۱۳۹۹ اردیبهشت ۱۶, سه‌شنبه

رویاروییِ آمریکا و چین

ظاهراً جنگی لفظی میانِ چین و آمریکا وجود دارد که هر روزه تشدید میشود. موضوعِ جدیدی که به مسائل موردِ مناقشهٔ قبلی افزوده شده است؛ اجازه دادنِ حزب کمونیستِ چین به مردمِ ویروس زدهٔ «ووهان» برایِ سفر به کشورهای غربی است. در حالی که همان مردم و در همان بازهٔ زمانی؛ حقّ مسافرت به سایر استانهایِ چین را نداشته اند و چون آمریکا درهایِ خود رابست؛ چینیها راهی اروپا شدند و سپس اروپاییها «ویروس طلایی» را به آمریکا منتقل کردند. در سویِ دیگر چین هیچ یک از اتّهامات را نمیپذیرد که کاملاً طبیعی است امّا در عینِ حال دروغگویی آشکار است. این جنگِ ظاهراً لفظی احساساتِ ضدّ چینی را به شدّت در کشورهایِ غربی گسترش داده و اکنون به حکومتِ چین به دیدِ «دشمن»ی نگاه میکنند که سیاستمدارانِ «گلوبالیستِ غرب» در آستینِ خود پرورده و کمترین نشانهٔ این دشمنی؛ اشائهٔ عمدی بیماری در غرب است که با خریدهایِ گسترده و «احتکار» لوازم بهداشتی از طرفِ چین و همچنین صادر کردنِ لوازم بیمارستانیِ معیوب به کشورهایِ غربی پس از شیوعِ بیماری ادامه یافته است.
امّا این تنشها بسیار فراتر از یک جنگِ لفظی است و دولتِ ترامپ در پیِ ایجادِ اجماعِ جهانی برایِ وارد کردنِ ضرباتِ بسیار سنگینِ اقتصادی به چین است. این ضربات فقط در اخراجِ چین از سازمانِ تجارتِ جهانی و یا بستنِ مالیاتهایِ سنگین بر کالاها و خدماتِ چینی خلاصه نمیشود و سرمایه گذاریهایِ استراتژیکِ چین از جمله «جادّهٔ ابریشم» و پروژه هایِ مشابه آن و قراردادهایِ چین در سراسر جهان را و همچنین سرمایه هایِ خارجی که به چین مهجرت کرده اند را نیز هدف قرار خواهد داد.
دولتِ ترامپ در صورتِ موفقّیت این پروژه خواهد توانست ستون فقراتِ گلوبالیستها را نیز بشکند.
برخی میگویند که تمامی این حرکات در واقع برایِ پیروزی ترامپ در انتخاباتِ ۲۰۲۰ تدوین شده اند و جدّی نیستند. برخی نیز معتقدند که رفتارِ دولتِ ترامپ بسیار جدّی است و چه بسا به یک رویاروییِ محدودِ نظامی نیز بینجامد.
خبرگزاری «رویترز» با انتشارِ یک گزارش اختصاصی؛ به جدّی بودنِ این تنشها و حتّی آمادگی چین برایِ رویارویی نظامی اشاره دارد. هرچند که شاید منابعی که مطالبِ این گزارش را ظاهراً درز داده اند؛ در باطن میخواسته اند تا با گوشزد کردنِ پیامدهایِ این رویارویی به تلاشهای دولتِ ترامپ برایِ بوجود آوردنِ اجماعِ جهانی لطمه بزنند (جنگ روانی).

 https://tinyurl.com/y7oaldqr

حتّی اگر این جنگِ لفظی به رویارویی اقتصادیِ بزرگی تبدیل شده و در همان حدّ بماند؛ باید منتظرِ یک جنگِ اقتصادیِ جهانی باشیم که کمرِ بسیاری از کشورها را خواهد شکست و حزب کمونیست چین بزرگترین بازندهٔ آن خواهد بود. امّا بسیاری از «کشور مستراحها» دیگر نخواهند توانست کمر راست کنند.

کژدم




۱۳۹۹ فروردین ۲۹, جمعه

بازیهای آینده پس از بحران کورونا

از زمانِ اعلامِ شیوع بیماری «ویروس طلایی» در چین تا اکنون که نشانه هایِ فروکش کردنِ شیوع بیماری در برخی از کشورهایِ پیشرفته  دیده میشود؛ با اینکه این وبلاگ به منابعِ  اطّلاعاتی دسترسی نداشت؛ امّا توانست در حدّ توانِ خود در رابطه با مسائلی سخن گوید که بسیاری از رسانه هایِ با «یال و کوپال» حتّی از مطرح کردنِ آن وحشت داشتند. دلیلِ این وحشت نیز بسیار ساده است. این خبرگزاریها در واقع یک «زیر مجموعه» در دِلِ «نهادهایِ مالی - سیاسی» هستند که وظیفهٔ اصلیِ انها «خبر رسانی» نیست بلکه به پیش بُردنِ «پروپاگاندا» در جهتِ منافعِ «نهادِ مادر» است.
در این نوشتار تلاش بر آن است که ضمنِ باز نشرِ مطالبی که پیشتر گفته شده اند؛ ارزشهایِ جدید آنها را در مجموعهٔ معادله هایِ احتمالی آینده نیز موردِ بررسی قرار دهیم. 
در اینجا باید منظورم از «معادله هایِ احتمالی آینده»  را اندکی توضیح دهم تا بعدها دچارِ خلط مبحث نشویم.
من (کژدم) در این وبلاگ به دنبالِ گزارشهایِ اقتصادی و سیاسی روزمرّه نیستم. زیرا در توانِ این وبلاگ نیست که به دنبالِ قراردادها و قیل و قالهایِ روزمرّه برود و آنها جمع آوری و دسته بندی کرده و گزارشهایِ جامع تولید کند. اینگونه فعالیّتها در چهارچوبِ فعّالیتهایِ خبرگزاریها نیز نمیگُنجد بلکه به گروههایِ زبردستی نیاز دارد که به نامِ «اندیشکده ها» و یا «اتاقهایِ فکری» میشناسیم که البّه موفقیّتِ این گروهها نیز در گِرو زاویهٔ نگرشِ تحلیلگرانِ این گروهها است. لذا آنچه که برایِ این وبلاگ اهمیّت پیدا میکند؛ گمانه زنیها در رابطه با «استراتژیهایِ احتمالی» و رصد کردنِ منابعی است که آن استراتژیها برای عملیّاتی شدن به آنها نیاز دارند. 
امّا در نهایت باید اذعان کنم که این بحثها به جز خوابانیدنِ «عطشهایِ روشنفکرانه» هیچ ارزشی ندارند و زمانی میتوانستند ارزش پیدا کنند که توسّط یک «کار گروه» به عنوانِ یک زیر مجموعه در یک اتاقِ فکریِ متعلّق به یک نهادِ مبارزاتیِ بزرگ (اپوزیسیون در قامتِ حکومتی) موردِ بررسی قرار میگرفتند و بر راهِ اپوزیسیون نور می افکندند تا در تاریکی حرکت نکند و طبعاً به خاطرِ تلاشهایِ «گروهی»؛ همین مسائلی که در این وبلاگ در چند سطر به صورتِ بسیار خلاصه مطرح میشوند؛ میتوانستند به صورتی بسیار گسترده تر و حرفه ای موردِ بررسی قرار گیرند.

آمریکا

در دنیایِ پَسا کورونا؛ آمریکا موضعی به شدّت تهاجمی خواهد گرفت. آغازِ این تهاجم را از همین اکنون نیز میتوان دید.
آنچه که این تهاجم  هدف قرار خواهد داد اساساً اقتصادِ چین و آلمان و بازتعریفِ نهادهایِ اقتصادی و سیاسی بین المللی خواهند بود. در این تهاجم حکومتِ چین به عنوانِ «دشمنِ فعّال» و دولتِ المان به عنوانِ «مویِ دماغ»  و نهادهایِ بین المللی به عنوانِ «دلّالانِ دشمن و رقیبان» تعریف میشوند. لذا باید منتظرِ فروپاشیِ «سازمانِ تجارتِ جهانی» باشیم. زیرا در اولویّت قرار خواهد گرفت.
آمریکا در این تهاجم برایِ رشدِ اقتصادی و صنعتیِ «هندوستان» اقدام خواهد نمود.

عوارض جانبی:
۱- چین و آلمان تلاش خواهند کرد از رژیمِ شیعی حاکم بر ایران  در مواجهه با آمریکا سود ببرند.
۲- سپاه پاچاهارداران تلاش خواهد کرد تا به عنوانِ «نوکر» برایِ انجامِ کارهایِ «کثیف» از طرف چین استخدام شود و همان نقشی را بازی کُند که «خوکِ چاقالو» برایِ چین بازی میکند. هرچند که این تلاشها وجود داشته اند؛ امّا چینیها تا کنون به داشتنِ چنین نوکری احساسِ نیاز نکرده اند. زیرا چنین رابطه ای میتواند به مجموعهٔ روابط بین المللی چین ضربه بزند.
پیشبینی عوارض جانبی میتواند آمریکا را برایِ «حذفِ نوکر» و یا حدّاقل «تضعیفِ شدیدِ نوکر» تشویق کُند. هرچند که هم اکنون نیز پروژهٔ تضعیفِ رژیمِ شیعی در جریان است؛ امّا اگر رژیمِ شیعی بخواهد «قلّادهٔ چینی» بر گردن بیندازد؛ اجازهٔ ظهورِ کرهٔ شمالیِ دوّم داده نخواهد شد و باید منتظرِ درگیریهایِ مستقیم میانِ رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران و آمریکا باشیم. تغییرِ سیاستِ کنونیِ چین و اقدام به «اجیر کردنِ انگلِ فرزانه» میتواند  زمان و شدّتِ درگیریهای مستقیمِ آمریکا با رژیمِ شیعی را تحتِ تأثیر قرار دهد.  در چنین صورتی آلمانها از بازی کنار خواهند رفت و عطایِ رژیمِ شیعی را به لقایش خواهند بخشید و چه بسا برایِ رفعِ کدورت به آمریکا بپیوندند.
هندوستان نیز باید خود را برایِ روزهایِ «تلخ و شیرین» آماده کند.

چین

حکومتِ چین در حالِ آماده شدن برایِ رویارویی با تهاجمِ آمریکا است. لذا باید منتظرِ شاخ و شانه کشیدنهایِ بیشتر از طرفِ «خوکِ چاقالو» و اوباشانِ «پاچاهاردار» و همچنین تحرّکاتِ چین در دریایِ چین و همچنین علیهِ تایوان و ژاپن و همچنین تنش در میانِ «هندوستان» و «کثافتستان» (نوکرِ چین) باشیم. زیرا حکومتِ چین به جز این برگها؛ چیز دیگری در دست ندارد. اگر تا کنون «تعدادِ جمعیّتِ فراوان» را میشد «پاشنهٔ آشیلِ چین» نامید؛ ابا آغازِ تهاجمِ آمریکا؛ این «پاشنهٔ آشیل» مبتواند به یک غدّهٔ عفونیِ کُشنده تبدیل شود. زیرا جمعیّتِ چین نمیتواند پس از سالها رشدِ اقتصادیِ مداوم و چشیدنِ طعمِ زندگی «لاکچری» ناگهان به به «گدا خانهٔ قبلی» رویِ خوش نشان دهد.

روسیه

روسیه از گزندِ این جنگها در امان است. زیرا کشوری نیست که ارزشِ اقتصادیِ بین المللی و گسترده داشته باشد و همچنان «پمپِ بنزین» مانده است. لذا روسها به همان روالِ سابق به صورتِ «فرصت طلبانه» و «معاملاتِ کوچک» از ماجراها سود خواهند برد. امّا نگرانیِ بزرگِ آنها از فروشِ نفت؛ شدّت خواهد گرفت و چه بسا برایِ کاهش تنشها به صورتِ «میانجی» ظاهر شوند و با بازیهایِ چند لایه (دوجانبه بازی) در این میان سودهایِ کوچکی نیز به جیب بزنند.

آلمان

آلمانها احمقانه عمل خواهند کرد و پس از ضربه خوردن به «توبه» روی خواهند آورد. البتّه دیر خواهد بود. زیرا «توبه» نمیتواند ضررهایِ گذشته را جبران کُند.


کژدم

۱۳۹۹ فروردین ۱۴, پنجشنبه

بحرانِ قیمتِ نفت و ورودِ آمریکا به مذاکرات

بحرانِ اقتصادیِ چین به خاطرِ نشطِ «ویروس طلایی» از آزمایشگاههایِ تسلیحاتِ بیولوژیکِ «ووهان» و بین المللی شدنِ بحرانِ «ویروس طلایی» و تبعاتِ سنگینِ اقتصادی؛ و رقابتِ ۲ غولِ نفتیِ عربستان و روسیه برای ادامهٔ حیات و حضور در بازارِ نفت؛ قیمتِ نفت را بیش از ۵۰٪ کاهش داده است. این کاهش قیمت به کمپانیهایِ آمریکایی که پس از سالها تلاش و بویژه در ۳ سالِ اخیر توانسته بودند آمریکا را به عنوانِ بزرگترین تولیدکنندهٔ نفت در جهان مطرح سازند؛ اکنون بخشهایی از آن در حال ضرر دهی هستند و دولتِ ترامپ به همین خاطر میخواهد واردِ مذاکراتِ عربستان و روسیه شده و پیشنهادی بر رویِ میز بگذارد که روسها و عربستانِ سعودی نتوانند ردّ کنند. در شرایط کنونی فقط با یک پیشنهادِ حیاتی میتوان روسها و عربستان را به عقب نشینی از تولیدِ گسترده باز داشت تا قیمتها به صورتی قابل قبول در آید و کمپانیهایِ آمریکایی نفتی بتوانند به کارِ خود ادامه دهند.
پیشنهادِ آمریکا در صورتِ عقب نشینی نکردنِ روسیه و عربستان؛ «جنگی جدید در خلیج فارس» و «بسته شدنِ تنگهٔ هرمز» خواهد بود و رژیمِ شیعی به آرزویِ دیرینهٔ خود (بسته شدنِ تنگهٔ هرمز) خواهد رسید.

ادامهٔ نوشتار در بخشِ نظرات و پرسشها و پاسخها.

کژدم

۱۳۹۹ فروردین ۱۰, یکشنبه

فقط نظر بفرستید

چون بخش نظرات نوشتارِ پیشین پُر شده است؛ این صفحه را برای «رام دام دیرام دام» باز کردم.

کژدم

۱۳۹۸ اسفند ۲۴, شنبه

«ویروس طلایی» را وزارتِ اطّلاعات و یا «اطّلاعاتِ سپاه» به ایران آورده است

در نوشتارِ «پرسشهای بی پاسخ»؛ این پرسش را مطرح نمودم که چرا  «قم» که یک «ترمینالِ مذهبی» است؛ نقطهٔ مرکزیِ انتشارِ این ویروس بوده است؟
در این نوشتار میخواهم  این نقطهٔ تاریک را روشن کنم. امّا پیش از هر چیزی؛ این دو خبر را بخوانید.

https://tinyurl.com/qne32tt

 https://tinyurl.com/vvtaj42

 رژیم شیعی موردِ حملهٔ بیولوژیک قرار نگرفته است بلکه این ویروس توسّط سیستمِ جاسوسی رژیم از «ووهان» دزدیده شده و به ایران آورده میشود تا تکثیر گردیده و در آینده بر علیه اسرائیل استفاده شود امّا به شکلی از اشکال یک نفر و یا تعدادی از «خودیها» آلوده شده اند و دیدارهایی در «قُم» داشته و یا داشته اند و به دلیلِ این تماسها   «قم» به مرکزِ انتشارِ ویروس تبدیل گردیده است.  به همین دلیل نیز پس از نخستین نشانه هایِ انتشارِ ویروس و ظهورِ بیماران؛ به سرعت در حالِ کندنِ «گورهایِ دسته جمعیِ بزرگ» بودند زیرا میدانستند چه گُهی خورده اند و به هیچکس (کشورِ خارجی) نیز اجازه نمیدهند که مسئله را حلّ کند زیرا میترسند که گندِ ماجرا در آید. در همان آغازِ انتشارِ خبر نیز دیدید که اوّل میخواستند «قُم» را قرنطینه کنند و نیروهایِ ضدّ شورش به قم فرستادند؛ امّا ناگهان سناریو را تغییر دادند که علّتش هنوز مشخّص نیست و گویا که همه فراموش کرده اند. اینگونه فراموش کردنها به رژیم کمک میکند تا سناریوها را تغییر دهد. امّا اگر فراموش نشوند؛ آنهایی که علاقه دارند میتواند حرکتها را پیگیری کرده و مسائل را روشن سازند.
اسرائیل از این امر که رژیمِ شیعی این ویروس را دزدیده است آگاه شده و به همین دلیل نیز پس از دریافتِ نمونه ها از چند کشور؛ با تلاش شبانه روزی در طیّ ۳ هفته توانسته است واکسن را به صورتِ آزمایشگاهی تولید کند.
در لینکِ دوّم میبینید که خانم «فرنوش رام» از اینکه محققینِ اسرائیلی توانسته اند تنها در طولِ ۳ هفته به تولیدِ آزمایشگاهیِ واکسن برسند؛ به شدّت تعجّب میکند.
هر ۲ لینکِ بالا را بارِ دیگر و شاید چند بار بخوانید و با سایرِ اطّلاعاتِ جسته گریخته ای که مطرح شده و سپس حذف و فراموش شده اند بیامیزید تا قطعاتِ پازِلِ چراییِ انتشارِ ویروس از قم را بدست آورید.
 قصّهٔ «طلبه هایِ چینی» و یا «هواپیمایی ماهان» در رابطه با انتشارِ ویروس همهٔ شان مزخرفات و برایِ ردّ گم کردن هستند. در این مدّت حتّی مرگِ یک طلبهٔ چینی گزارش نشده است. چه بسا «ماهان» این جاسوسان و ویروس را به ایران آورده باشد امّا از وجودشان خبری نداشته است.
به نظرِ من رژیمِ شیعی از اینکه حکومتِ چین ماجرا را بفهمد وحشت دارد و چه بسا پیشنهادِ ادامهٔ همکاریِ «ماهان» و کمک به چینیها نیز برایِ ردّ گم کردنِ دلیلِ اصلیِ انتشارِ ویروس از «قم» بوده باشد. تا بر رویِ مسئلهٔ «دزدیِ ویروس از چین» سرپوش بگذارند. زیرا اگر چینیها این موضوع را بدانند؛ روابط رژیم با چین به شدّت دچارِ آسیب میشود.
در این مدّت شاهد جنگهایِ زرگری میان اعضایِ «طویلهٔ اسلامی» و دولتِ «امام حسن بنفش» و سایر اظهار نظرهایِ اوباشانِ گوناگون رژیم بوده اید. این داستانها و «شُل کُن سفت کُنها» فقط برایِ «موج سازی» است تا ذهنها را از مسئلهٔ اصلی (دزدیدنِ ویروس) منحرف سازند. رژیمِ کثیفِ شیعی برای سرپوش گذاشتن بر رویِ  جاسوسی و «دزدیدنِ ویروس» از چین حاضر است حتّی ۱۰ ها هزار نفر از مردم کشته شوند. اکنون پروژهٔ اصلیِ رژیم این است که تقصیرِ شیوعِ بیماری را به یکدیگر  نسبت دهند و یا حتّی بگویند که «حملهٔ بیولوژیک» شده است و یا «سهل انگاری» در فلان دستگاه انجام گرفته و منجر به شیوعِ ویروس شده است؛ و چه بسا سناریوهایِ دیگر را نیز برایِ خاک پاشیدن بر چشمهای مردم و اروپا و آمریکا و بویژه «چین» مطرح کنند.

آنچه که برایِ رژیمِ «انگلِ فرزانه» مهمّ است اینکه: چینیها ماجرا را نفهمند.

کژدم

۱۳۹۸ اسفند ۲۱, چهارشنبه

در سالِ آینده: «کونِ فرزانه» بر رویِ زانوهای «شی جین پینگ»

در بخشِ نظراتِ نوشتارِ پیشین به «دگردیسی» ناسیونالیسم آمریکایی از «بازگردانیدنِ صنایعِ آمریکایی به میهن»؛ به فازِ «شکستنِ ستونِ فقراتِ اقتصادیِ چین» اشاره کردم. 
انتشارِ «ویروسِ طلایی» از «چین» به سراسرِ جهان؛ زمینهٔ فرهنگیِ انتشارِ این پیغام را که «حکومتِ چین نه تنها یک حکومتِ متعهّد نیست بلکه یک حاکمیّتِ نژاد پرست است که آرزویِ مرگِ همگان را دارد.» را در آمریکا فراهم کرده است. هرچند که دولتِ ترامپ برخی از گامهایِ بنیادی برایِ شکستنِ ستونِ فقراتِ اقتصادیِ چین را پیش از ماجرایِ «ویروس طلایی» برداشته است ؛ پس از پیروزی در انتخاباتِ ۲۰۲۰ گامهایِ بلندتری برخواهد داشت.
نزدیکیِ بیشتر به «هندوستان» و «صلح با طالبان»؛ بخشهایِ مهمّی از این گامها هستند که در آینده شاهدِ عمیقتر شدنِ این روابط و تأثیراتِ آن در روابط بین المللی و اقتصادی جهان خواهیم بود. 
به یقین میتوانم «ببینم» که سالِ ۲۰۲۱  سالِ «بازتعریبهایِ بنیادی» در روابط بین المللی خواهد بود.
چینیها نیز میدانند که از سالِ ۲۰۲۱ فازِ جدیدی در روابط بین المللی آغاز خواهد شد و از هم اکنون به «استخدامِ نوکرانِ بیشتر» روی آورده اند که یکی از آنها «انگلِ فرزانه» و «سپاه پاچاهارداران» هستند. نوکرانِ نحیفی که  سقفِ خواسته هایشان «حفظِ نظام» است. تمامیِ آرزویِ رژیمِ شیعی در شرایط کنونی خروج از «بحرانِ مالی» و حفظِ گروههایِ مزدور رژیم در منطقه است که استفاده از آنها را به حکومتِ چین پیشنهاد کرده است. لذا در سالِ ۲۰۲۱ باید منتظرِ استحکاکهایِ نظامی مستقیم میانِ ارتش آمریکا با نیروهایِ رژیمِ شیعی باشیم.
برخی از «تحلولگران» یکدست سازیِ «طویلهٔ اسلامی» را پیش زمینهٔ تعیینِ رهبرِ جدید پس از مُردار شدنِ «انگل فرزانه» میدانند. این گونه از «تحلولگران» به خاطرِ متمرکز شدنِ ذهنشان به مسائل درونِ باندهایِ رژیم؛ فکر میکنند که برخی از این باندها میتوانند برایِ رژیم مشکل ایجاد کنند؛ لذا در نمایشِ ۲ اسفند ردّ صلاحیّت شدند. امّا مسئله فراتر از این حرفها است و یکدست سازیِ رژیم میتواند حتّی به «حذفِ مقامِ ریاست جمهوری» نیز بینجامد تا حاکمیّتی کاملاً یکدست و فرمانبردار و بدونِ «باند بازی» تشکیل شود. لذا این «تحلولگران» و «اپوزیسیونچیهایِ شارلاتان» در سالهایِ پیشِ رو شاهدِ تغییراتی خواهند بود که هرگز فکرش ا نیز نمیکردند.
با اوجگیریِ «جفتگیری»هایِ شدیدِ اوباشانِ شیعه مسلکِ حاکم بر ایران با حکومتِ چین؛ تمامیِ باندهایِ غارتگران با ۲ سرنوشت روبرو خواهند شد:
۱- جذب.
۲- حذف.
زیرا این پروژه پتانسیلِ تحمّلِ نیرویِ «موازی» را ندارد.

کژدم

۱۳۹۸ اسفند ۱۲, دوشنبه

پرسشهایِ بی پاسخ

با اینکه بیش از ۱۰ روز از ماجرایِ شیوعِ «ویروس طلایی» در ایران میگذرد؛ فارغ از پنهانکاریهایِ رژیمِ شیعی هنوز پرسشهای بی پاسخی وجود دارند که یا به ذهنها خطور نمیکند و یا اگر نیز خطور کند؛ اساساً پرسیده نمیشوند.

پرسشها:

۱- با توجّه به موقعیّتِ کلیدیِ «قُم» در شبکه هایِ مذهبیِ شیعه گری؛ چرا این ویروس دقیقاً به خال زده و مهمترین مرکزِ این شبکه ها را به آنتنِ اصلیِ پخشِ امواجِ «ویروسِ طلایی» تبدیل نموده است؟
۲- چرا موقعیّتِ شغلیِ مبتلایان به جز تعدادی بسیار اندک؛ منتشر نشده است؟ اگر فرض این است که رژیم پنهانکاری میکند؛ پس چرا  شبکهٔ خبریِ «ایران اینترنشنال» که هر روزه تعدادِ مرگها و مبتلایان را بوسیلهٔ منابعِ خود به روز میکند نیز در این رابطه سکوت کرده است؟ آیا این منابعِ خبری فقط «عدد» تولید میکنند؟ یا اینکه مبتلایان در زیرِ بُته عمل آمده و یا «قارچ» هستند و موقیّتِ شغلی و مذهبی ندارند؟ 
۳- چرا فرماندهانِ سپاه پاچاهارداران که هر روزه به بهانه ای «رجز خوانی» میکردند؛ از صحنهٔ نمایشهایِ «رجز خوانی» خارج شده اند؟ آیا تُخمشان را مَلخ خورده است؟
۴- چرا از اینهمه اوباشانِ شیعهٔ عراقی که به صورتِ «گلّه ای» در روسپیخانه هایِ شرعیِ «قُم» و «مشهد» وِلو هستند هیچ خبری بیرون نمی آید؟ آیا این اوباشان در برابرِ این بیماری مصونیّتِ بیولوژیک دارند؟
۵- چرا در «یمن» هیچ خبری نیست؟ مگر نه اینکه «حوثیها» یک پایشان در «صنعا» و پایِ دیگرشان در «قُم» است؟
۶- مأموریتهایِ سازمانِ هواپیمایی «ماهان» چه اهدافی را دنبال میکردند که بسیار مهمّتر از شیوعِ «ویروس طلایی» بود؟

لطفاً به این پرسشها توجّه نموده و  در رابطه با آنها تحقیق کنید.

کژدم

۱۳۹۸ بهمن ۳۰, چهارشنبه

ویروسی که اقتصادِ چین را بیشتر از شهروندانش میکُشد.

حکومتِ چین انتظار داشت که سر و تَه ماجرایِ «انتشارِ  ویروس» را تا پیش از جشنِ نوروزِ چینی سرِ هم بیاورد. امّا نتوانست و به همین دلیل به طورِ ناگهانی شهرِ «ووهان» با ۱۱ میلیون جمعیّت را با شتابزدگی به یک «قرنطینه» تبدیل کرد تا از سیلِ جمعیّت به طرفِ «پکن» جلوگیری نماید. این حرکتِ شتابزده نشان داد که وضعیّت بسیار وخیم تر از آن چیزی است که بوقهایِ تبلیغاتی چین اعلام کرده بودند و قرنطینه نمودنِ «ووهان» با اینکه ظاهراً «شتابزده» انجام گرفت؛ در واقع بسیار «دیر» انجام گرفت. زیرا کار از کار گذشته بود و چه بسا تعدادِ مبتلایان و جان باختگان در آن مقطع ۱۰ ها بار بیش از آمارِ «بوقهایِ تبلیغاتیِ حزبِ کمونیستِ چین» بوده است. البتّه دولتِ کمونیستهایِ دروغگو بعد از ۳ ماه فقط پذیرفت که «کم کاری» کرده است تا از اتّهامِ «دروغگویی عمدی» فرار کُند. در رابطه با منشاء انتشارِ ویروس نیز  سکوت کردند تا عدّه ای نیز آنرا به «آشِ خفّاش» و «مورچه خوار» و مزخرفاتِ دیگری نسبت داده و ماجرایِ «منشاء» در لابلایِ مزخرفات پوشانیده شود. هیچکس بر رویِ این نکته انگشت نگذاشت که چرا حکومتِ چین در سالهایِ اخیر ۳ بار توانسته است «مدالِ طلایِ انتشارِ ویروسِ کاملاً ناشناخته» را برنده شوند؟ هنوز ابعادِ فاجعه مشخّص نیست و رژیمِ کمونیستی با مسئله برخوردِ «امنیّتی» میکند؛ زیرا واقعیّت نیز همین است و این ویروسِ «کاملاً ناشناخته» از «آزمایشگاه» به بیرون خزیده است.
آنهایی که به «کارما» اعتقاد دارند به راحتی میتوانند بگویند: «چین در حالِ تقاص پس دادنِ قتل عامِ ۲ میلیون جمعیّتِ کامبوج» است که توسّط «حکومتِ کارگری» (خمرهایِ سرخِ نوکرِ چین) به طورِ کاملاً عمدی و «کورکورانه» و در مواردِ زیادی «زنده بگور کردنِ بیگناهان» انجام گرفت و «کامبوج» برایِ حکومتِ عاشقانِ «طبقهٔ کارگر» نوعی از «آوشویتز» آزمایشی بود.
حکومتِ چین هنوز هم به طورِ بیشرمانه ای در رابطه با ابعاد انتشارِ «ویروسِ طلایی» (مبتلایان-جانباختگان-جغرافیایِ گسترش) دروغ میگوید و مانندِ «انگلهای حاکم بر ایران» به «قَسمِ حضرتِ عبّاس» پناه میبرد و «دُمِ خروس» را نمیبیند که از سوراخِ کونشان بیرون زده است. 
به شایستگی و به دور از اغراق میتوان ماجرایِ این «ویروسِ طلایی» را بسیار عمیقتر و گسترده تر و تأثیر گذارتر از واقعهٔ  «چرنوبیل» دانست.
کشانده شدنِ این ماجرا به سازمانِ ملل و نگرانیهای فزاینده در رابطه با ابعادِ گستردهٔ تأثیراتِ اقتصادیِ این «ویروسِ طلایی» در اقتصادِ آسیب دیدهٔ چین ناشی از جنگِ اقتصادی با آمریکایِ ترامپ و همچنین ابعادِ آن در عرصهٔ بین المللی؛ نشان میدهد که نه تنها حکومتِ «عاشقانِ طبقهٔ کارگر» در باتلاق گیر کرده اند؛ بلکه باید منتظرِ یک «سونامیِ ورشکستگی» در اقتصادِ کشورهایی که تمامی تخم مرغهایشان را در سبدِ «ارزان فروشیِ چین» قرار داده بودند باشیم.
این ورشکستگی ها؛ یک فرصتِ طلایی برایِ اقتصادِ آمریکا به شمار می آید و آمریکاییها این فرصت را از دست نخواهند داد.

کژدم

۱۳۹۸ بهمن ۱۶, چهارشنبه

تحریمِ گستردهٔ نمایشِ خیمه شب بازیِ انتخابات

وظیفهٔ «ایرانیان» در نمایشهایِ خیمه شب بازیِ انتخابات؛ تحریمِ گستردهٔ این نمایشهاست.

شرکت در انتخابات  یعنی: تأییدِ کشتارِ آبان ماه که به دستورِ مستقیمِ  «انگلِ فرزانه» انجام گرفت.
شرکت در انتخابات یعنی: تأییدِ سرنگونیِ عمدیِ هواپیمایِ مسافربری و قتل عامِ مسافرین.
شرکت در انتخابات یعنی: خیانت به آیندهٔ ایران و نسلهایِ بعدی.
شرکت در انتخابات یعنی: موافقت با ادامهٔ غارت و چپاول و فساد.
شرکت در انتخابات یعنی: تأییدِ ادامهٔ شکنجه و تجاوزِ جنسی به زندانیانِ سیاسی. 

وظیفهٔ ایرانیان فقط با عدمِ شرکت در خیمه شب بازیِ انتخاباتِ تمام نمیشود. بلکه باید مزدوران و خائنین را که در این نمایش شرکت میکنند را  با تصویر برداری مستند کنند. تا در آینده به سزایِ اعمالِ خائنانهٔ خود برسند.
وظیفهٔ ایرانیان حتّی با تصویر برداری نیز پایان نمیپذیرد. بلکه باید به اوباشانی که در این نمایش شرکت خواهند کرد هشدار دهند که آیندهٔ آنها به شدّت به خطر خواهد افتاد.

کژدم

۱۳۹۸ بهمن ۸, سه‌شنبه

برای شرایط جنگی آماده شوید. (۴)

«معاملهٔ قرن» و جبهه بندیها

فارغ از اینکه پیشنهاداتِ طرح در عرصهٔ اقتصادی و سیاسی و اجتماعی چه باشند؛ آیا بتوانند بخشی از ساکنین غزّه و کرانهٔ باختری را جلب کنند و یا نتوانند؛ به خودیِ خود نوعی «پرتو افکنی» بر رویِ مسئله ای است که سالهاست تقریباً فراموش شده بود و یا توجّه بسیار کمی را به خود معطوف مینمود. لذا نخستین تاًثیرِ «معاملهٔ قرن» مانندِ زندگیِ دوباره بخشیدن و دمیدنِ خون در رگهایِ بیمارِ رو به مرگ است.
 زمانی که برایِ حیات بخشیدن به یک گیاهِ تقریباً مُرده؛ به آن آب و کود میدهید؛ شاید آن گیاه زنده نشود؛ امّا علفهایِ هرز بسیاری را در اطرافِ آن زنده کُند. امّا چه بخواهیم و نخواهیم؛ علفهایِ هرز؛ بخشی از واقعیتهایِ کنونی هستند و در بسیاری از موارد حتّی «گیاه» را به حاشیه میبرند.
هنوز طرحِ «معاملهٔ قرن» علنی نشده است امّا «داعش» به تمامیِ اوباشانِ خود فراخوان داده است که تمامی تلاششان را بر رویِ «یهودی کُشی» متمرکز کنند. زیرا سرانِ داعش میدانند که طرحِ «معاملهٔ قرن» زمینه ای است که میتوانند در آن موج سواری نموده و سربازگیری کنند.
این فراخوان را میتوان نشان دادنِ «چراغِ سبز» به رژیمِ شیعیِ ایران نیز به حساب آورد.  نتیجهٔ این فراخوان بوجود آمدنِ جبههٔ جدیدی است که توسّط رژیمِ شیعیِ حاکم بر ایران  و داعش  بوجود خواهد آمد و به احتمالِ زیاد روابطِ این ۲ جریانِ «هم ایدئولوژی» بسیار گرم خواهد شد.
اوباشانِ حاکم بر «قطر» نیز چند روزِ پیش به پیشوازِ این ماجرا رفته و ۳ میلیارد دلار به رژیمِ شیعی هدیه داده اند و در آینده نیز نقشِ «دلّالِ محبّت» را در «جفتگیریِ انگل فرزانه با داعش» را به عهده خواهند گرفت.
لذامهمترین «جبههٔ مِیدانی»  ترکیبی از «انگلِ فرزانه»؛ «خردوغان»؛ «قطر» و «داعش» خواهد بود.
یکی از عواقبِ تشکیلِ این جبهه میتواند به تنشهایِ درونی میانِ گروههای فلسطینی دامن زده و جنگی داخلی را به ارمغان آورده و کشورهایِ منطقه را به «یارگیریِ مِیدانی» در میان فلسطینیها بکشاند.
لذا به روشنی میتوان دید که پروژهٔ «صلح خاورمیانه» از رودِ خون خواهد گذشت و حسابهایِ زیادی تسویه خواهند شد.
جبههٔ دیگر آمریکایِ ترامپ و اسرائیل هستند که برایِ اجرایی نمودنِ پروژه؛ باید آمادگیِ برخوردِ همه جانبه را داشته باشند و گرنه اعلامِ «معاملهٔ قرن» با اعلام نشدنِ آن فرقی ندارد.
آمریکایِ ترامپ از موضعِ قدرت میخواهد به این صلح برسد و میداند که مسیری طولانی  و خونبار در پیش است و زدودنِ علفهایِ هرز برایِ «رشدِ گیاه» یک ضرورتِ فوری است.

کژدم

۱۳۹۸ دی ۳۰, دوشنبه

برای شرایط جنگی آماده شوید (۳)

برخلافِ تصوّرِ عمومی؛  شرایطِ جنگیِ  هفته هایِ اخیر نه تنها  به «تنشهایِ مدیریّت شده» تبدیل نشده است؛ بلکه در حالِ اوج گرفتن است و نقل و انتقالاتِ نظامیِ چند روزِ اخیر نشان از آماده شدن برایِ درگیری دارند.
با اینکه رژیمِ شیعی به خاطرِ وحشت؛ تلاش میکند که بهانه ای نظامی به دستِ آمریکا ندهد؛ امّا واقعیّت این است که هر حرکتی که بکنند؛ بخودیِ خود یک بهانه است. از جمله «عرعرهایِ رئیس طویلهٔ اسلامی» در رابطه با خروج از NPT و در گامِ بعدی اخراجِ مأمورینِ آژانس بین المللی اتمی اگر به مرحلهٔ عمل برسد راهی به جز جنگ برایِ حلّ این مسئله باقی نمیماند و فرانسه و انگلستان در حالِ تولیدِ این بهانه هستند و بزودی آلمان نیز به آنها خواهد پیوست.
استیضاحِ ترامپ آخرین تیرِ ترکشِ دموکراتها است و پس از آن این ترامپ خواهد بود که یکّه تازی و میدان داری کند.
دولتِ ترامپ به این نتیجه رسیده است که بدونِ تضعیفِ نظامیِ رژیمِ شیعی و بی آبرو کردنِ آن؛ امیدی به آنچه که «تظاهراتهایِ اعتراضی» و «اپوزیسیونِ غیرِ فعّال» برایِ سرنگونیِ رژیم نامیده میشوند وجود ندارد. امّا با افزودنِ فشارهایِ نظامی و وادار نمودنِ رژیم به حرکتهایِ عصبی و دست یازیدن به تاکتیکهایِ شناخته شدهٔ انها؛ راه را برایِ سرنگونیِ رژیم باز خواهد نمود.
در آیندهٔ نزدیک عمدی بودنِ سرنگونیِ هواپیمایِ مسافربری به «روایتِ رسمی» تبدیل خواهد شد و نقشِ مهمّی در به انزوا کشانیدنِ رژیم شیعی ایفا خواهد نمود.
شورشهایِ مردم عراق بر علیه مزدورانِ رژیمِ شیعی ایران گرچه در ظاهر به  بریده شدنِ دستهای رژیم از عراق تعبیر میشوند؛ امّا در نهایت به تنشهایِ نظامی میانِ رژیمِ ایران و  شیعیانِ عراق مبدّل خواهند گشت. این تنشها شاید جدّی به نظر نرسند؛ امّا نیروهایِ رژیم را وادار به پرداختِ هزینه هایِ سنگین و فرسایش خواهد کرد.
در نهایت تنها راهِ جلوگیری از جنگ؛ «مؤمن شدنِ رژیمِ شیعی» به «۱۲ فرمانِ موسایِ زمان» است. به شرطی که یهوه فرامینِ جدیدی به آن اضافه نکند و موسی نیز سنگ نوشته هایِ جدید را در پیشِ رویِ رژیمِ شیعی قرار ندهد. (اشتباه نکنید منظورم از «یهوه» و «موسی»؛ اشاره به اسرائیل نیست).
حتّی کمکهایِ کنترل شدهٔ روسیه به رژیمِ شیعی نیز نمیتواند مانع از سرنگونیِ رژیم شود؛ بلکه آیندهٔ «شیعه گری» و روابط ِ «ایرانِ آینده» با روسیه را بیش از آنچه که در ذهنِ تاریخیِ مردم ایران هست به خطر خواهد انداخت.
اشاره هایِ احمقانه به نفوذِ رژیمِ شیعی در آمریکایِ لاتین هیج ارزشی ندارند و این نفوذ نمیتواند جلو جنگ و سرنگونی رژیمِ شیعی را بگیرد. زیرا جوامعِ شیعیانِ آمریکایِ لاتین؛ جوامعی بسیار پَست هستند که منابع درآمدشان از شغلهایِ شریفی مانند قاچاق موادّ مخدّر و دزدی و سایر شغلهایِ شرافتمندانه از این قبیل تأمین میشود و با سرنگونیِ رژیمِ شیعی؛ فقط  یکی از مشتریانِ «مواد مخدّر» خود را  از دست خواهند داد.
آنچه که بسیار مهمّ است اینکه:
دولتِ ترامپ میخواهد سَرِ مار را بکوبد و این یعنی :
آمادهٔ شرایطِ جنگی باشید.

کژدم

۱۳۹۸ دی ۲۶, پنجشنبه

پیشنهادی برایِ روزِ جمعه

قرار است « انگلِ فرزانه» پس از ۸ سال امامِ نمازِ جمعه شود. حتماً باید این رفتار ِ او را به شدّتِ دردی که احساس میکند مربوط دانست. برخی میگویند که برایِ «مظلوم نماییِ آمیخته با نمایشِ قدرت» و برخی دیگر میگویند که برایِ «مظلوم نمایی و عقب نشینیِ فداکارانه برایِ حفظِ حاکمیّت».
من (کژدم) با نظرِ نخست موافقم. 
امّا مسئلهٔ مهمّتر این است که آنهایی که خود را «اپوزیسیونچی» و حتّی «آلترناتیو» و یا گاهی «تنها آلترناتیو» میخوانند چکار خواهند کرد؟
از من میپرسید؟ .... هیچ .... هیچکاری نخواهند کرد و از روزِ جمعه شاهدِ نوشتارهایِ گوناگون در وبسایتهایِ رسانه هایِ فارسی خواهیم بود که به اندازه گیریِ طول و عرضِ رفتارِ روزِ جمعهٔ «انگلِ فرزانه» خواهند پرداخت و در مقامِ «تحلیلگر» ظاهر شده و همان مطالبی را که پس از ۹ دی  نوشته بودند را دوباره نشخوار خواهند نمود. من این پیشبینی را بر اساسِ «رفتار شناسیِ حیوانات» مطرح میکنم.

نتیجه چیست؟

نتیجه این است که هیچیک از «اپوزیسیونچیها»؛ «جریان ساز» نیستند و هر آنچه در درونِ ایران میگذرد؛ «خودجوش» است  و حدّ اکثر کاری  که به ذهنِ علیلِ «اپوزیسیونچیها» خطور میکند؛ «موج سواری» است.
برایِ مثال؛ هرگز ندیده اید و هرگز نخواهید دید که «سیّد رضا حاجی زاده» حتّی فقط یکبار برایِ برپاییِ یک تظاهرات فراخوان داده باشد و یا فراخوان بدهد و یا چند گروه از این اپو زیسیونچیها به صورتِ دسته جمعی فراخوان داده باشند و یا جرٔتِ فراخوان دادَن داشته باشند. امّا همهٔ شان استادِ «مرثیه خوانی» هستند.
دلیلِ این امر «عدمِ اعتماد به خود» است. اینها میدانند که هیچکس حرفِ اینها را نمیخواند و به زبانی مؤدّبانه تر ... هیچکس آنها را به تُخمش هم حساب نمیکند.

امّا روزِ جمعه

روزِ جمعه تکرارِ ماجرایِ «نمایشِ جسد گردانیِ حاجی بادمجان» است. «انگلِ فرزانه» میخواهد نشان دهد که به برکتِ «اتوبوسها» همهٔ جیره خواران و شیعیانِ خود را به کشورِ تهران بکشاند تا بگوید که همچنان «شیر» است. واقعیّت این است که «شیر» هیچ نیازی به «نمایش» ندارد. «انگلِ فرزانه» میخواهد با نمایشِ روزِ جمعه؛ «هدف قرار دادنِ عمدیِ» هواپیمایِ مسافربری را که با فتوایِ او انجام گرفته است را دور بزند.

پیشنهادِ کژدم:

اگر میخواهید از این «رخوت» در آیید؛ حدّ اقل کاری که میتوانید انجام دهید اینها هستند:

۱- در کشورِ تهران به هوادارانتان بگویید که بادکنکهایِ بزرگی را که شعارِ «مرگ بر خامنه ای» بر رویِ آنها نوشته شده است را به هوا بفرستند تا بر فرازِ سرِ انگلِ فرزانه ؛ ادّعایِ او را به چالش بکشند.

۲- در روزِ جمعه به موازاتِ آنچه که در کشورِ تهران میگذرد؛ در شهرهایِ دیگر تظاهراتهایِ ضدّ رژیم با شعارهایِ مشخّصِ «مرگ بر خامنه ای» براه بیندازید.

کژدم

۱۳۹۸ دی ۲۳, دوشنبه

هواپیمای مسافربری یوکرئین به طورِ عمدی هدف قرار گرفته است.

من (کژدم) تا کنون فکر میکردم که سرنگونیِ هواپیمایِ مسافربری به خاطرِ وحشت رژیم از حملهٔ آمریکا و  «خطایِ از رویِ وحشت» انجام گرفته است. امّا  در حالی که همگان چنین می اندیشند؛ شواهد نشان میدهد که این حمله و سرنگونیِ هواپیمای مسافربری کاملاً عمدی بوده است.

شواهد و قرائن:

 حدود ۳ تا ۴ ساعت پس از حملاتِ موشکی به پایگاههای آمریکا در عراق؛ هواپیمایِ یوکرئین که ۱۴۷ سرنشینِ آن ایرانی بوده اند (تقریباً ۸۰٪) مورد هدف قرار میگیرد.

توضیح : 

الف:
رژیمِ شیعی مطمئن بوده است که آمریکا به حملاتِ تلافی جویانه دست خواهد زد و از زمانِ برخوردِ موشکهای سپاه به پایگاههای آمریکا تا  حملهٔ متقابل و رسیدنِ موشکهایِ آمریکا تا تهران به زمانی نزدیک به همین بازهٔ زمانی نیاز بوده است. لذا هواپیمایِ یوکرئین؛ هم به خاطرِ تعدادِ زیادِ مسافرینِ ایرانی و هم به خاطرِ قرار گرفتنِ زمانِ پروازِ آن در این بازهٔ زمانی؛ به عنوانِ «هدفِ از پیش تعیین شده» در می آید و چه بسا از همان آغاز این سیستمِ موشکی بر رویِ همان هواپیما Lock شده بوده است و نیازی به فشارِ دگمه نیز نبوده است. زیرا دلاورانِ شیعه مسلک به سوراخها خزیده بوده اند.
ب:
نیروهایِ آمریکا از زمانِ پرتابِ موشکهایِ رژیم از همان ابتدا آگاه بوده اند و حتماً از این امر نیز آگاه بوده اند که رژیم میخواهد هواپیمایِ مسافربری را سرنگون کُند و به گردنِ آمریکا بیندازد. لذا دست به هیچ عکس العملی نزدند.
پ:
حملهٔ تلافی جویانه انجام نمیگیرد و سرنگونیِ عمدیِ هواپیمایِ مسافر بری با سرنشینانِ ایرانی بر دستِ انگلِ فرزانه میماند.
به همین دلیل همهٔ اوباشانِ رژیم به صورتی یکصدا به تکذیبِ خبر میپردازند.
ح:
آمریکا مدارکِ مهمّی در اختیارِ رئیس جمهورِ یوکرئین و نخست وزیرِ کانادا گذاشته و آنها را کاملاً در حریانِ چگونگی سرنگونی هواپیما قرار میدهد. این مدارک مهمّ باید بسیار بیشتر از فقط یک ویدیو باشد.
فیلمِ تهیّه شده از شلّیکِ موشک و برخوردِ آن با هواپیمایِ مسافربری نیز نشان میدهد که فیلمبردار در کمین نشسته بود و تنها بخشی از فیلم را منتشر کرده اند که صحنهٔ شلّیکِ موشک و برخوردِ آن با هواپیما را نشان میدهد.
خ:
جاسوسانِ BBC میگویند که نقطه ای که فیلمبرداری از آنجا انجام گرفته است را با مقایسهٔ آنچه که در فیلم از مشخّصاتِ مکان دیده میشود با جستجو در تصاویرِ ماهواره ای و تطبیقِ آنها یافته اند. لذا BBC در لابلایِ مقالهٔ ظاهراً تحلیلی در«لُو دادنِ» مکانِ فیلمبردار به رژیمِ شیعی کمکِ اطّلاعاتی داده است.

https://www.bbc.com/persian/iran-features-51076577


در آن وقتِ شب هیچ دیوانه ای در مکانی که  BBC آنرا توصیف میکند؛ به فیلمبرداری از ستارگان و آسمان نمیپردازد؛ مگر آنکه شکارچی باشد و همهٔ داستان را بداند و یا اینکه دستور فیلمبرداری داشته باشد.
 لذا من (کژدم) چنین نتیجه گیری میکنم؛

Plan A

حملهٔ هوایی از طرفِ آمریکا حتمی است. هواپیمایِ مسافربری را میزنیم و به گردنِ آمریکا انداخته و ماجرایِ «جسد گردانی حاجی بادمجان» را  تکرار میکنیم تا رژیم کاملاً بیمه شود. چنین حمله ای به «فتوا» نیاز دارد که برایِ «اعتلایِ اسلام و تشیّع» در زمانِ طرّاحی عملیّات از طرفِ خامنه ای صادر شده بوده است.
Plan A به خاطرِ عدم پاسخگویی آمریکا شکست میخورد و انبوهی از اجسادِ مسافرانِ بیگناه و آبرو ریزیِ «عدمِ امنیّتِ آسمانِ ایران» و پرداختنِ غرامت  به خانواده ها و ریده شدن به مراسمِ جسد گردانیِ حاجی بادمجان همگی مانندِ آوار بر سزِ «اوباشِ فرزانه» فرو میریزد.

Plan B

انکارِ ۳ روزه و تبدیل کردنِ مسئله به توپِ فوتبال و دروغپردازیهایِ شاخدار و وقیحانه که در ذاتِ «تشیّع شنیعه» نهادینه شده است را به اوج میرسانند.  تا اینکه آمریکا اسنادِ گرانبهایی را در اختیارِ یوکرئین و کانادا میگذارد و رژیم شیعیانِ شنیعه مجبور به اعترافهایِ «پیچ و تابدار» میشود.
 Plan B نیز به نظرِ من شکست خورده است و اینکه ترامپ بارها تکرار کرد که شاید این شلّیک عمدی نبوده است؛ تلاش برایِ وادار کردنِ رژیمِ شیعی به اعترافی بوده است که با هماهنگیِ  آمریکا و کانادا و یوکرئین هدایت شد. (یعنی اینکه: حالا به قتل اعتراف کُن ... تا بعداً روی سَهوی و یا عندی بودنِ آن بحث کنیم).
به نظرِ من ماجرا تمام نشده است و آمریکا و کانادا و یوکرئین در صدد هستند  «انگلِ فرزانه» را با اسنادی که در دست دارند؛ پس از بازیهایِ موش و گربه و گرفتنِ امتیازها؛ این اسناد را عمومی کنند.

کژدم





۱۳۹۸ دی ۱۹, پنجشنبه

نتایج جنگِ ۶ روزه

در نوشتارهایِ پیشین که مربوط به شرایطِ جنگیِ پیش آمده می شد؛ ۴سناریو مطرح شدند.

۱- حمله به پایگاههایِ «کتائب حزب الله» و کُشتنِ «حاجی بادمجان» بخشی از سناریوي آمریکا برای واردِ جنگ شدن با رژیمِ شیعی ایران بوده است.
۲- کشته شدنِ «حاجی بادمجان» میتوانسته است از طرفِ بخشی از نیروهایِ نظامی رژیم طرّاحی شده و با دولتِ آمریکا هماهنگ شده بوده ؛ تا با آغازِ جنگِ محدود؛ آندسته از کسانی که باید کشته میشدند؛ در این جنگ کشته شوند و راه برایِ تغییرِ رژیم باز شود.
۳- دولتِ ترامپ از موقعیّتِ منحصر به فردِ اطّلاعاتی که بدست آورده بود استفاده نمود و «حاجی بادمجان» را کُشت و سنارویی که کشته شدنِ «حاجی بادمجان» بخشی از آن باشد وجود نداشته است.
۴- سناریویِ افزوده شدنِ فشارهایِ نظامی بر فشارهایِ اقتصادی که با حملهٔ آمریکا به پایگاههایِ «کتائب حزب الله» و کشتنِ «حاجی بادمجان» کلید خورد.

با شلّیک شدنِ ۳ موشک کاتیوشا به منطقهٔ سبز  پس از سخنرانی ترامپ؛ رژیمِ شیعی پیام فرستاد که داستان همچنان ادامه خواهد داشت. هر چند که نیازی به این پیام نبود و تا زمانیکه رژیمِ شیعی تلاش کُند تا «هلالِ شیعی» را  گسترش دهد و یا حتّی حفظ کُند؛ ماجرا همچنان ادامه خواهد یافت و در زمانی دیگر دوباره شاهدِ گونه ای دیگر از همین داستانِ اخیرخواهیم بود تا اینکه با جنگِ نهایی پایان پذیرد.
سناریوي «۱» و «۲» را باید در حدّ «حدس و گمان در شرایطِ بی اطّلاعی» ارزیابی نمود که پایه هایِ استواری ندارند. امّا سناریوهایِ «۳» انجام و تمام شده است  و سناریو «۴» تنها سناریویی است که ادامه خواهد یافت.
در وبسایتهایِ خبری نیز بیش از هر چیز بر رویِ مسئلهٔ شخصِ «حاجی بادمجان» تکیه شده بود و اینکه رژیمِ شیعی ضربهٔ شدیدی خورده است که به همین سادگیها قابل جبران نیست و بسیار سخت است که جایگزینی برایِ او پیدا کنند.
به نظرِ من اینگونه ارزیابیها از «حاجی بادمجان» و «جایگاهِ او» بر «باور به افسانه هاي رژیم ساخته» و «خود ساختهٔ» نویسندگان استوار است. زیرا سپاهِ قدس همچنان موجود است و مکانیسمهای اصلیِ  فکری و عَملیِ و شیوه هایِ فعالیّت آن نیز «نهادینه» شده اند و بر چند عاملِ ساده استوار هستند و خواهید دید که جانشینِ او نیز کم و بیش از پَسِ همان فعالیّتها برخواهد آمد.

دستاوردها و باختهای «انگلِ فرزانه»

رژیمِ انگلِ فرزانه در چند روزِ اخیر هیچ دستاوردی نداشته است:

۱-  دو تن از سرکرده هایِ اوباشانش و ۸ تن از اوباشانِ میان پایه اش را از دست داد.
۲- متحمّل کشته ها و زخمیهایِ فراوانی در ۵ پایگاهِ «کتایب حزب الله» شد.
۳- حتّی برایِ عملیاتِ موشک پرانی نیز از آمریکا اجازه گرفته و هماهنگ نموده و زمانِ شلّیک و اهداف را به اطّلاعِ آمریکا رسانده بود. تا ظاهرِ قضیّه (انتقامِ سخت) را حفظ کنند. امّا در میانِ حلقه هایِ خود میدانند که به شدّت «تحقیر» شدند.
۴- از ۳۵ موشکی که شلّیک کردند؛ فقط ۵ موشک به هدف رسید و نشان داد که قدرتِ «هوا فضایِ رژیم» تا چه حدّ است.
۵- اوباشانِ عراقی و لبنانی اَش به وحشت افتاده و در زیرِ نظرِ آمریکا  دست به جابجایی زده و موردِ مطالعه قرار گرفتند.

دستاوردها و باختهایِ آمریکا:

آمریکاییها هیچ باختی نداشتند:

۱- صد ها نفر از اوباشانِ رژیم و ۲ «دانه درشت» را کشتند.
۲- دستور دادند که رژیمِ شیعیانِ دلاورِ حسینی چگونه انتقام بگیرد و دستورشان اجرا شد و به همین خاطر بود که ترامپ پس از شنیدنِ نخستین گزارشها گفت: «همه چیز خوب است».
۳- آمریکا توانست به بهانهٔ همین هیاهو نیرو  و تجهیزاتِ بیشتری به منطقه و اقیانوس هند بفرستد.
۴- اکنون آمریکا با روحیهٔ واقعی انگلِ فرزانه و اوباشانَش  و تواناییهایِ واقعیش آشناییِ کامل دارد. 

کژدم

 


۱۳۹۸ دی ۱۵, یکشنبه

برایِ شرایط جنگی آماده شوید (۲)

برای اینکه بدانید در شرایط جنگی چگونه رفتار کنید؛ نخست باید به رفتارهایِ رژیم توجّه کنید و بدانید که رژیم و اوباشانَش در شرایط جنگی با شما چکار خواهند کرد؟
در اعتراضاتِ اخیر دیدید که دستورِ «به سرهایشان شلّیک کنید» را داده بودند. این امر در در اعتراضاتِ مردم عراق نیز به وقوع پیوست و «حشد الشّعبی» دستور داشت تا به «سرها» شلّیک کنند. این یک اثرِ انگشت است و این دستور از تراوشاتِ  مغزِی روسپی زادهٔ جنایتکاری موسوم به «حاجی بادمجان گروهبان میرزا قاسمی» است که به درک واصل شده است.
ارزشِ اوباشانِ بسیجی و سپاهی برایِ چنین بی شرفهایی که همفکرِ «انگلِ فرزانه» هستند؛ تبدیل کردنِ آنها به «جنایتکار» است. زیرا اگر بسیج و سپاه نبود برای غذایِ روزانهٔ شان باید گدایی میکردند. به این میگویند «اقتصادِ جنگی» که در کشورهایی مانندِ «یمن» و «افغانستان» و «کثافتستان» و .... به صورتِ «اقتصادِ نهادینه شدهٔ جنگی» تبدیل شده است. اقتصادِ جنگی در این روایت از آن یعنی: «برایِ شامِ شب کسی را بکُش».
 لذا تصوّرِ اینکه اوباشانِ رژیم از مردم دفاع خواهند کرد؛ خیالی باطل و احمقانه است. زیرا یکی دیگر از تاکتیکهایِ رژیم در شرایط جنگی؛ تلاش برایِ افزودنِ تعدادِ کشته هایِ «غیرِ نظامی»  است تا فیلم و عکس تهیّه کرده و در پروپاگاندایِ بین المللی و برایِ مظلوم نمایی از آنها استفاده کند.
تاکتیکِ  دیگری که اوباشانِ شیعه مسلک بکار خواهند بُرد؛ «احتکارِ موادّ غذایی و دارویی» و بوجود آوردنِ «بازارِ سیاهِ سازمان یافته» است. همان کاری که در رابطه با فروشِ ارزهای کشورهایِ دیگر براه انداخته اند.
آزاد گذاشتنِ بیشرفترین بسیجیها برایِ غارتِ اموالِ مردم که خود بخشی از همان «اقتصادِ جنگی» است.
آنچه که میگویم بخشی از تراوشاتِ مغزیِ روسپی زاده «حاجی بادمجان» است که در عراق و سوریّه اجرایی شده اند  و در ایران نیز اجرایی خواهند شد.
تاکتیکِ استفاده از مناطق مسکونی برایِ شلّیکِ موشک و یا سیستمهایِ دفاعِ هوایی پیش پا افتاده برای جلبِ نظرِ نیروهای مهاجم برایِ بمبارانِ مناطق مسکونی. این امر نیز در لبنان و غزّه تجربه شده اند.
دادنِ اطّلاعاتِ نادرست به نیروهایِ مهاجم برایِ بمبارانِ بیمارستانها و مناطق مسکونی و مدرسه ها. این تاکتیک در «یمن» متداول است.
مواردی که بر شمردم؛ کمترین جنایتهایی هستند که از طرفِ اوباشانِ رژیم مردم را تهدید میکنند. زیرا از نظرِ آنها اگر شما هوادارِ انگل فرزانه نیستید؛ لذا به کشتن دادنِ شما و غارتِ اموالتان «مباح» است.

امّا پرسش دیگر این است که نیروهای مهاجم چه خواهند کرد؟

چند سطری از این نوشتار را به پایان نبرده بودم که دیدم دونالد ترامپ اعلام نمود که در صورتِ اجرایی شدنِ عربده هایِ انتقام جویانه؛ ۵۲ نقطه را در درونِ ایران بمباران خواهند نمود.
این بمبارانها به خاطرِ تعدادِ کَمِ نقاط تعیین شده؛  باید اهدافِ بسیار کلیدی و مهمّی باشند. البتّه حدس میزنم که چگونه نقاطی هستند ولی در  رابطه  با برخی از اهداف سکوت میکنم.
بمبارانِ این اهداف زندگی ایرانیان و ساکنینِ ایران را دچارِ یک تغییرِ اساسی خواهد نمود. به طوری که سنگ رویِ سنگ بنا نشود.
لذا پیشنهادِ من به ایرانیان و ساکنینِ ایران این است که از همین اکنون مواردِ زیر را حتماً رعایت کنند:

۱- از مناطقِ مهم تا میتوانید دور شوید.
۲- به فکرِ ذخیرهٔ آذوقه و داروهای ضروری و وسایل کمکهایِ اولیّه و موادّ ضدّ عفونی کننده باشید.
۳- سربازانِ «خدمتِ اجباری» پادگانها و پایگاهها را تخلیه کنند. زیرا معلوم نیست که اهداف چه هستند.
۴- در صورتِ امکان سلاح تهیّه کنید تا بتوانید در برابرِ غارتها از خود دفاع کنید.
۵- در برابرِ انتقالِ تسلیحات به مناطق مسکونی تا میتوانید مقاومت کنید تا شما را تبدیل به گوشتِ قربانی نکنند و سپس نامتان را «شهید» بگذارند.
۶- ماسکهایِ ضدّ گازهایِ شیمیایی تهیّه کنید. زیرا اوباشانِ رژیم میتوانند برای تبلیغات؛ به مناطق مسکونی بمبهایِ شیمیایی پرتاب کنند.
۷- تا میتوانید به همسایگانتان کمک کنید.

در صورتِ آغازِ حملاتِ نظامی؛ «انگلِ فرزانه» و سایرِ کسانی که عربده میکشند؛ مانندِ صدّام به سوراخهایِ امن خواهند خزید و این مردمِ ایران و ساکنینِ ایران هستند که بی پناه خواهند ماند و باید با عواقبِ اقتصادیِ حملات دست و پنجه نرم کنند.

کژدم