلار در سال تخمين زده ميشود كه بيست و پنج درصد آن از صادرات گاز تامين مي گردد. با توجه به وضعيت فعلي بازار نفت خام و كم اهميت شدن آن بعنوان انرژي سوختي و همچنين ورود توليدكننده هاي جديد به بازار پيش بيني ميگردد كه ميزان صادرات نفت خام روسيه تا چهار مليون بشكه در سال 2015 كاهش يابد. از سويي با افزايش توليد گاز مايع از منابع غير متعارف در اروپا و چين و افزايش توليد گاز در آمريكا و توسعه منابع گازي در كشورهاي غرب آفريقا و آذربايجان و شمال عراق و روند تقاضاي بازار چنين برمي آيد كه از سال 2015 گاز روسيه نيز با كاهش بسيار شديد تقاضا روبرو گردد و در خوشبينانه ترين حالات از سي درصد ميزان فعلي تجاوز ننمايد. از سويي خودكفايي اوكراين از نطر توليد گاز » روسيه را مواجه با مشكل بسيار بزرگي خواهد نمود كه در موازنه پرداختهاي آن با اوكراين بوجود خواهد آمد. به بياني ديگر در سال 2015 به احتمال فريب به يقين ميزان درآمد ناخالص روسيه از فروش نفت و گاز تا نيمي از مقدار فعلي تقليل خواهد يافت كه براي روسيه معنايي جز نابودي اقتصادي نخواهد داشت.
در ايران مسئله بسيار شفاف تر است. اگر بدون تعصب به وضعيت يازار انرژي در جهان بنگريم به خوبي اين نكته روشن است كه در شرايط فعلي جهان نيازي به نفت و گاز ايران ندارد. در مورد نفت؛ حتي قطع تمامي صادرات نفت ايران هيچگونه اثري را بر بازار نخواهد گذاشت و در مقابل آن نيز رفع تحريم ها هيچ كمكي به افزايش مقدار صادرات نفت ايران نخواهد داشت مگر اينكه چوب حراج به نفت ايران زده شود.
آنچه كه امروز شاهديم و آن اجازه به ايران جهت صدور چيزي در حدود يك مليون بشكه نفت در روز است و آنهم عمدتا به چين و هند كه فقط در ازاي معاملات تهاتري حاضر به خريد نفت ايران هستند؛ معنايي به جز وجه ديگري از سياست «نفت برابر غذا» ندارد.
در مورد گاز مسئله بسيار فجيع تر و تاسف برانگيزتر است. تكنولوژي توليد گاز ايران در حدود بيست سال از تكنولوژي جهان عقب مانده و در زمينه صادرات حتي فاقد زيرساختهاي لازم جهت توليد و نبود هيچگونه زيرساخت اصلي بمنظور تبديل گاز توليدي به گاز مايع و بارگيري كشتيهاي مخصوص آنست. حتي اگر همين امروز نيز تحريم ها در مورد نفت و گاز ايران برداشته شود » مدت زمان لازم براي رسيدن به توان صادراتي بيش از ده سال خواهد بود و اين يكي از دلايل عمده ايست كه بازارهاي جهاني هيچگونه نقشي براي ايران در زمينه صدور گاز تا سال 2030 در نظر نمي گيرند. تنها كاري كه ايران ميتواند انجام دهد ساخت خط لوله براي انتقال گاز به پاكستان و هند است كه آنهم به منزله قناتهاي حاجي آغاسي خواهد بود.
قزاقستان و تركمنستان نيز به سرنوشتي چون ايران مبتلا خواهند بود و آنها نيز قادر به صدور گاز خود از طريق احداث خط لوله هايي به افغانستان و پاكستان و هند خواهند بود كه در اين ميان وضعيت تركمنستان شايد كمي اميدواركننده تر باشد.
در كلام آخر اينكه رقابت بسيار فشرده اي طي ساليان آتي ميان روسيه و ايران و قزاقستان و تركمنستان در صدور نفت و گاز خود بوجود خواهد آمد و مطمئنا سياست روسيه بر اين مبنا خواهد بود تا به هرطريقي سدي در برابر صنايع نفت و گاز ايران ايجاد نمايد.

م.ر    



۱۱ نظر:

  1. Excellent article. Makes you fear for the future of our Iran.

    پاسخحذف
  2. بی نظیر بود. بسیار اموختم. امیدوارم که باز از این دست نوشته ها از م.ر گرامی داشته باشیم. و سپاس ویژه از کژدم گرامی که بدون ایشان ما ازچنین فضا و داده های از نوع دیگر یقینا محروم بودیم.

    پاسخحذف
  3. دستمریزاد، عالی بود.
    امیدوارم گذر دولت مردان ایرانی به این وبلاگ بیافتاد، گرچه: خر چه داند قیمت نقل و نبات....

    پاسخحذف
  4. can you please put its reference.
    Thanks

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. مطمئن هستم که م.ر گرامی Reference ها را معرفی خواهند نمود. اما برای من جای پرسش است که شخصی فارسی بخواند و بفهمد و با کامپیوتر هم آشنایی داشته باشد؛ اما انگلیسی بلغور کند.
      آیا از فارسی گفتن و نوشتن شرم دارید؟ یا منظور خاصی دارید که حد اقل به خاطر نظرات سابقی که به همین روش نگاشته اید و بهتر از همه میدانید که انگشت وسط نصیبتان شده است.
      راستی ساندیس در اروپا چند «یورو» است؟

      حذف
  5. كژدم گرامي و دوستان عزيز
    ضمن تبريك نوروز به نمامي شما و هم ميهنانمان و آرزوي سربلندي و سرافرازي براي تمامي اين كساني كه به نوروز به عنوان كهنترين آيين ايراني عشق مي ورزند.
    در حال اتمام بخش سوم اين گفتار هستم كه به عكس العمل روسيه به اين سياست اختصاص دارد و در پايان آن به مراجع و منابعي اشاره خواهم نمود كه علي رغم آنكه در دسترس همگان هستند وليكن از نظرها به دور مانده اند.
    هدف من از نوشتن اين گفتار آشنايي دوستان با اصول اصلي و زيربنايي بميانگزاري سياستهاي راهبردي در جهان بود و اينكه شناخت اين اصول ميتواند آموزه اي براي هماهنگي تلاشهايمان باشد تا ما نيز لاقل تبديل به بازيگري شويم كه بشود نقشي هرچند كوچك را بعهده گيريم و نه اينكه بدل به بازي خورده اي شويم كه در نهايت نيز بعنوان سياهي لشگري دست چهارم هيچ تاثيري را در پيشبرد داستان نداشته باشيم.
    از كژدم گرامي نيز سپاسگذارم كه با وجود اينكه مزمئن هستم با بخشي از نظرات من ممكنست موافق نباشد وليكن اين وبلاگ را به صحنه نبرد انديشه ها تبديل نموده است.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. م.ر گرامی

      از نظر من در این مرحله آنچه که مهم است «گشایش مطالعات سیاسی» به طور نسبتاً حرفه ای است؛ از نظر من اصلاً مهم نیست که کسی خودش را برنده و یا بازنده بداند و اگر به همین روال ادامه دهیم و یاران دیگری نیز به اینگونه بحث ها دامن بزنند و نوشته های خود را ارسال کنند؛ همهٔ ما برنده خواهیم بود؛ زیرا در پایان خواندن نظرات و مقالات حداقل به این نتیجه خواهیم رسید که : «امروز مطلب جدیدی یاد گرفتم». من بارها از خوانندگان گرامی برای گشایش بحثهای جدی سیاسی دعوت کرده ام و از اینکه وبسایتهای فارسی زبان بیش از آنکه بنا به ادعای خود «سیاسی» باشند؛ به سوی «وولگاریسم سیاسی» (دیدگاه عوام اندیش سیاسی) کشانیده شده اند و نتیجهٔ تمامی تلاشها تقریباً صفر بوده است؛ زیرا هیچیک از این وبسایتها با «سیاست عملی» کاری ندارند و در «بحثهای بی جان کلامی» گیر افتاده اند. لذات از اینکه پس از چهار سال تلاش و پیگیری و «متکلم الوحده بودن» میبینم که یاران و خوانندگان گرامی آرام آرام در حال آشنا شدن با «سیاست عملی» هستند بسیار خوشحالم. اگر به صفحاتی که در ستون سمت راست وبلاگ موجود هستند نگاهی بیندازید؛ همهٔ آنها نوعی تلاش برای رسیدن به آن نقطه ای است که اکنون رسیده ایم و این نقطه؛ تنها آغاز کار است و مطلب بسیاری وجود دارند که باید به بحث گذاشته شوند.
      از زحمات شما نیز بسیار سپاسگذارم و توجه یاران و خوانندگان نیز نشان میدهد که به نقطهٔ خوبی رسیده ایم.

      حذف
  6. kheir. gooshie man font farsi nadasht va az anjayi ke maghaleha be zabane english hast va khandane pinglish momkene sakhtar bashe enhlish type kardam. bande dar europe nistam va sandiskhur ham nistam

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. کدام مقاله به زبان انگلیسی در اینجا نوشته شده؟!

      حذف
    2. maghale asli be zabane englisi hast,
      va hamantoor ke motarjem eshare karde, "site hayi ke az nazar door mande" ru mayelam dashte basham,

      حذف