با گسترشِ «جنبش آتش سوزیها»؛ رژیمِ ننگینِ شیعی قافیه را باخته است. زیرا «پلیس» همیشه بعد از وقوعِ حادثه به صحنه می رود و این امر به این معنی است که پلیس همیشه «بازیگرِ خنثی» است و «حادثه ساز» همیشه «بازی ساز» بوده است.
این مثال را زدم تا فرق و ارزشِ «بازیگری» و «بازی سازی» رایاد آوری کنم. فیلمِ سینمایی «Minority Report» تلاش میکند تا برایِ تغییرِ این چرخه راهی ارائه دهد. چینیها با بکار گرفتنِ دوربینهایِ پیشرفته و شناسایی بر اساسِ مشخّصاتِ «Bio metric» راهِ دیگری پیشنهاد میکنند. امّا تا آن زمان که بتوان «بازی سازان» را پیش از «براه انداختنِ بازی» متوقّف نمود؛ فاصلهٔ بسیاری داریم.
پلیس نمیتواند «آنچه که اتّفاق افتاده است» را «Delete» نموده و «انجام شده» را به «نا انجام شده» تبدیل کند. بلکه تلاش میکند تا بوسیلهٔ دستگیری و قوّهٔ قضائیّه از «بازی ساز» انتقام بگیرد و محیطِ «رُعب و وحشت» ایجاد کند.
در حکومتهایی از نوعِ رژیمِ شیعی؛ شما اگر بگویید که «حقوقتان کم است» جنایتکار هستید. امّا با گفتنِ این جمله نه تنها حقوقتان اضافه نخواهد شد بلکه «اسیر» خواهید شد. یعنی اینکه «بازی ساز» بدونِ «گُل زدن» پایش شکسته میشود و برایِ یک خواستهٔ کوچک باید تلفاتِ زیادی متحمّل شد.
امّا «سرنگونی رژیم» بازی بسیار بزرگی است و هیچ رژیمی در دنیا «تنها» نیست و حامیانِ زیادی دارد. به همین «امارات» نگاه کنید که ظاهراً از دشمنانِ رژیمِ شیعی به شمار می آید امّا یکی از مهمّ ترین مراکز پولشویی رژیمِ شیعی و همچنین «کمربندِ امنیّتی رژیم» است. لذا در آغاز؛ «بازی ساز» باید همهٔ موانع را «دُور» بزند (مانندِ دُور زدنِ تحریمها) و در مرحلهٔ بعدی باید به صورتِ عملی حامیانِ را در داخل و خارج «نا امید» کُند.
«بازی ساز» باید بداند که «جیغ و ویغ» و «شعار»ها هرچند که با صدای بلند گفته شوند؛ «بادِ هوا» هستند و هیچ ارزشی ندارند و نه تنها «حامیانِ رژیم» را «نا امید» نخواهند کرد؛ بلکه هیچ حکومتِ دیگری که مخالفِ رژیمِ شیعی ایران است نیز آنها را جدّی نخواهد گرفت.
این واقعیّت را در دورانِ پس از انتخابِ ترامپ دیدید و من (کژدم) تنها کسی بودم که در همان آغاز این مسئله را به همه گفتم. ولی موردِ توجّه قرار نگرفتم و بسیاری از آنهایی که فکر میکردند «ترامپ» مشتریِ آنها خواهد بود در عمل به شدّت متضرّر شدند و به جای «ملامتِ خویش» به ملامتِ ترامپ روی آوردند. در حالی که «ملامتِ خویش» میتواند اشتباهات را نشان دهد و زمینه را برایِ رهیافتهایِ جدید باز کند؛ امّا ملامتِ ترامپ نه تنها مشکلی را حلّ نمیکند بلکه به «دشمن تراشی» می انجامد.
آیا رژیم در حالِ سرنگون شدن است؟
این پرسشی است که باید پاسخی شفّاف به آن داده شود و «آرزوها» نباید به عنوانِ «واقعیّت» انگاشته شوند. به نظرِ من (کژدم) حتّی اگر ۱۰۰٪ ساکنینِ ایران با سرنگونیِ رژیم موافق باشند؛ ستونهایِ دیگرِ «پروژهٔ سرنگونی» همچنان می لنگند.
۱- «سرنگونیِ رژیم» هنوز در میانِ مردم به «گفتمان» تبدیل نشده است. زیرا سرنگونی به «جایگزینی» نیاز دارد و اگر «جایگزین» و یا نامزدهایِ جایگزینی نتوانسته باشند نظرِ مردم را به خود جلب کنند؛ چنین آرزویی به «گفتمان» تبدیل نخواهد شد.
۲- «جایگزین» و یا «نامزدهای جایگزینی» در حدّ یک «جوک» هستند. نَه با «روندِ سرنگونی» آشنایی دارند؛ نَه میتوانند در کنارِ همدیگر بنشینند و به حرفهایِ یکدیگر گوش کنند. حرفها نیز ارزش شنیده شدن ندارند. زیرا سخنانی تکراری و ملال آور هستند که از زمانِ «رضا شاه» به کرّات تکرار شده و هیچ ارزشی برای پی ریزیِ «آینده» ندارند و این مسئله به خودیِ خود بقاء رژیمِ شیعی را تضمین میکند. مزخرفاتی از قبیلِ «خودمختاریِ قومی با احزابِ قومی مسلّح» و از سویِ دیگر «تمرکزِ قدرت در کشورِ تهران» و یا «دموکراسی بر مبنایِ هر نفر یک رأی» و «کمونیسم اسلامی»؛ داستانهایی هستند که موجودیّتِ متشتّط کنونی را بوجود آورده اند.
۳- سالها پیش گفته ام که رژیم نخست باید در پروژه هایِ خارجیِ خود (تشکیلِ هلال شیعی و کانونهای بحران) شکست بخورد و آن هیبت و صلابتِ قلّابی که میلیاردها دلار برایش هزینه کرده است؛ ریخته شده و به موجودیّتی «شرمسار» و «تحقیر شده» تبدیل شود تا نا امیدی و حسّ حقارت در میانِ «سردار گروهبانها» و آنهایی که این موجودات را «قهرمان» میدانند بوجود آید و آنگاه است که رژیمِ شیعی به طورِ واقعی و گسترده با ریزشِ نیرو به صورتِ «برگشت ناپذیر» مواجه خواهد.
این روند مدّتی است که آغاز شده است؛ امّا هنوز در آغازِ راه است و مدّتی طول خواهد کشید تا به نتیجه برسد.
۴- حامیانِ خارجی رژیم نه تنها هنوز نشانه هایِ «ضعفِ واقعی» را در رژیم نمیبینند؛ بلکه «نیرویِ جایگزین» نیز وجود ندارد. لذا تلاش میکنند که از ضعفهایِ کنونیِ رژیم برای معاملاتِ سود آور استفاده کنند و تا جایی که میتوانند رژیم را سرِ پا نگاهداشته و حوزهٔ نفوذ خود را گسترش دهند.
«بازی ساز» باید بداند که «جیغ و ویغ» و «شعار»ها هرچند که با صدای بلند گفته شوند؛ «بادِ هوا» هستند و هیچ ارزشی ندارند و نه تنها «حامیانِ رژیم» را «نا امید» نخواهند کرد؛ بلکه هیچ حکومتِ دیگری که مخالفِ رژیمِ شیعی ایران است نیز آنها را جدّی نخواهد گرفت.
این واقعیّت را در دورانِ پس از انتخابِ ترامپ دیدید و من (کژدم) تنها کسی بودم که در همان آغاز این مسئله را به همه گفتم. ولی موردِ توجّه قرار نگرفتم و بسیاری از آنهایی که فکر میکردند «ترامپ» مشتریِ آنها خواهد بود در عمل به شدّت متضرّر شدند و به جای «ملامتِ خویش» به ملامتِ ترامپ روی آوردند. در حالی که «ملامتِ خویش» میتواند اشتباهات را نشان دهد و زمینه را برایِ رهیافتهایِ جدید باز کند؛ امّا ملامتِ ترامپ نه تنها مشکلی را حلّ نمیکند بلکه به «دشمن تراشی» می انجامد.
آیا رژیم در حالِ سرنگون شدن است؟
این پرسشی است که باید پاسخی شفّاف به آن داده شود و «آرزوها» نباید به عنوانِ «واقعیّت» انگاشته شوند. به نظرِ من (کژدم) حتّی اگر ۱۰۰٪ ساکنینِ ایران با سرنگونیِ رژیم موافق باشند؛ ستونهایِ دیگرِ «پروژهٔ سرنگونی» همچنان می لنگند.
۱- «سرنگونیِ رژیم» هنوز در میانِ مردم به «گفتمان» تبدیل نشده است. زیرا سرنگونی به «جایگزینی» نیاز دارد و اگر «جایگزین» و یا نامزدهایِ جایگزینی نتوانسته باشند نظرِ مردم را به خود جلب کنند؛ چنین آرزویی به «گفتمان» تبدیل نخواهد شد.
۲- «جایگزین» و یا «نامزدهای جایگزینی» در حدّ یک «جوک» هستند. نَه با «روندِ سرنگونی» آشنایی دارند؛ نَه میتوانند در کنارِ همدیگر بنشینند و به حرفهایِ یکدیگر گوش کنند. حرفها نیز ارزش شنیده شدن ندارند. زیرا سخنانی تکراری و ملال آور هستند که از زمانِ «رضا شاه» به کرّات تکرار شده و هیچ ارزشی برای پی ریزیِ «آینده» ندارند و این مسئله به خودیِ خود بقاء رژیمِ شیعی را تضمین میکند. مزخرفاتی از قبیلِ «خودمختاریِ قومی با احزابِ قومی مسلّح» و از سویِ دیگر «تمرکزِ قدرت در کشورِ تهران» و یا «دموکراسی بر مبنایِ هر نفر یک رأی» و «کمونیسم اسلامی»؛ داستانهایی هستند که موجودیّتِ متشتّط کنونی را بوجود آورده اند.
۳- سالها پیش گفته ام که رژیم نخست باید در پروژه هایِ خارجیِ خود (تشکیلِ هلال شیعی و کانونهای بحران) شکست بخورد و آن هیبت و صلابتِ قلّابی که میلیاردها دلار برایش هزینه کرده است؛ ریخته شده و به موجودیّتی «شرمسار» و «تحقیر شده» تبدیل شود تا نا امیدی و حسّ حقارت در میانِ «سردار گروهبانها» و آنهایی که این موجودات را «قهرمان» میدانند بوجود آید و آنگاه است که رژیمِ شیعی به طورِ واقعی و گسترده با ریزشِ نیرو به صورتِ «برگشت ناپذیر» مواجه خواهد.
این روند مدّتی است که آغاز شده است؛ امّا هنوز در آغازِ راه است و مدّتی طول خواهد کشید تا به نتیجه برسد.
۴- حامیانِ خارجی رژیم نه تنها هنوز نشانه هایِ «ضعفِ واقعی» را در رژیم نمیبینند؛ بلکه «نیرویِ جایگزین» نیز وجود ندارد. لذا تلاش میکنند که از ضعفهایِ کنونیِ رژیم برای معاملاتِ سود آور استفاده کنند و تا جایی که میتوانند رژیم را سرِ پا نگاهداشته و حوزهٔ نفوذ خود را گسترش دهند.
۵- رژیم لشکری آراسته دارد و از نظرِ بین المللی به رسمیّت شناخته میشود و میتواند ضربات را همچنان تحمّل کند و برایِ ادامهٔ بقاء به هر کاری دست بزند.
بحث را در بخشِ نظرات ادامه میدهیم. البتّه کیفیّتِ بحث را «کیفیّتِ پرسشها» تعیین میکنند. زیرا یا باید پرسشها را حذف کنم و یا منتشر کرده و به آنها پاسخ دهم. کیفیّتِ پرسش؛ کیفیّتِ شنونده و خواننده را نیز نشان میدهد.
کژدم
