۱۳۹۹ تیر ۲۷, جمعه

برای آنهایی که نمیخواهند فقط تماشاچی باشند

پیش از هرچیز؛ از فرستادنِ نظراتِ نامربوط خودداری کنید. زیرا منتشر نخواهند شد. اگر میتوانید این نوشتار را باز نشر کنید.

۱- از هرگونه عملیاتِ سیاسی و نظامی که نتواند به پیروزی (دستاورد) بینجامد؛ باید  دوری جُست.
تظاهراتهایِ گلّه ای اگر نتوانند به تسخیرِ مراکزِ امنیّتی و بدست آوردنِ اسلحه بینجامند؛ نه تنها فقط اتلافِ وقت هستند؛ بلکه منجر به دادنِ تلفاتِ سنگین «برایِ هیچ» خواهند بود. لذا از هرگونه به خیابان ریختنِ گلّه ایِ بی هدف و بدونِ دستاورد خودداری کنید.
کسی که از مردم بخواهد به بهانهٔ اعتراض به خیابانها بریزند و در این جهت فراخوان دهد؛ بدانید که از اوباشانِ وابسته به رژیمِ شیعی است و یا میخواهد خود را انقلابی جلوه دهد و برایِ رسیدن به هدفِ شخصیِ خود به چنین خیانتی دست میزند.
شاید برخی بگویند که این تظاهراتها افکارِ بین المللی را تحریک میکند. امّا این یک دروغِ بیشرمانه برایِ فریب است. زیرا چیزی به نامِ «افکارِ بین المللی» را هیچکس به رسمیّت نمیشناسد و «افکارِ بین المللی» در سازمانِ ملل پرچمی ندارند. آنهایی که پرچم دارند؛ «حکومتها» هستند و حکومتها به شما کمک نخواهند کرد و تلاششان بر این متمرکز خواهد بود که چگونه از این موضوع به نفعِ حکومتِ خود بهره برداری کنند.
نتیجه اینکه: فریبِ شعارهایِ مهیّج را نخورید و برایِ شعاردادن به خیابانها نریزید زیرا به جز خستگی و پارگیِ گلو و اسارت و کشته شدن هیچگونه اثری ندارد.

۲- اگر میخواهید کاری بکنید که دستاوردی ملموس داشته باشد؛ با تشکیلِ گروههایِ کوچکِ خودمانی  به «اهدافِ نرم» حمله کنید. ایجادِ آتش سوزیها در اموالِ رژیم و. بنیادهایِ غارت و یا تخریبِ دستگاههایِ خود پردازِ بانکها و خانه هایِ پاسدارن و بسیجیها و درجه دارانِ نیروهایِ انتظامی و سایرِ مقاماتِ رژیم در همهٔ دستگاهها؛ هیچ شکّی به خود راه ندهید.

۳- تعدادی از هتلها را به «چینی ها» واگذار کرده اند. این هتلها مراکزِ نقل و انتقال جاسوسانِ چین میباشد که تحتِ عنوانِ «توریست» در این هتلها مشغولِ جمع آوریِ اطّلاعات و ترتیب دادنِ ملاقاتهایِ سرّی برایِ ایجادِ شبکه هایِ جاسوسی و خریدنِ افراد هستند. این هتلها و توریستهایِ چینی و آنهایی که به نامِ «دانشجویانِ چینی» میشناسید نباید رویِ آسایش ببینند؛ زیرا این به ظاهر دانشجویان جاسوسانِ حزبِ کمونیستِ چین هستند.
لذا سعی کنید چینیها را را به هر طریقِ ممکن بدام انداخته و حذفشان کنید تا به چین برگردند و حکومتِ کمونیستیِ چین نیز پیغام را دریافت کند.

(ادامه در بخشِ نظرات)

کژدم

۱۳۹۹ تیر ۹, دوشنبه

ایران را فراموش کنید

همانگونه که از سالها پیش گفته ام؛ رژیمِ شیعی در حالِ فروشِ گام به گامِ ایران به چین است. این خیانت فقط مربوط به باندهایِ حامیِ «امام حسن بنفش» نیست و انگلِ فرزانه و سپاهِ پاچاهارداران؛ آتش بیارِانِ  اصلی معرکه هستند و جنجالهایِ دروغین در میانِ باندهایِ رژیم؛ فقط برای بهره برداریِ سیاسیِ باندها و جا انداختنِ گفتمانِ فروشِ ایران به چین در افکارِ عمومی  است و گرنه همهٔ این اوباشان به همان راه خواهند رفت.

کژدم

۱۳۹۹ خرداد ۱۷, شنبه

رویا رویی آمریکا و چین (۳)

دو نوشتارِ پیشین تازگی ندارند و ادامهٔ همان نوشتارهایِ چند سالِ پیشِ این وبلاگ در رابطه با «بازگشتِ امواجِ سونامی» با ظهور و به قدرت رسیدنِ «ناسیونالیسمِ آمریکایی» و به زانو درآمدنِ چین هستند. تنها چیزی که فرق  کرده است اینکه؛ چین با تبدیل کردنِ «ویروس طلایی» به یک بیماری بین المللی؛ به پایِ خود شلّیک کرد و روندِ «چین زدایی» را کلید زد که موجبِ افزایشِ شدّتِ «بازگشتِ امواجِ سونامی» خواهد شد.
امّا پرسش این است که بالاخره این رویارویی به کجا خواهد انجامید؟ هیچ یک از «تحلولگران» هنوز به این مسئله نمیپردازند زیرا نَه توانِ «پیشبینی» (خبر دادن) را دارند و نَه جرأتِ ورود به مسائلِ آینده را در خود میبینند و ترجیح میدهند که در حاشیه بنشینند و نوشته هایی بسیار شبیه به سریالِ تلویزیونیِ «روزهایِ زندگی» بنویسند تا خدایِ ناکرده گربه شاخشان نزند.
در رابطه با «کشور مستراحِ ایران» نیز نمینویسم؛ زیرا اظهاراتِ سفارتِ چین در تهران و سفیرِ رژیمِ شیعیانِ گورپرست در چین؛ نشان دادند که «انگلِ فرزانه» و بسیاری از باندهایِ اوباشانِ شیعه؛ قلّادهٔ «چین» را با نامِ «نگاه به شرق» به گردن انداخته و تلاش میکنند تا به «سگهایِ زنجیریِ چین» تبدیل شوند. امّا اینبار نیز از رویِ «استیصال» سوراخِ دعا را گُم کرده اند و خواهند دید که «امامزده پکن» نیز شفا نخواهد داد. امّا آنچه که در یک ماهِ اخیر بسیار مهم بود؛ رونمایی از بازگشتِ ایران به دورانِ «قاجاریّه» است که سفارتخانه های کشورهایِ پیشرفته  در ایران خدایی میکردند و پس از  گذشتِ بیش از ۲۰۰ سال ساکنینِ ایران هنوز لیاقتی بهتر و بالاتر از دورانِ قاجار را ندارند؛ زیرا اگر داشتند؛ تا کنون نشان داده بودند و پس از ۲۰۰ سال «گُنده گوزیهایِ استقلال طلبی» اکنون شاهد هستیم که سفارتخانه هایِ «چین» و «روسیه» در «امپراتوریِ صفوی ایران» خدایی میکنند و با توجّه به وجودِ ننگینِ «اپوزیسیونِ بشکن و بالا بنداز»؛ حتّی در صورتِ سرنگونیِ این رژیم؛ تنها چیزی که عوض خواهد شد؛ «قبله ها» خواهند بود. زیرا همهٔ «کشور مستراحها» همیشه نقشِ «تابع» را در معادلات بازی میکنند.

نتیجهٔ رویارویی

پیشبینی من (کژدم) این است که در ۴ سالِ دورِ دوّم ریاست جمهوریِ دونالد ترامپ؛ چین دچار تغییراتِ شگرفی خواهد گردید که با استعفا و یا برکناریِ «ژی جین پینگ» آغاز خواهد شد. من به جز پیامدهایِ منفی و سنگینِ اقتصادی و اجتماعی در چین که با ضرباتِ آمریکا بوجود خواهند آمد؛ ۲ دلیلِ فرهنگی را نیز پشتوانهٔ این پیشبینی میدانم.

۱- جنگ یعنی پایان و مرگ و ویرانی. (سان زو)
۲- به جنگی که نمیتوانی در آن پیروز شوی؛ وارد نشو. (سان زو)

«دورانِ فریب» (یکی از آموزه هایِ کلیدیِ «سان زو») گذشته است و با آشکار شدنِ این دوران؛ دورانِ جدیدِ «چین زدایی» آغاز شده است و «جنگ» نمیتواند آبِ رفته را به جوی بازگرداند و رهبرانِ چین مجبور خواهند شد که به دورانِ «ژی جین پینگ» (اوجِ دورانِ فریب و قدرت نمایی) پایان دهند و عصرِ جدیدی را در چین بنیان نهند که نشانه هایِ سمبلیکِ آن «آزادیِ دوبارهٔ هنگ کنگ» و عضویّتِ «تایوان» در سازمانِ ملل و تغییرِ حکومت در کرهٔ شمالی خواهند بود.
لذا سرنوشتِ «انگلِ فرزانه» و اوباش سردارانِ اطرافش در این معرکه را به راحتی میتوان حدس زد.

کژدم

۱۳۹۹ خرداد ۵, دوشنبه

رویا رویی آمریکا و چین (۲)

در ظاهر رویارویی آمریکا و چین؛ بسیار پیش از اینها آغاز شده است و تاریخچهٔ اوجِ آن به  دورانِ کلینتون و جورج دبلیو بوش (پسر) میرسد. امّا این ظاهرِ قضیّه است  و بسیار ساده لوحانه خواهد بود که پس از سالها تجربه؛ این رویارویی در دورانِ ۲۴ سالهٔ حاکمیّتِ «گلوبالیستها» بر آمریکا را رویارویی «آمریکا و چین» بنامیم. در واقع این درگیریها را باید «دعوایِ خانوادگی» در میانِ «گلوبالیستها» خواند. زیرا نه تنها وضعیّت آمریکا بهبود نیافت؛ بلکه ضعیفتر شد و «چین» را قوی تر نمود. امّا  به رویِ کار آمدنِ دونالد ترامپ؛ یک نقطهٔ عطفِ تاریخی بود و سقوطِ تدریجی اقتصادِ چین و تبدیلِ چین به یک «قدرتِ اتمی» بدونِ قدرتِ اقتصادیِ فراگیرِ جهانی هدفِ نهاییِ «ناسیونالیسمِ آمریکایی» بود که که از چند سالِ پیش به طورِ مکرّر به آن پرداخته ام و لزومی برایِ تکرارِ مجدّدِ آن نوشتارها را نمیبینم و فقط به این نکته اشاره میکنم که چین در ۳ و نیم سالِ گذشته اسیرِ توفانهایِ «بازگشتِ موج سونامیِ گلوبالیسم» بوده است.
امّا شیوعِ «ویروسِ طلایی» نقطهٔ عطفِ دیگری برای تضعیفِ «چین» به شمار می آید و کشوری که رشدِ اقتصادیِ آن نزدیک به ۱۶٪ بود؛ اکنون در آرزویِ رشدِ اقتصادی ۲٪ میسوزد وتواناییِ پیشبینیِ رشدِ اقتصادیِ خود در سالِ آیندهٔ مالی را از دست داده  و در «تاریکی میجنگد». حکومتِ چین هرگز یک حکومتِ کمونیستی مانندِ اتّحادِ شوروی نبوده است؛ زیرا پایه هایِ فرهنگیِ چین از نوعی دیگر هستند و ریشه در اندیشه هایِ «کنفوسیوس» و «سان زو» (تائوئیسم) دارند و دیرپایی رژیمِ کمونیستی در این کشور؛ محصولِ همین فرهنگ است. امّا قُمارِ انتشارِ عمدیِ بین المللیِ «ویروسِ طلایی» هیچ سنخیّتی با اندیشه هایِ «تائوئیستی» ندارد و یک اشتباهِ استراتژیک به حساب می آید و نه تنها قابلِ جبران نخواهد بود؛ بلکه میتواند به رفتارهایِ «عصبی» و ناپخته از طرفِ حاکمیّتِ کمونیستهایِ چین بینجامد. در واقع حکومتِ چین برایِ ضربه زدن به «ناسیونالیسمِ آمریکایی» تَن به «عملیّاتِ انتحاری» و در زمان و مکانی اشتباهی داده است و  اکنون امواجِ سونامیِ جدیدی با محتوایِ «چین زدایی» در حالِ شکل گرفتن هستند و رفتارهایِ ادامه دارِ عصبیِ کنونیِ چینیها را میتوان به «دومینویِ اشتباهات = زنجیرهٔ اشتباهات» تشبیه کرد که همگی در مسیرِ «خود زنی» انجام میگیرند. برخیها میگویند که شاید چین برایِ محدود کردنِ تأثیراتِ این امواج مجبور به برخوردِ نظامی شود. امّا به نظرِ من (کژدم) چنین نتیجه گیری بسیار به دور از آموزه هایِ «سان زو» است که فرهنگِ حکومتیِ چینِ کمونیست بر آن استوار هستند. در هر صورت  پروازِ «اژدها» در آسمانِ جهانی در حالِ به پایان رسیدن است و چه بسا حکومتِ چین را به «کشتارِ مردمِ خود» بکشاند. اگر اینگونه شَوَد؛ باید گفت که برآیندِ این قمارِ تاریخی و حرکاتِ اشتباهیِ مکرّرِ چین؛ نتیجه ای با اختلافِ ۱۸۰ درجه و بسیار ویرانگر برایِ حکومتِ چین به ارمغان خواهد آورد.
برخیها میگویند که آمریکا «هندوستان» را در برابرِ چین عَلَم خواهد نمود و شانس دَرِ خانهٔ هندوستان را زده است؛ امّا به نظرِ من (کژدم)؛ آمریکایِ ترامپ هرگز به تکرارِ «تجربهٔ چین» روی نخواهد آورد و بلکه به «پراکنده کردنِ سرمایه» در کشورهایِ گوناگون روی خواهد آورد تا در آینده مشکلی شبیهِ «مشکلِ چین» نداشته باشد. در این راستا آمریکا یا باید چین را از سازمانِ تجارتِ جهانی اخراج کند و یا خود از آن خارج شده و سازمانِ تجارتِ جهانیِ نوینی را تشکیل دهد که اهدافِ آن و «حقوقِ اعضای سازمان» را آمریکا نوشته باشد. تشکیلِ چنین سازمانِ نوینی؛ تمامیِ بازیها و قوانینِ بازی را تغییر خواهد داد و آثارِ دیپلماتیکِ آنرا در  سازمانِ مللِ متّحد  شاهد خواهیم بود.
شاید  «ونزوئلا» اساساً جایگاهِ خود را در این بازیِ جدید از دست بدهد و آمریکا علاقه ای به فروخته شدنِ نفتِ ونزوئلا در بازار را نداشته باشد و پُر کردنِ جایِ خالیِ ونزوئلا  با نفتِ «آمریکا - کانادا - مکزیک» در آمریکای جنوبی را دنبال کُند. حضورِ روسها در سوریّه و ونزوئلا نشان داده است که روسها قدرتِ سرمایه گذاری ندارند وگرنه وارداتِ سوخت از رژیمِ ایران بویژه از طرفِ رژیمِ ونزوئلا انجام نمیگرفت. در چنین صورتی باید فاتحهٔ ونزوئلا را خواند. امّا اگر آمریکا در طرحِ جدیدِ خود به ونزوئلا  به خاطرِ  نیرویِ کارِ ارزان و موقعیّتِ ژئوپولیتیک علاقه نشان دهد؛ باید شاهدِ شدّت گرفتنِ حرکاتِ منجر به سرنگونیِ رژیمِ «رانندهٔ اتوبوس» باشیم.
شاید بازیهایِ نوین؛ روسها را به ترکِ عاداتِ دیرینه و وارد شدن به اقتصادِ نوین علاقه مند کند و از این طریق رژیمِ شیعیانِ گورپرست را  به خداحافظی از سوریه و آمریکایِ جنوبی وادار سازد.
روسها در ماجرایِ «ویروس طلایی» به صورتِ تجربی دیدند که «تک محصولی بودن» یک نقطهٔ ضعفِ استراتژیک است و حتّا اگر اقتصادِ جهانی بتواند بر اساسِ تعریفهایِ نوین دوباره جریان یابد؛ روسها یکی از مهمّترین مشتریانِ نفتِ خود را از دست خواهند داد و چه بسا به این فکر بیفتند که کشورهایِ عضوِ «پیمانِ شانگهای» را از طریقِ سرمایه گذاریهایِ آمریکا به بازارِ نفتِ خود تبدیل کنند..
در هر صورت؛ سالِ ۲۰۲۱ را باید سالِ آغازِ ماجراهایِ جدید و بسیار پیچیده تر نامید. زیرا عدّه ای از بازیگران «حذف» و تعدادِ دیگری از بازیگران «متولّد» خواهند شد.

کژدم

۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

رویاروییِ آمریکا و چین

ظاهراً جنگی لفظی میانِ چین و آمریکا وجود دارد که هر روزه تشدید میشود. موضوعِ جدیدی که به مسائل موردِ مناقشهٔ قبلی افزوده شده است؛ اجازه دادنِ حزب کمونیستِ چین به مردمِ ویروس زدهٔ «ووهان» برایِ سفر به کشورهای غربی است. در حالی که همان مردم و در همان بازهٔ زمانی؛ حقّ مسافرت به سایر استانهایِ چین را نداشته اند و چون آمریکا درهایِ خود رابست؛ چینیها راهی اروپا شدند و سپس اروپاییها «ویروس طلایی» را به آمریکا منتقل کردند. در سویِ دیگر چین هیچ یک از اتّهامات را نمیپذیرد که کاملاً طبیعی است امّا در عینِ حال دروغگویی آشکار است. این جنگِ ظاهراً لفظی احساساتِ ضدّ چینی را به شدّت در کشورهایِ غربی گسترش داده و اکنون به حکومتِ چین به دیدِ «دشمن»ی نگاه میکنند که سیاستمدارانِ «گلوبالیستِ غرب» در آستینِ خود پرورده و کمترین نشانهٔ این دشمنی؛ اشائهٔ عمدی بیماری در غرب است که با خریدهایِ گسترده و «احتکار» لوازم بهداشتی از طرفِ چین و همچنین صادر کردنِ لوازم بیمارستانیِ معیوب به کشورهایِ غربی پس از شیوعِ بیماری ادامه یافته است.
امّا این تنشها بسیار فراتر از یک جنگِ لفظی است و دولتِ ترامپ در پیِ ایجادِ اجماعِ جهانی برایِ وارد کردنِ ضرباتِ بسیار سنگینِ اقتصادی به چین است. این ضربات فقط در اخراجِ چین از سازمانِ تجارتِ جهانی و یا بستنِ مالیاتهایِ سنگین بر کالاها و خدماتِ چینی خلاصه نمیشود و سرمایه گذاریهایِ استراتژیکِ چین از جمله «جادّهٔ ابریشم» و پروژه هایِ مشابه آن و قراردادهایِ چین در سراسر جهان را و همچنین سرمایه هایِ خارجی که به چین مهجرت کرده اند را نیز هدف قرار خواهد داد.
دولتِ ترامپ در صورتِ موفقّیت این پروژه خواهد توانست ستون فقراتِ گلوبالیستها را نیز بشکند.
برخی میگویند که تمامی این حرکات در واقع برایِ پیروزی ترامپ در انتخاباتِ ۲۰۲۰ تدوین شده اند و جدّی نیستند. برخی نیز معتقدند که رفتارِ دولتِ ترامپ بسیار جدّی است و چه بسا به یک رویاروییِ محدودِ نظامی نیز بینجامد.
خبرگزاری «رویترز» با انتشارِ یک گزارش اختصاصی؛ به جدّی بودنِ این تنشها و حتّی آمادگی چین برایِ رویارویی نظامی اشاره دارد. هرچند که شاید منابعی که مطالبِ این گزارش را ظاهراً درز داده اند؛ در باطن میخواسته اند تا با گوشزد کردنِ پیامدهایِ این رویارویی به تلاشهای دولتِ ترامپ برایِ بوجود آوردنِ اجماعِ جهانی لطمه بزنند (جنگ روانی).

 https://tinyurl.com/y7oaldqr

حتّی اگر این جنگِ لفظی به رویارویی اقتصادیِ بزرگی تبدیل شده و در همان حدّ بماند؛ باید منتظرِ یک جنگِ اقتصادیِ جهانی باشیم که کمرِ بسیاری از کشورها را خواهد شکست و حزب کمونیست چین بزرگترین بازندهٔ آن خواهد بود. امّا بسیاری از «کشور مستراحها» دیگر نخواهند توانست کمر راست کنند.

کژدم




۱۳۹۹ فروردین ۲۹, جمعه

بازیهای آینده پس از بحران کورونا

از زمانِ اعلامِ شیوع بیماری «ویروس طلایی» در چین تا اکنون که نشانه هایِ فروکش کردنِ شیوع بیماری در برخی از کشورهایِ پیشرفته  دیده میشود؛ با اینکه این وبلاگ به منابعِ  اطّلاعاتی دسترسی نداشت؛ امّا توانست در حدّ توانِ خود در رابطه با مسائلی سخن گوید که بسیاری از رسانه هایِ با «یال و کوپال» حتّی از مطرح کردنِ آن وحشت داشتند. دلیلِ این وحشت نیز بسیار ساده است. این خبرگزاریها در واقع یک «زیر مجموعه» در دِلِ «نهادهایِ مالی - سیاسی» هستند که وظیفهٔ اصلیِ انها «خبر رسانی» نیست بلکه به پیش بُردنِ «پروپاگاندا» در جهتِ منافعِ «نهادِ مادر» است.
در این نوشتار تلاش بر آن است که ضمنِ باز نشرِ مطالبی که پیشتر گفته شده اند؛ ارزشهایِ جدید آنها را در مجموعهٔ معادله هایِ احتمالی آینده نیز موردِ بررسی قرار دهیم. 
در اینجا باید منظورم از «معادله هایِ احتمالی آینده»  را اندکی توضیح دهم تا بعدها دچارِ خلط مبحث نشویم.
من (کژدم) در این وبلاگ به دنبالِ گزارشهایِ اقتصادی و سیاسی روزمرّه نیستم. زیرا در توانِ این وبلاگ نیست که به دنبالِ قراردادها و قیل و قالهایِ روزمرّه برود و آنها جمع آوری و دسته بندی کرده و گزارشهایِ جامع تولید کند. اینگونه فعالیّتها در چهارچوبِ فعّالیتهایِ خبرگزاریها نیز نمیگُنجد بلکه به گروههایِ زبردستی نیاز دارد که به نامِ «اندیشکده ها» و یا «اتاقهایِ فکری» میشناسیم که البّه موفقیّتِ این گروهها نیز در گِرو زاویهٔ نگرشِ تحلیلگرانِ این گروهها است. لذا آنچه که برایِ این وبلاگ اهمیّت پیدا میکند؛ گمانه زنیها در رابطه با «استراتژیهایِ احتمالی» و رصد کردنِ منابعی است که آن استراتژیها برای عملیّاتی شدن به آنها نیاز دارند. 
امّا در نهایت باید اذعان کنم که این بحثها به جز خوابانیدنِ «عطشهایِ روشنفکرانه» هیچ ارزشی ندارند و زمانی میتوانستند ارزش پیدا کنند که توسّط یک «کار گروه» به عنوانِ یک زیر مجموعه در یک اتاقِ فکریِ متعلّق به یک نهادِ مبارزاتیِ بزرگ (اپوزیسیون در قامتِ حکومتی) موردِ بررسی قرار میگرفتند و بر راهِ اپوزیسیون نور می افکندند تا در تاریکی حرکت نکند و طبعاً به خاطرِ تلاشهایِ «گروهی»؛ همین مسائلی که در این وبلاگ در چند سطر به صورتِ بسیار خلاصه مطرح میشوند؛ میتوانستند به صورتی بسیار گسترده تر و حرفه ای موردِ بررسی قرار گیرند.

آمریکا

در دنیایِ پَسا کورونا؛ آمریکا موضعی به شدّت تهاجمی خواهد گرفت. آغازِ این تهاجم را از همین اکنون نیز میتوان دید.
آنچه که این تهاجم  هدف قرار خواهد داد اساساً اقتصادِ چین و آلمان و بازتعریفِ نهادهایِ اقتصادی و سیاسی بین المللی خواهند بود. در این تهاجم حکومتِ چین به عنوانِ «دشمنِ فعّال» و دولتِ المان به عنوانِ «مویِ دماغ»  و نهادهایِ بین المللی به عنوانِ «دلّالانِ دشمن و رقیبان» تعریف میشوند. لذا باید منتظرِ فروپاشیِ «سازمانِ تجارتِ جهانی» باشیم. زیرا در اولویّت قرار خواهد گرفت.
آمریکا در این تهاجم برایِ رشدِ اقتصادی و صنعتیِ «هندوستان» اقدام خواهد نمود.

عوارض جانبی:
۱- چین و آلمان تلاش خواهند کرد از رژیمِ شیعی حاکم بر ایران  در مواجهه با آمریکا سود ببرند.
۲- سپاه پاچاهارداران تلاش خواهد کرد تا به عنوانِ «نوکر» برایِ انجامِ کارهایِ «کثیف» از طرف چین استخدام شود و همان نقشی را بازی کُند که «خوکِ چاقالو» برایِ چین بازی میکند. هرچند که این تلاشها وجود داشته اند؛ امّا چینیها تا کنون به داشتنِ چنین نوکری احساسِ نیاز نکرده اند. زیرا چنین رابطه ای میتواند به مجموعهٔ روابط بین المللی چین ضربه بزند.
پیشبینی عوارض جانبی میتواند آمریکا را برایِ «حذفِ نوکر» و یا حدّاقل «تضعیفِ شدیدِ نوکر» تشویق کُند. هرچند که هم اکنون نیز پروژهٔ تضعیفِ رژیمِ شیعی در جریان است؛ امّا اگر رژیمِ شیعی بخواهد «قلّادهٔ چینی» بر گردن بیندازد؛ اجازهٔ ظهورِ کرهٔ شمالیِ دوّم داده نخواهد شد و باید منتظرِ درگیریهایِ مستقیم میانِ رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران و آمریکا باشیم. تغییرِ سیاستِ کنونیِ چین و اقدام به «اجیر کردنِ انگلِ فرزانه» میتواند  زمان و شدّتِ درگیریهای مستقیمِ آمریکا با رژیمِ شیعی را تحتِ تأثیر قرار دهد.  در چنین صورتی آلمانها از بازی کنار خواهند رفت و عطایِ رژیمِ شیعی را به لقایش خواهند بخشید و چه بسا برایِ رفعِ کدورت به آمریکا بپیوندند.
هندوستان نیز باید خود را برایِ روزهایِ «تلخ و شیرین» آماده کند.

چین

حکومتِ چین در حالِ آماده شدن برایِ رویارویی با تهاجمِ آمریکا است. لذا باید منتظرِ شاخ و شانه کشیدنهایِ بیشتر از طرفِ «خوکِ چاقالو» و اوباشانِ «پاچاهاردار» و همچنین تحرّکاتِ چین در دریایِ چین و همچنین علیهِ تایوان و ژاپن و همچنین تنش در میانِ «هندوستان» و «کثافتستان» (نوکرِ چین) باشیم. زیرا حکومتِ چین به جز این برگها؛ چیز دیگری در دست ندارد. اگر تا کنون «تعدادِ جمعیّتِ فراوان» را میشد «پاشنهٔ آشیلِ چین» نامید؛ ابا آغازِ تهاجمِ آمریکا؛ این «پاشنهٔ آشیل» مبتواند به یک غدّهٔ عفونیِ کُشنده تبدیل شود. زیرا جمعیّتِ چین نمیتواند پس از سالها رشدِ اقتصادیِ مداوم و چشیدنِ طعمِ زندگی «لاکچری» ناگهان به به «گدا خانهٔ قبلی» رویِ خوش نشان دهد.

روسیه

روسیه از گزندِ این جنگها در امان است. زیرا کشوری نیست که ارزشِ اقتصادیِ بین المللی و گسترده داشته باشد و همچنان «پمپِ بنزین» مانده است. لذا روسها به همان روالِ سابق به صورتِ «فرصت طلبانه» و «معاملاتِ کوچک» از ماجراها سود خواهند برد. امّا نگرانیِ بزرگِ آنها از فروشِ نفت؛ شدّت خواهد گرفت و چه بسا برایِ کاهش تنشها به صورتِ «میانجی» ظاهر شوند و با بازیهایِ چند لایه (دوجانبه بازی) در این میان سودهایِ کوچکی نیز به جیب بزنند.

آلمان

آلمانها احمقانه عمل خواهند کرد و پس از ضربه خوردن به «توبه» روی خواهند آورد. البتّه دیر خواهد بود. زیرا «توبه» نمیتواند ضررهایِ گذشته را جبران کُند.


کژدم

۱۳۹۹ فروردین ۱۴, پنجشنبه

بحرانِ قیمتِ نفت و ورودِ آمریکا به مذاکرات

بحرانِ اقتصادیِ چین به خاطرِ نشطِ «ویروس طلایی» از آزمایشگاههایِ تسلیحاتِ بیولوژیکِ «ووهان» و بین المللی شدنِ بحرانِ «ویروس طلایی» و تبعاتِ سنگینِ اقتصادی؛ و رقابتِ ۲ غولِ نفتیِ عربستان و روسیه برای ادامهٔ حیات و حضور در بازارِ نفت؛ قیمتِ نفت را بیش از ۵۰٪ کاهش داده است. این کاهش قیمت به کمپانیهایِ آمریکایی که پس از سالها تلاش و بویژه در ۳ سالِ اخیر توانسته بودند آمریکا را به عنوانِ بزرگترین تولیدکنندهٔ نفت در جهان مطرح سازند؛ اکنون بخشهایی از آن در حال ضرر دهی هستند و دولتِ ترامپ به همین خاطر میخواهد واردِ مذاکراتِ عربستان و روسیه شده و پیشنهادی بر رویِ میز بگذارد که روسها و عربستانِ سعودی نتوانند ردّ کنند. در شرایط کنونی فقط با یک پیشنهادِ حیاتی میتوان روسها و عربستان را به عقب نشینی از تولیدِ گسترده باز داشت تا قیمتها به صورتی قابل قبول در آید و کمپانیهایِ آمریکایی نفتی بتوانند به کارِ خود ادامه دهند.
پیشنهادِ آمریکا در صورتِ عقب نشینی نکردنِ روسیه و عربستان؛ «جنگی جدید در خلیج فارس» و «بسته شدنِ تنگهٔ هرمز» خواهد بود و رژیمِ شیعی به آرزویِ دیرینهٔ خود (بسته شدنِ تنگهٔ هرمز) خواهد رسید.

ادامهٔ نوشتار در بخشِ نظرات و پرسشها و پاسخها.

کژدم

۱۳۹۹ فروردین ۱۰, یکشنبه

فقط نظر بفرستید

چون بخش نظرات نوشتارِ پیشین پُر شده است؛ این صفحه را برای «رام دام دیرام دام» باز کردم.

کژدم

۱۳۹۸ اسفند ۲۴, شنبه

«ویروس طلایی» را وزارتِ اطّلاعات و یا «اطّلاعاتِ سپاه» به ایران آورده است

در نوشتارِ «پرسشهای بی پاسخ»؛ این پرسش را مطرح نمودم که چرا  «قم» که یک «ترمینالِ مذهبی» است؛ نقطهٔ مرکزیِ انتشارِ این ویروس بوده است؟
در این نوشتار میخواهم  این نقطهٔ تاریک را روشن کنم. امّا پیش از هر چیزی؛ این دو خبر را بخوانید.

https://tinyurl.com/qne32tt

 https://tinyurl.com/vvtaj42

 رژیم شیعی موردِ حملهٔ بیولوژیک قرار نگرفته است بلکه این ویروس توسّط سیستمِ جاسوسی رژیم از «ووهان» دزدیده شده و به ایران آورده میشود تا تکثیر گردیده و در آینده بر علیه اسرائیل استفاده شود امّا به شکلی از اشکال یک نفر و یا تعدادی از «خودیها» آلوده شده اند و دیدارهایی در «قُم» داشته و یا داشته اند و به دلیلِ این تماسها   «قم» به مرکزِ انتشارِ ویروس تبدیل گردیده است.  به همین دلیل نیز پس از نخستین نشانه هایِ انتشارِ ویروس و ظهورِ بیماران؛ به سرعت در حالِ کندنِ «گورهایِ دسته جمعیِ بزرگ» بودند زیرا میدانستند چه گُهی خورده اند و به هیچکس (کشورِ خارجی) نیز اجازه نمیدهند که مسئله را حلّ کند زیرا میترسند که گندِ ماجرا در آید. در همان آغازِ انتشارِ خبر نیز دیدید که اوّل میخواستند «قُم» را قرنطینه کنند و نیروهایِ ضدّ شورش به قم فرستادند؛ امّا ناگهان سناریو را تغییر دادند که علّتش هنوز مشخّص نیست و گویا که همه فراموش کرده اند. اینگونه فراموش کردنها به رژیم کمک میکند تا سناریوها را تغییر دهد. امّا اگر فراموش نشوند؛ آنهایی که علاقه دارند میتواند حرکتها را پیگیری کرده و مسائل را روشن سازند.
اسرائیل از این امر که رژیمِ شیعی این ویروس را دزدیده است آگاه شده و به همین دلیل نیز پس از دریافتِ نمونه ها از چند کشور؛ با تلاش شبانه روزی در طیّ ۳ هفته توانسته است واکسن را به صورتِ آزمایشگاهی تولید کند.
در لینکِ دوّم میبینید که خانم «فرنوش رام» از اینکه محققینِ اسرائیلی توانسته اند تنها در طولِ ۳ هفته به تولیدِ آزمایشگاهیِ واکسن برسند؛ به شدّت تعجّب میکند.
هر ۲ لینکِ بالا را بارِ دیگر و شاید چند بار بخوانید و با سایرِ اطّلاعاتِ جسته گریخته ای که مطرح شده و سپس حذف و فراموش شده اند بیامیزید تا قطعاتِ پازِلِ چراییِ انتشارِ ویروس از قم را بدست آورید.
 قصّهٔ «طلبه هایِ چینی» و یا «هواپیمایی ماهان» در رابطه با انتشارِ ویروس همهٔ شان مزخرفات و برایِ ردّ گم کردن هستند. در این مدّت حتّی مرگِ یک طلبهٔ چینی گزارش نشده است. چه بسا «ماهان» این جاسوسان و ویروس را به ایران آورده باشد امّا از وجودشان خبری نداشته است.
به نظرِ من رژیمِ شیعی از اینکه حکومتِ چین ماجرا را بفهمد وحشت دارد و چه بسا پیشنهادِ ادامهٔ همکاریِ «ماهان» و کمک به چینیها نیز برایِ ردّ گم کردنِ دلیلِ اصلیِ انتشارِ ویروس از «قم» بوده باشد. تا بر رویِ مسئلهٔ «دزدیِ ویروس از چین» سرپوش بگذارند. زیرا اگر چینیها این موضوع را بدانند؛ روابط رژیم با چین به شدّت دچارِ آسیب میشود.
در این مدّت شاهد جنگهایِ زرگری میان اعضایِ «طویلهٔ اسلامی» و دولتِ «امام حسن بنفش» و سایر اظهار نظرهایِ اوباشانِ گوناگون رژیم بوده اید. این داستانها و «شُل کُن سفت کُنها» فقط برایِ «موج سازی» است تا ذهنها را از مسئلهٔ اصلی (دزدیدنِ ویروس) منحرف سازند. رژیمِ کثیفِ شیعی برای سرپوش گذاشتن بر رویِ  جاسوسی و «دزدیدنِ ویروس» از چین حاضر است حتّی ۱۰ ها هزار نفر از مردم کشته شوند. اکنون پروژهٔ اصلیِ رژیم این است که تقصیرِ شیوعِ بیماری را به یکدیگر  نسبت دهند و یا حتّی بگویند که «حملهٔ بیولوژیک» شده است و یا «سهل انگاری» در فلان دستگاه انجام گرفته و منجر به شیوعِ ویروس شده است؛ و چه بسا سناریوهایِ دیگر را نیز برایِ خاک پاشیدن بر چشمهای مردم و اروپا و آمریکا و بویژه «چین» مطرح کنند.

آنچه که برایِ رژیمِ «انگلِ فرزانه» مهمّ است اینکه: چینیها ماجرا را نفهمند.

کژدم

۱۳۹۸ اسفند ۲۱, چهارشنبه

در سالِ آینده: «کونِ فرزانه» بر رویِ زانوهای «شی جین پینگ»

در بخشِ نظراتِ نوشتارِ پیشین به «دگردیسی» ناسیونالیسم آمریکایی از «بازگردانیدنِ صنایعِ آمریکایی به میهن»؛ به فازِ «شکستنِ ستونِ فقراتِ اقتصادیِ چین» اشاره کردم. 
انتشارِ «ویروسِ طلایی» از «چین» به سراسرِ جهان؛ زمینهٔ فرهنگیِ انتشارِ این پیغام را که «حکومتِ چین نه تنها یک حکومتِ متعهّد نیست بلکه یک حاکمیّتِ نژاد پرست است که آرزویِ مرگِ همگان را دارد.» را در آمریکا فراهم کرده است. هرچند که دولتِ ترامپ برخی از گامهایِ بنیادی برایِ شکستنِ ستونِ فقراتِ اقتصادیِ چین را پیش از ماجرایِ «ویروس طلایی» برداشته است ؛ پس از پیروزی در انتخاباتِ ۲۰۲۰ گامهایِ بلندتری برخواهد داشت.
نزدیکیِ بیشتر به «هندوستان» و «صلح با طالبان»؛ بخشهایِ مهمّی از این گامها هستند که در آینده شاهدِ عمیقتر شدنِ این روابط و تأثیراتِ آن در روابط بین المللی و اقتصادی جهان خواهیم بود. 
به یقین میتوانم «ببینم» که سالِ ۲۰۲۱  سالِ «بازتعریبهایِ بنیادی» در روابط بین المللی خواهد بود.
چینیها نیز میدانند که از سالِ ۲۰۲۱ فازِ جدیدی در روابط بین المللی آغاز خواهد شد و از هم اکنون به «استخدامِ نوکرانِ بیشتر» روی آورده اند که یکی از آنها «انگلِ فرزانه» و «سپاه پاچاهارداران» هستند. نوکرانِ نحیفی که  سقفِ خواسته هایشان «حفظِ نظام» است. تمامیِ آرزویِ رژیمِ شیعی در شرایط کنونی خروج از «بحرانِ مالی» و حفظِ گروههایِ مزدور رژیم در منطقه است که استفاده از آنها را به حکومتِ چین پیشنهاد کرده است. لذا در سالِ ۲۰۲۱ باید منتظرِ استحکاکهایِ نظامی مستقیم میانِ ارتش آمریکا با نیروهایِ رژیمِ شیعی باشیم.
برخی از «تحلولگران» یکدست سازیِ «طویلهٔ اسلامی» را پیش زمینهٔ تعیینِ رهبرِ جدید پس از مُردار شدنِ «انگل فرزانه» میدانند. این گونه از «تحلولگران» به خاطرِ متمرکز شدنِ ذهنشان به مسائل درونِ باندهایِ رژیم؛ فکر میکنند که برخی از این باندها میتوانند برایِ رژیم مشکل ایجاد کنند؛ لذا در نمایشِ ۲ اسفند ردّ صلاحیّت شدند. امّا مسئله فراتر از این حرفها است و یکدست سازیِ رژیم میتواند حتّی به «حذفِ مقامِ ریاست جمهوری» نیز بینجامد تا حاکمیّتی کاملاً یکدست و فرمانبردار و بدونِ «باند بازی» تشکیل شود. لذا این «تحلولگران» و «اپوزیسیونچیهایِ شارلاتان» در سالهایِ پیشِ رو شاهدِ تغییراتی خواهند بود که هرگز فکرش ا نیز نمیکردند.
با اوجگیریِ «جفتگیری»هایِ شدیدِ اوباشانِ شیعه مسلکِ حاکم بر ایران با حکومتِ چین؛ تمامیِ باندهایِ غارتگران با ۲ سرنوشت روبرو خواهند شد:
۱- جذب.
۲- حذف.
زیرا این پروژه پتانسیلِ تحمّلِ نیرویِ «موازی» را ندارد.

کژدم

۱۳۹۸ اسفند ۱۲, دوشنبه

پرسشهایِ بی پاسخ

با اینکه بیش از ۱۰ روز از ماجرایِ شیوعِ «ویروس طلایی» در ایران میگذرد؛ فارغ از پنهانکاریهایِ رژیمِ شیعی هنوز پرسشهای بی پاسخی وجود دارند که یا به ذهنها خطور نمیکند و یا اگر نیز خطور کند؛ اساساً پرسیده نمیشوند.

پرسشها:

۱- با توجّه به موقعیّتِ کلیدیِ «قُم» در شبکه هایِ مذهبیِ شیعه گری؛ چرا این ویروس دقیقاً به خال زده و مهمترین مرکزِ این شبکه ها را به آنتنِ اصلیِ پخشِ امواجِ «ویروسِ طلایی» تبدیل نموده است؟
۲- چرا موقعیّتِ شغلیِ مبتلایان به جز تعدادی بسیار اندک؛ منتشر نشده است؟ اگر فرض این است که رژیم پنهانکاری میکند؛ پس چرا  شبکهٔ خبریِ «ایران اینترنشنال» که هر روزه تعدادِ مرگها و مبتلایان را بوسیلهٔ منابعِ خود به روز میکند نیز در این رابطه سکوت کرده است؟ آیا این منابعِ خبری فقط «عدد» تولید میکنند؟ یا اینکه مبتلایان در زیرِ بُته عمل آمده و یا «قارچ» هستند و موقیّتِ شغلی و مذهبی ندارند؟ 
۳- چرا فرماندهانِ سپاه پاچاهارداران که هر روزه به بهانه ای «رجز خوانی» میکردند؛ از صحنهٔ نمایشهایِ «رجز خوانی» خارج شده اند؟ آیا تُخمشان را مَلخ خورده است؟
۴- چرا از اینهمه اوباشانِ شیعهٔ عراقی که به صورتِ «گلّه ای» در روسپیخانه هایِ شرعیِ «قُم» و «مشهد» وِلو هستند هیچ خبری بیرون نمی آید؟ آیا این اوباشان در برابرِ این بیماری مصونیّتِ بیولوژیک دارند؟
۵- چرا در «یمن» هیچ خبری نیست؟ مگر نه اینکه «حوثیها» یک پایشان در «صنعا» و پایِ دیگرشان در «قُم» است؟
۶- مأموریتهایِ سازمانِ هواپیمایی «ماهان» چه اهدافی را دنبال میکردند که بسیار مهمّتر از شیوعِ «ویروس طلایی» بود؟

لطفاً به این پرسشها توجّه نموده و  در رابطه با آنها تحقیق کنید.

کژدم

۱۳۹۸ بهمن ۳۰, چهارشنبه

ویروسی که اقتصادِ چین را بیشتر از شهروندانش میکُشد.

حکومتِ چین انتظار داشت که سر و تَه ماجرایِ «انتشارِ  ویروس» را تا پیش از جشنِ نوروزِ چینی سرِ هم بیاورد. امّا نتوانست و به همین دلیل به طورِ ناگهانی شهرِ «ووهان» با ۱۱ میلیون جمعیّت را با شتابزدگی به یک «قرنطینه» تبدیل کرد تا از سیلِ جمعیّت به طرفِ «پکن» جلوگیری نماید. این حرکتِ شتابزده نشان داد که وضعیّت بسیار وخیم تر از آن چیزی است که بوقهایِ تبلیغاتی چین اعلام کرده بودند و قرنطینه نمودنِ «ووهان» با اینکه ظاهراً «شتابزده» انجام گرفت؛ در واقع بسیار «دیر» انجام گرفت. زیرا کار از کار گذشته بود و چه بسا تعدادِ مبتلایان و جان باختگان در آن مقطع ۱۰ ها بار بیش از آمارِ «بوقهایِ تبلیغاتیِ حزبِ کمونیستِ چین» بوده است. البتّه دولتِ کمونیستهایِ دروغگو بعد از ۳ ماه فقط پذیرفت که «کم کاری» کرده است تا از اتّهامِ «دروغگویی عمدی» فرار کُند. در رابطه با منشاء انتشارِ ویروس نیز  سکوت کردند تا عدّه ای نیز آنرا به «آشِ خفّاش» و «مورچه خوار» و مزخرفاتِ دیگری نسبت داده و ماجرایِ «منشاء» در لابلایِ مزخرفات پوشانیده شود. هیچکس بر رویِ این نکته انگشت نگذاشت که چرا حکومتِ چین در سالهایِ اخیر ۳ بار توانسته است «مدالِ طلایِ انتشارِ ویروسِ کاملاً ناشناخته» را برنده شوند؟ هنوز ابعادِ فاجعه مشخّص نیست و رژیمِ کمونیستی با مسئله برخوردِ «امنیّتی» میکند؛ زیرا واقعیّت نیز همین است و این ویروسِ «کاملاً ناشناخته» از «آزمایشگاه» به بیرون خزیده است.
آنهایی که به «کارما» اعتقاد دارند به راحتی میتوانند بگویند: «چین در حالِ تقاص پس دادنِ قتل عامِ ۲ میلیون جمعیّتِ کامبوج» است که توسّط «حکومتِ کارگری» (خمرهایِ سرخِ نوکرِ چین) به طورِ کاملاً عمدی و «کورکورانه» و در مواردِ زیادی «زنده بگور کردنِ بیگناهان» انجام گرفت و «کامبوج» برایِ حکومتِ عاشقانِ «طبقهٔ کارگر» نوعی از «آوشویتز» آزمایشی بود.
حکومتِ چین هنوز هم به طورِ بیشرمانه ای در رابطه با ابعاد انتشارِ «ویروسِ طلایی» (مبتلایان-جانباختگان-جغرافیایِ گسترش) دروغ میگوید و مانندِ «انگلهای حاکم بر ایران» به «قَسمِ حضرتِ عبّاس» پناه میبرد و «دُمِ خروس» را نمیبیند که از سوراخِ کونشان بیرون زده است. 
به شایستگی و به دور از اغراق میتوان ماجرایِ این «ویروسِ طلایی» را بسیار عمیقتر و گسترده تر و تأثیر گذارتر از واقعهٔ  «چرنوبیل» دانست.
کشانده شدنِ این ماجرا به سازمانِ ملل و نگرانیهای فزاینده در رابطه با ابعادِ گستردهٔ تأثیراتِ اقتصادیِ این «ویروسِ طلایی» در اقتصادِ آسیب دیدهٔ چین ناشی از جنگِ اقتصادی با آمریکایِ ترامپ و همچنین ابعادِ آن در عرصهٔ بین المللی؛ نشان میدهد که نه تنها حکومتِ «عاشقانِ طبقهٔ کارگر» در باتلاق گیر کرده اند؛ بلکه باید منتظرِ یک «سونامیِ ورشکستگی» در اقتصادِ کشورهایی که تمامی تخم مرغهایشان را در سبدِ «ارزان فروشیِ چین» قرار داده بودند باشیم.
این ورشکستگی ها؛ یک فرصتِ طلایی برایِ اقتصادِ آمریکا به شمار می آید و آمریکاییها این فرصت را از دست نخواهند داد.

کژدم

۱۳۹۸ بهمن ۱۶, چهارشنبه

تحریمِ گستردهٔ نمایشِ خیمه شب بازیِ انتخابات

وظیفهٔ «ایرانیان» در نمایشهایِ خیمه شب بازیِ انتخابات؛ تحریمِ گستردهٔ این نمایشهاست.

شرکت در انتخابات  یعنی: تأییدِ کشتارِ آبان ماه که به دستورِ مستقیمِ  «انگلِ فرزانه» انجام گرفت.
شرکت در انتخابات یعنی: تأییدِ سرنگونیِ عمدیِ هواپیمایِ مسافربری و قتل عامِ مسافرین.
شرکت در انتخابات یعنی: خیانت به آیندهٔ ایران و نسلهایِ بعدی.
شرکت در انتخابات یعنی: موافقت با ادامهٔ غارت و چپاول و فساد.
شرکت در انتخابات یعنی: تأییدِ ادامهٔ شکنجه و تجاوزِ جنسی به زندانیانِ سیاسی. 

وظیفهٔ ایرانیان فقط با عدمِ شرکت در خیمه شب بازیِ انتخاباتِ تمام نمیشود. بلکه باید مزدوران و خائنین را که در این نمایش شرکت میکنند را  با تصویر برداری مستند کنند. تا در آینده به سزایِ اعمالِ خائنانهٔ خود برسند.
وظیفهٔ ایرانیان حتّی با تصویر برداری نیز پایان نمیپذیرد. بلکه باید به اوباشانی که در این نمایش شرکت خواهند کرد هشدار دهند که آیندهٔ آنها به شدّت به خطر خواهد افتاد.

کژدم

۱۳۹۸ بهمن ۸, سه‌شنبه

برای شرایط جنگی آماده شوید. (۴)

«معاملهٔ قرن» و جبهه بندیها

فارغ از اینکه پیشنهاداتِ طرح در عرصهٔ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی چه باشند؛ آیا بتوانند بخشی از ساکنین غزّه و کرانهٔ باختری را جلب کنند و یا نتوانند؛ به خودیِ خود نوعی «پرتو افکنی» بر رویِ مسئله ای است که سالهاست تقریباً فراموش شده بود و یا توجّه بسیار کمی را به خود معطوف مینمود. لذا نخستین تاًثیرِ «معاملهٔ قرن» مانندِ زندگیِ دوباره بخشیدن و دمیدنِ خون در رگهایِ بیمارِ رو به مرگ است.
 زمانی که برایِ حیات بخشیدن به یک گیاهِ تقریباً مُرده؛ به آن آب و کود میدهید؛ شاید آن گیاه زنده نشود؛ امّا علفهایِ هرز بسیاری را در اطرافِ آن زنده کُند. امّا چه بخواهیم و نخواهیم؛ علفهایِ هرز؛ بخشی از واقعیتهایِ کنونی هستند و در بسیاری از موارد حتّی «گیاه» را به حاشیه میبرند.
هنوز طرحِ «معاملهٔ قرن» علنی نشده است امّا «داعش» به تمامیِ اوباشانِ خود فراخوان داده است که تمامی تلاششان را بر رویِ «یهودی کُشی» متمرکز کنند. زیرا سرانِ داعش میدانند که طرحِ «معاملهٔ قرن» زمینه ای است که میتوانند در آن موج سواری نموده و سربازگیری کنند.
این فراخوان را میتوان نشان دادنِ «چراغِ سبز» به رژیمِ شیعیِ ایران نیز به حساب آورد.  نتیجهٔ این فراخوان بوجود آمدنِ جبههٔ جدیدی است که توسّط رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران  و داعش  بوجود خواهد آمد و به احتمالِ زیاد روابطِ این ۲ جریانِ «هم ایدئولوژی» بسیار گرم خواهد شد.
اوباشانِ حاکم بر «قطر» نیز چند روزِ پیش به پیشوازِ این ماجرا رفته و ۳ میلیارد دلار به رژیمِ شیعی هدیه داده اند و در آینده نیز نقشِ «دلّالِ محبّت» را در «جفتگیریِ انگل فرزانه با داعش» را به عهده خواهند گرفت.
لذامهمترین «جبههٔ مِیدانی»  ترکیبی از «انگلِ فرزانه»؛ «خردوغان»؛ «قطر» و «داعش» خواهد بود.
یکی از عواقبِ تشکیلِ این جبهه میتواند به تنشهایِ درونی میانِ گروههای فلسطینی دامن زده و جنگی داخلی را به ارمغان آورده و کشورهایِ منطقه را به «یارگیریِ مِیدانی» در میان فلسطینیها بکشاند.
لذا به روشنی میتوان دید که پروژهٔ «صلح خاورمیانه» از رودِ خون خواهد گذشت و حسابهایِ زیادی تسویه خواهند شد.
جبههٔ دیگر آمریکایِ ترامپ و اسرائیل هستند که برایِ اجرایی نمودنِ پروژه؛ باید آمادگیِ برخوردِ همه جانبه را داشته باشند و گرنه اعلامِ «معاملهٔ قرن» با اعلام نشدنِ آن فرقی ندارد.
آمریکایِ ترامپ از موضعِ قدرت میخواهد به این صلح برسد و میداند که مسیری طولانی  و خونبار در پیش است و زدودنِ علفهایِ هرز برایِ «رشدِ گیاه» یک ضرورتِ فوری است.

کژدم

۱۳۹۸ دی ۳۰, دوشنبه

برای شرایط جنگی آماده شوید (۳)

برخلافِ تصوّرِ عمومی؛  شرایطِ جنگیِ  هفته هایِ اخیر نه تنها  به «تنشهایِ مدیریّت شده» تبدیل نشده است؛ بلکه در حالِ اوج گرفتن است و نقل و انتقالاتِ نظامیِ چند روزِ اخیر نشان از آماده شدن برایِ درگیری دارند.
با اینکه رژیمِ شیعی به خاطرِ وحشت؛ تلاش میکند که بهانه ای نظامی به دستِ آمریکا ندهد؛ امّا واقعیّت این است که هر حرکتی که بکنند؛ بخودیِ خود یک بهانه است. از جمله «عرعرهایِ رئیس طویلهٔ اسلامی» در رابطه با خروج از NPT و در گامِ بعدی اخراجِ مأمورینِ آژانس بین المللی اتمی اگر به مرحلهٔ عمل برسد راهی به جز جنگ برایِ حلّ این مسئله باقی نمیماند و فرانسه و انگلستان در حالِ تولیدِ این بهانه هستند و بزودی آلمان نیز به آنها خواهد پیوست.
استیضاحِ ترامپ آخرین تیرِ ترکشِ دموکراتها است و پس از آن این ترامپ خواهد بود که یکّه تازی و میدان داری کند.
دولتِ ترامپ به این نتیجه رسیده است که بدونِ تضعیفِ نظامیِ رژیمِ شیعی و بی آبرو کردنِ آن؛ امیدی به آنچه که «تظاهراتهایِ اعتراضی» و «اپوزیسیونِ غیرِ فعّال» برایِ سرنگونیِ رژیم نامیده میشوند وجود ندارد. امّا با افزودنِ فشارهایِ نظامی و وادار نمودنِ رژیم به حرکتهایِ عصبی و دست یازیدن به تاکتیکهایِ شناخته شدهٔ انها؛ راه را برایِ سرنگونیِ رژیم باز خواهد نمود.
در آیندهٔ نزدیک عمدی بودنِ سرنگونیِ هواپیمایِ مسافربری به «روایتِ رسمی» تبدیل خواهد شد و نقشِ مهمّی در به انزوا کشانیدنِ رژیم شیعی ایفا خواهد نمود.
شورشهایِ مردم عراق بر علیه مزدورانِ رژیمِ شیعی ایران گرچه در ظاهر به  بریده شدنِ دستهای رژیم از عراق تعبیر میشوند؛ امّا در نهایت به تنشهایِ نظامی میانِ رژیمِ ایران و  شیعیانِ عراق مبدّل خواهند گشت. این تنشها شاید جدّی به نظر نرسند؛ امّا نیروهایِ رژیم را وادار به پرداختِ هزینه هایِ سنگین و فرسایش خواهد کرد.
در نهایت تنها راهِ جلوگیری از جنگ؛ «مؤمن شدنِ رژیمِ شیعی» به «۱۲ فرمانِ موسایِ زمان» است. به شرطی که یهوه فرامینِ جدیدی به آن اضافه نکند و موسی نیز سنگ نوشته هایِ جدید را در پیشِ رویِ رژیمِ شیعی قرار ندهد. (اشتباه نکنید منظورم از «یهوه» و «موسی»؛ اشاره به اسرائیل نیست).
حتّی کمکهایِ کنترل شدهٔ روسیه به رژیمِ شیعی نیز نمیتواند مانع از سرنگونیِ رژیم شود؛ بلکه آیندهٔ «شیعه گری» و روابط ِ «ایرانِ آینده» با روسیه را بیش از آنچه که در ذهنِ تاریخیِ مردم ایران هست به خطر خواهد انداخت.
اشاره هایِ احمقانه به نفوذِ رژیمِ شیعی در آمریکایِ لاتین هیج ارزشی ندارند و این نفوذ نمیتواند جلو جنگ و سرنگونی رژیمِ شیعی را بگیرد. زیرا جوامعِ شیعیانِ آمریکایِ لاتین؛ جوامعی بسیار پَست هستند که منابع درآمدشان از شغلهایِ شریفی مانند قاچاق موادّ مخدّر و دزدی و سایر شغلهایِ شرافتمندانه از این قبیل تأمین میشود و با سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ فقط  یکی از مشتریانِ «مواد مخدّر» خود را  از دست خواهند داد.
آنچه که بسیار مهمّ است اینکه:
دولتِ ترامپ میخواهد سَرِ مار را بکوبد و این یعنی :
آمادهٔ شرایطِ جنگی باشید.

کژدم